پایان نامه روانشناسی با موضوع : روابط بین فردی

برانگیختگی روانی نمود می یابد. خشم هیجانی بهنجار با جنبه های انطباقی بسیار است. با وجود این وقتی که تکرار، شدت و مدت آن افزون تر از جنبه های انطباقی باشد، ناکارآمد می گردد (نواکو، 2003؛ نقل از البرز، 1386).
شیوه ی طبیعی و غریزی بروز عصبانیت ارائه ی واکنش های پرخاشگرانه است. عصبانیت پاسخ طبیعی نسبت به تهدید است. عصبانیت و خشم، انرژی لازم را در افراد ایجاد می کند تا بتوانند در صورتی که مورد حمله قرار بگیرند، بجنگند و از خود دفاع کنند. تائید این مدعا تغییرات جسمانی است، که در موقع خشم آن ها را احساس می کنیم. افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون، جریان بیشتر خون به عضلات و … که همه ی این تغییرات ناشی از فعالیت دستگاه عصبی خودکار است و آمادگی فرد را تامین خواهند کرد. از طرفی باید توجه داشت که ما نمی توانیم نسبت به هر کس یا هرچیز که ما را تحریک کرده یا آزار می دهد، خشم بورزیم. قوانین، ضوابط اجتماعی و عقل سلیم محدودیت هایی را برای بروز عصبانیت به شکل طبیعی اعمال می کنند. مرور تاریخی نیز دال بر این است که جامعه ی بشری از خشم کنترل نشده آسیب های فراوانی دیده است.

خشم در طی دوره های گذشته مکانیسمی بوده که بقاء بشر را بدنبال داشت ولی واقعیت این است که قانونمندی جامعه ی انسانی کارکرد خشم را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. امروزه مسیر جامعه ی انسانی به سمتی است که حیات فرد را در زمره ی ارزشمندترین موهبت ها قرار داده است و هر عاملی که این حیات را به مخاطره بیندازد قطعاً در انزوا قرار خواهد گرفت. خشم نیرویی است که مقابل این مسیر انسانی قرار دارد چرا که هدف خشم تخریب و از بین بردن است و جامعه ی متمدن انسانی به هیچ وجه به خشم این اجازه را نمی دهد.
تعریف خشم:
خشمدرلغت به معنای غضب و قهر آمده است (معین، 1376) و به عنوان واکنش هیجانی تحریک شده ی فرد در اثر جلوگیری یا خنثی کردن میل فرد به وسیله ی یک عامل هیجانی ناخوشایند، تعریف شده است (شعاری نژاد، 1375).
مهارت « مدیریت خشم »، یک مداخله رفتاری– شناختی است که به خشم به عنوان نیروی نشأت گرفته به دنبال خشونت تمرکز می کند (گاندولف، 2001). همچنین مهارت مدیریت خشم بدین صورت نیز تعریف شده است: « به کار بردن راهبردهای مختلف (محیطی ، اجتماعی ، شناختی ، رفتاری ، تن آرامی ، مهارت های جرأت ورزی و فیزیولوژیکی ) برای به حداقل رساندن خشونت در روابط به طوری که در انجام امور روزمره (تحصیلی، شغلی، اجتماعی و خانوادگی) تداخل نکند، بلکه باعث انگیزش و پیشرفت نیز گردد» (لاتایلاد و باب کوک، 2000؛ نقل از البرز، 1386).
نکته ی بسیار مهم در مورد مدیریت خشم اینست که به محض ایجاد خشم بتوان آن را تشخیص داد و قبل از شدت پیدا کردن آن را کنترل نمود. برای این کار بهتر است فرد نسبت به علایم اولیه ایجاد خشم در خویش حساس شده و آن ها را به محض بروز شناسایی نماید. بطور کلی وقتی هیجان شدیدی از قبیل خشم یا ترس دست می دهد، احتمالاً تغییرات بدنی متعددی را نیز احساس ی کنیم که قسمت عمده ی این تغییرات فیزیولوژیکی که همزمان با برانگیختگی هیجانی رخ می دهد ناشی از فعالیت بخش سمپاتیک دستگاه عصبی خودمختار است که آماده سازی بدن برای اقدام اضطراری را برعهده دارد. این علایم در تمام افراد یکسان نیست و هر فردی در هنگام عصبانیت برخی از آن ها را تجربه می کند و لزوماً همزمان روی نمی دهند. دستگاه سمپاتیک هنگام بروز هیجانات از جمله خشم تغییرات زیر را سبب می شود:
فشار خون و ضربان قلب افزایش می یابد.
مردمک چشم فراخ می شود.
تعریق افزایش می یابد و ترشخ بزاق و مخاط کم می شود.
سطح قند خون بالا می رود تا انرژی بیشتری فراهم شود.
به هنگام جراحت، خون سریع تر لخته می شود.
خون بجای معده و روده بیشتر به سوی مغز و عضلات مخطط سرازیر می شود.
رنگ چهره تغییر می یابد (سرخ شدگی یا رنگ پریدگی).
داغ شده یا یخ کردن بدن.
موهای پوست سیخ شده و باعث دانه دانه شدن پوست می شود ( سازمان بهداشت جهانی، 1385 و اتکینسون و همکاران، 1385).
شیوه های ابراز خشم
واکنش افراد مختلف در مقابل احساس خشم متفاوت است و به دو عامل تفاوتهای ژنتیکی و تفاوت در ساختار و سبک زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد. برخی افراد هنگام خشم, سعی می کنند آن را نشان ندهند. آنها شدیداً رفتار خود را کنترل کرده و هیچ علامتی از عصبانیت نشان نمی دهند. گفته می شود که این افراد خشم خود را فرو می خورند. برخی افراد هنگام احساس خشم، رفتارهای پرخاشگرانه ای از خود نشان می دهند. برای مثال با صدای بلند فریاد می زنند، دیگران را کتک می زنند و یا وسایلی را پرت کرده و به عبارتی دیگر, با رفتار خود به نحوی به دیگران یا وسایل آسیب می زنند.
گاهی افراد رفتارهای پرخاشگرانه خود را به طور مستقیم نشان نمی دهند. یعنی ظاهراً هیچ رفتار پرخاشگرایانه ای انجام نداده اند؛ در صورتی که به هر حال به طریقی غیر مستقیم به فرد مقابل آسیب می زنند. به چنین رفتارهایی رفتارهای پرخاشگرانه ی منفعلانه می گویند .
برخی افراد علیرغم احساس خشم، کاری نمی کنند که به فرد مقابل آسیب بزند ولی احساس خود را ابراز می کنند. به این رفتارهای، رفتارهای جرات مندانه می گویند (سازمان بهداشت جهانی ، 1377).
شیوه های مدیریت خشم:
کنترل و مدیریت خشم به این معنی نیست که فرد اصلاً خشم خود را نشان ندهد، بلکه کنترل خشم شامل ابراز خشم به شیوه ای سازگارانه نیز هست (گرستن، 2006). با آموزش شیوه های مدیریت خشم به افراد می توان به آنان این آگاهی را داد که در صورت بروز عصبانیت در موقعیت های مختلف، برخورد صحیح و اصولی چیست، تا بروز خشم خود باعث بروز مشکلات بعدی نیز نشود. چندین راه عملی برای مدیریت خشم وجود دارد که عبارتند از:
الف ) ایجاد تغییر در محیط: گاهی فرد در محیطی قرار می گیرد که در آن جا عواملی وجود دارد که آستانه ی تحریک فرد را در مقابل خشم پایین آورده یا حتی باعث عصبانیت وی نیز می شود. حذف این عوامل در صورت امکان، یا حتی ترک محیط می تواند باعث کاهش میزان خشم فرد شود.
ب ) ترک موقعیت: در شرایطی که احتمال می رود ادامه ی حضور فرد در آن محیط باعث درگیری شود، می توان محیط را ترک گفت.
پ ) آرام سازی: آرام سازی روش مناسبی برای کاهش خشم می باشد. تمرینات یوگا، تمرکز ذهن و نظایر آن نیز می تواند مفید باشد.
ت ) حل مشکل: گاهی علت خشم فرد یک ظلم یا تهدید واقعی است و خشم واکنشی طبیعی نسبت به آن می باشد. در چنین موافعی بهتر است فرد در کنار کنترل خشم خود، راه حل مناسبی نیز برای مشکل خود بیابد. مهارت حل مساله، یافتن بهترین راه حل برای چنین مشکل هایی را به افراد می آموزد.
ث ) مقابله با افکار منفی: تفسیر فرد از موقعیت و آن چه که به خود می گوید می تواند باعث خشم یا آرامش فرد شود. بنابراین هنگام خشم فرد باید به افکار خود توجه کند و افکار منفی را باافکار مثبت جابجا نماید.
ج ) ابراز خشم به شیوه ای سازگارانه: در ابراز خشم به شیوه ای سازگارانه فرد رفتار جرات مندانه از خود نشان می دهد. رفتار جرات مندانه رفتاری است که فرد بوسیله ی آن می تواند بدون انجام رفتارهای پرخاشگرانه، به دیگران نشان دهد که از آن ها رنجیده یا عصبانی شده است (گرستن، 2006).
چ ) متوقف کردن افکار، حالات و احساسات ستیزه جویانه: به محض ایجاد حالات ستیزه جویانه فرد فریاد بزند، بس کن، کافی است و بااین کار وقوع این حالات را متوقف کند. حتی اگر خود فرد نتوانست فرد دیگری به وی بگوید که بس کن. پس از آن فکر خود را به مسائل لذت بخش منحرف کند تا احساس مطبوعی در وی ایجاد شود (بوالهری، 1385).
ح ) منحرف کرده افکار ستیزه جویانه: ذهن همزمان نمی تواند به دو مساله فکر کند؛ لذا، فرد در یک موقعیت که وی را خشمگین می سازد، می تواند فکر دلخواه خود را وارد ذهن نماید.
د ) انجام ورزش: مثل شنا، پیاده روی و یوگا (آقازاده، 1386).
مهارت برقراری روابط بین فردی موثر
بشر موجودی اجتماعی است. یکی از رسالت های مهم انسان در جهان، ایجاد، گسترش، تداوم بخشیدن و عمق بخشیدن به روابط بین فردی است. هیچ یک از توانمندی های بالقوه ی انسان رشد نمی کند مگر در بستر روابط بین فردی. هیچ انسانی از بدو تولد و بدون آموختن نمی تواند روابط بین فردی موثر برقرار کند؛ بلکه باید آن را بیاموزد. این آموختن مادام العمر است و تا زمانی که انسان زنده است ادامه دارد. تداوم حیات و اجتماع بشری منوط به افزایش کیفیت روابط بین فردی است.
تعریف روابط بین فردی
مهارت های روابط بین فردی به ما کمک می کند تا در تعامل با مردم رابطه ی مثبتی داشته باشیم. این مهارت ها می تواند به معنای توانایی ایجاد و حفظ روابط دوستانه با دیگران – که به نوبه ی خود می تواند در سلامتی روانی و اجتماعی ما نقش مهمی را بازی کند -، همچنین حفظ روابط خوب با اعضای خانواده که از منابع مهم حمایت اجتماعی هستند و نیز می تواند به معنی توانایی پایان دادن صحیح یک رابطه باشد (سازمان بهداشت جهانی، 1385). در این زمینه می توان حفظ روابط مطلوب صمیمانه و همراه با پذیرش مسئولیت با همسر و اعضای خانواده و دوستان را نقطه ی آغاز کسب این مهارت تلقی کرد. زیرا خانواده تکیه گاه و حامی انسان در همه ی موقعیت هاست (فرهنگی، 1378).
چهار حوزه ی مهارتی برقراری روابط بین فردی موثر
برای برقراری روابط بین فردی موثر چهار حوزه ی مهارتی را باید فرا گرفت. این چهار عامل عبارتند از:
اعتماد کردن به یکدیگر
اولین حوزه ی مهارتی، اعتماد متقابل بین طرفین است. اما جهت برقراری اعتماد در روابط بین فردی مولفه های زیر قابل توجه است:
خودگشایی: تلاشی است که فرد انجام می دهد تا به دیگران بگوید که او چه کسی است. خودگشایی به دیگران در زمینه ی عقاید، نگرش ها، ارزش ها یا پیشینه ی فردی اطلاعاتی می دهد و چون به دیگران اطمینان می دهد که در احساسات یا ترس ها و تردید ها تنها نیستند، موجب کاهش اضطراب می شود (میلر و همکاران، 1385).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یقین حاصل کردن از اینکه رفتار فرد در مقابل فرد دیگر همواره یکنواهت و ثابت است.
نسبت به فرد مقابل متعهدانه رفتار کردن
نشان دادن گرمی و پذیرش نسبت به فرد دیگر
اجتناب از برخورد قضاوتی نسبت به فرد مقابل (فتحی، 1385).
برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام
توانایی برقراری ارتباط روشن و عاری از ابهام هنگامی که رساندن پیام مطرح است، ضرورت بیشتری می یابد. یک نکته که باید در روابط بین فردی به آن توجه کرد، نوع استفاده از ضمایر در جمله بندی پیام است. وقتی فردی با جملاتی صحبت می کند که با « تو» شروع می شود، فرد مقابل را در شرایطی قرار می دهد که احساس کند باید از خود دفاع کند. اما وقتی جملات فرد با «من» شروع می شود، وی از احساسات و افکار خودش صحبت می کند و فرد مقابل ضرورتی برای دفاع از خود احساس نمی کند (رابینز، 2006؛ نقل از البرز، 1386).
پذیرش و حمایت یکدیگر
بسیاری از تعارض ها و اختلاف های جوامع بشری از آن جا نشات می گیرد که افراد متفاوت دیدگاه های متفاوتی نسبت به یک موضوع دارند و جالب اینجاست که معمولاً در هر اختلافی هر یک از طرفین فکر می کنند که دیدگاه آنان درست است و حق با آن هاست. فرد باید یاد بگیرد که اختلاف نظر کاملاً طبیعی است و این مهارت را کسب کند که دیدگاه خود را تنها دیدگاه، یا بهترین دیدگاه نداند و توانایی دیدن این موضوع را از زاویه ی دید دیگران نیز داشته باشند (میلر و واکمن، 1385).
حل تعارض ها و مشکلات موجود در روابط بین فردی، به شیوه ای سازنده
راهبرد های حل اختلاف در کودکی آموخته می شوند و بسیاری مواقع هنگامی که اختلافی پیش می آید، بطور خودکار به کار می افتند و در واقع گاهی انسان ها اطلاع چندانی در مورد راهبردهای حل اختلاف خود ندارند (فتحی، 1385). وقتی اختلافی پیش می آید، افراد دو موضوع و مساله اصلی را مد نظر قرار می دهند:
رسیدن به اهداف شخصی
حفظ ارتباط خوب با سایر افراد (سازمان بهداشت جهانی، 1385).
اینکه « اهداف » و « روابط انسانی »، هریک تا چه اندازه برای فرد اهمیت دارند، منجر به پنج سبک حل اختلاف می گردد (گراند، 2003؛ نقل از البرز، 1386):
سبک کناره گیرانه: در این سبک افراد هم از اهداف شخصی و هم از روابط خویش با دیگران می گذرند. از موضوعاتی که می توانند اختلاف برانگیز باشند و از افرادی که با آن ها اختلاف دارند پرهیز می کنند. به نظر آن ها سعی در حل اختلافات بین فردی کاری بیهوده است و دور شدن از اختلافات و تعارضات بین فردی آسان تر از روبرو شدن با این اختلافات است.
سبک زورگویانه: اینگونه از افراد سعی می کنند که عقیده و نظر خود را در مورد شیوه ی حل اختلاف به فرد مقابل تحمیل کنند. اهداف این گونه افراد اهمیت خاصی دارد و رابط بین فردی برای آن ها بی اهمیت است. در پی آن هستند که به هر قیمتی شده به اهدافشان برسند و به نیازهای انسان های دیگر فکر نمی کنند. برایشان مهم نیست که دیگران آن ها را می پذیرند یا خیر. بر این باورند که در حل اختلاف یک طرف می بازد و طرف دیگر می برد؛ پس مهم اینست که خودشان برنده باشند. برنده شدن به آن ها حس غرور و پیروزی و باختن حس ضعف و بی کفایتی می دهد. سعی دارند، با اعمال قدرت، زورگویی و فشار بر دیگران غلبه کنند.
سبک توأم با نرمش: اینگونه افراد به روابط با دیگران اهمیت زیادی می دهند؛ درحالی که رسیدن به هدف را در درجه ی دوم اهمیت قرار می دهند. می خواهند که دوست داشتنی و محبوب باشند. باید از تعارض پرهیز کرد تا به این ترتیب هماهنگی و تعادل حفظ شود. به نظر آنان نمی توان در مورد اختلافات صحبت کرد، مگر اینکه به روابط بین فردی آسیب وارد شود. می ترسند که اگر تعارض ادامه یابد بالاخره یک نفر آسیب می بیند و رابطه خراب می شود. این افراد می گویند که من از خواسته و اهدافم می گذرم تا تو به خواسته ها و اهداف خود برسی و به این ترتیب تو مرا دوست خواهی داشت.
سبک مذاکره کننده: افرادی که در حل تعارضات از این سبک استفاده می کنند، از یک سو نگران اهداف خود و از سوی دیگر نگران حفظ روابط بین فردی خود هستند. به همین دلیل به دنبال نوعی رضایت و توافق دوجانبه می گردند. آن ها از بخشی از اهداف خود می گذرند و دیگران را نیز وادار می کنند تا از بخشی از اهداف خود صرف نظر کنند. به دنبال راه حلی می گردند که هر دو طرف در آن سودی ببرند و حد میانه را می گیرند. آن ها از بخشی از اهداف و روابط خود می گذرند تا هردو طرف در این رابطه سودی ببرند.
سبک مقابله کننده: اینگونه افراد هم برای اهداف و هم برای روابط بین فردی ارزش زیادی قائل هستند. اختلاف نظر یا تعارض، یک مساله یا مشکل است که باید حل شود و به دنبال راه حلی می گردند که هم خودشان و هم فرد مقابل به اهدافشان برسند. حل اختلاف روشی برای بهبود روابط و کاهش تنش بین فردی است.

]]>

Related articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *