پایان نامه حقوق درباره : اعلامیه جهانی حقوق بشر

دانلود پایان نامه

شریعت اسلامی دعوت کند؛
تبلیغات یک ضرورت حیاتی برای جامعه است و سوء استعمال آن و حمله به مقدسات و کرامت انبیاء یا بکارگیری هر چیزی که منجر به ایجاد اختلال در ارزشها، یا مشتت شدن جامعه یا زیان یا متلاشی شدن اعتقاد شود، ممنوع است؛
برانگیختن احساسات قومی یا مذهبی یا هر چیزی که منجر به برانگیختن هر نوع حس تبعیض نژادی گردد جایز نیست.
بر اساس این ماده از اعلامیه اسلامی حقوق بشر که بر اساس قرائت غالب و رایج از اسلام تدارک گردیده است، آزادی بیان به شرط مغایر نبودن با شریعت اسلام و عدم اهانت به مقدسات اسلامی و ارزشهای جامعه مسلمین و بر هم زدن ثبات جامعه و عدم تحریک احساسات نژادپرستانه یا مذهبی و قومی محدود گردیده است.
مبحث سوم: برابری
برابری از زیباترین واژههای تاریخ بشری و بیگمان در کنار عدالت یکی از آرمانهای دیرین انسان بوده است. آرمانی که ادیان آسمانی و به ویژه دین اسلام همواره بر آن تأکید نمودهاند… در یونان باستان نخستین گرایشها به مفهوم برابری را در آثار افلاطون و به ویژه ارسطو میبینیم. در مسیحیت نیز در موارد بسیار بر این مفهوم تأکید گردیده است… همچنین پس از ظهور عصر روشنگری در اروپا و پدیدار شدن اصحاب دایره المعارف به زعامت «دیدرو» و سایر روشنگران چون «لاک»، «منتسکیو» و «روسو»، تعبیراتی چون «انسان ذی حق»، «آزادی» و «حقوق فطری آنان» آرام آرام شکل گرفت و در اذهان مردم آن روزگار رسوخ کرد. همین تعلیمات و روشنگریها، زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه به سال 1789 میلادی شد. انقلابیون به سال 1791 از طریق مجلس قانونگذاری شهامت یافتند که کلمات «آزادی»، «برابری» و «برادری» را شعار خود نمایند. این بیان درست حدود 12 قرن، یعنی 1176 سال پس از ظهور اسلام بود. به هر روی برابری به عنوان یکی از ارزشهای بنیادین حقوق بشر عرفی در تفکر انسان محور مطرح میباشد. برابری در انقلاب 1640 انگلیس، در اعلامیه حقوق ویرجینیا و اعلامیه استقلال آمریکا (1776)، در شعارهای انقلاب کبیر فرانسه و اعلامیه خقوق بشر و شهروند این کشور و بالاخره در اعلامیه جهانی حقوق بشر میتوان ملاحظه نمود. در تمام این موارد مفهوم برابری در مقابل قانون و حمایت یکسان قانون از همگان و عدم تبعیض، در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است که اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشر و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان تشکیل میدهد. بر اساس ماده اول این اعلامیه تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و از لحاظ حیثیت با هم برابرند و بر اساس ماده دوم هر کس میتواند بدون هیچ گونه تمایزی از کلیه حقوق و آزادیهای اعلامیه جهانی حقوق بشر بهرهمند گردد و به علاوه هیچ تبعیضی بر اساس وضع سیاسی اداری قضایی یا بینالمللی کشور یا سرزمینی که شخص بدان تعلق دارد، بعمل نخواهد آمد.
ماده 7 اعلامیه جهانی نیز مقرر میدارد: همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی بعمل آید، به طور مساوی از حمایت قانون بهرهمند گردند.
ماده 26 میثاق بینالمللی حقوقد مدنی و سیاسی نیز با تأکید بر برابری و عدم تبعیض بیان میدارد: قانون باید هرگونه تبعیضی را منع و برای کلیه اشخاص، حمایت مؤثر و متساوی علیه هر نوع تبعیض خصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و عقاید دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، مکنت، نسب یا هر وضعیت دیگر تضمین نماید.
همچنین بر اساس ماده اول اعلامیه اسلامی حقوق بشر همه مردم در اصل شرافت انسانی و تکلیف و مسئولیّت بدون هرگونه تبعیضی حتی از نظر اعتقاد دینی با هم برابرند. از دیدگاه اسلام همه آدمیان آفریدگان پروردگارند و برابر خلق شدهاند و از این حیث با هم برابرند و کسی را بر دیگری برتری نیست و همگان به یک میزان از حیثیت انسانی و برابری برخوردارند. خداوند در قرآن میفرماید: ای مردم از خدایی بپرهیزید که شما را از یک نفس واحد آفرید و از او همسر او را آفرید و از این دو کس مردان و زنان بسیار را منتشر ساخت و بپرهیزید از خدایی که به نام او از یکدیگر سئوال میکنید و پروای بستگان خویش را داشته باشید. همانا خداوند بر شما نگاهبان است.
از دید مرحوم علامه سید محمدحسین طباطبایی در این آیه خداوند در مقام بیان این امر است که آدمیان از حیث حقیقت انسانی یکی میباشند و با تمام کثرتی که در آنها مشاهده میگردد، از یک ریشه نشأت گرفتهاند. سیوطی در تفسیر درّ المنثور از جابربنعبدالله انصاری نقل میکند: پیامبر(ص) در حجه الوداع و در منی برای ما خطابهای خواند و فرمود: ای مردمان همانا پروردگار شما یکی است؛ همانا پدر شما یکی است، هیچ برتری نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه سیاه بر سرخ و نه سرخ بر سیاه دارد؛ مگر به سبب تقوا. همانا کرامتمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. سپس فرمودند: آیا سخنم را رسانیدم؟ گفتند: بلی، ای رسول خدا. آنگاه پیامبر فرمودند: پس حاضران به غایبان خبر دهند. همچنین در روایت از پیامبر است که فرمودند: الناس سواء کاسنان المشط. مردم مانند دندانههای شانه برابرند. پیرامون این روایت آوردهاند که سلمان فارسی به جمعی که رسول خدا و یارانش در آن حاضر بودند وارد شد و مردم به او احترام بسیار نمودند و او را بر صدر مجلس نشاندند. در این هنگام عمر وارد مجلس شد و گفت این عجم کیست که در میان اعراب بر صدر مجلس نشسته است؟ در این هنگام پیامبر بر فراز منبر رفت و فرمود: مردم از عصر آدم تا امروز بمثابه دندانههای شانه میباشند و برتری برای عرب بر عجم و سرخ بر سیاه نیست، مگر در پرهیزکاری…
از منظر اسلام منشأ برابری آدمیان، برابری ایشان در خلقت و در پیشگاه حضرت باریتعالی میباشد و از این سبب در حقوق بشر اسلامی نیز همه انسانها در مقام آدمیّت و منزلگاه کرامت با هم برابرند. در این راستا و برای حسن ختام این مبحث زیباترین و دلکشترین بیانی را که میتوان پیرامون برابری ابناء بشر بیان نمود یعنی آیه 13 سوره مبارکه حجرات که زینت بخش مقدمه اعلامیه اسلامی حقوق بشر قاهره نیز میباشد را میآوریم:
ای مردم ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ بدرستیکه کرامتمندترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شما میباشند.
مبحث چهارم: مالکیت
یکی از حقوق بنیادین انسانی در حقوق بشر عرفی حق مالکیت میباشد. ماده 17 اعلامیه جهانی حقوق بشر در این رابطه بیان میدارد:
هر شخصی منفرداً یا به طور اجتماع حق مالکیت دارد.

احدی را نمیتوان خودسرانه از حق مالکیت محروم نمود.
در بند الف ماده 14 اعلامیه اسلامی حقوق بشر نیز آمده است:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هر انسانی حق مالک شدن از راههای شرعی را دارد و میتواند از حقوق مالکیت به گونهای که به خود یا دیگران و یا جامعه ضرر نرساند، برخوردار باشد و نمیتوان مالکیت را از کسی سلب کرد، مگر بنا بر ضرورت حفظ منافع عمومی و در مقابل پرداخت غرامت فوری و عادلانه.
از دیدگاه حقوق بشر عرفی مالکیت حقی است که دارای خاستگاه قراردادی، وضعی و اعتباری نمیباشد، بلکه آن گونه که لاک میگوید با حق حیات و صیانت نفس رابطهای تنگاتنگ دارد و بر آن بنیاد گرفته است. از نظر لاک دارا بودن حق حیات، حق نگهداری لوازم آن را نیز برای انسان ایجاد مینماید. بنابراین برای تحقق حق حیات به رسمیت شناختن حق مالکیت خصوصی بر غذا که ابتداییترین نیاز انسان میباشد ضروری بل واجب است. بنابراین در منظر لاک تعظیم و تکریم مالکیت خصوصی افراد یعنی احترام به حق حیات ایشان و از آن روی که انسان به دنبال دستیابی به سعادت میباشد و برای سعادتمند شدن باید زنده باشد و برای زنده ماندن نیاز به وسایل معیشت و رفاه دارد، بنابراین رسیدن به سعادت از طریق تکریم و تعظیم مالکیت خصوصی افراد و ایجاد وسایل معیشت و لوازم رفاه آدمیان مقدور و میسور است و بر این سیاق هدف اساسی حکومت و جامعه پاسداری از مالکیت است. حقی که در واقع بنیاد و منشأ آن در وجود بشر است. به طور کلی حق مالکیت با مفهومی که توضیح داده شد،
در حقوق بشر عرفی پس از جان لاک با نظریات جرمی بنتام و آدام اسمیت در قرون هفدهم و هجدهم میلادی تکمیل گردید و تا امروز به حیات خویش ادامه میدهد. اما در مقابل در حقوق بشر اسلامی مالک همه چیز خداوند است و هرچه در آسمانها و هرچه در زمین است همه از آن اوست. و هر چند در ظاهر این غریزه حب ذات و صیانت نفس است که حق مالکیت را بوجود میآورد اما بنا بر رأی مرحوم مطهری آنچه این حق را در اصل ایجاد مینماید «کار و ایجاد» به عنوان «علت فاعلی» و «تملک و بخشش» به عنوان «علت غایی» یا «هدف نهایی» در جهت مالک ملکوت میباشد.

فصل دوم: بررسی تطبیقی اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه اسلامی حقوق بشر
پس از بحث در باب مبانی اخلاقی حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار و حقوق بشر اسلامی در بخشهای اول و دوم و همچنین صحبت از حقوق بنیادین بشری در فصل اول این بخش، حال باید وارد مباحث جزئیتری گردید و توجه نمود آیا تفاوت در مبانی و مناشئ حق در حوزه حقوق بنیادین بشر به تفاوت در قواعد نیز مآلاً میانجامد؟ برای بررسی این موضوع در این بحث ابتدا به تطبیق و تحلیل مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر با اعلامیه اسلامی حقوق بشر خواهیم پرداخت و سپس وجوه اشتراک و تمایز میان قواعد این دو اعلامیه را به اجمال بر خواهیم شمرد.
مبحث اول: مقایسه و تطبیق اجمالی مواد اعلامیه جهانی با اعلامیه اسلامی
در اینجا و پیش از آنکه بررسی را آغاز نماییم باید بیان کنیم که روش نگارش اعلامیه جهانی با اعلامیه اسلامی به کلی متفاوت میباشد و دست کم چهار اختلاف اساسی میتوان بین آن دو یافت کرد. اول؛ در نگارش اعلامیه جهانی از لسان حقوقی عرفی یا غیردینی بهره گرفته شده است، در حالیکه اعلامیه اسلامی علاوه بر اینکه با زبان حقوقی عرفی یا غیردینی نسبتی دارد، از لسان حقوق دینی و تعبیرات و اصطلاحات آن نیز بی نصیب نمانده است، مانند آنچه در ماده اول و ماده دوم اعلامیه اسلامی آمده است. بنابراین در بحث تطبیق باید صورت و ظاهر و شکل الفاظ را نادیده گرفته و صرفاً به محتوای آنها پرداخته شود.
دوم؛ هر چند تمام حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده حقوقی است که حکومت و اجتماع نسبت به آن وظیفه و تکلیف دارد، اما از آن روی که برای نویسندگان اعلامیه این مسأله امری بدیهی بوده، آنها نسبت به درج آن در اعلامیه اهتمامی نورزیدهاند، در حالی که اعلامیه اسلامی در بیشتر مواد خویش وظایف نهادهای پیش گفته را در ارتباط با تحقق حقوق و آزادیها مورد اشاره و تأکید قرار داده است.
سوم؛ قواعدی در یک اعلامیه وجود دارد که اعلامیه دیگر با اینکه با آن موافق است به علت غفلت یا عدم احساس ضرورت و یا هر علت دیگری از آن چشم پوشی کرده است. برای مثال قواعد مربوط به منع و ممنوعیت گروگانگیری در ماده 21 اعلامیه اسلامی حقوق بشر که با وجود سازگاری با مبانی حقوق بشر عرفی، اعلامیه جهانی بدان عنایتی ننموده است.
و چهارم اینکه؛ اختلافات مبنایی میان اعلامیه جهانی و اعلامیه اسلامی به صورت مصالحه و سازش در متن اعلامیه اسلامی متبلور گردیده که مهمترین آنها شروطی میباشد که در مواد 24 و 25 برای شرعی بودن اعلامیه بیان شده است.
ماده اول:
ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر دارای 3 بخش میباشد. بخش اول اعلام میدارد: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند» معادل این جمله در ماده 11 اعلامیه اسلامی حقوق بشر بند الف وجود دارد. بخش دوم ماده اول اعلامیه جهانی نیز بیان میدارد: «و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند» این عبارت نیز در بند الف ماده یک اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است. در اعلامیه اسلامی در ادامه جمله قبل مطلبی تحت این مضمون آمده است: «ضمناً عقیده صحیح تنها تضمین برای رشد این شرافت از راه تکامل انسان میباشد» این جمله به هیچ وجه دارای بار حقوقی نیست و بیشتر جنبه توصیهای، اخلاقی و تربیتی دارد و در بستر تفکر دینی و اخلاق مذهبی قابل فهم میباشد. بخش سوم ماده اول اعلامیه جهانی نیز یک جمله اخلاقی و توصیهای میباشد و مبنای حقوقی برای آن نمیتوان در نظر گرفت و با توجه به اینکه اعلامیه اسلامی یک اعلامیه حقوقی برگرفته از مبانی دینی است، در این بخش نیز به گونهای محتوایی میان دو اعلامیه هماهنگی وجود دارد. بنابراین میبینیم که محتوای ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر به گونهای کامل با اعلامیه اسلامی حقوق بشر مطابقت دارد.
ماده دوم:
ماده دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر به مقوله عدم تبعیض میپردازد و شامل 2 بند است و به سادگی میتوان ملاحظه نمود که مفاد این بند که برابری انسانها را بدون هرگونه تبعیض از لحاظ نژاد یا رنگ یا زبان یا جنس یا اعتقاد دینی یا وابستگی سیاسی یا وضع اجتماعی و … میباشد در بند الف ماده اول اعلامیه اسلامی حقوق بشر، و با ادبیاتی متفاوت و به گونهای خلاصه آمده است، که البته بهتر میبود اعلامیه جهانی به مسأله منع تبعیض که بسیار اساسی و حساس میباشد در یک ماده جداگانه بمانند اعلامیه جهانی حقوق بشر میپرداخت که این مشکل البته یک ایراد شکلی است اما از نظر محتوایی، ماده دو اعلامیه جهانی، تقریباً به صورت کامل با روح اعلامیه اسلامی حقوق بشر منطبق است.
ماده سوم:
اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده سوم بیان میدارد که: «هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد». اعلامیه در این ماده از سه حق نام میبرد که این سه حق یعنی «حق زندگی»، «حق آزادی» و «حق امنیت شخصی» به ترتیب در بند الف ماده دوم، بند الف ماده یازدهم و بند الف ماده هجدهم درج گردیده است. بر این اساس میتوان گفت ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز به طور کامل با محتوای اعلامیه اسلامی حقوق بشر قابلیت تطابق دارد.
ماده چهارم:
محتوای ماده چهارم اعلامیه جهانی که در مورد ممنوعیت بردگی میباشد، در بند الف ماده یازدهم اعلامیه اسلامی آمده است.
ماده پنجم:
مضـمون ماده پنجم اعـلامیه جهانی با تـفاوتهایی در ماده بیـستم اعلامـیه اسـلامی حقوق بشـر آمده
است. اختلافی که در اینجا مشاهده میگردد این است که در ماده پنجم اعلامیه جهانی مجازات ظالمانه منع گردیده است اما در ماده بیستم اعلامیه اسلامی سخنی از مجازات ظالمانه به میان نیامده و فقط شکنجه، تحقیر و … ممنوع گردیده است و در آن مجازات آدمیان بر اساس احکام شریعت دارای جواز میباشد و بر این اساس و به طور مثال حدود و تعزیرات شرعی که در فقه جزایی اسلامی مجازات تلقی میگردند ممکن است از دیدگاه اصحاب حقوق بشر عرفی مجازاتهایی ظالمانه انگاشته شده و متهافت و متزاحم با قواعد بنیادین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر محسوب گردند. در این قسمت به نظر میرسد در ارتباط با عبارت مجازاتهای ظالمانه، نه تنها اعلامیه اسلامی حقوق بشر با اجمال و ابهام روبروست بلکه اعلامیه جهانی نیز از همین نقیضه رنج میبرد. در این رابطه از یک سو در اعلامیه جهانی حقوق بشر مجازات ظالمانه و برخلاف انسانیت با عباراتی کلی و عمومی و کشدار و بدون روشن نمودن حدود و ثغور و مرزبندیها و مصادیق این مجازاتها ممنوع گردیده و از سوی دیگر در اعلامیه اسلامی حقوق بشر نیز در عین اینکه مجازاتهایی مانند حدود و تعزیرات شرعی مانند قصاص، قطع عضو، شلاق و … منعی ندارد، شکنجه بدنی به شدت ممنوع گردیده است. به هر روی میتوان چنین گفت که ماده پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر با ماده بیستم اعلامیه اسلامی حقوق بشر گذشته از تناقضات و ابهامات درون سیستمی هرکدام از این مواد، در مورد ممنوعیت مجازات ظالمانه با یکدیگر دارای تضاد آشکارند.
ماده ششم:
در برابر ماده ششم اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده هشتم در اعلامیه اسلامی حقوق بشر قرار میگیرد. در این دو ماده گذشته از تفاوت ظاهری در دو اصطلاح «شخصیت حقوقی» و «شخصیت شرعی» که هر دو ظاهراً در همان مفهوم سنّتی شخصیت قانونی و حقوقی بکار رفتهاند، در شناخت شخصیت حقوقی و قانونی برای همه آدمیان اشتراک نظر

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق درباره : طعام اهل کتاب

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید