منابع تحقیق درباره معیار ارزیابی

دانلود پایان نامه

فلسفه عدّه اشاره شده است.
همین‌طور برخی نویسندگان معاصر، یکی از حکمت‌های عدّه بر عدم اختلاط نطفه‌ها و اختلاف نسب‌ها بیان شده است.
حقوق دانان و شارحان حقوق مدنی نیز به این مطلب تصریح نموده‌اند که فلسفه نگاه داشتن عدّه برای زنی که زوجیت او منحل شده است، جلوگیری از اختلاط نسب است. پس معلوم می‌شود که این فلسفه‌های عدّه به زن مرتبط است نه مرد اگر طلاق رجعی باشد، فرصت دیگری برای مرد جهت رجوع به زن و بازگشت به زندگی زناشویی و تجدید معاشرت معروف نیز فراهم می‌شود.
امّا عده وفات که در آن فرقی میان زنان یائسه و غیر یائسه و همچنین مدخول بها و غیر مدخول بها نیست، عده وفات برای حفظ حریم زوجیت است زن و مرد که سال‌ها در کنار یک دیگر می‌زیسه‌اند و با یک دیگر انس و الفت داشتند، مناسب است که بعد از فوت یکی، دیگری مقداری صبر کند، ولی صبر و انتظار بر زن واجب و لازم است و این به خطر وضع خاص زن از نظر حجب و حیا است.
درک روان شناسی زن نیز، در فهم این حکم متفاوت بین زن و مرد بسیار مؤثر است، زن پس از مرگ شوهر، احساس بی پناهی می‌کند، سرپرست و تکیه گاه خویش را از دست داده است، همیشه در زندگی، اتّکای زن به مرد و آرامشی که در سایه او احساس می‌کند، بیش از اتّکای مرد به زن است. اندوهی که از مرگ شوهر بر جان و روح زن مستولی می‌شود، اجازه فکر کردن درباره شوهر دیگر را، تا مدّتی به وی نمی‌دهد.
در خانواده‌ای که براساس فطرت و طبیعت، زن و مردی علاقه‌مند به یکدیگر زندگی می‌کردند، زن کسی را از دست داده، که به وجودش افتخار می‌کرد و همیشه نغمه‌های محبّت و عشق را از وی می‌شنید، یقیناً از مرگ شوهر در حالتی نیست که به زودی بخواهد مورد خواستگاری مردان قرار گیرد.
وجود عدّه برای زنان حریمی است جهت حفظ حرمت او که در ایّام ماتم و عزا مورد طلب دیگران قرار نگیرد. مخصوصاً که داشتن حالت عزا و ماتم بر وی لازم است، لباس سیاه می‌پوشد، از آرایش و زینت خودداری می‌کند، همه این موارد به زن اجازه می‌دهد مدّتی را آسوده از طلب دیگران، به نجوای فراق با شوهرش بپردازد. به ویژه آن‌که زن پس از ازدواج نخستین اختیار ازدواجش فقط به دست او است و رضایت اولیایش لازم نیست. در چنین حالتی مراجعه مردان مستقیم به خود او خواهد بود و اگر زن از زیبایی و جوانی برخوردار باشد، بیشتر مورد توجّه است. از این رو مدّت چند ماهه، مانع مراجعه مردان به در خانه وی می‌گردد.
علاوه بر آن‌که حیا و شخصیت و خویشتن داری زن طلب می‌کند، پس از شوهر به زودی دست به ازدواج نزند و اگر زنی مثلاً پس از یک هفته که از مرگ شوهر گذشته، شوهر جدیدی انتخاب کند، و با مرد تازه‌ای به سر برد، علاوه بر آن‌که ممکن است مورد اتّهام قرار گیرد، از اعتبار و شخصیّت زن نیز کاسته می‌شد و نوعی ابتذال برای وی محسوب می‌گردد.

از امام صادق علیه السّلام پرسیده شده: چرا زن در عدّه وفات باید چهار ماه و ده روز صبر کند؟ حضرت فرمود: حرقه المتوفّی عنها زوجها لاتسکن الّا بعد اربعه اشهر و عشراً سوز فراق زنگی که شوهرش از دنیا رفته است، جز با گذشت چهار ماه و ده روز آرام نمی‌گیرد.
مسأله حسن وفا به شوهر و متانت و وقار زن و ضربه روحی که بر وی، از مرگ شوهرش وارد می‌شود، گذشت زمان را می‌طلبد. نیازهای جنسی نیز، وی را در این مدّت تهدید نمی‌کند، ولی طبیعت مرد و نوع نیازش به همسر به گونه‌ای است که گذشت زمان را برای وی در مرگ همسرش الزام آور نمی‌کند. هرچند از نظر اخلاقی و نشان دادن رسم وفاداری صبر و انتظار بر مرد نیز امری پسندیده، بلکه مورد تأکید است.
خلاصه فصل چهارم
اسلام تعدّد زوجات را حدّاکثر تا چهار زن دائماً به شرط رعایت عدالت بین همسران را مکان تأسیس نیازهای آن‌ها از جمیع جهات اجازه می‌دهد ولی برای زنان تعدّد ازدواج ممنوع است.
در برخی روایات تحلیل و علّت منع نسبت به زنان یا جواز نسبت به مردان این‌گونه ذکر شده است:
1- چند شوهری موجب اشتباه در نسل و فرزندان می‌شود؛
2- چند شوهری با غیرت مرد سازگار نیست و این صفت غیرت فطرتاً در همه مردان وجود دارد و توسّط شرع هم تأیید و تقویت شده است؛
علاوه بر این ما در تعدّد زوجات تحلیل‌ها را ذکر کردیم که موارد مهمّ و مؤثرتر که قابل انکار نیستند عبارتند از:
1- عادت ماهیانه زنان و عدم آمادگی‌ آن‌ها؛ 2- دوران حاملگی زن‌ها در زناشویی رجحان ندارند؛ 3- در زمان زایمان و شیردهی و کاهش میل و آمادگی برای تمتّع جنسی؛ 4- محرومیت دوران فرزندزایی زن نسبت به مرد؛ 5- عقیم بودن برخی زنان؛ 6- علاقه برخی مردان به فرزندان بیشتر و نیاز برخی زمان‌ها به تکثیر نسل، فزونی عدد زنان …
اشکالات زیاد در تعدّد زوجات مطرح شده است ولی ما در این تحقیق فقط سه تا اشکال را بیان کردیم و پاسخ دادیم همه اشکالات مردود است و وارد نیستند چراکه:
اوّلاً: تجویز تعدّد زوجات به هیچ وجه به معنای تحقیر زنان یا ارزش گذاری چهار زن در قبال یک مرد نیست بلکه به دلیل شرائط عارضی است که بیان شده است.
ثانیاً: اجازه تعدّد زوجات جزو اصول ارزیابی اسلام نیست تا ارزش یک مرد برابر چند زن باشد بلکه معیار ارزیابی و کرامت در اسلام همان تقوا است.
ثالثاً مخالفت نوع زنان با چند همسری ناشی از فطرت و طبیعت آن‌ها نبوده است بلکه از حسادت ناشی می‌شود.
امّا در تحلیل تفاوت زن و مرد در نشوز گفتیم که اوّلاً نشوز در مورد مرد به معنای لغوی به کار رفته است نه به معنای اصطلاحی که امتناع از انجام واجبات و تکالیف زوجیت.
و چند قرینه هم بر تقویت این احتمال ذکر کردیم.
ثانیاً مراد از نشوز مرد در این آیه این است که از زوجه کراهت دارد و قصد ازدواج را دارد ولی اخلال به حقوق واجبه نمی کند در این صورت زوجه باید صلح کند.
طلاق و جدا شدن زن و شوهر از ایقاعات است و نیاز به قبول و رضایت طرف ندارد. در اسلام حق اولیه طلاق به دست مرد است و زنان برای جدا شدن یا باید شوهر را راضی کنند یا از طریق داور و حاکم اقدام کنند و یا هنگام ازدواج شرایطی را برا جدا شدن، قید کنند، اسلام راه طلاق نه بسته است ولی مبغوض‌ترین حلال در نزد خداوند است.
اختیار طلاق را به زن دادن یا حق مساوی برای زن و شوهر قرار دادن نیز مشکلاتی دارد. مسؤولیت پرداخت مهریه، نفقه و سائر هزینه‌های ازدواج بر عهده مرد است و معقول نیست که زن طلاق بگیرد و مرد هزینه‌اش را بپردازد، شدّت تأثیر پذیری زن موجب افزایش تعداد طلاق و پیامدهای سوء آن می‌شود.
بعد از طلاق یا وفات شوهر، زن بر خلاف مرد باید مدّتی از ازدواج مجدّد خودداری کند برای این تفاوت حکم تحلیل‌ها را هم ذکر کردیم.
نگهداشتن عدّه موجب جلوگیری از اشتباه در نطفه و اطمینان از پاکی رحم، آرام گرفتن سوز دل و ناراحتی زن، نشانه احترام به شوهر و رابطه زناشویی است، امّا در مردان مشکل اشتباه نطفه وجود ندارد بلکه تحمّل کمتر مرد نسبت به شهوت و نیز دشواری اداره خانه و فرزندان به تنهایی، مانع از جعل چنین حکمی شده است.
فصل پنجم
تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت
فصل پنجم: تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت
مقدمه :
امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه بین المللی، مسئله حفظ ورعایت حقوق زنان، مراعات تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض بر اساس جنسیت است این احساس مخصوصا در بین بسیاری زنان وجود دارد که در طول تاریخ به آنها ستم رفته و حقوق و شان انسانی آنها رعایت نشده است. یکی از تفاوتهای حقوقی زن و مرد که در قرآن به آن تصریح شده مسئله شهادت است بر اساس تصریح آیه قرآن در مسئله دَین و معامله، شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  خرید پایان نامهشکستگی استخوان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دشمنان و منتقدین بر اسلام پیرامون شهادت و گواهی دادن زن در اسلام سوالات و شبهاتی مطرح کردهاند که میگویند چرا قرآن شهادت مرد را معادل شهادت دو زن میداند؟ آیا این پائین آوردن ارزش و کرامت زن نیست؟ آیا این اهانت به انسانیت زن نیست؟ آیا این زن را نصف انسان به حساب آوردن نیست؟ و آیا این ادامه اوضاع جاهلی پیش از اسلام نیست که زن را بسیار پست میدانست؟
در این فصل ما همه این شبهات را پاسخ خواهیم داد.
در شهادت زنان دو مسئله وجود دارد.
١.معادل بودن گواهی دو زن با گواهی دادن یک مرد در بعضی از جرائم و دعاوی.
۲.نپذیرفتن شهادت زن به طور کلی در برخی جرایم.
ما در این فصل هر دو تفاوت را تحلیل خواهیم کرد و پاسخ خواهیم داد.
معمول است وقتی از حقوق زنان بحث میشود راجع به شهادت دادن آنها نیز سخن به میان میآید البته باید دانسته شود که شهادت جزء حقوق نیست بلکه تکلیف محسوب میشود گاهی اوقات همین عدم تفکیک حقوق و تکالیف باعث بروز سوء تعبیرهایی میشود که در این فصل به آنها اشاره میشود.
ما باید در عدم قبول شهادت زنان مطلقا و یا قبولی شهادتشان به شرط ضمیمه شدن با مردان در برخی موارد و این که شهادت دو نفرشان به جای یکی مورد قبول است، تبیین و اثبات کنیم که حقی از آنها از بین نرفته است و تبعیض از نظر حقوقی وجود ندارد چرا که اگر این عدم تساوی به خاطر خصوصیت زن بودن باشد، میتواند منشا اشکال باشد و گفته شود که نسبت به زنان در این مورد ظلم شده و حق آنها ضایع گردیده است و ما اثبات خواهیم کرد که این عدم تساوی بخاطر خصوصیت زن نیست بخاطر عوامل و اسباب دیگر سبب شده است.
در بررسی حقوق زن در بسیاری از موارد، منتقدین احکام نورانی اسلام به جهت عدم اطلاع کافی، تکالیف را با حقوق خلط نمودهاند یعنی در بسیاری از موارد که شارع مقدس به هدف صیانت و حمایت از زنان ، تکالیفی را که موجب بروز مشکلاتی برای آنان شود، مرتفع نموده است این رفع تکلیف را محرومیت از حق تلقی نموده است.
شهادت در لغت:
لفظ شهادت اسم است و مصدر شهد یشهد میباشد اهل لغت برای آن معناهایی چون خبر قاطع ، حضور، احلاف. سوگند و قسم خوردن، مرگ در راه خدا، معاینه، آگاهی، گواهی دادن در دادگاه و… را نقل نمودهاند.
لفظ شهد به سکون هاء نیز نقل شده است اسم فاعل آن شاهد است و لفظ شهید که از اسماء الهی نیز میباشد بر وزن فعیل و مبالغه در فاعل است یعنی کسی که آگاه بر همه چیز است و بر کشته شدن در راه خدا نیز اطلاق میشود.
فخرالدین طریحی در مجمع البحرین در ذیل احادیث و آیاتی که ذکر میکند ﴿شهد﴾را در معانی: بَیَّنَ، عَلِمَ، حَضَرَ، عَایَنَ و اَدرَکَ معنی نموده است و میگوید: شَهِدَاللَّهُ أَنَّهُ لاإِله إِلاَّهُو.شهد در این آیه به معنی بَیَّنَ و اعلم بکار رفته چنانکه وقتی گفته میشود شهد فلان عند القاضی ای بین و اعلم لمن الحق و علی من هو.
در لسان العرب آمده است اشهدته علی کذا فشهد علیه ای صار شاهدا علیه. او را شاهد گرفتم آنگاه او شاهد آن مطلب قرارگرفت.
شهادت در اصطلاح:
ابن فهد حلی در تعریف شهادت مینویسد : خبر دادن مخبر است به آنچه که علم دارد، از ثبوت یا نفی امری، برای اثبات آن امر نزد حاکم ، که موجب الزام دیگری برای غیر او شود.
در توضیح قیود مذکور در تعریف میفرماید : الزام دیگری آورده شده تا الزام خودش که اقرار است از تعریف خارج شود، قید برای غیر آورده شده تا الزام به نفع خودش که دعوا است خارج شود و قید ثبوت امر آورده شد تا شامل اموال و حقوق مانند قصاص و قذف و شفعه و ولایت وغیر اینها باشد و قید نفی امری آورده شده چون شهادت همان طور که برای اثبات است، برای اسقاط نیز است و قید برای اثبات نزد حاکم آورده شد تا بیانگر این نکته باشد که این خبر دادن، همراه جزم و به دور از تسامح است.
فقهاء هر یک با عبارات مختلفی به تعریف شهادت پرداختهاند لکن با دقت در تعاریف میتوان نتیجه گرفت که مقصود واحدی با تعابیر گوناگون بیان شده است.
صاحب جواهر میفرماید: وهی لغه: الحضور…أوالعلم الذی عبربعضهم عنه بالاخبارعن الیقین،وشرعاإخبار جازم عن حق لازم للغیرواقع من غیرحاکم‏.شهادت در لغت به معنای حضور یا علمی است که بعضی از آن تعبیر به اخبار از روی یقین میکند و شرعا اخبار تواَم با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل میآید.
به نظر میرسد تعریف فوق کامل باشد به شرط اینکه قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم زیرا در پذیرش شهادت شرط استناد به حس لازم و ضروری است.
البته بسیاری از فقهاء در مقام بیان تعریف شهادت بر نیامدهاند بدلیل اینکه شارع تعریف خاصی ارائه نکرده است و همان معنای عرفی مورد نظر شارع بوده چنانکه صاحب جواهر میفرماید :الأصوب إیکال ذلک إلى العرف،للقطع بعدم معنى شرعی مخصوص لها.
تعریف شهادت نزد حقوقدانان:
برخی از حقوقدانان در تعریف شهادت گفتهاند: شهادت عبارت است از اخبار شخصی از امری به نفع یکی از طرفین دعوی و به زیان دیگری.
برخی دیگر این گونه تعریف نمودهاند : شهادت یا گواهی عبارت است از بیان اطلاعاتی که شخص بطور مستقیم از واقعهای دارد.
البته مقصود ایشان از قید بطور مستقیم همان طور که خود بیان کرده است این است که شهادت در صورتی پذیرفته است که گواه ناظر واقعه مورد نزاع باشد و آنچه را که خود دریافته است بگوید و اطلاعات او متکی بر گواهی دیگران وشیاع بین مردم نباشد.
اقسام حقوق:
در یک تقسیم بندی حقوق را به دو قسم تقسیم کردهاند: یک
ی حقوق الله و دیگری حقوق الناس.
در حقوق الله همچنان که فقهاء در کتاب حدود ذکر کردهاند برخی از آنها فقط با شهادت مردها اثبات است مانند لواط، شرب خمر، مساحقه، قوادی، قذف و سرقت، در برخی دیگر شهادت زن نیز پذیرفته است مانند زنا.
اما در حقوق الناس در برخی موارد مانند طلاق ، بلوغ، وکالت، وصیت، عفو از قصاص، جرح و تعدیل و مسلمان بودن شهادت زنها پذیرفته نیست و فقط با شهادت مردها قابل اثبات است در تحریر الوسیله آمده: حق الآدمی على أقسام: منها- مایشترط فی إثباته الذکوره فلایثبت إلا بشاهدین ذکرین کالطلاق،فلایقبل فیه شهادهالنساءلامنفردات ولامنضمات.
در این مسئله بین فقهاء هیچ اختلافی وجود ندارد و دلیل این مسئله روایات فراوانی است که در این زمینه آمده است از جمله روایات ذیل:
الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ شَهَادَهِالنِّسَاءِفِی النِّکَاحِ فَقَال تَجُوزُإِذَاکَانَ مَعَهُنَّ رَجُلٌ وَکَانَ عَلِیٌّ ع یَقُول لَاأُجِیزُهَافِی الطَّلَاق‏.
روایت دیگر روایت زراره از امام باقر(ع) است که:
قَالَ سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍع عَنْ شَهَادَهِالنِّسَاء تَجُوزُفِی النِّکَاح قَالَ نَعَمْ وَلَاتَجُوزُفِی الطَّلَاق‏.
اما در برخی موارد دیگر از حقوق الناس شهادت زنها پذیرفته شده چنانکه این مطلب در کلام فقهاء به صراحت آمده است به عنوان مثال در تحریر الوسیله نیز به آن پرداخته است.

قسم دوم از حقوق الناس همان طور که امام راحل مواردی را بیان فرموده است هر چیز که مال باشد یا مقصود از آن مال باش…
علاوه بر شهادت دو مرد عادل با شهادت یک مرد و دو زن و یا شهادت یک شاهد مرد و قَسَم مدعی و یا با شهادت دو زن و قسم مدعی قابل اثبات است و اینگونه شهادت در مال یا مواردی که مقصود مال باشد پذیرفته است.
قسم سوم از حقوق الناس مواردی است که شهادت زنها به تنهایی نیز پذیرفته است زیرا در اینگونه موارد اطلاع مردها بر آن غالبا مشکل است برخی از فقهاء گفتهاند:
من حقوق الآدمی مایثبت بالرجال والنساءمنفردات ومنضمات‏،وضابطه کلمایعسراطلاع الرجال علیه غالباکالولادهوالعذرهوالحیض وعیوب النساءالباطنه….
بنابر این در برخی موارد مانند ولادت ، بکارت، حیض، عیوب باطنی زنان شهادت زنها قابل قبول است.
مواردی که فقط شهادت مردها پذیرفته است :
علماء در موارد حدود علاوه بر زنا اتفاق دارند که فقط به وسیله شهادت مردها ثابت میگردد.
دلیل عدم پذیرش شهادت زنان در حدود روایتی است از امیر المومنان(ع) است که فرمودند:
لَاتَجُوزُ شَهَادَهُ النِّسَاءِ فِی الْحُدُودِ و لَا فِی الْقَوَدِ. شهادت زنان در حدود و قصاص جائز

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید