منابع تحقیق درباره قوانین موضوعه

دانلود پایان نامه

د: ارث زن در دوره جاهلیت 45
ارث زن در آیین اسلام 46
4. تفاوت زن و مرد در ارث 49
الف: تحلیل فلسفه تفاوت سهم زن و مرد از ارث در روایات 50
ب: تحلیل تفاوت سهم زن و مرد از ارث از نگاه علماء و اندیشمندان 51
شبهات در باب ارث 55
پاسخ: 55
شبهه دوم: 56
پاسخ: 56
خلاصه فصل سوم 58
فصل چهارم: تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح و طلاق 61
مقدمه 61
اهمیت ازدواج: 62
هدف ازدواج 63
1- نکاح 64
نکاح در اصطلاح 65
آیه تعدد زوجات 66
شأن نزول آیه: 66
نکته‌ها در آیه: 67
2. (الف) تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از منظر روایات 68
ب: تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از نگاه علماء و اندیشمندان 70
ممنوعیت چند شوهری 74
1. مخالف با طبیعت و فطرت زن: 74
2. زیان‌های بهداشتی 75
3. اختلاط نسب 75
4. زیان‌های اجتماعی 76
شبهات در تعدّد زوجات 77
شبهه اوّل 77
شبهه دوم 78
شبهه سوم 79
3. تفاوت‌ زن و مرد در نشوز 80
نشوز در لغت: 80
نشوز در اصطلاح: 81
محدوده نشوز: 81
حقوق زن بر شوهر عبارتند از: 82
زنان ناشزه و احکام آن: 83
1. موعظه: 84
2. هجرت در خوابگاه: 84
3. تنبیه بدنی: 84
نشوز مرد و احکام آن: 85
آیه در یک نگاه: 85
راه‌ها و طرق مقابله با نشوز 89
الف: امر به معروف و نهی از منکر 89
ب) رجوع به حاکم: 89
تحلیل تفاوت زن و مرد در نشوز 90
ب: تفاوت زن و مرد در طلاق 94
مقدمه 94
1 . طلاق در لغت 96
طلاق در اصطلاح 97
انواع طلاق 97
الف: طلاق سنّی 97
ب: طلاق بدعی 98
دیدگاه‌های مطرح در مورد طلاق 98
1. ممنوعیت طلاق 98
2. اباحه طلاق 99
3. محدودیت طلاق 99
تحلیل تفاوت زن و مرد در طلاق: 101
طلاق خلع: 108
3. تفاوت زن و مرد در عدّه: 108
عدّه در لغت 108
عده در اصطلاح 109
انواع عدّه 109
آیات عدّه 109
نگاهی به آیات 111
آیه عدّه وفات 112
آیه در یک نگاه 112
فلسفه تشریع عدّه 112
1. عدّه وسیله حفظ نسل 113
2. عده فرصتی برای بازگشت و تجدید نظر مرد 113
3. آرامش و حفظ حریم ازدواج 114
چرا برای مردان عدّه نیست؟ 114
تحلیل تفاوت زن و مرد در عدّه 115
خلاصه فصل چهارم 118
فصل پنجم: تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت 121
مقدمه : 121
شهادت در لغت: 122
شهادت در اصطلاح: 123
تعریف شهادت نزد حقوقدانان: 123
اقسام حقوق: 124
مواردی که فقط شهادت مردها پذیرفته است : 125
مواردی که شهادت مردها و زنها با هم پذیرفته میشود: 126
الف) شهادت سه مرد و دو زن: 126
ب ) شهادت دو مرد و چهار زن: 126
ج ) شهادت یک مرد و دو زن: 126
اهمیت و مشروعیت شهادت: 127
تحمل و ادای شهادت نزد فقهای شیعه: 127
شهادت در قرآن: 128
١-وصیت: 128
۲-طلاق: 128
۳-زنا: 128
۴-دَین: 128
الف﴾ مصادیق متفاوت شهادت زنان: 129
١-شهادت زنان در دین و وامور مالی: 129
آیه در یک نگاه: 130
نکته ها: 130
١-شهادت دو زن به جای یک مرد: 130
۲-تفاوت زن و مرد در شهادت، ریشه در ساختار روانی و عاطفی زن دارد. 130
۳-ظاهر این آیه شریفه 131
دیدگاه مشهور علماء شیعه: 131
دیدگاه خلاف مشهور: 132
۲-شهادت زن در طلاق: 132
۳-شهادت زنان در سائر امور: 133
الف : شهادت زن در رویت هلال: 133
روایات بر عدم حجیت شهادت زنان در رویت هلال: 134
دیدگاه مشهور علماء در شهادت زن در هلال: 135
دیدگاه خلاف مشهور: 135
ب) شهادت زن در نکاح: 135
مساحقه(هم جنس بازی زنان) 135
حکمت عدم پذیرش شهادت زن در طلاق و رؤیت هلال: 137
ب)علل تفاوت زن ومرد در شهادت: 138
الف:ضعف عقلانی زن نسبت به مرد: 138
نقد و بررسی: 138
ب﴾تقوا وعدالت زن نصف مرد است: 138
ج) ضعف نسبی حافظه و ضبط جرایم: 139
د) دور بودن زن از مسائل مالی و اجتماعی: 140
تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت، نزد اندیشمندان اسلامی: 140
خلاصه فصل پنجم 148
فصل ششم: تحلیل تفاوت زن و مرد در سرپرستی و مدیریت زندگی 151
مقدمه : 151
پیشینه مدیریت : 152
بررسی آیات 152
آیه در یک نگاه : 153
نکته ها: 153
شاٴن نزول آیه : 154
آیه در یک نگاه : 154
نکته ها: 155
١-قوّامیت مرد در خانواده : 155
۲-علل قوّامیت مرد در خانواده : 158
۳-حدود ریاست و سرپرستی: 160
۴-تحلیل تفاوت زن ومرد در قوامیت در نظر علماء و اندیشمندان اسلامی: 165
خلاصه فصل ششم 170
فهرست منابع و مآخذ 171
فصل اول
کلیات و مفاهیم
فصل اول: کلیات و مفاهیم
گفتار اول: کلیات
بیان مسأله و ضرورت تحقیق
از موضوعات بسیار مهمّ و چالشی در حوزه دین بحث از حقوق زنان است که سؤالات گوناگون و شبهات متعددی را به دنبال خود دارد. در این میان جایگاه زن در اسلام مورد توجّه ویژه‌ای می‌باشد. عدّه‌ای به جهت عدم آگاهی، اسلام را به تضییع حقوق زن متّهم می‌کند و از جمله دلایل آن‌ها آیاتی است که موهم نابرابری زن با مرد از بعد حقوقی و اقتصادی است،و آنها گفته اند این یک نوع ظلم بر زن است که قرآن قائل به تفاوت زن و مرد شده است با توجه به نکات مذکور می خواهیم یک تحقیق منسجم و جدا به عنوان تحلیل تفاوت های زن و مرد در قرآن انجام دهیم و به شبهات پاسخ دهیم و راز و رمز این تفاوت را تحلیل نمائیم و اثبات کنیم تفاوت های حقوقی زن و مرد ناشی از تکالیف متفاوت آنها و آن هم ناشی از تفاوت روحی و روانی هر یک از این صنف است و بدان جهت تحلیل این دسته آیات و جهت تبیین مسأله و دفاع از اسلام یک ضرورت اجتناب ناپذیر می‌باشد.
سؤال اصلی
تحلیل تفاوت‌های حقوقی زن و مرد در قرآن چیست؟
سؤال‌های فرعی
1- بین زن و مرد در مقام انسانی و معنوی تفاوتی وجود دارد یا
یکی اند چرا؟
2- تحلیل تفاوت زن و مرد در ارث چیست؟
3- تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح چیست؟
4- تحلیل تفاوت زن و مرد در شهادت چیست؟
5- تحلیل تفاوت زن و مرد در مدیریت زندگی چیست؟

مطلب مشابه :  منبع تحقیق رشته حقوق درموردخسارات مازاد بر دیه

روش تحقیق
در این رساله از روش کتاب‌خانه‌ای استفاده شده است به این صورت که تمامی کتُب و مقالاتی که در را بطه با موضوع موجود و در دسترس بوده به صورت کلّی بررسی گردیده و از میان آن‌ها مطالبی که از علماء و نویسندگان مشهور در این زمینه نگاشته شده، جمع‌آوری شده است به نوعی که خواندن آن‌ها برای هر خواننده‌ای آسان گردد.
سابقه تحقیق
قدمت تألیفات و آثار خلق شده در باره زنان به قرن سوم هجری باز می‌گردد، امّا پرداختن به مسأله حقوق زنان با رویکردی تحلیلی از قرن دوازدهم هجری در نتیجه ظهور و گسترش جریان فمینیسم در غرب و نفوذ آن به حوزه فرهنگ اسلامی مورد توجّه جدّی اندیشمندان مسلمان قرار گرفت و در پاسخ به شبهات غرب‌زدگان تألیفاتی به وجود آمد و در این زمینه می‌توان از متفکرین و اندیشمندان ذیل نام برد:
1- رشید رضا، حقوق النّساء؛
2- عبد الحلیم ابوشقه، تحریر المرأه فی احکام المرأه؛
3- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان؛ج4 و 5
4- آیت الله ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ج2و 3
5- آیت الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم:ج4و 17و 18، زن در آیینه جلال و جمال؛
6- شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام؛
7- دکتر سعید داودی، زنان و سه پرسش اساسی؛
8- حمید کریمی, حقوق زن . زن و مرد تشابه یا تناسب
9- محمد فقیه رسول جمال: المرأه فی فکر الاسلامی
10- علی کاظم زاده: تفاوت زن و مرد در نظام حقوقی ایران
11-مهدی مهریزی: شخصیت و حقوق زن در اسلام, زن در اندیشه اسلامی
12- محمد حسین فضل الله: دنیای زن
این موضوع در کتاب‌های فقهی در لابلای مطالب دیگر، و در کتاب‌های تفسیری مربوط به آیات مورد نظر بیان شده است ولی اولا گرد آوری آنها در یک مجموعه و تحلیل دقیق تر و ثانیا توجه به شبهات جدید از امتیازات این پژوهش می باشد.
گفتار دوم: مفهوم شناسی و اقسام حق
الف) واژگان
حقوق
واژه حقوق دارای چند معنای اصطلاحی است که از آن میان فقط به دو معنا اشاره می‌کنیم:
1- گاهی مراد از حقوق نظام حاکم بر رفتار اجتماعی شهروندان یک جامعه است، یعنی مجموع باید‌ها و نبایدهایی که اعضای یک جامعه ملزم به رعایت آن‌ها هستند. در این صورت کلمه حقوق جمع حق نیست بلکه به صورت مفرد استعمال می‌شود، گویا مجموعه احکام و مقررات حاکم بر یک جامعه را یک واحد اعتباری دانسته نام حقوق بر آن نهاده‌اند. حقوق در این معنا تقریباً با قانون مرادف است. مثلاً به جای حقوق اسلام قانون اسلام می‌توان گفت. در عین حال این دو کلمه از لحاظ معنی فرق‌هایی دارند که به دو مورد مهمّ آن‌ها اشاره می‌کنیم.
الف- کلمه قانون معنای بسیار عامی دارد که شامل قوانین تشریعی و اعتباری و قوانین تکوینی و حقیقی هر دو می‌گردد، ولی معنای کلمه حقوق کم دامنه‌تر است. فقط قوانین تشریعی و اعتباری را در بر می‌گیرد. مثلاً بر همه قوانین ریاضی، منطقی، فلسفی اسم قانون اطلاق می‌شود. امّا به هیچ یک از آن‌ها حقوق نمی‌گویند. البته در قلمرو تشریعیات هردو واژه به کار می‌روند.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب- واژه حقوق هم شامل قوانین موضوعه می‌شود و هم قوانین غیر موضوعه. مراد از قوانین موضوع قوانینی است که واضع معین و معلوم مانند خداوند یا همه مردم یا سلطان باشد و مراد از قوانین غیر موضوعه قوانینی است که واضع معین آن را وضع نکرده است؛ مثل آداب و رسوم و غیره، امّا کلمه قانون فقط در مورد قوانین موضوعه به کار می‌رود.
2- کلمه حقوق در اصطلاح دوم جمع حق است، بنابر این برای فهم این اصطلاح ضرورت دارد نخست مفهوم حق و مفاهیم مشابه آن را بیان کنیم.
کلمه حق
حق در لغت:
جمع کلمه حق حقوق است، امّا کلمه حقوق خودش به دو شکل استفاده می‌شود. گاهی با صیغه جمع، ولی با مفهوم اسم جمعی که در این صورت معادل است با معنی اصطلاحی قانون و گاهی به معنای جمع حق است. حقی که این‌جا از آن بحث می‌شود هیچ ربطی به معنی اصطلاحی مذکوره حقوق ندارد، بلکه مقصود در این تحقیق حقی است که جمع آن حقوق است.
از نظر لغت معنای حق مختلف‌اند، ولی در هر کدام معنای ثبوت خوابیده است، یعنی معنی اصلی آن همان ثبوت است و در هر کدام از معانی که استفاده می‌شود، نوعی کم رنگ از ثبوت دیده می‌شود‌، به طوری کلّی حق در معنی ذیل به کار می‌رود.
اول: برای موجِد (بالکسر) شیء گفته می‌شود. اگر ایجاد او مقتضای حکمت باشد، لذا به خداوند متعال حق می‌گویند.
دوم: برای کارها و موجَد (بالفتح) گفته می‌شود اگر آن فعل مطابق حکمت باشد و لذا برای افعال خداوند متعال حق استفاده می‌شود.
سوم: به اعتقاد مطابِق (بکسر الباء) حقیقت گفته می‌شود ولذا می‌گویند اعتقاد فلانی در باره معاد حق است، همچنین به مطابَق (بفتح الباء) هم گفته می‌شود؛ یعنی چیزی که اعتقاد بر آن تطبیق می‌شود.
چهارم: برای فعل یا قولی گفته می‌شود که بر حسب نیاز و به قدر نیاز و مطابق زمان باشد؛ لذا می‌گویند که حرف شما حق است و کار شما حق است.
چهار معنای بالا را راغب اصفهانی ذکر کرده است.
پنجم: وجوب- ششم غالب شدن – هفتم نقیض باطل.
هشتم اسماء و صفت الهی، نهم قرآن و نبوت و اسلام، دهم، راستی.
یازدهم یقین، دوازدهم یقین بعد از موت.
حق در اصطلاح
حق در اصطلاح عبارت از نوعی سلطه و قدرت و توانایی یا نوعی تا مرتبه ضعیفی از مالکیت که قانون به فرد یا افرادی می‌دهد تا در پرتو آن در موارد خاصی به کار گیرند و از مزایای آن بهره‌مند شوند. برخی حق را نوعی از سلطنت می‌دانند.
حقوق که جمع حق است عبارت است از مجموعه قوانین و مقرّرات اجتماعی که از سوی خدای انسان و جهان برای برقراری نظم و قسط و عدل در جامعه بشری تدوین می‌شود تا سعادت جامعه را تأمین سازد.
حق در قرآن:
این کلمه حدود 2471 بار در قرآن آمده است، 227 بار به صورت الحق، 17 بار به صورت حقّاً، 3 بار به صورت حقه. کلمه حق در قرآن در معانی متعدّد به کار برده شده است، که بعضی از آن‌ها ذکر می‌شود.
گاهی به عنوان صفت خداوند متعال «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ»
گاهی در مورد کارهای خداوند متعال مثل؛ «مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ » «خداوند آسمان‌ها و زمین و چیزهایی در میان آن دو خلق نکرده مگر به حق».
قضاء و حکم (به معنای داوری) مثل؛«… قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغىٰ ‏ بَعْضُنا عَلى‏ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَق » آن‌ها گفتند که ما دو تا شاکی هستیم که بعضی از ما به بعض دیگر تجاوز کرده‌اند، پس در میان ما به حق داوری کن.
در مورد اخیر اگرچه معنی داوری در حقیقت از کلمه حکم به دست می‌آید .

در موارد فوق معنای حقوقی نداشته ولی حدوداً چهل مورد در معنای حقوقی استعمال شده است و در بیشتر این موارد کلمه مذکور به یکی از این دو صورت استعمال شده است.
به عنوان صفتی برای فعل انسان مثل؛ «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآَیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ»
در معنای اصطلاحی حق، مثل؛ «… فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا»
کلمه حکم
حکم در لغت
معنای اصلی حکم، منع کردن است که تقریباً همه به آن اشاره کرده‌اند و اکثر آنان این شعر جریر، شاعر عرب را هم بعد از ذکر معنی آورده‌اند.

أبنی حنیفه أحکموا سفهاءکم إنی اخاف علیکم أن غضباً
ای بنی حنیفه دیوانه‌های خود را نگهدارید. من می‌ترسم که بر شما غضب کنم.
راغب در مفردات می‌گوید که معنای حَکَمَ منع کردن است، منعی که برای اصلاح باشد لجام اسب را به همین خاطر حَکَمه می‌گویند.
ابن فارس در معجم و خلیل در ترتیب کتاب العین نیز بر این مطلب تأکید دارد که معنای اصلی حکم، منع کردن است و مثال لجام فرس را آورده است.
ابن منظور در لسان العرب، اشاره‌ای به معنای منع کردن نمی‌کند بلکه حکم را به علم و فقه و قضاوت با عدل معنی کرده است.
تهانوی در کشاف ده معنا برای حکم ذکر کرده است که از جمله آن‌ها از: اسناد امر، خود نسبت حکمیه، تصدیق، محکوم علیه، محکوم به، نفس قضیه، خطاب خداوند متعال که متعلق به افعال مکلّف است، امری ثابت برای یک چیز و اثری که بر عقد و نسخ مرتب می‌شود.
از کلام زمخشری در اساس البلاغه به دست می‌آید که او حکم را به مستحکم و محکم بودن معنی می‌کند. البته استحکام با منع کردن خیلی نزدیک است؛ چون چیزی که مستحکم است مانع برای چیز دیگر است.
حکم در اصطلاح
در یک تعریف ساده، به مجموعه قوانین و مقرراتی که شارع برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، عبادی، مالی … مقرّر کرده است، حکم شرعی گفته می‌شود. بنابراین وجوب نماز بر مکلفین، حرمت ربا و لزوم جبران ضرر و مانند آن از احکام شرعی می‌باشد.
حکم در قرآن
این کلمه با مشتقات خودش حدود 210 بار در قرآن به کار رفته است. ولی در هر مورد فقط در یک معنی به کار نرفته است، بلکه معانی متعدّد از آن اراده شده است، این مطلب هم قابل توجه است که معانی متعدّد مذکوره، کم جایی است که معنی لغوی به طور محسوس، لحاظ شده باشد اگرچه می‌شود در بعضی از آن‌ها به معنی لغوی آن یعنی منع پی ببریم.
معانی که در قرآن از این کلمه قصد شده اند، را می‌توان این‌طور فهرست کرد.
1- قضاوت و داوری کردن برای دو تن یا چند تن که با هم دعوی دارند مثل «و إن حکمت فاحکم بینهم بالقسط» و اگر داوری کردی در میان آن‌ها با عدالت داوری کن.
2- قضاوت کردن درباره یک مسأله برای خودش مثل: «وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِیبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَکَائِنَا فَمَا کَانَ لِشُرَکَائِهِمْ فَلَا یَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلَى شُرَکَائِهِمْ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»
آن‌ها سهمی برای خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند (و سهمی برای بتها) و به گمان خود گفته‌اند این مال خداست و این هم مال شرکای ما (یعنی بتها) است آنچه مال شرکای آن‌ها بود به خدا نمی‌رسد ولی آنچه مال خدا بود به شرکای شان

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید