پایان نامه روانشناسی با موضوع : مهارت های زندگی

دانلود پایان نامه

انگیزشیِ مهمی است (بندورا، 1988، 1997؛ شانک، 1989؛ نقل از پینتریچ و شانک، 1385). در واقع اینکه اهداف تا چه حد واقع بینانه یا غیر واقع بینانه هستند، متأثر از تصور افراد از ظرفیت های خود یا باورهای کارآمدی خود است. باورهای خودکارآمدی بر الگوهای فکری که ممکن است خود کمک کننده یا خود تأخیر ساز باشند اثر می گذارد. نیرومندی کارآمدی ادراک شده به افزایش سطح اهدافی که مردم برای خود برمی گزینند و تحکیم تعهدشان به آن اهداف منجر می شود. درواقع هرچه خودکارآمدی ادراک شده ی افراد بالا تر باشد، کوشش بیشتری را برای پردازش شناختی تکلیف و تفکر تحلیلی اختصاص می دهند. رابطه ی بین خودکارآمدی و اهداف یک رابطه ی دوطرفه است. بطوری که هم خودکارآمدی در تعیین هدف تأثیر دارد و هم اهداف میزان خودکارآمدی را تعیین می کنند. از جمله اینکه به ویژگی های هدف از قبیل نزدیکی، خاص بودن و دشواری بستگی دارد. دراین باره می توان گفت که اهداف نزدیک، اهداف خاص و اهداف با درجه ی دشواری متوسط نسبت به اهداف دور، کلی و با درجه ی دشواری کم یا خیلی زیاد، از همه مؤثرترند و خودکارآمدی را بیشتر افزایش می دهند (پینترچ و شانک، 1385).
نقش خودکارآمدی در انگیزش

در رویکرد شناختی- اجتماعی بندورا، انگیزه به عنوان به عنوان یک رفتار هدف گرا تعریف شده است که توسط انتظارات مربوط به پی آمدهای پیش بینی شده ی اعمال و خودکارآمدی برای انجام آن کارها آغاز شده و ادامه می یابد (بندورا، 1997، 1993 و1986؛ نقل از پینتریچ و شانک، 1385). افراد با خودکارآمدی بالا از افراد با خودکارآمدی پایین احتمالا بیشتر در فعالیت ها شرکت می کنند و هنگام مواجهه با مشکلات بیشتر از
خود سخت کوشی و مجاهدت نشان می دهند (پینتریچ و شانک، 1385). در واقع این گونه افراد در هنگام برخورد با موانع و مشکلات به جای اجتناب از موانع با آن ها درگیر می شوند و پایداری و استقامت بیشتری از خود نشان می دهند و برشدت تلاش های خود می افزایند. در واقع می توان گفت که تفاوت واکنش های دو گروه از افراد به انگیزه ی آن ها برمی گردد بطوری که افراد با خودکارآمدی بالا انگیزش درونی داشته و توان آن ها برای برخورد با موانع بیشتر است (کلینکه، 1386).
از جانب دیگر سازه ی انگیزشی دیگری که در این دیدگاه رخ می نماید انتظارات پی آمدی است که از نظر انگیزشی بسیار مهم است. انتظارات پی آمدی نتایچ مورد انتظار اعمال یک فرد است (بندورا، 1986؛ لاک و لاتهام، 1990؛ واینر، 1985؛ نقل از پینتریچ و شانک، 1385). این دوسازه اغلب بصورت مجزا تلقی می شوند اما بندورا (1982) پیشنهاد کرد که خودکارآمدی صرف بالا / پایین در تلفیق با انتظارات پی آمدی بالا / پایین بینش بهتری از انگیزش و رفتار فرد به ما می دهد (تصویر 4- 2).
انتظارات پیامدی
خودکارآمدی
انتظار پیامدی بالا
انتظار پیامدی پایین
خودکارآمدی بالا
عمل به موقع و حاکی از اعتماد به نفس
درگیری شناختی بالا
فعار گرایی اجتماعی
اعتراض
شکایت
تغییر محیط
خودکارآمدی پایین
خود= تحقیر سازی
افسردگی
کناره گیری
بی تفاوتی
گوشه گیری
تصویر 4- 2: واکنش های رفتاری و عاطفی به عنوان عملکردی از سطوح مختلف خودکارآمدی و انتظارات پیامدی.
همانطور که از تصویر بر می آید، خودکارآمدی و انتظارات پیامدی در تلفیق با هم میزان انگیزش فرد را در پرداختن به تکلیف رقم می زنند (پینتریچ و شانک، 1385).
ابعاد خودکارآمدی:
عقاید خودکارآمدی از نظر سه بعد با هم تفاوت دارند:
سطح
عمومیت
نیرومندی
1) سطح: اولین بعد تفاوت عقاید خودکارآمدی سطح می باشد, کارآمدی یک فرد در یک قلمرو , ممکن است در حد کارهای ساده, متوسط و یا شامل سطوح سخت هم گردد. اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد انجام آن کار ساره بوده و هرکس ممکن است احساس خودکارآمدی بالایی در مورد انجام آن داشته باشد. بنابراین باید شرایط و زمینه آن نیز مشخص شود. لذا برای تهیۀ مقیاس های خودکارآمدی, پژوهشگر باید تحلیل مفهومی انجام دهدو از موضوع مورد نظر خود و عوامل موفقیت در آن شناخت کامل بیابد. از طریق مصاحبه, پیمایش باسوالات باز و با بهره گرفتن از پرسشنامه های باساختار می توان اطلاعات لازم را برای تعیین سطوح چالش و موفقیت , بدست آورد (کلینکه، 1386؛ فراهانی، 1378).
2) عمومیت : دومین تفاوت عقاید خودکارآمدی در بعد تعمیم پذیری است. افراد ممکن است در یک قلمرو یا بخش کوچکی از آن, خود را کارآمد بدانند. که از چند عامل تاثیر می پذیرد, ازجمله شباهت فعالیت ها, حیطه بروز آن, کیفیت شرایط, خصوصیات اشخاصی که آن رفتار یا فعالیت به آن ها مربوط است (کلینکه، 1386؛ فراهانی، 1378).
3) نیرومندی: سومین تفاوت در عقاید خودکارآمدی در بعد نیرومندی آن است. عقاید خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند. اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند, در برابر موانع آن را حفظ می نمایند. این عقاید هرچه نیرومندتر باشند, دوام بیشتری هم دارند و رابطۀ قوی تری با رفتار می یابند(کلینکه، 1386؛ فراهانی، 1378).
منابع خودکارآمدی:
قضاوت های شخص, دربارهْ سطح خودکارآمدی اش بر چهار منبع از اطلاعات مبتنی است:
موفقیت در عملکرد
تجربیات جانشینی
قانع سازی کلامی
برانگیختگی فیزیولوژیکی
موفقیت در عملکرد: بانفوذترین منبع قضاوت های خودکارآمدی، موفقیت در عملکرد است. تجارب موفقیت آمیز قبلی علامت های مستقیمی را از سطح توانایی و شایستگی ما فراهم می آورند. پیشرفت ها یا موفقیت های قبلی استعدادهای ما را نشان می دهند و موجب تقویت کردن احساس هاس خودکارآمدی در ما می شوند. شکست های قبلی بخصوص شکست های تکراری، حس شایستگی و سطح خودکارآمدی ما را پایین می آورد (بندورا، 1977؛ بندورا، 1978؛ بندورا، 1996؛ فراهانی، 1378).
تجربیات جانشینی: دیدن مردمان دیگری که به نحو موفقیت آمیزی عمل می کنند، احساسات خودکارآمدی را تقویت می کنند، بخصوص افرادی که از نظر توانایی ها مشابه ما قضاوت شده باشند. درواقع ما می گوییم « اگر آن ها می توانند آن را انجام دهند، من نیز می توانم ». دیدن شکست دیگران نیز می تواند خودکارآمدی ما را کاهش دهد. بنابراین الگوهای موثر بر خودکارآمدی ما با اهمیت اند، چرا که به ما راهبردای مناسب و شیوه هایی برای کنارآمدن با موقعیت های دشوار را نیز نشان می دهند (بندورا، 1977؛ بندورا، 1978؛ بندورا، 1996؛ فراهانی، 1378).
قانع سازی کلامی: یعنی به مردم بگوییم که آن ها می توانند آنچه را که می خواهند بدست آورند، می توان خودکارآمدی را بهبود بخشیده و آن را افزایش دهند و امکان دارد که رایج ترین منبع برای خودکارآمدی باشد. زیرا دائما از جانب والدین، مربیان و دیگر افراد استفاده می شود. برای اینکه قانع سازی کلامی موثر باشد باید واقع گرایانه باشد. مثلا بیهوده است اگر به کسی که 7/1 متر قد دارد بگوییم که تو می توانی قهرمان بسکتبال شوی (بندورا، 1977؛ بندورا، 1978؛ بندورا، 1996؛ فراهانی، 1378).
برانگیختگی فیزیولوژیکی: نظیر میزان ترس و آرامش ما در موقعیت استرس زا می باشد. زیرا ما اغلب این گونه اطلاعات را به عنوان مبنایی برای قضاوت کردن دربارهْ توانایی هایمان در سازش و کنارآمدن به کار می بریم. بندورا اذعان می دارد: زمانی که مردم توسط برانگیختگی آزارنده ای محاصره نشده اند، بیشتر در انتظار موفقیت هستند تا زمانی که عصبی و ناراحت و از نظر احشایی نگران و مضطرب هستند (بندورا، 1977؛ بندورا، 1978؛ بندورا، 1996؛ فراهانی، 1378).
او معتقد است که امکان ترتیب دادن شرایطی خاص برای افزایش خودکارآمدی در افراد وجود دارد، که به قرار زیر است:
روبرو کردن مردم با تجارب موفق از طریق ترتیب دادن اهداف دست یافتنی و موفقیت آمیز مستقیم و جانشینی.
مواجه کردن مردم با الگوهای مناسبی که عملکرد موفقیت آمیزی دارند. چرا که تجربیات موفقیت آمیز جانشینی را افزایش می دهد.
فراهم کردن قانع سازی کلامی، مردم را تشویق می کند که باور کنند که توانایی انجام موفقیت آمیز کارها را دارند.
تقویت برانگیختگی فیزیولوژیکی از طریق غذای مناسب، کاهش استرس و برنامه های ورزشی، نیرو و توان و توانایی در سازش را افزایش می دهد (بندورا، 1977؛ بندورا، 1978؛ بندورا، 1996؛ فراهانی، 1378).
بندورا خود این شیوه ها را برای افزایش خودکارآمدی در موقعیت های گوناگون بکار برده است. از جمله نواختن موسیقی، برقرار کردن رابطهْ بهتر با جنس مخالف، به دست آوردن مهارت های کامپیوتری، ترک سیگار و اعتیاد و غلبه بر هراس ها (فوبی ها) و دردهای جسمانی و … (فراهانی، 1378).
به عقیدهْ بندورا تاثیر برداشت انسان از خودکارآمدی گسترده است و شامل موارد ذیل می باشد:
افراد به چه فعالیت هایی می پردازند.
چه مقدار از تلاش های خود را صرف یک موقعیت مشخص می کنند.
برای چه مدت در مقابل موانع ایستادگی می کنند.
واکنش های هیجانی فرد هنگام پیش بینی یک موقعیت یا انجام آن چگونه است.
جمع بندی

در این بخش با دیدگاه شناختی- اجتماعی که توسط آلبرت بندورا و والتر میشل بسط و توسعه یافته پرداخته شد. در ادامه مفهوم خودکارآمدی به عنوان مهمترین سازه ی انگیزشی این دیدگاه و نقش آن در عملکرد، سلامت، تعیین اهداف و انگیزش مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نیز به ابعاد خودکارآمدی، منابع خودکارآمدی و نقش خودکارآمدی در تغییر رفتار اشاره شد.

تاریخچه ی مهارت های زندگی
برنامه ی مهارت های زندگی یکی از راهبردهای متمرکز بر فرد است و تلاش می کند از طریق افزایش توانایی مقابله ای افراد، ظرفیت آنان را در جهت مقابله با چالش ها، کشمکش ها و ناملایمات زندگی روزمره ارتقا دهد. به عبارت دیگر افراد را در برابر مشکلات ایمن نماید. برنامه ی آموزش مهارت های زندگی توسط دکتر گیلبرت، جی، بوتوین، پروفسور و روان شناس عضو دپارتمان بهداشت عمومی و روان پزشکی دانشگاه کرنل، در سال 1979 میلادی مطرح شده است (سازمان آموزش و پرورش خوزستان، 1383). وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با بهره گرفتن از مهارت های رفتار جرأتمندانه، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه واحد پیشگیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می شود که همه ی مهارت ها به فرد آموخته شود (بوتوین، 2004؛ نقل از البرز، 1386).
به دنبال این اقدام مقدماتی، سازمان بهداشت جهانی، به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی در سال 1993 پیشنهاد اجرای آموزش مهارت های زندگی را در کشورهای جهان سوم به یونیسف ارائه داد. قبل از سال 1993، برنامه هایی از جمله برنامه ی سوء استفاده از مواد مخدر (1984- 1980)، مسائل جنسی در نوجوانان (1986)، آموزش صلح و پرهیز از خشونت (1988)، برنامه ی آموزش اعتماد به نفس (1990) و برنامه ی آموزش ارتقای هوش (1990) در کشورهای مختلف اجرا شده بود. بعد از سال 1993، برنامه ای تحت عنوان پیشگیری از بیماری ایدز در سال 1994 اجرا گردید. در کشور ما نیز چند سالی است طرح آموزش مهارت های زندگی زیر نظر سازمان بهزیستی، یونیسف و سازمان بهداشت جهانی اجرا می شود. آموزش و پرورش در سال تحصیلی 78- 1377 در سطح متوسطه اقدام به اجرای آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک درس انتخابی، پرورشی نموده است و در قالب یک ماده ی درسی در مدارس تدریس می گردد (اسماعیلی، 1383؛ نقل از البرز، 1386).
طرح آموزش مهارت های زندگی در سال 1379 به صورت آزمایشی در برخی از استان ها شروع شده که طی آن مهارت های زندگی توسط کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان به افراد و دانش آموزان آموزش داده می شود (البرز، 1386).
مفهوم و تعریف مهارت های زندگی
از مهارت های زندگی تعاریف متعددی ارائه شده است و ما در این حوزه با تنوع تعاریف و برداشت ها مواجه هستیم که در ادامه به مهمترین این تعاریف اشاره می شود:
“مهارت های زندگی” عبارت اند از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه ی سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند. این توانایی ها، فرد را قادر می سازند مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست ها، انتظارات و مشکلات روزانه، به ویژه در روابط بین فردی، به شکل موثری روبه رو شود (طارمیان، 1383). منظور از مهارت های زندگی، آن نوع توانایی ها و مهارت های عملی است، که موجب رفتارهای مثبت و سازگارانه گردیده است؛ فرد را در اداره موثر نیازها، سختی ها، خطرها و فشارهای زندگی روزانه، توانا می سازد و برای احساس کامیابی، توانمندی و شادکامی در زندگی روزمره بدان ها نیاز است. هدف از آموزش این مهارت ها افزایش توانایی های روحی- اجتماعی است (احمدی، 1384). مهارت های زندگی توانایی رفتار سازگارانه و مثبت می باشد به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید (فتی و همکاران، 1385).
مهارت های زندگی یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار است، که توازن میان سه حوزه را مد نظر قرار می دهد. این سه حوزه عبارتند از: دانش، نگرش و مهارت ها. تعریف یونیسف بر شواهد پژوهشی مبتنی است، که نشان می دهند، اگر در توانمند سازی افراد جامعه بحث دانش، نگرش و مهارت به صورت تلفیقی مورد توجه قرار نگیرد، نتیجه ی مورد انتظار، یعنی کاهش رفتارهای پرخطر، بدست نمی آید (یونیسف، ترجمه ی آقازاده، 1381).
بطور کلی مهارت های زندگی عبارتند از: توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارت های زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت های خانگی و اجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز و مواد مشابه قابل استفاده است. این مهارت ها به افراد کمک می کند تا مثبت عمل کرده و هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی- اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقا بخشند (فتی و همکاران، 1385).
اهداف آموزش مهارت های زندگی

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : روابط بین فردی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهارت های زندگی مجموعه ای از اهدافی را دنبال می کند که خاص فرد یا طبقه ی خاصی نیست، بلکه هر کسی در جایگاه خود می تواند از آن ها بهره گیرد. اما همان طور که در قسمت های قبل اشاره شد هدف اصلی برنامه ی آموزش مهارت های زندگی پیشگیری از آسیب های اجتماعی و ارتقاء سطح بهداشت روان افراد و جامعه می باشد. با این وجود در کنار این هدف کلی، اهداف اختصاصی تر دیگری هم که منتج از

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید