منبع مقاله با موضوع رابطه نامشروع

دانلود پایان نامه

اسپرم مرد با تخمک زن از جهت انتساب طفل به آنها قیاس مع‌الفارق است. زیرا رابطه‌ی طفل با پدر صرفاً منحصر به اسپرم مرد است و مرد بعد از دادن سلول جنسی هیچ نقش دیگری در تکون جنین ندارد اما زن علاوه‌بر دادن تخمک جنین را در رحم خود نیز تا تولد او رشد می‌دهد و جنین بدون استفاده از رحم زن قابل تکون نیست. بلی اگر رحم در کار نباشد و سلول‌های جنسی زن و مرد در خارج از رحم تلقیح شده و به طور آزمایشگاهی تا تولد او در خارج از رحم رشد و نمو پیدا کند، در این صورت قیاس اسپرم با تخمک صحیح خواهد بود.
2. تأثیر رحم در خلقت و تکون کودک صرف تغذیه و رشد کودک نیست و اگر تأثیر آن بیشتر از تخمک نباشد دست کم کمتر از آن نیست و امروزه کمتر کسی است که تأثیر رحم و تغذیه و استراحت و رفتار زن صاحب رحم را در تکون کودک و سلامتی و شخصیت آینده او انکار نماید و هر روز اخبار تازه‌ای از کشفیات جدید دانشمندان در خصوص تأثیر زن صاحب رحم و مراقبت‌های دوران بارداری او بر کودک به گوش می‌رسد.

3. ملاک مادر بودن از دیدگاه عرف و به ویژه عرف عام، به وجود آمدن کودک از تخمک زن نیست بلکه حمل و ولادت کودک و بارداری آن تا تولد در نگاه عرف به ویژه در زمان‌های گذشته و صدر اسلام و زمان نزول قرآن کریم که عرف از وجود تخمک و تکون کودک از آن اطلاعی نداشت بیشتر مد نظر بوده است و شاید به این جهت بوده که در آیات و روایات به مادر حقیقی طفل «والده» که به معنای زاینده طفل است، اطلاق شده است در حالی که لفظ «ام» به معنای اعم شامل مرضعه و حاضنه نیز بوده است.
گفتار دوم : بررسی روایات
1ـ علی بن سالم از امام صادق(ع) روایت کرده است:
إنَّ أشدَّ الناسَ عذاباً یوم القیامه رجالاً اقرأ نطفته (نطفه عقاب) فی رحم یحرم علیه؛ «شدیدترین عذاب در روز قیامت، عذاب مردی است که نطفه خود را ـ و در نقل دیگری نطفه عقاب را ـ در رحم زنی نامحرم بریزد» .
2ـ حر عاملی از صدوق نقل می‌کند که پیامبر(ص) فرمود:
لن یعمل ابن آدم عملاً أعظم عندالله عزوجل من رجل قتل نبیاً أو إماماً أو هدم الکعبه التی جعلتها الله قبلهً لعباده أو اَفْرَغَ مائه فی إمراه حراماً؛ «در میان کارهایی که بنی آدم انجام می‌دهد، کاری بدتر و گرانتر بر خداوند عزوجل از کشتن پیامبر یا امام یا خراب کردن کعبه که خداوند آن را برای بندگانش قبله قرار داده یا ریختن منی از روی حرام توسط مرد در رحم زنی نمی‌باشد» .
3ـ قلتُ لابی عبدالله(ع) : الزنا شرُّ أو شرب الخمر و کیف صارَ فی شرب الخمر ثمانون و فی الزنا
مئه فقال یا إسحاق الحدُ واحد و لکن زید هذا لتفیعه النطفه و لوضعه إیاها فی غیر موضعه الذی امرهُ الله عزوجل؛ «به امام صادق(ع) عرض کردم که زنا بدتر است یا شرب خمر و چرا حد شرب خمر80 تازیانه است، اما حد زنا 100 تازیانه قرار داده شده است؟ امام(ع) فرمودند‌ای اسحاق حد هردو یکسان است ولی چون زنا موجب می‌شود که نطفه ضایع گردیده و در غیر جایگاهی که خداوند امر فرموده قرار گیرد حد آن زیادتر شده است» .
4ـ اتی النبی (ص) أعرابی فقال یا رسول الله (ص) أوصنی، فقال: إحفظ ما بین رِجلیک؛ «مردی بادیه نشین نزد پیامبر(ص) آمد و گفت یا رسول الله(ص) مرا اندرز بده. فرمود: دامن نگهدار» .
5ـ سمعتُ أبا جعفر یقولُ: ما من عباده أفضل من عفّه بطن و فرج؛ «از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود هیچ عبادتی برتر از پاک داشتن شکم و دامن نیست» .
6ـ روایت محمد بن سنان از امام رضا(ع) که در پاسخ مسائل او نوشت: و حرم الله الزنا لما فیه من الفساد و من قتل النفس و ذهاب الأنساب و ترک التربیه الأطفال و فساد المواریث. و ما أشبه ذلک من وجوه الفساد؛ «امام رضا(ع) فرمودند: که خداوند زنا را حرام گردانیده؛ زیرا در آن مجموعه فسادهاست، از قتل نفس و از بین رفتن نسبها و ترک تربیت اطفال و کودکان و از بین رفتن ارث و مواردی از این قبیل که زمینه‌های انواع فساد است ( از جمله فسادی که در فرد ایجاد می شود و فسادی که از قبل فرد دامن جامعه را می گیرد). .
7ـ روایت احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (در کتاب احتجاج از امام صادق(ع)):
اِنَّ زندیقاً قال له لِمَ حرّم الله الزنا قال لما فیه من الفساد و ذهاب المواریث «زندیقی از امام صادق(ع) پرسید چرا خداوند زنا را حرام گردانیده است؟ حضرت فرمود چون باعث فساد و از بین رفتن نظام ارث می‌شود».
برخی گفته‌اند این حدیث و حدیث قبلی دلالت می‌کند بر اینکه حکمت تحریم «زنا» به هم ریختن نظام خویشاوندی و ارث بری است و عین همین حکمت در حرمت تلقیح مصنوعی نیز وجود دارد.

8ـ عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ‌ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ شُعَیْبٍ الْحَدَّادِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ مِنْ مَوَالِیکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ یَتَزَوَّجَ امْرَأَهً قَدْ وَافَقَتْهُ وَ أَعْجَبَهُ بَعْضُ شَأْنِهَا وَ قَدْ کَانَ لَهَا زَوْجٌ فَطَلَّقَهَا ثَلَاثاً عَلَى غَیْرِ السُّنَّهِ وَ قَدْ کَرِهَ أَنْ یُقْدِمَ عَلَى تَزْوِیجِهَا حَتَّى یَسْتَأْمِرَکَ فَتَکُونَ أَنْتَ تَأْمُرُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هُوَ الْفَرْجُ وَ أَمْرُ الْفَرْجِ شَدِیدٌ وَ مِنْهُ یَکُونُ الْوَلَدُ وَ نَحْنُ نَحْتَاطُ فَلَا یَتَزَوَّجْهَا. به امام صادق(ع) عرض کردم مردی از دوستانتان به شما سلام می‌رساند. وی قصد دارد با زنی زیبا که با طلاق غیر مطابق سنت از شوهرش جدا شده ازدواج نماید. زن نیز با این کار موافق است ولی آن مرد نمی‌خواهد بدون اجازه شما به این کار اقدام کند. آیا به او اجازه می‌دهید؟ امام صادق (ع) درمورد این امر به فرج (مسائل آمیزشی) مربوط می‌شود که از آن فرزند متولد می‌شود. احکام و دستورات در این مورد سخت است. در چنین مسأله‌ای ما احتیاط می‌کنیم. پس با او ازدواج نکند».
این حدیث دلالت می‌کند بر اینکه در مواقع شک در مسائل مربوط به فرج و آمیزش و آنچه که از آن فرزند متولد می‌شود «احتیاط» واجب است. چون از اینکه امام(ع) نهی از ازدواج را بر احتیاط متفرع نمود، دانسته می‌شود که در نزد امام حکم مطمئن در چنین موردی «شبهات تحریمیه» احتیاط است؛ هر چند که اصل اولی در شبهات تحریمیه برائت می‌باشد؛ چون واضح است که اگر طلاق باطل باشد، وجوب احتیاط دلیل موجهی ندارد و اگر صحیح باشد، نهی از ازدواج دلیلی ندارد؛ اما اشکال عمده این است که امام(ع) با اینکه همه احکام را می‌داند، چرا احتیاط می‌کند؟ قائلان به جواز می‌گویند: چاره‌ای جز حمل احتیاط بر استحباب نیست. همان طور که این مطلب تا حدودی از آوردن صیغه جمع و استناد دادن احتیاط به خودشان (نحن نحتاط) فهمیده می‌شود.
اما قائلین به عدم جواز می‌گویند آنچه از جمع روایات استفاده می‌شود، این است که نفس ریختن نطفه در رحم زنی نامحرم به هر نحوی که باشد، حرام است، اعم از زنا یا دستگاه‌هایی مثل لوله آزمایش یا چیز دیگر. زیرا از جمله دلایل این را عنوان کرده‌اند که نسبها به هم ریخته، تربیت اطفال به هم می‌خورد و ارث و اموال متلاشی می‌شود و صاحبان اصلی شان مجهول است.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوعشورهای اسلامی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار سوم : بررسی نظر فقها و حقوقدانان
اگر زن صاحب تخمک مادر قانونی طفل باشد، در این صورت رابطه وراثت تنها میان طفل و زن صاحب تخمک برقرار می شود، و هیچ گونه رابطه توارث میان کودک و زن صاحب رحم برقرار نخواهد شد، هر چند معتقد باشیم که میان زن صاحب رحم و کودک مزبور رابطه قرابت وجود دارد و زن صاحب رحم به منزله مادر رضاعی طفل است، زیرا قرابت مادر جانشین از حیث آثار نسب مانند قرابت خویشاوندی نیست و فقط از جهت ممنوعیت نکاح همانند قرابت نسبی است، لذا در قرابت مادر جانشین ـ رابطه توارث موجود نیست.
طفل متولد از اهدای جنین ، به پدر و مادر ژنتیکی خود یعنی اهداء کنندگان گامت منتسب است و نسب قانونی تنها در رابطه با آنها بر قرار می شود نه زوجین متقاضی جنین . به طور کلی عرف طفل را فرزند صاحب نطفه می شناسد و بین او و طرفین نطفه رابطه نسب برقرار می نماید، خواه انتقال نطفه مرد به رحم زن از راه طبیعی باشد یا از طریق مصنوعی(حتی در مورد زنا هم عرف طفل را به صاحب نطفه ملحق می کند، در نهایت قانون در اینجا نظر عرف را رعایت نکرده است)، نیز ماده ای وجود ندارد که نظر عرف را در این مسئله انکار نموده باشد. در این مورد رابطه نسب بین طفل و زوجین صاحب نطفه برقرار می گردد و طفل ملحق به آن دو می باشد.
در بررسی مواد 1158، 1159و 1160 (ق.م) قید نزدیکی به عنوان فرد شایع تلقی شده، قانون گذار در مقام بیان حصر رابطه مشروع به آمیزش نداشته است. طفل متولد شده طفل قانونی است، تمامی شرایط لازم را برای نسب قانونی دارا می باشد. تفاوتی که لقاح مصنوعی با موارد عادی دارد آن است که در لقاح مصنوعی، طفل به وسیله طبیعی یعنی«نزدیکی زن و شوهر» به وجود نیامده است، این امر تأثیری در نسب قانونی ندارد زیرا قانون نزدیکی را شرط نسب قانونی قرار نداده و به همین جهت است که طفل متولد از تفخیذ زن و شوهر منتسب به پدر و مادر می باشد.
تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر، امروزه مشکل حقوقی و شرعی ندارد. از لحاظ نسب و آثار و تبعات متفرع بر آن مشکلی ایجاد نمی کند، بچه ای که به این ترتیب پدید می آید متعلق به زن و شوهر است و همه آثار مربوط به نسب صحیح و مشروع را داراست. عمل مزبور علی الاصول فاقد جنبه کیفری و ماهیت جرم و حرمت شرعی است، مگر اینکه در طریق اعمال این روش، عمل حرام و یا احیاناً جرم صورت گیرد که فقط همان عمل، جرم یا حرام است و تأثیری در اصل صحت عمل ندارد .
با عنایت به بررسی فقهی و حقوقی که در موضوع لقاح مصنوعی با اسپرم شوهر صورت گرفت مشخص شد: فقهای بسیاری اصل تلقیح را عملی جایز دانسته و نزدیکی، عاملی برای مشروعیت طفل نبوده، لذا فرزند متولد ازتفخیذ ولد مشروع می باشد و در حقوق موضوعه اگر چه قانون درخصوص آن ساکت است، ولی مبنای آن مشروعیت فرزند حاصل از لقاح مصنوعی است و بین حقوق دانان نظر مخالفی مشاهده نمی شود.
به علت آنکه اسپرم فاقد قدرت باروری است اوول با اسپرم مرد اجنبی تلقیح می گردد که این نوع لقاح را A.I.D می گویند که به روش I.V.F انجام می پذیرد. این روش از ابتدای پیدایش، با مخالفت های جدی روبه رو بوده است تا جایی که برخی آن را از مصادیق زنا دانسته و حتی در سال 1921 م. دادگاهی در کانادا آن را زنا تلقی نمود.
کلیسای کاتولیک نیز به شدت این عمل را رد کرده و آن را غیر اخلاقی اعلام نموده است. این آرا کم کم تعدیل شده تا جایی که در سال 1985 م. یک دادگاه اسکاتلندی رأی داد که زنا فقط با تماس بدنی مصداق پیدا می کند و A.I.D زنا محسوب نمی شود. نمایندگان نهمین کنگره بین المللی حقوق جزا در سال 1964 م. در هلند اظهار داشتند: تلقیح مصنوعی چون متضمن مقاربت مرد و زن نیست رابطه نامشروع محسوب نمی گردد.
بند اول : قائلین به جواز لقاح مصنوعی با اسپرم اجنبی
فقها در پاسخ به این سؤالات که تلقیح نطفه یا اسپرم بیگانه(غیر از زوج) در رحم زن شوهردار شرعاً مجاز است یا خیر؟ و کودکانی که در دستگاه مصنوعی یا دستگاه آزمایشگاهی به وجود آیند، از نظر شرعی چه رابطه ای با صاحبان نطفه و تخمک دارند(صاحب نطفه و صاحب تخمک زن و شوهر باشند یا نباشند)؟ نظرات متفاوتی بیان کرده اند که به ترتیب قائلین به جواز و حرمت لقاح مصنوعی با اسپرم اجنبی توضیح داده می شود:
آیت الله حاج سید صادق روحانی: زن شوهردار یا غیر شوهردار اگر اجنبیه باشند فرقی ندارند، در هر دو مورد به حسب ادله جایز است. آنچه بعضی خیال کرده اند که ادخال منی در رحم اجنبیه را روایات دلالت بر حرمت آن می کند اشتباه است. قرائنی در روایات است که دلالت دارد بر اینکه حرام آن است که این عمل به واسطه جماع باشد ولی به مقتضای اصاله الاحتیاط در فروج نباید انجام داد.
آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای: فی نفسه اشکال ندارد، فرزند ملحق به مرد و زن صاحب آب است و نسبت به صاحب رحم احتیاط باید مراعات شود.
آیت الله حاج سید محمد شیرازی: با اجازه شوهر بی آنکه در ضمنش حرامی باشد جایز است.
بند دوم : قائلین به حرمت لقاح مصنوعی با اسپرم اجنبی
تعدادی از علماء از جمله حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت لقاح مصنوعی با اسپرم بیگانه را فی نفسه خلاف احتیاط دانست ولی مولود را درحکم فرزند آنان دانست .
این گروه بر اساس آیات و روایاتی که در مباحث گذشته به آن اشاره شد و همچنین بر اساس مغایر دانستن آن با اغراض تشریع ازدواج و مقتضای قاعده احتیاط و مغایر دانستن آن با اخلاق حسنه قائل به حرمت لقاح مصنوعی با اسپرم اجنبی شدند.
گفتار چهارم : بررسی سایر ادله
قانون ایران در خصوص نسب طفل حاصل ا
ز اهدای جنین ساکت است و به حکم اصل 167 قانون اساسی برای روشن شدن هویت طفل حاصل ناگزیر از مراجعه به فتاوای معتبر فقها هستیم. با توجه به اینکه اهدای جنین و نهادهای مشابه آن، محصول پیشرفت‌های علمی 30 سال اخیر می‌باشد فلذا بدیهی است که فقه قدیم در این خصوص ساکت است. اگر چه در خصوص نسب ناشی از وطی به شبهه و امثال آن در فقه قدیم نیز نظرات و فتاوای متعددی وجود دارد که ملاک آنها نیز قابل استفاده است. با وجود این فقهای متأخر و همچنین نویسندگان حقوقی و سایر اندیشمندان معاصر در خصوص هویت طفل حاصل از اهدای جنین و همچنین تلقیح مصنوعی به صورت خاصی به اظهارنظر پرداخته‌اند.
نظرات ارائه شده از جانب فقها و دیگر اندیشمندان در این خصوص متفاوت است و از جمع‌بندی تئوری‌های ارائه شده از طرف آنان به این نتیجه می‌رسیم که در خصوص هویت پدری طفل حاصل از اهدای جنین سه نظریه مطرح شده است. مطابق یک نظر، طفل حاصل ملحق به مرد صاحب نطفه می‌باشد. وفق نظریه دوم نیز شوهر زن صاحب رحم، پدر قانونی و شرعی فرزند حاصل محسوب می‌شود اگر چه نطفه فرزند، متعلق به مرد دیگری است. بر طبق نظریه سوم نیز هیچکدام از دو مرد صاحب نطفه و صاحب فراش، پدر محسوب نمی‌شوند و فرزند حاصل بدون پدر تلقی خواهد شد.
گروهی از فقها (سیستانی ، تبریزی و مکارم) ، متاثر از نظریه سنتی ، نسب پدری و مادری را بین صاحبان گامت و کودک برقرار و اعتقاد بر برقراری وراثت ، حضانت ، نفقه و محرمیت در نکاح بین آنان ابراز داشته اند.
بند اول : بررسی آیات
کسانی هم با استناد به این آیه می‌گویند مادر طفل آن است که او را زاییده باشد. الذین یظاهرون منکم من نسائهم ما هنَّ أمهاتم إن أمهاتم إلا الاّئی ولدنهم و أنهم لیقولون منکراً من القول و زوراً و إن الله لعفوُ غفور؛ «از میان شما کسانی که زنان خود را ظهار می‌کنند، بدانند که زنانشان مادرشان نشوند. مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را زاییده‌اند» .
به تعبیری قرآن کریم هر چند در مقام رد کسانی است که با تشبیه زن خود به مادر خویش (ظهار) او را در حکم مادر دانسته و برخود حرام می دانستند ولی می تواند اشاره ای به این معنی باشد که به هر حال آنکه بچه را به دنیا می آورد مادر محسوب است برخی فقها نیز معیار لعوق و عدم لعوق فرزند را به زن ولادت یا عدم ولادت دانسته اند چنان چه صاحب جواهر در قضیه مواقعه مرد با همسرش و مساحقه او با کنیز و محل برداشتن کنیز می گوید که بچه قطعاً به همسر مرد ملعق نمی شود زیرا از او متولد نشده است.
به نظر می رسد مادر طفل در مثال فوق با توجه به آنچه از احکام حقوقی اخذ شد و آنچه در مقام بحث و نقد از نظریه های مختلف فقهی و حقوقی حاصل می شود طفل در نهایت از ترکیب اسپرم و تخمک حاصل می شود. بنابراین صاحب اسپرم پدر او و صاحب تخمک مادر او است البته بدون توجه به جنبه های شرعی یا غیر شرعی عمل فوق که قبلاً هم اشاره شد حال با توجه به اینکه تکلیف شخصی که نُه ماه طفل را حمل کرده است و از

مطلب مشابه :  منبع تحقیق رشته حقوق درموردتغلیظ

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید