رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

، 2005).
دلسوزی: توجه به دیگران که دارای تاثیر متقابل است. اگر نسبت به دیگران مهربان ودلسوز باشیم، آنان نیز در زمان نیاز با ما همدردی میکنند و مهربان خواهند بود (لنینک و کیل، 2005).
بخشش: آگاهی از عیوب خود وتحمل اشتباهات دیگران (لنینک و کیل، 2005).
سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی را میتوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان برقرار است، در آن سهیم هستند (فوکویاما، 1999، به نقل از علوی، 1380).
مشارکت اجتماعی: فرایند سارمانیافتهای است که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدفهای معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منایع قدرت انجام میگیرد.
اعتماد اجتماعی: اعتماد اجتماعی ایجادکننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت که در عین وجود تفاوتها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی میشود.
تعلق اجتماعی: وابستگی به اجتماع یا گروهی معین است به عبارت دیگر، کسی که حس تعلق دارد، عضو جداییناپذیر گروه است.
انسجام اجتماعی: انسجام اجتماعی، در واقع احساس همبستگی پیوند و تعهد عاطفی است که اعضای جامعه نسبت به یکدیگر دارند.
مسئولیت پذیری: احساس عملی در بکارگیری تواناییها و انجام کوششها در تطابق و سازگاری با مردم است که عدم پذیرش آن، قانون شکنی و نپذیرفتن مسئولیت های اجتماعی تلقی میگردد (گلن و نلسون، 1988: 20)
خودمدیریتی: مسئول بودن و خویشتنداری برای دستیابی به اهداف و پافشاری در جبران شکستها و ناکامیها است.
امانتداری: تعهد نسبت به حفاظت از جان و مال و حقوق دیگران و وفاداری نسبت به عهد و پیمان است.
وظیفهشناسی: انجام اعمال و تکالیف محوله به طور شایسته بدون تذکر دیگران، دیگر خواهی و جامعه دوستی، کمک کننده و یاریدهنده است.
سازمانیافتگی: مورد بررسی قرار دادن امور، امکان سنجی و برنامه ریزی در کارها، بودجهبندی و پس انداز منظم.
پیشرفتگرایی: آگاهی و میل به بهتر شدن انگیزهای درونی است برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به یک هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار.
1-5-2 تعریف عملیاتی
هوش اخلاقی: در این پژوهش میزان هوش اخلاقی دانشجویان در قالب سه مؤلفه راستگویی، بخشش و دلسوزی، به وسیله پرسشنامه 40 گویهای سنجیده میشود.
درستکاری: درستکاریی براساس پرسشنامه هوش اخلاقی از سوال20-15-14-13-12-10-8-7-4-3-2-1 سنجیده میشود.
دلسوزی: دلسوزی بر اساس پرسشنامه هوش اخلاقی از سوال 19-17-16-11 سنجیده میشود.
بخشش: بخشش بر اساس پرسشنامه هوش اخلاقی از سوال 18-9-5-6 سنجیده میشود.
سرمایه اجتماعی: در این پژوهش میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان در قالب چهار مؤلفه مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی، تعلق اجتماعی و اعتماد اجتماعی به وسیله پرسشنامه24 گویهای سنجیده میشود.
مشارکت اجتماعی: براساس پرسشنامه سرمایه اجتماعی از سوال 1تا 7 سنجیده میشود.
اعتماد اجتماعی: براساس پرسشنامه سرمایه اجتماعی از سوال 8 تا 12سنجیده میشود.
تعلق اجتماعی: براساس پرسشنامه سرمایه اجتماعی از سوال 13 تا 18 سنجیده میشود.
انسجام اجتماعی: براساس پرسشنامه سرمایه اجتماعی از سوال 19 تا 25 سنجیده میشود.
مسئولیتپذیری: در این پژوهش، میزان مسئولیتپذیری دانشجویان در قالب پنج مؤلفه خودمدیریتی، امانتداری، وظیفه شناسی، پیشرفت گرایی و سازمان یافتگی، به وسیله پرسشنامه 42 گویه ای سنجیده می شود.
خودمدیریتی: براساس پرسشنامه مسئولیتپذیری از سوال 41-29-13-12-8-6-4-3-2 سنجیده میشود.
امانتداری: براساس پرسشنامه مسئولیتپذیری از سوال 27-21-19-10 سنجیده میشود.
وظیفهشناسی: براساس پرسشنامه مسئولیتپذیری از سوال 23-18-16 سنجیده میشود.
سازمانیافتگی: براساس پرسشنامه مسئولیتپذیری از سوال 33-31-14-9-7-5- سنجیده میشود.
پیشرفتگرایی: براساس پرسشنامه مسئولیتپذیری از سوال30-14-1 سنجیده میشود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
ایجاد و رشد هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیتپذیری دانشجویان به عنوان یکی از کارکردها و اهداف مهم نظامهای آموزشی و برنامههای درسی در مقاطع مختلف دانشگاهی میباشد. در واقع سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی از طریق پرورش و رشد قابلیتهای مرتبط با هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیتپذیری دانشجویان تلاش میکنند تا مجموعهای از مهارتهای فردی و اجتماعی مورد نیاز برای زندگی در قرن بیست و یکم، که عصر سرشار از تغییرات و تحولات سریع و شتابان است را در دانشجویان به وجود آورند. بر این مبنا حتی میتوان گفت که موفقیت هر نظام آموزشی در حوزه هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیتپذیری دانشجویان عملاً باعث پایهریزی و شکلگیری یک جامعه انسانی میشود که از شاخصهای توسعهیافتگی اجتماعی و فرهنگی برخوردار میباشد. بدیهی است این امر به منزله یک هدف مهم، زمانی اتفاق میافتد که برنامهریزان درسی نظام آموزشی در مقاطع مختلف دانشگاهی، در این حوزه احساس وظیفه نموده و بتوانند از طریق مختلف نسبت به آموزش و درونی ساختن قابلیتهای هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیتپذیری دانشجویان اقدام نماید.مطالب این فصل در چهار بخش ارائه میگردد. بخش اول مبانی نظری مرتبط با هوش اخلاقی که شامل هوش و انواع هوش، تبیین مفهوم اخلاق، هوش اخلاقی،اصول هوش اخلاقی بوربا و لینک و کیل و فواید هوش اخلاقی میباشد.در بخش دوم مبانی مرتبط با سرمایه اجتماعی که شامل تاریخچه سرمایه اجتماعی و اهمیت آن، تئوریپردازان و تعریف آن از سرمایه اجتماعی، تعریف مفهومی سرمایه و سرمایه اجتماعی و … میباشد. در بخش سوم مبانی نظری مرتبط با مسئولیتپذیری که شامل تببین مفهوم مسئولیت و مسئولیتپذیری، مسئولیتپذیری از منظر جامعهشناختی و روانشناسی، اهمیت و جایگاه مسئولیتپذیری از منظر اسلام، مسئولیتپذیری اجتماعی، ابعاد و مؤلفه های مسئولیتپذیری میباشد و در بخش چهارم شامل ادبیات تحقیق و سوابق پژوهشی مرتبط با مسئله و در آخر بحث و نتیجهگیری فصل میباشد.
2-1 بخش اول: هوش اخلاقی
2-1-1هوش
هوش یکی از مفاهیم بنیادین در علم روانشناسی است که مطالعات و تحقیقات بسیاری راجع به آن صورت گرفته است ولی با وجود این کوششها به لحاظ پیچیدگی و چند ساختی بودن و نیز عوامل متعدد دخیل در آن هنوز صاحبنظران به همسویی یکی در مورد ابعاد هوش و حتی تعریف دقیقی از آن دست نیافته اند (صمدی، 1385).
هوش یکی از با ارزشترین ویژگیهای آدمی است، نقش مهمی در تواناییها و کاراییهای ما ایفا میکند و تمام فعالیتهای ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
هوش مجموعه استعدادهایی است که به وسیله آن شناختهایی به دست می آوریم، آنها را حفظ میکنیم و عناصر تشکیل دهنده فرهنگ خود را، برای حل مسائل روزانه و برای سازگاری سریع با محیط ثابت و در حال تغییر به کار می بریم.
برخی از فعالیتهای ذهنی که به طور معمول در تعریف هوش گنجانده میشوند و کم و بیش به وسیله آزمونهای هوش اندازه گیری میشوند شامل این موارد است:
الف) توانایی یادگیری و بهرهگیری از تجربه
ب) توانایی تفکر انتزاعی و استدلال
ج) توانایی سازش و انطباق با محیط
د) توانایی سازمان بخشیدن به اطلاعات
هـ)توانایی حل مشکل (گنجی، 1390: 102).
ولی از هوش تاکنون تعریف واحدی که مورد توافق همه صاحبنظران باشد؛ به دست نیامده است. هوش چیزی است که ارزیابی و اندازهگیری آن کار سادهای نیست؛ چون انواع متفاوتی دارد. در سال (1983 م) دکتر “هاوارد گاردنر ” استاد دانشگاه هاوارد مفهوم جامعتری از هوش ارائه داد و آن را چند هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی کاملاً مغایر بود. او یک طبقه بندی هفتگانه اولیه از هوش ارائه نمود:
هوش زبانشناختی: یعنی مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً میبینیم که بعضی قادر به تکلم به چندین زبان مختلف هستند؛ در حالی که بعضی در یادگیری یک زبان هم درماندهاند.
هوش منطقی و ریاضی: حل مشکلات به طریقی کاملاً منطقی.
هوش موسیقی: قابلیت فکر کردن در قالب نتهای موسیقی و ریتم.
هوش فضایی: حل مشکلات به صورت بصری در مغز فرد.
هوش فیزیکی: داشتن توانایی در حرکت عضلات و سایر حرکات ورزشی.
هوش میان فردی: توانایی شناخت احساسات؛ حالات و عواطف دیگران و مهارتهای اجتماعی.
هوش درون فردی: اطلاع از خودمان؛ احساسات و افکار خودمان. به طور کلی هوش را توانایی حل و فصل امور و مسائل به طرزی عقلانی و اصلاح و تلفیق رفتار با تغییرات محیطی نامید (تومین، 1372: 126).
بنابراین نمیتوان تعریف واحد و مشخصی از هوش ارائه داد که مورد توافق همه صاحبنظران باشد.اما عناصری از هوش وجود دارد که مورد توافق اکثریت قرار گرفته است. گیج و برلاینر (1992) عناصر فوق را به سه دسته تقسیم کردهاند:
1.توانایی پرداختن به امور انتزاعی، منظور این است که افراد باهوش بیشتر با امور انتزاعی( اندیشه ها، نمادها، روابط، مفاهیم، اصول) سروکار دارند تا امور عینی(ابزار مکانیکی، فعالیتهای حسی)
2. توانایی حل کردن مسائل، یعنی توانایی پرداختن به موقعیتهای جدید، نه فقط دادن پاسخهای از قبل آموخته شده به موقعیتهای آشنا.
3. توانایی یادگیری، به ویژه یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آنها (سیف، 1384: 578).
هوش مجموعه استعدادهایی است که با آنها شناخت پیدا میکنیم، شناختها را به یاد میسپاریم و عناصر تشکیلدهنده فرهنگ را به کار میبریم تا مسائل زندگی روزانه را حل کنیم و با محیط ثابت و محیط در حال تغییر سازگار شویم(گنجی، 1382: 21).
2-1-2 انواع هوش
در مورد انواع هوش نظریات گوناگونی توسط متخصصان و صاحبنظران مربوطه بیان شده که در ذیل به برخی آنها اشاره می گردد:
هوش هیجانی یا هوش عاطفی (EI) : در سال 1990 مقاله ای توسط سالووی و مایر منتشر شد که در آن اصلاح هوش هیجانی برای اولین بار استفاده شد. آنان EI را به عنوان توانایی درک و بیان هیجانات، استفاده از هیجانات و مدیریت آن تعریف کردند (چرنیس، 2002)
بارآن (1997) ، نظریهپرداز دیگری است که هوش هیجانی را به عنوان مجموعهای از ظرفیتها، قابلیتها و مهارتهای غیرشناختی که تواناییهای فرد را در موفقیتآمیزی با مقتضیات و فشارهای محیطی افزایش میدهند وی هوش هیجانی را در پنج مقوله کلی تعریف میکند: 1- بهره هیجانی درون شخصی شامل قاطعیت، استقلال، خودآگاهی و خودشکوفایی 2- بهره هیجانی بین شخصی شامل همدلی و مسئولیتپذیری اجتماعی 3- بهره هیجانی قابلیت سازشیافتگی شامل انعطافپذیری، آزمون واقعیت و توانایی حل مسأله 4- بهره هیجانی مدیریت تنیدگی شامل مهار تکانه، تحمل تنیدگی 5- بهره هیجانی خلق عمومی شامل امیدواری و شادمانی
با توجه به نظریه پیاژه که هوش را توانایی سازگاری و انطباق با محیط میداند، به نظر میرسد که یکی از عوامل موثر در سازگاری اجتماعی، هوش باشد. بنابراین هوش هیجانی به عنوان علل مهمی در قدرت سازگاری و پذیرش اجتماعی میتواند نقش ایفا کند.

همچنین بارآن (2005) مفهوم هوش هیجانی – اجتماعی (ESI) را مطرح کرده است که عملکردهای هیجانی اجتماعی را که منجر به سلامت روانی و نهایتاً موفقیت در تحصیل میشوند را اندازه گیری میکند.(پورشهریاری، 1387) هوش معنوی : برای اولین بار در سال 1996 توسط استیونز مطرح شد و به توسط ایمونس در سال 1999 گسترش یافت.
زوهر و مارشال (2000) هوش معنوی را به عنوان هوشی که به حل مشکلات، معنا و ارزش میدهد تعریف میکنند که با بهره گرفتن از آن میتوان اعمال و زندگی را در بافتی که از لحاظ معنا عمیقتر و وسیعتر باشد، قرارداد و به کمک آن میتوان سنجید که کدام راه و روش زندگی از دیگر راه ها و روشها کاراکتر، موثرتر و معنادارتر است.
ایمونس(2000) پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیتها و منابع معنوی در زمینه ها و موقعیت عملی در نظر میگیرد. به عبارتی، افراد زمانی هوش معنوی را به کار میبرند که بخواهند از ظرفیتها و منابع معنوی برای تصمیم گیریهای مهم و اندیشه در موضوعات وجودی یا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده کنند. او هوش معنوی را چارچوبی برای تشخیص و سازماندهی مهارتها و قابلیتهایی که مستلزم کاربرد انطباقی معنویت است تعریف مینماید او پنج مؤلفه برای هوش معنوی پیشنهاد میکند که شامل این موارد است:
1- ظرفیت تعالی، گذشتن از دنیای جسمانی و مادی و متعالی کردن آن
2- توانایی ورود به حالت های معنوی از هوشیاری
3- توانایی و آراستن فعالیتها، حوادث و روابط زندگی روزانه همراه با احساس تقدس
4- توانایی استفاده از منابع معنوی برای حل مسائل زندگی
5- توانایی رفتار فضیلت مأبانه مانند بخشش، سپاسگذاری، فروتنی و احساس شفقت.
علاوه بر موضوع هوش مذکور برخی دیگر از متخصصان نوع خاصی از هوش تحت نام هوش مصنوعی را مطرح کرده اند.
هوش مصنوعی: عبارت است از بررسی روش های استفاده از سیستمهای مبتنی بر رایانه جهت انجام وظایف یا حل مسائلی که به طور معمول توسط قوای ذهنی انسانها انجام میشوند. توسعه چنین سیستمهایی که از هوش انسان تقلید میکنند انگیزه اصلی محققان هوش مصنوعی است.
بادن هوش مصنوعی را به معنای مطالعه ساخت یا برنامه ریزی رایانههایی میداند که آنها را قادر به انجام انواع کارهایی میکنند که ذهن میتواند انجام دهد.
مینسکی (1968) در تعریفی مشابه هوش مصنوعی را علم ساخت ماشینهایی میداند که کارهایی انجام میدهند که اگر انسان بخواهد انجام دهد باید از هوش خود استفاده کند( فان، 2003) .
نحوه کارکرد سیستمهای هوش مصنوعی به این صورت است که هر سیستم هوش مصنوعی از یک مغز یا پردازشگر اطلاعات و از یک حافظه تشکیل شده که با یک هدف اصلی ساخته میشود. حافظه در اغلب اوقات در ابتدای کار، یک سیستم هوشمند خالی است یا اطلاعات بسیار محددوی دارد. در یک سیستم هوش مصنوعی غالباً تلاش میشود که بین اطلاعات به دست آمده ارتباط برقرار شود و از آنها حقایق جدیدتری کشف گردد. این نوع سیستم سیستمی است که یاد میگیرد چگونه عمل کند تابه هدف خود دست یابد، به کمک حسگرهایش با محیط ارتباط برقرار می کند و از تجربیات خود استفاده میکند، اعمالی را انتخاب میکند و انجام میدهد (داوود آبادی، 1389).
مهمترین نکته قابل توجه احتمالاً این است که میزان هوش هر فرد را صرفاً میتوان از ملاحظه رفتار او سنجید. هوش یک مفهوم انتزاعی (نه ملموس و نه عینی) است که متشکل از عوامل متعددی است و نه یک ذات عینی و ملموس که بتوان آن را بلاواسطه و مستقیماً مورد اندازهگیری و سنجش قرار داد. به نظر روانشناسان هوش صرفاً عاملی ارثی نیست. از اینرو در قسمتهای سنجش هوش، هم ضریب هوشی متأثر از محیط و هم قابلیتهای ژنتیکی فرد مورد ارزیابی قرار میگیرد

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : پیشرفت تحصیلی-خرید و دانلود فایل

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید