پایان نامه روانشناسی با موضوع : باورهای خودکارآمدی-فروش و دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

یکی از این تعاریف کینگ و همکاران (1987؛ به نقل از شکری و همکاران، 1385)، استرس را به عنوان هیجانی منفی تعریف کرده اند، که به تردید درباره ی مقابله مربوط است. این تعریف از استرس با استرس در حوزه ی تحصیلی ارتباط نزدیکی دارد، چراکه از دانش آموزان انتظار می رود که با حجم بالایی از تکالیف مواجه شوند و این مسأله می تواند زمینه ی تردید درباره ی خود و احساس تنیدگی را فراهم کند (شکری و همکاران، 1385).

“استرس تحصیلی به احساس نیاز فزاینده به دانش و به طور همزمان، ادراک فرد مبنی بر نداشتن زمان کافی برای دستیابی به آن اشاره دارد” (شکری و همکاران، 1385).
موریس( 1990؛ گادزلا و بالوگلو، 2001؛ نقل از شکری، 1385) بر عوامل پنجگانه ی استرس زا شامل: ناکامی ها، تعارض ها، فشارها، تغییرات و استرس خود تحمیل شده و واکنش های چهارگانه نسبت به این عوامل (فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و هیجانی) تأکید کرده است (شکری و همکاران، 1385).
مدل شناختی- اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مدل پیشنهادی شناختی- اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران (2000، نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006)، مفروضه های نظریه های اسناد علی هیجانات مربوط به پیشرفت ( واینر، 1985؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) و رویکردهای انتظار- ارزش درباره مطالعه هیجانات ( پکران، 1992؛ تارنر و اسکالرت، 2001؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) را انسجام می بخشد (شکل. 1). در محدوده این مدل کنترل- ارزش دو طبقه از ارزیابی های شناختی به عنوان عوامل اصلی ایجاد کننده هیجانات تحصیلی فرض می گردد که شامل کنترل ذهنی و ارزش های ذهنی اعمال، موضوعات و پیامدهای مربوط به پیشرفت می باشد. شناخت های مربوط به کنترل مستقیماً بر روابط علی و معلولی متمرکز می باشد، ( مثلا انتظارات عمل- نتیجه)، ( هکاسن و اسکالز، 1995؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) و حتی به طور غیر مستقیم به روابط شرطی بین ویژگی های فردی و پیامد های مشروط اشاره می کند. یکی از مهمترین انواع شناخت های مربوط به ادراکات کنترل به خودارزیابی شایستگی های فردی اشاره می کند ( مثلا خودپنداره ی مربوط به توانایی ها، انتظارات خودکارآمدی). با توجه به ماهیت ارزش های ذهنی مورد بحث در خودارزیابی، این ارزش ها می توانند ماهیت درونی یا بیرونی داشته باشند (گوئتز، زیرنبل و همکاران، 2003؛ پکران و همکاران، 2002؛ نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006). برای مثال، کسب رتبه ی بالا می تواند برای یک دانش آموز با انگیزش پیشرفت درونی و یا یک دانش آموز با انگیزش بیرونی ارزشمند باشد.
کنترل ذهنی و ارزش های ذهنی می تواند روابط بین تجارب هیجانی و ابعاد محیطی را با توجه به 1- حمایت های محیطی از توانش، 2- حمایت از استقلال در برابر کنترل، 3- انتظارات پیشرفت و ساختارهای هدف، 4- نتایج پیشرفت و بازخورد و 5- ارتباطات اجتماعی، تعدیل کند (تصویر 2-2).
محیط ارزیابی ها هیجانات
تایید شایستگی
( کیفیت آموزش، تعهد معلم و غیره)
حمایت از استقلال در برابر کنترل
انتظارات پیشرفت و ساختارهای هدف
( فشار ناشی از پیشرفت، رقابت و …)
بازخورد و پی آمدهای پیشرفت
( پی آمدهای دوره ی حرفه ای و آموزشی و غیره)
رابطه ی اجتماعی
(پذیرش، حمایت و انسجام کلاس درس و غیره)

کنترل
( اسنادهای علّی، خودپنداره ها و غیره)
ارزش ها
(علایق، اهداف و غیره)

هیجانات تحصیلی

تصویر (2-2). مدل شناختی- اجتماعی از رشد هیجانات تحصیلی ( پکران، 2000، نقل از گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006)

این مدل به هیچ عنوان اثرات یک سویه را در خصوص رابطه بین مولفه های موجود در مدل فرض نمی کند. بجای آن فرض می گردد که جنبه های محیط، ارزیابی های شناختی و هیجانات به وسیله علیت متقابل به هم مرتبط می شوند. برای مثال، هیجانات دانش آموزان ممکن است بر ارزیابی شناختی آنان اثر بگذارد، به طوری که آن ها قضاوت می کنند از توانش های بیشتری برخوردارند آن زمان که هیجانات تحصیلی مثبتی را تجربه می کنند. علاوه بر این دانش آموزان با انگیزش بالا ممکن است کیفیت آموزش کلاس درس را به برانگیختن آموزش دهنده به مشارکت جدی در تدریس ارتقا دهند. در این مورد هیجانات می توانند به عنوان پیشایندهای اثرگذار بر محیط اجتماعی کلاس درس فرض گردند. تحلیل های همبستگی، چند سطحی و تاییدی ( مدل های معادلات ساختاری) روابط فرض شده در مدل نظری پکران ( 2000؛ گوئتز، پکران، هال و هگ، 2006) را نشان دادند.
جمع بندی
در این بخش استرس به عنوان التزام به دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید تعریف شد. منابع درونی و بیرونی استرس و انواع آن از نظر شدت و فراوانی، کیفیت و مدّت طبقه بندی و واکنش های فرد نسبت به استرس بررسی شد. مفهوم استرس که با نظریه ی سندرم عمومی سازگاری کاملتر شدو مراحل واکنش به موقعیت استرس زا در این نظریه مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه استرس تحصیلی به عنوان یکی از هیجانات تحصیلی که تأثیر بسزایی در نتایج تحصیلی دارد تعریف و اهمیت و ضرورت مطالعه ی آن بحث شد. در نهایت مدل شناختی = اجتماعی هیجانات تحصیلی پکران که یک مدل کنترل- ارزش در تبیین عوامل اصلی ایجاد کننده ی هیجانات تحصیلی است نقل شده است.
مقدمه
یکی از عواملی که در بروز هیجانات منفی تحصیلی از جمله استرس تحصیلی اهمیت دارد، احساس خودکارآمدی پایین افراد مبتلا به استرس تحصیلی در موقعیت های تحصیلی است (کالاسن و همکاران، 2007). خودکارآمدی به اعتقاد فرد در اینکه می تواند فعالیت لازم جهت رسیدن به نتایج ویژه را انجام دهد اشاره دارد (بندورا، 1995؛ بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2004؛ کالاسن، کراوچک و راجانی، 2007؛ پروین، 1381 و پینتریچ و شانگ، 1385). بندورا اذعان می دارد که خودکارآمدی ادراک شده به اعتقاداتی مربوط به توانایی های فردی در سازمان دادن یا اجرای دوره هایی از فعالیت که برای ایجاد پیشرفت های معین لازم است اشاره دارد (بندورا، 1997؛ نقل از بیز و سالانووا، 2004). بعقیده بندورا، نظریه ی خودکارآمدی نظریه ای جامع است که چهارچوب یکپارچه مفهومی از خاستگاه اعتقادات شخصی درمورد کارآیی، ساختار، کارکرد و فرایند آن و همچنین نتایج گوناگونی که ایجادمی کند را توضیح می دهد. همچنین، اعتقادات خودکارآمدی، کنش های فردی را از طریق فرایندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی و داوری، تنظیم می کند (بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2001؛ نقل از بیز و سالانووا، 2004).
نظریه شناختی- اجتماعی:
هر یک از نظریه های شخصیت ساختاری خاص و منحصر به فرد دارد، که آن ها را از دیگر نظریه ها متمایز می کند و برای شناخت همه جانبهْ آن نظریه مطالعهْ سازه های بنیادی آن نظریه لازم و ضروری است.
یکی از نظریه های شخصیت که زادهْ آلبرت بندورا و والتر میشل دو روان شناس برجستهْ قرن حاضر است، نظریهْ شناختی- اجتماعی است. از نظر روان شناسان شناختی- اجتماعی درک ساختار شخصیت مستلزم توجه به فرایندهای شناختی است. در این دیدگاه سه مفهوم ساختاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است: انتظارات، صلاحیت ها و اهداف (پروین، 1381).
نظریه شناختی اجتماعی بر اهمیت انتظارات افراد از رویدادها و باورهایی که در مورد خود دارند تآکید دارد و بیان می کند که افراد انتظاراتی از رفتار دیگران دارند و پاداش ها و تنبیه هایی را برای رفتار خود در موقعیتهای مختلف توقع دارند. همچنین باورهایی را در مورد توانایی های خود در حل مسائل و چالش ها در موقعیتهای خاص در ذهن خود می پرورانند (پِروین، 1381).
بیشتر نظریاتی که رفتار انسان را تبیین می کنند، مبتنی بر مدل های علی تک بعدی هستند که بر تعیین کننده های محیطی و درونی تأکید دارند. اما در نظریه ی شناختی- اجتماعی فرایندهای علی بصورت جبر متقابلمفهوم سازی شده است. در این نظریه کنش های روان شناختی بصورت کنش متقابل دوسویه ای بین تأثیرات رفتار، شناخت و محیط تبیین می شود (بندورا، 1978).
عوامل شخصی (رویدادهای شناختی، عاطفی و زیستی)
رفتار عوامل محیطی
تصویر (3-2). مدل تقابل سه جانبه
اما مناقشه ی اصلی مابین مدل های تک بعدی و مدل های دوجانبه در مورد منشأ رفتار انسان حول محور تأثیرات خود است. در این نظریه سیستم خود شامل ساختارها و کارکردهای فرعی شناختی جهت ادراک، ارزیابی و تنظیم رفتار است و نه یک عامل روانی جهت کنترل رفتار. نقش سیستم خود در جبر متقابل توسط یک تحلیل متقابل از فرایندهای خود تنظیمی قابل درک است. جبر متقابل به عنوان یک اصل تحلیلی بنیادی برای تحلیل پدیده های روان شناختی برحسب سطوحی از پیشرفت و تبادلات درون فردی و عملکرد متقابل سیستم های سازمانی و اجتماعی پیشنهاد شده است (بندورا، 1978).
خود در نظریه شناختی اجتماعی به فرایندهایی اطلاق می شود که بخشی از کارکرد روان شناختی فرد را تشکیل می دهد. البته انسان ساختاری به نام “خود” ندارد بلکه دارای فرایندهایی است که بخشی از وی را تشکیل می دهد و اعتقاد بر این است که انسان به جای یک خود پنداره دارای چندین خود پنداره و فرایندهای خود گردانی است که از زمانی به زمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر می کند(پروین، 1381).
یکی از مهمترین مفاهیم خود که در دو دهه گذشته پدیدار شده است و به عنوان یکی از مهمترین سازه های هیجانی در مطالعات رفتار انسان علی الخصوص در محیط کار درآمده است، « مفهوم خودکارآمدی » است (بندورا و لوک 2003).
تعریف خودکارآمدی:

بندورا(1997)به نقل از پروین(1381)در رابطه با خودکارآمدی می گوید:
این مفهوم به توانایی ادراک شدهْ فرد در انطباق با موقعیت های مشخص اشاره دارد. مفهوم خودکارآمدی به قضاوت شخصی افراد از توانایی خود در سازمان دادن و انجام یک فعالیت و یا انطباق با یک موقعیت خاص برای حصول پیشرفت اطلاق می شود.
اما به طور مشخص خودکارآمدی به اعتقاد فرد در اینکه می تواند فعالیت لازم جهت رسیدن به نتایج ویژه را انجام دهد اشاره دارد (بندورا، 1995؛ بنیت و بندورا، 2004؛ بندورا، 2004؛ کالاسن، کراوچک و راجانی، 2007؛ پروین، 1381 و پینتریچ و شانگ، 1385). در نظام بندورا خودکارآمدی به احساس های کفایت، شایستگی و لیاقت ما در کنار آمدن با زندگی اشاره دارد. بندورا آنرا به عنوان ادراک ما از توانایی مان در « تولید و تنظیم کردن» وقایع در زندگی مان تعریف می کند (بندورا 1982، به نقل از شولتز و شولتز، 1375).
برآوردن و نگهداری استانداردهای عملکردمان، خودکارآمدی را افزایش می دهد، ناتوانی در برآوردن و حفظ این استاندارد ها موجب کاهش آن می شود. مردمی که در خودکارآمدی ناتوان هستند احساس ناتوانی و درماندگی در اعمال نمودن هرگونه تاثیری بر وقایع زندگی می کنند. و معتقدند هر تلاشی که انجام دهند بی فایده است و ممکن است به نحو فزاینده ای نومید، بی احساس و مضطرب شوند. زمانی که با موانعی مواجه می شوند اگر تلاش های اولیه ی آن ها بی تاثیر باشد فوری احساس شکست می کنند. افرادی که از نظر خودکارآمدی در سطح بسیار پایینی هستند، حتی در کنارآمدن با مشکلات هیچ تلاشی نمی کنند، زیرا معتقدند که هر کاری که انجام دهند هیچ فرقی نمی کند.
نقش خودکارآمدی در عملکرد
افراد مختلف با توانایی های یکسان و یا حتی یک فرد در شرایطی متفاوت ممکن است عملکرد ضعیف، خوب یا فوق العاده ای داشته باشد. این امر به خودکارآمدی شخص بستگی دارد. مردمی که از نظر خودکارآمدی در سطح بالایی هستند معتقدند که می توانند بطور موثری بر وقایع و موقعیت هایی که با آن ها مواجه می شوند برخورد کنند زیرا انتظار موفقیت در غلبه بر موانع را دارند، در انجام کارها استقامت نشان داده و اغلب عملکرد سطح بالایی دارند. این افراد به توانایی های خود اطمینان بیشتری دارند تا افرادی که از نظر خودکارآمدی در سطح پایینی قرار دارند. درواقع باورهای خودکارآمدی افراد به نحو پایداری عملکرد آنان را در وظایفی که دارای سطوح مختلف دشواری یا تهدید است، پیش بینی می کند (بندورا و آدامز، 1982؛ نقل از پروین و جان، 1381 و بندورا، آدامز و بیر، 1977).
نقش خودکارآمدی در سلامت
کیفیت سلامت هر فرد بطور فزاینده ای متأثر از شیوه ی زندگی وی است. بوسیله ی تمرین کنترل روی عادات سلامتی افراد می توان زندگی طولانی تر، سالم تر به همراه روند آهسته تر پیری به آنان هدیه کرد (بندورا، 2004). مطابق نظریه ی شناختی- اجتماعی، رفتار فرد تنها در کنترل عوامل بیرونی و محیطی نیست؛ بلکه فرایندهای شناختی نیز نقش تعیین کننده ای دارند. این فرایندها بخشی از آسیب شناسی روانی است که مستلزم انتظارات و ادراکات نادرستی است که فرد از خودکارآمدی خود دارد. این مفهوم می تواند تأثیرات ضمنی مهمی در تندرستی و سلامت روان فرد داشته باشد. از بین سازوکارهای خودگردانی هیچکدام بطور متمرکز تر و فراگیرتر از باورهای خودکارآمدی بر سلامت تأثیر ندارد. چراکه باورهای افراد است که برایندهای مطلوب رفتاری شان را ایجاد می کند و همین باورهاست که باعث کنش و استقامت در برابر مشکلات می شود. اعتقاد هرفرد به قابلیت هایش از دو راه بر سلامت وی تأثیر می گذارد. در اصلی ترین سطح، کارآمدی ادراک شده بر سامانه های زیست شناختی عواطف استرس زا که نقش میانجی در سلامت و بیماری دارد، و چگونگی کنارآمدن با آن ها تأثیر دارد. در سطح دوم نیز، باورهای فرد در کارآمدی شخصی، بطور مستقیم بر تعیین کننده های محیطی و رفتاری قابل تغییرِ سلامت، کنترل دارد. مطالعات گوناگون نشان می دهد که احساس خودکارآمدی پایین، با افزایش فشار روانی، پاسخ های ضعیف تر به درد و انگیزش کمتر برای پیگیری برنامه های مربوط به تندرستی همبسته است و در مقابل، احساس خودکارآمدی بالا، با فشار روانی کمتر، پاسخ های زیستی کمتر به استرس، قدرت انطباق بیشتر و علاقه مندی زیادتر به برنامه های تندرستی همبسته است (بندورا، 2004). به عقیده ی بندورا نقش خودکارآمدی در سلامت آن هم در دنیای دیجیتال بسیار فراگیر است. بطوری که با فعال بودن باورهای کارآمدی، افراد بصورت چند وجهی، باعث توانمندسازی کارکردهای افراد در دنیای الکترونیکی، جهت بالابردن تحصیلات، سلامت، بهزیستی اثربخش، اشتغال، ابتکارات و بهره وری سازمانی و تغییر در شرایط اجتماعی مؤثر در زندگی، می شود (بندورا، 2002).
نقش خودکارآمدی در تعیین اهداف
تعیین هدف یعنی تبیین معیارهای کمی و کیفی (لاک و لاتهام، 1990؛ نقل از پینتریچ و شانک، 1385). تعیین هدف فرایند

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد کالاهای فرهنگی

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید