تحقیق رایگان درباره نابرابری جنسیتی

نداشتن شغل یا کار می‏تواند از عوامل مهم ایجاد ایده و اقدام به خودکشی باشد.

ابعاد فیزیکی یا فیزیولوژی: بیماری‏های جسمی، تومور بدخیم، اختلالات عصبی، کاهش فعالیت سروتین مغزی.
2-1-2-5- عوامل مرتبط با خودکشی
خودکشی و عوامل روان‏شناختی
اخیراً بعضی محققان بین نمایش خودکشی و اقدام از روی دو دلی و اقدام به خودکشی عمدی تفاوت قائل شده‏اند (حسینی، 1378).
اشنایدرمن اقدام به خودکشی را بر اساس بیان فرد درباره‏ی قصد او برای گرفتن جان خود به چهار دسته تقسیم می‏کند.
آن‏هایی که مصمم‏اند خودکشی کنند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آن‏هایی که تردید دارند خودکشی کنند.
آن‏هایی که قصد خودکشی ندارند.
آن‏هایی که فقط تظاهر می‏کنند و مطمئن هستند که نجات می‏یابند.
بر اساس نظر ژیرارد، حوادث زندگی هویت و خود مفهومی فرد را تهدید می‏کنند و باعث می‏شوند که حمایت‏های هویتی وی ریشه‏کن شود. آن دسته از تغییرات زندگی که مبتنی بر برنامه و قابل انتظارند، مانند بازنشستگی یا مرگ طبیعی قوم و خویش، تاثیر کمتری در رفتار خودکشی دارند ‏تا تغییرات نامنتظر مانند ناکامی‏های شغلی و حرفه ای (ژیرارد، 1993).
مباحث روان‏شناختی ابعاد متفاوتی از خودکشی را در بر می‏گیرد که متاسفانه در نظریه‏ی جامعه‏شناسی کلاسیک اثری از آن نیست و در همان گام نخست به دست فراموشی سپرده شده است. بدین ترتیب، همان‏طور که در این مختصر آمد، محیط اجتماعی و خانوادگی، با ایجاد‏ تاثیرات روانی مثبت یا منفی، ممکن است حداقل زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را مستعد کند یا نامناسب سازد (محمدپور، 1383).
خودکشی و عوامل اقتصادی
در این بحث منظور از عوامل اقتصادی آن دسته از جریانات و فرآیندهایی است که در کسب پایگاه‏ها و نقش‏های اجتماعی مرتبط با پایگاه اقتصادی موثرند و تغییر در آن‏ها باعث تزلزل در مبانی رفتار اجتماعی فرد می‏شود. در کشورهای از نظر اقتصادی توسعه یافته، خطر خودکشی برای مردان در سن پیری و برای زنان در سن میان‏سالی بالاتر است (ژیرارد، 1993).
بحث ژیرارد متوجه این نکته است که این مسئله را باید با در نظر‏گرفتن نقش‏پذیری اقتصادی مطرح کرد. وی نشان می‏دهد که صرف نوسآن‏های اقتصادی که از نظر دورکیم با ایجاد بی‏هنجاری باعث ایجاد خودکشی می‏شد کافی نیست و خود‏ تغییرات اقتصادی در وضعیت وحدت هم ممکن است اثری مشابه داشته باشد.
خودکشی و دین
دورکیم در پژوهش نظری و تجربی خود از خودکشی به این نتیجه رسیده بود که در قرن نوزدهم (قرن مورد مطالعه‏ی دورکیم) کاتولیک‏ها، به علت آموزه‏های مذهبی فراوان‏تر و حمایت‏های مذهبی بیشتری که از آن برخوردارند کمتر از پروتستآن‏ها خودکشی می‏کرده‏اند. وی ضمناً خاطر نشان می‏سازد که مذهب ممکن است به دلیل حمایت اجتماعی از فرد، عامل بازدارنده‏ای در ارتکاب خودکشی باشد (دورکیم، 1378).
پوپل و دی (1996) با فرضیات دورکیم در این زمینه مخالفند. آن‏ها معتقدند که میزان‏ خودکشی پروتستآن‏ها و کاتولیک‏ها با یک‏دیگر قابل مقایسه نیست. بر طبق نظر این دو پژوهشگر، ماموران دولت خودکشی کاتولیک‏ها را مخفی نگه داشته و آن‏ها را در مقوله‏هایی مانند ‏تصادفات، مرگ‏های ناشناخته و مرگ‏های اتفاقی طبقه‏بندی کرده‏اند. آنان دریافتند که جمعیت کاتولیک مذهب، کودکان بیشتر و افراد جوان‏تری نسبت به پروتستآن‏ها دارند. آن‏ها نتیجه ‏گرفتند که با توجه به جوان بودن جمعیت کاتولیک مذهب نرخ کلی خودکشی در بین کاتولیک‏ها به مراتب بیشتر از پروتستآن‏هاست.
با وجود این، مدل دورکیم در مورد قدرت بازدارندگی دین در مورد ارتکاب به خودکشی تایید شده و نتایج نشان داده است که افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می‏زنند، زیرا که زندگی خود را متعلق به خدا می‏دانند و معتقدند که تنها خداوند می‏تواند در زمان مقرر زندگی آن‏ها را بگیرد (وستمن، ارین و سیسیلینی، 1999).
خودکشی و تقلید
دورکیم نقش تقلید را در خودکشی ناچیز تلقی می‏کرد و شاید اصولاً آن را با خودکشی بی‏ارتباط می‏دانست. وی معتقد بود که فراوانی خودکشی را نمی‏توان با تقلید ‏توضیح داد (دورکیم، 1378). با عنایت به این‏که نظریه‏ی وی در قرن نوزدهم عرضه شده، جوابگوی دگرگون‏های جدید نیست. مطالعات برخی پژوهشگران اجتماعی با فرض ارتباط بین تقلید و خودکشی نتایج جالبی را ارائه کرده است.
واسرمن استدلال می‏کرد که همه‏ی پیشرفت بشر را می‏توان با تقلید‏ تبیین کرد. نخبگان الگوهای رفتاری را وارد جامعه می‏کنند، این الگوها سرمشق توده‏های مردم قرار می‏گیرند و در حوزه‏های فردی و جمعی پذیرفته می‏شوند (واسرمن، 1984). فیلیپس نیز بر خلاف نظر دورکیم، دریافت که خودکشی ممکن است بر اثر تقلید از داستآن‏های خودکشی یا شبیه‏سازی بروز کند و با ایجاد ‏تغییرات روان‏شناختی در فرد و تداعی داستآن‏های خودکشی زمینه‏ی ارتکاب خودکشی را فراهم ‏آورد (همان منبع).
خودکشی و عوامل سیاسی
تاکنون نظریات و پژوهش‏های بسیار کمی درباره‏ی ارتباط بین متغیر سیاسی و خودکشی انجام گرفته است ظاهراً هیچ رابطه‏ی معنادار و منطقی بین این دو مقوله وجود ندارد. با این حال، پژوهش‏ها خلاف این بحث را نشان می‏دهد. نظریه‏ی «چرخه‏های تجاری – سیاسی» یکی از نظریاتی است که ممکن است در رفتار اجتماعی افراد ‏تاثیر بگذارد.
فلدمن برای بررسی تاثیر انتخابات ریاست جمهوری در میزان خودکشی مطالعه‏ای انجام داد. او و همکارانش مطابق یافته‏های دورکیم دریافتند که میزان مرگ و میر در دوران انتخابات بالاتر رفته است. زیرا در این دوره وحدت اجتماعی متزلزل می‏شود و نظم اجتماعی جدیدی جایگزین نظم قبلی می‏گردد. بور نیز با تحلیل داده‏های مربوط به خودکشی دریافت که میان میزان خودکشی و دوره‏ی زمانی انتخابات ریاست جمهوری رابطه‏ی معناداری وجود دارد (واسرمن، 1984). در واقع، این تحقیق نظریه‏ی دورکیم را که بر اساس آن میزان خودکشی در دوره‏ی وحدت اجتماعی کاهش می‏یابد ‏تایید کرد.
خودکشی و تغییرات اجتماعی
تغییرات اجتماعی باعث کاهش در نابرابری جنسیتی و اجتماعی بین زن و مرد می‏شود. این کاهش در نابرابری نیز ممکن است باعث کاهش حمایت شود. چون نابرابری جنسیتی از نظر تاریخی در جامعه درونی شده است، کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت باعث پیدایش الگوی رفتاری اجتماعی جدیدی می‏شود که با جایگاه تاریخی متمایز زنان و مردان در تضاد است. کاهش در نابرابری و کاهش در حمایت می‏تواند با جابه جا کردن الگوی رفتاری، اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر جنسیت باعث شود که در نقش اجتماعی و اقتصادی زنان و مردان تزلزل ایجاد شود و در طول سازگاری نهادی این نقش‏ها و تغییرات جدید اجتماعی، احتمال ارتکاب خودکشی افزایش یابد. پیدایش تغییرات جدید در نقش‏های جنسیتی زنان و مردان و عدم هم نوایی افراد با این تغییرات به صورت هم‏زمان، باعث افزایش خودکشی است.
خودکشی و نهاد خانواده
در این مبحث به روابط بین نهاد خانواده و خودکشی می‏پردازیم. سوال اساسی این است که آیا نظام خویشاوندی و روابط خانوادگی در میزان گرایش به خودکشی تاثیر می‏گذارد؟ در مطالعه‏ای که تورلیندسون و بارناسون انجام دادند آشکار شد که وحدت خانوادگی در میزان خودکشی تاثیر دارد. جوانانی که با خانواده‏هایشان دارای وحدت بسیار قوی بودند کمتر تسلیم نابسامانی‏ها و عمل انتحاری می‏شدند (تورلیندسون و بارناسون، 1998). در این مطالعه، که با هدف آزمون نظریه‏ی دورکیم درباره‏ی خودکشی در سطح خرد صورت گرفت، آشکار شد که بی‏هنجاری فردی نیز ممکن است با وحدت خانوادگی خنثی شود.
پیشینه تحقیقاتی در خصوص ارتباط متغیرهای شخصیت و خودکشی

ابوالقاسمی‏و همکاران (1390) در یک پژوهش بر روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهر تبریز دریافتند که از بعد‏های سرشت‏ و‏ منش ابعاد همکاری، اجتناب‏ از‏ آسیب و خودفرآوری، در تمیز بیماران اسکیزوفرنی دارای علایم مثبت و علایم منفی، نقش معنا‏داری دارند. احتمالا بر این اساس می‏توان از ابعاد همکاری، اجتناب‏ از‏ آسیب و خودفراوری به عنوان مؤلفه‏های تأثیر‏گذار بر علایم مثبت و منفی استفاده نمود. در سطح نظری، یافته‏های پژوهش می‏تواند نظریه‏های مربوط به نقش ابعاد سرشت و منش در علایم مثبت و منفی را تأیید کند و پرسش‏های جدیدی را نیز در این ارتباط مطرح نماید. هم‏چنین استفاده از ابعاد سرشت‏ و‏ منش به منظور تمیز افراد در معرض خطر اسکیزوفرنی و برنامه‏های پیشگیرانه مناسب جهت شناسایی افراد در معرض خطر از طریق این ابعاد و ارائه خدمات مشاوره‏ای و درمانی از پیشنهادات دیگر این پژوهش می‏باشد.
جعفری(1390)به نقل از حق شناس(1390) در پژوهشی بر روی افراد اقدام کننده به خودکشی در یک بیمارستان شهر شیراز، تفاوت معنی‏داری بین بعضی از ابعاد سرشت و منش افراد اقدام کننده به خودکشی با افراد هنجاریابی شده در پژوهش حق شناس بر روی دانشجویان در شهر شیراز دست یافت.
علی ملایری و همکاران (1387) پژوهشی را جهت بررسی تست سرشت‏ و‏ منش بر روی بیماران مبتلا به اختلال ‏شخصیت مرزی مراجعه کننده به بیمارستان روزبه تهران و مقایسه آن با جمعیت نرمال ایرانی هنجاریابی شده کاویانی انجام دادند و این پژوهش نشان داد که نمرات نوجوئی و اجتناب‏ از‏ آسیب بالاتر و نمرات خودراهبری، خودفرآوری و همکاری پایین‏تر در بیماران مبتلا اختلال ‏شخصیت مرزی است. نتایج این مطالعه منطبق با نتایج مطالعات کلونینجر است. تنها اختلاف نمره پاداش- وابستگی بود که در این مطالعه اختلاف معنی‏داری با جمعیت نرمال ایرانی نشان نداد. علت آن می‏تواند حجم کوچک و یا مخدوش شدن به وسیله متغیرهای دیگر (دارو، مواد و غیره) باشد. در مورد ارتباط بین ابعاد سرشت‏ و‏ منش با یک‏دیگر در مطالعه کاویانی که تنها ضریب همبستگی بالاتر از 40/0 متعلق به اجتناب‏ از‏ آسیب و خودراهبری است که ضریب آن منفی بود.
فرید حسینی و همکاران (1386) در تحقیقی که بر روی افراد مبتلا به اختلال ‏شخصیت ضد اجتماعی و مقایسه آن با هنجار جامعه ایران (هنجاریابی دکتر کاویانی، 1384) انجام دادند. نشان دادند که نمرات نوجویی و اجتناب‏ از‏ آسیب بالاتر و نمره پشتکار، خودراهبری و همکاری پایین تر از هنجار جامعه ایران بود. نمرات پاداش- وابستگی وخود فرآوری با نمونه هنجار جامعه تفاوت معنی‏داری نداشت. ارتباط مثبت معنی‏داری بین اجتناب‏ از‏ آسیب و اضطراب بک وجود داشت. نتیجه‏گیری این تحقیق مشخص کرد که نمرات پایین در ابعاد منش نشانه تکامل ضعیف‏تر منش و تأکید کننده وجود اختلال ‏شخصیت است. نمره نوجویی بالا و پشتکار پایین (از ابعاد سرشت) نشان از اختلالات شخصیت دارد. نمرات بالای اجتناب‏ از‏ آسیب و میزان طبیعی پاداش- وابستگی با مطالعات قبلی ناهمخوان است، که مهم‏ترین علت احتمالی آن، علاوه بر حجم کم نمونه، می‏تواند مربوط به وجود افراد با وجود اضطراب در نمونه‏های بالینی باشد که بر بُعد اجتناب‏ از‏ آسیب اثر می‏گذارد.
میتسویی و همکاران )2012) یک تحقیق در شهر هکایدو کشور ژاپن به منظور مطالعه بررسی صفات شخصیتی و خلق و خو بر روی 20 نفر از دانش آموزان اقدام‏کننده به خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش (TCI) و مقایسه با گروه گواه که از نظر سن و جنس با گروه شاهد همسان شده بودند به انجام رساندند، نتایج این تحقیق حاکی از آن بود افراد گروه شاهد در زمینه اجتناب از آسیب در مقایسه با گروه گواه دارای نمره بالاتری بودند و یافته‏های این تحقیق به این نتیجه رسید که می‏توان با انجام پرسشنامه سرشت ومنش در جوانان و بررسی نمره شخصیت اجتناب از آسیب در افراد پیش‏بینی خوبی برای اقدام به خودکشی داشت و از این زمینه، برای برنامه ریزی استفاده نمود.
فرسان و همکاران(2011) درپژوهش خود که به منظور مقایسه ویژگی‏های شخصیتی با توجه به سن و گروه‏های جنسی در جامعه مکزیکوسیتی با بهره گرفتن از پرسشنامه اصلاح شده (TCI-R) و بررسی ویژگیهای روان‏سنجی TCI-R با توجه به سن و پارامترهای جنسی به انجام رساندند؛ نشان دادند که خودرا‏هبری با بالا رفتن سن افزایش یافته است. اجتناب از آسیب در افراد جوانتر در مقایسه با افراد مسن‏تر کمتر بوده و زنان نسبت به مردان در زمینه اجتناب از آسبیب و وابستگی به پاداش دارای نمره بالاتری هستند، خودفرآوری نیز از ابعادی بود که می‏توان گفت در تمام گروه‏های سنی مردان و زنان وجود دارد. این تحقیق نشان داد که ویژگی‏های شخصیتی خاص غالب در مردان و زنان توسط بلوغ و تجربیات شخصی به دست آمده در طول زندگی در‏گروه‏های سنی مختلف دچار تغییراتی می‏شود. این تحقیق عنوان می‏کند که نتایج این پژوهش می‏تواند در زمینه اهداف مقایسه‏های میان فرهنگی در‏گروه‏های جنسی در مطالعات آینده مفید باشد.
روسی و همکاران (2011) در تحقیقی در کشور ایتالیا که به منظور بررسی بعد‏های شخصیتی پس از بروز اختلال استرس پس از سانحه بر روی 375 نفر از افراد در معرض زلزله اکویلا ایتالیا و مقایسه آن‏ها با 480 نفر از افراد گروه گواه که در معرض زلزله قرار نگرفته بودند با بهره گرفتن از پرسشنامه شخصیت سرشت‏ و ‏منش TCI نتیجه گرفتند که بعد شخصیتی اجتناب از آسیب در افراد بالغ و جوان دارای نمره بالاتر و در افراد مسن بعد شخصیت خود – راهبردی و اجتناب از آسیب دارای نمره پایین‏تر نسبت به گروه گواه بودند.
کنراد و همکاران(2009) در پژوهشی که بر روی 394 نفر افراد اقدام‏کننده به خودکشی در شهر بن آلمان به منظور بررسی شخصیتی و خلق و خوی افراد افسرده در رابطه با افکار خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI انجام دادند نشان دادند که بعد شخصیتی اجتناب از آسیب بالا می‏تواند نقش مهمی‏ در ارتباط با اقدام به خودکشی داشته باشد، اما بعد شخصیتی خودراهبری به میزان کم می‏تواند نقش مهمی‏ در وجود آمدن افکار خودکشی داشته باشد.
سرتی و همکاران(2008) در پژوهشی که در کشور آلمان بر روی 111 نفر افراد بیمار بستری در بیمارستان‏های روانپزشکی که اقدام به خودکشی داشتند و 286 نفر از افراد سالم به عنوان گروه گواه به منظور بررسی نقش گیرنده‏های سروتونین و نقش ژنها و صفات شخصیتی در اقدام به خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه شخصیتی سرشت‏ و ‏منش TCI انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که گیرنده‏های سروتونین و انواع ژنها صفات شخصیتی را برای اقدام به خودکشی پشتیبانی نمی‏کند.
فورکانو و همکاران (2008) تحقیقی را به منظور بررسی اقدام به خودکشی و پرخوری عصبی با توجه به ابعاد شخصیت با پرسشنامه شخصیت سرشت‏ و ‏منش بر روی 566 نفر از افراد اقدام‏کننده به خودکشی انجام دادند و نتایج این تحقیق بیان‏گر آن بود که در افراد چاق اقدام‏کننده به خودکشی که با پرخوری عصبی و سوءمصرف الکل والدین مواجه بودند؛ در ابعاد شخصیت اجتناب از آسیب نمره بالاتری داشته و در خود- راهبری ،

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدی رویکرد شناختی

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید