منابع مقاله درمورد روابط اجتماعی

می‌شد که تمام اموری که در آن هستند تأثیرشان در شخص یکسان باشند و شخصی که هیچ مانعی در پیش ندارد در حرکت خود از کمال آزادی برخوردار باشد و حال آن که چنین نیست؛ بنابراین، محیط روانی را باید به مناطقی تقسیم نمود. خطوطی که مناطق مختلف فضای زندگی را از یکدیگر جدا می‌سازند، قابل‌نفوذ هستند و از این رو فضای زندگی شبکه‌ای است از مناطقی که با یکدیگر دارای تأثیر متقابل هستند. سهولت این روابط متقابل به نزدیکی و دوری، قوت و ضعف و سستی و سختی مناطق مختلف فضای زندگی بستگی دارند. لوین در محیط روان‌شناسی، عبور از یک ناحیه به ناحیۀ دیگر را حرکت می‌خواند که مادی یا روانی است. هر قدر دو ناحیه بیشتر با یکدیگر نزدیکی و ارتباط و قابلیت نفوذ متقابل داشته باشند، حرکت میان آن‌ها ساده‌تر صورت می‌گیرد. لوین همچنین به مفهوم نیاز اشاره می‌کند و معتقد است نیاز، حالتی اختصاصی برای شخص است و منبع تنیدگی است. به عقیده لوین حرکت وسیلۀ برقراری تعادلی است که ظهور یک نیاز آن را بر هم زده است (لوین،1935 به نقل از سیاسی،1379).

2-2-2-9 گوردن آلپورت
گوردن آلپورت نمایندۀ مکتب انسان‌گرایی، روان‌شناسی است که معتقد است در هر انسانی یک قوۀ ذاتی برای رشد و عملکرد مستقل وجود دارد. احساس خود بودن، تنها تضمین واقعی فرد برای هستی است. چنین احساسی پس از طی مراحلی به دست می‌آید. احساس اولیه کودک از خود با آگاهی یافتن از جسم خود تا کسب هویت شخصی پیش می‌رود. آلپورت از اصطلاح خود هسته‌ای استفاده کرده است و تلاش‌های خاص آن را به ابقای احترام به نفس و هویت شخصی می‌داند. در سیستم آلپورت صفات واحدهای عمده‌ی شخصیتی هستند. صفات، وجود واقعی دارند و برخی از آن‌ها بین افراد یک فرهنگ مشترک هستند. صفات فردی که استعدادها یا تمایلات شخصی نیز نامیده می‌شوند، اساس شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهند که خاص خود اوست. پختگی و کمال، با احساس وسیع بودن خود و توانایی برقراری رابطه گرم و صمیمانه با دیگران مشخص می‌شود. چنین افرادی از ذوق، هیجان، احساس درک شوخی، بینش و ایمنی برخوردارند. روان‌درمانی، شخص را به این خصوصیات راهنمایی می‌کند (آلپورت،1942 به نقل از شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).

2-2-2-10 نظریه آیزنک
یقیناً اچ.جی.آیزنک مشهورترین روان‌شناس انگلیسی است. این شهرت بیشتر، به سبب کتاب‌ها و مقالات متعدد اوست. او بسیاری از کتاب‌های خود را با سبکی جالب‌توجه و به زبانی نوشته است که برای همه قابل‌فهم است. آیزنک تحقیقات خود را با بهره گرفتن از روش تحلیل عوامل بر روی داده‌های به دست آمده از طریق مقیاس درجه‌بندی مربوط به 700 نفر از ارتشیان که روان‌نژند تشخیص داده شده بودند، آغاز کرد. او یک روش تحلیل عاملی درجۀ دوم به کار برد و دو عامل را مشخص کرد: یکی روان‌رنجورخویی و دیگری درون‌گرایی-برون‌گرایی. تمایل به حالت نگرانی، نشانه‌های جسمی مختلف ناشی از اضطراب و حالت خلقی ناپایدار از ویژگی‌های روان‌رنجورخویی است که آیزنک در بعضی از نوشته‌های خود آن را «هیجان پذیری» نیز نامیده است. در انتهای دیگر این پیوستار ثبات عاطفی قرار دارد. به نظر می‌رسد که تصور او از برونگرایی شامل دو جزء اصلی باشد، یعنی اجتماعی بودن و تکانشی بودن. فرد بسیار برون‌گرا، مهربان، خدمتگزار، شاد، فعال، و گشاده‌رو است. درحالی‌که فرد درون‌گرا، تصویری مخالف این خصوصیات دارد (ترشرو، خوددار و غیره). تحقیقات بعدی دربارۀ گروه‌های مختلف از جمله افراد عادی نیز وجود این دو بعد اصلی شخصیتی را مورد تاکید قرار داده است. چون فرض بر این است که برون‌گرایی و روان‌رنجورخویی دارای توزیع بهنجار است؛ بنابراین، اکثریت مردم در حول محور میانگین این پیوستار قرارگرفته‌اند. بین دو حد نهایی واقع می‌شوند (آیزنک،1967 به نقل از شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).
مطالعات تحلیل عوامل بعدی آیزنک دو بعد دیگر از شخصیت را به دست دادند که عبارتند از: هوش و روان‌پریش‌خویی، هرچند وی تحقیقات زیادی در مورد مفهوم هوش انجام داده است، اما تحقیقات و نوشته‌های او دربارۀ شخصیت عمیقاً مورد بحث قرار نگرفته‌اند. بعد روان‌پریش‌خویی، بحث‌انگیزترین قسمت کار اوست. در واقع آیزنک معتقد است که بین افراد بهنجار و روان‌پریش تفاوت کیفی وجود ندارد، بلکه تفاوت بین آن‌ها یک تفاوت کمی است؛ بنابراین، بین رفتار افراد روان‌پریش و بهنجار، نوعی تداوم وجود دارد. اگر فردی از لحاظ روان‌پریشی در سطح بالا باشد ظاهراً وی فردی بی‌رحم، کم‌عاطفه، پرخاشگر، بی‌اعتنا به خطر و منزوی است. بر خلاف چگونگی توزیع ابعاد دیگر شخصیت، توزیع منحنی روان‌پریش‌خویی دارای کجی شدیدی است، به این صورت که اکثریت عظیمی از مردم از نظر این خصیصه در سطحی بسیار پایین قرار دارند (آیزنک،1967 به نقل از شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).
آیزنک معتقد است که آن دسته از ابعاد شخصیت که مبنای زیست‌شناختی دارند، تأثیر عامل وراثت در تعیین آن‌ها بیشتر است. طبق این نظریه افراد، دستگاه عصبی ویژه‌ای را به ارث می‌برند که آنان را در گرایش به جهت خاصی مستعد می‌کند، گرچه شکل نهایی شخصیت از طریق تعامل بین آمادگی‌های زیست‌شناختی و شرایط محیط تعیین می‌شود. در مورد بعد برون‌گرایی-درون‌گرایی، در درجه اول موقعیت یک فرد در تعامل بین فرایندهای تهییج و بازداری دستگاه عصبی او بالأخص دستگاه فعال‌ساز شبکه‌ای (RAS) نهفته است. دستگاه فعال‌سازی شبکه‌ای در هستۀ مرکزی ساقه مغز قرار گرفته است و نخستین هدفش این است که فرد را در سطح هوشیاری مطلوبی نگاه دارد، برای رسیدن به این هدف، این دستگاه انتقال داده‌های ورودی قشر مخ را از طریق تهییج تکانه‌های عصبی تشدید می‌کند یا انتقال مزبور، راه بازداری تکانه‌ها را کند می‌سازد. (آیزنک،1967 به نقل از شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).

بنابراین به نظر آیزنک برون‌گراها، دستگاه عصبی دارند که بازداری در آن‌ها به سرعت و باقوت شکل می‌گیرد و به این طریق شدت هر یک از تحریک‌های قشر مخ را کاهش می‌دهند. در مورد درون‌گراها، این جهت‌گیری برعکس است، آنان دستگاه عصبی ضعیفی دارند و دستگاه فعال‌ساز شبکه‌ای آن‌ها بازداری ضعیف و تهییج قوی نسبت به تحریکات حسی وارد شونده اعمال می‌کند و به این وسیله شدت آن‌ها را افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر و با نوعی تساهل، می‌توان گفت که برون‌گرایان، حتی تحریکات جزئی می‌تواند شدیداً موثر باشد. به آسانی می‌توان فهمید که این تفاوت فرضی، قابلیت شرطی شدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درون‌گراها، به سبب حساسیت حسی، با سرعت و شدت شرطی می‌شوند، درحالی‌که در برون‌گرایان واکنش‌های شرطی، کندتر و ضعیف تر شکل می‌گیرد (مگر این که محرک ارائه‌شده شدید باشد و بارها عرضه شود). این تفاوت در قابلیت شرطی شدن به نوبه خود بخشی از توضیح الگوهای متفاوت و مشخص رفتاری است که برون‌گراها و درون‌گراها به ظهور می‌رسانند. فرد درون‌گرایی که بیش از حد شرطی شده است، فردی هم‌رنگ با جماعت و پایبند به قواعد و مقررات است، درحالی‌که فرد برون‌گرا، به استقبال خطر می‌رود و به پیامدهای آن بی‌اعتنا است، چنین فردی از نظر اجتماعی آن قدرها شرطی نشده است. آیزنک واکنش‌پذیری دستگاه عصبی را پایۀ بعد روان‌رنجورخویی می‌داند، اگرچه، در واقع در این مورد هم مسأله را به تفاوت در دستگاه کناری ربط می‌دهد. به طور قطع دستگاه عصبی خودمختار در هیجان‌ها به شدت فعال است و آن دسته از تغییرات بدنی را به دنبال دارد که ما آن‌ها را به واکنش‌های تند هیجانی ربط می‌دهیم، واکنش‌هایی مانند عرق کردن، رنگ‌پریدگی، افزایش ضربان قلب، تنفس و غیره. از لحاظ واکنش‌پذیری دستگاه عصبی خودمختار یعنی سرعت و شدت واکنش دستگاه عصبی خودمختار در برابر فشار روانی، تفاوت‌های فردی زیادی وجود دارد. بعضی از مردم که به سرعت و شدت واکنش نشان می‌دهند، ممکن است تا حدودی بر اثر تجارب یادگیری بعدی، شدت و ضعف پیدا کنند. توضیح زیست‌شناختی بعد روان‌پریش‌خویی به اندازه کافی روشن نشده است. تاکید اصلی آیزنک بیشتر شناساندن این مفهوم است، نه روشن کردن تمام جوانب آن. با این که وی معتقد است میزان هورمون آندروژن و سایر هورمون‌ها می‌توانند در تغییرات روان‌پریشی نقش داشته باشند، اما از اینکه دیگران در مورد اساس زیست‌شناختی آن نظریه‌پردازی کنند، غالباً استقبال کرده است (آیزنک،1967 به نقل از شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).

2-2-2-11 نظریه رو
آنا رو که یک روان‌شناس بالینی بود، به تحقیق در مورد شخصیت علاقۀ فراوان داشت. به نظر رو سازمان نیازهای هر فرد با دیگران متفاوت است. سازمان نیازها، از تجارب زمان کودکی و عوامل ارثی ناشی می‌شود. هر فردی با توجه به سازمان نیازها و شیوه‌های زندگی، یک سلسله ترجیح‌های شغلی و حرفه‌ای را برای خود معین و مشخص می کند. نظریۀ رو نتیجه مطالعات او درباره تاریخچه زندگی و سرگذشت دانشمندان علوم مختلف و محققان است و به این ترتیب او مشاهده کرد که گذشته هر کدام از این دانشمندان با یکدیگر تفاوت دارد و این تفاوت‌ها به تجارب و آموزش‌های زمان کودکی و تفاوت در نوع شخصیت افراد مربوط می‌شود.
نظریه رو از سه قسمت مهم تشکیل شده است و از دو نظریه مهم شخصیت در ایجاد نظریه‌اش استفاده نموده است:
از نظریه مورفی در زمینه مفهوم انرژی روانی بهره گرفته و معتقد است تجارب اولیه زمان کودکی احتمالاً در انتخاب شغل فرد تأثیر می‌گذارد.
از نظریه نیازها که توسط مزلو بیان شده بهره‌برداری کرده است.
سومین قسمت تشکیل‌دهنده نظریه رو، تأثیر عوامل ژنتیکی در تصمیم‌گیری‌ها و تکامل رشد سلسله نیازهاست (به نقل از شفیع آبادی،1384).
هم چنان که دیده می‌شود و با توجه به طبقه‌بندی رو در مشاغلی که گرایش اصلی بیشتر بسوی انسان‌هاست، افرادی بخوبی سازگار می‌شوند و کار می‌کنند که در خانواده‌های با زمینه‌های محبت و دوستی عشق و حمایت تربیت شده باشند، درحالی‌که دانشمندان علوم فیزیکی به سوی مشاغل انسانی، گرایش ندارند و در خانواده‌هایی تربیت شده‌اند که احتمالاً شرایط سردی بر روابط آنان حاکم بوده است. شرایط تربیت خانوادگی، نوع فعالیت‌های شغلی را مشخص می‌سازد، درحالی‌که سازمان ژنتیکی و نحوه مصرف غیرارادی انرژی روانی در تعیین سطح شغلی فرد موثرند. شدت نیازها که از عوامل محیطی متأثر می‌باشد و افزایش انگیزش را موجب می‌گردد، احتمالاً باعث بالا بردن سطح شغلی خواهد شد. درعین‌حال، رو معتقد است، افزایش انگیزش در محدودۀ عوامل ژنتیکی و محیطی انجام می‌پذیرد.
سطوح گروه‌ها
حرفه‌ای و اداری 1. خدمات
حرفه و اداری 2. تجارب
نیمه‌حرفه‌ای و تجاری کوچک 3. سازمان‌ها
ماهر 4. صنعت و تکنولوژی
نیمه ماهر 5. کشاورزی
غیر ماهر 6. علوم
7. فرهنگ عمومی
8. هنر و سرگرمی
رو اولین فردی است که تأثیر نقش شخصیت را در انتخاب شغل بررسی نموده است و معتقد است که انتخاب شغل و حرفه رابطه بسیار نزدیکی با خصوصیات شخصیتی فرد دارد و این خصوصیات در زمان کودکی رشد می‌نمایند. می‌توان رشد و توسعه خصوصیات شخصیتی را از طریق ارائه تعلیم و تربیت صحیح در زمان خردسالی در مسیر مطلوبی رهبری کرد؛ به عبارت دیگر، با قبول نظریه رو از طریق ارائه تعلیم و تربیت مناسب به کودکان، می‌توان شغل آیندۀ آن‌ها را تحت شرایط معینی پیش‌بینی کرد. از سوی دیگر، رو معتقد است که یکی از ارکان اساسی انتخاب شغل ارضای نیازهاست، لذا باید از طریق راهنمایی و مشاوره به فرد کمک شود تا نیازهای خود را بشناسد و به شیوه‌ای مناسب و صحیح آن‌ها را ارضاء نماید (رو،1956 به نقل از شفیع آبادی،1384).

2-2-2-12 نظریه هالند
جان هالند نظریه خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است:
انتخاب شغل و حرفه با نوع شخصیت فرد بستگی دارد.
انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد.
وی در طبقه‌بندی خود، شخصیت افراد را بر شش نوع تقسیم می کند که عبارتند از: واقع‌بین، معنوی، اجتماعی، قراردادی و سنتی، تهوری و هنری. این طبقه‌بندی کلی است و اگر شکافته شود، حدود 720 الگوی مختلف شخصیتی را شامل می‌شود. با بررسی تاریخچه زندگی و مشاهده رفتار فرد، می‌توان غلبه یکی از این انواع شخصیتی بر سایر انواع را ملاحظه کرد. درعین‌حال ممکن است در عده‌ای نیز، ترکیبی از هر شش نوع ویژگی شخصیتی فوق وجود داشته باشد. هر کدام از این انواع شخصیت دارای خصوصیاتی هستند که به شرح زیر قابل‌ذکر می‌باشند:
نوع واقع‌بین: از خصوصیات افرادی که در این طبقه قرار می‌گیرند می‌توان جدیت در کار، واقع‌بینی در امور، مهارت‌های مکانیکی، تفکر عملی، قدرت جسمانی، علاقه و هماهنگی در کارها را نام برد. فرد واقع‌بین، چنانچه با مشکلاتی مواجه شود، راه‌حل‌هایی عملی برای مشکلات جستجو می‌کند. افراد واقع‌بین بیشتر به مشاغلی که به مهارت‌های فنی نیازمند است، اشتغال می‌ورزند.
نوع معنوی یا کاوشگر: از خصوصیات بارز افرادی که در این طبقه قرار می‌گیرند می‌توان تفکر، سازمان‌دهی و قدرت استدلال را نام برد. این طبقه از افراد، روابط اجتماعی را زیاد دوست ندارند، کمتر به تغییر رشتۀ تحصیلی در دانشگاه می‌پردازند، گاه به رویاپردازی در مورد پیشرفت‌های آینده خود مبادرت می‌ورزند و از انجام شغل پیچیده که نیاز به تفکر دارد لذت می‌برند. این افراد خلاق، مستقل، پیش‌رونده، کمرو و محتاط می‌باشند.
نوع اجتماعی: افراد این طبقه دارای رغبت‌های اجتماعی می‌باشند و نقش معلمی یا روان‌درمانگری را ترجیح می‌دهند. افراد نوع اجتماعی، انسان‌هایی مسئول و بشردوست هستند و قراردادهای اجتماعی را می‌پذیرند در ایجاد روابط انسانی مهارت دارند و درعین‌حال، از حل عقلایی مسائل گریزانند و به فعالیت‌های جسمانی و اجتماعی تن در نمی‌دهند.
نوع قراردادی یا سنتی: این عده احترام خاصی برای حفظ قوانین و مقررات قائلند و به خوبی به کنترل خویش قادر می‌باشند. دوستدار نظم و ترتیب هستند، از موقعیت‌های پیچیده گریزانند و به فعالیت‌های جسمانی و اجتماعی تن در نمی‌دهند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نوع تهوری یا سوداگر: افراد نوع تهوری در گویایی بسیار مهارت دارند، ماجراجو هستند، اجتماعی می‌باشند و در فعالیت‌هایشان نقش غالبی را بر عهده می‌گیرند. در جستجوی قدرت و موقعیت هستند و می‌کوشند تا رهبر شوند و در امور مالی و تجاری و نظایر آن‌ها مهارت کسب کنند.
نوع هنرمند: افراد این طبقه در شناسایی و بیان خصوصیات خود مهارت دارند. روابط حسنه‌ای با دیگران برقرار می‌سازند، از نظم و ترتیب به دورند، در روابط خود با دیگران حساسند، کمتر به کنترل خود می‌پردازند و به سادگی در مورد عواطف و احساسات خود صحبت و گفتگو می‌نمایند. این عده، به صفات زنانه بیش از صفات مردانه گرایش دارند و به مبارزه با مشکلات محیطی از طریق ارائه آثار هنری اقدام می‌نمایند (شفیع

]]>

Related articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *