پایان نامه حقوق درباره : حقوق بشر اسلامی

دانلود پایان نامه

است که البته در محتوا در مکاتب مختلف به گونههای متفاوت تعبیر میگردد. آزادی دارای دو مفهوم سلبی و ایجابی میباشد. در گفتمان حقوق عرفی، سکولار و غیردینی آیزایا برلین به خوبی دو روی این سکه صاحب عیار را توصیف مینماید او بیان میدارد:
«آزادی به این مفهوم که شخص خود صاحب اختیار خویش باشد و آزادی به این معنا که کسی مانع گزینشهای شخص نباشد، دو مفهومند که منطقاً از هم دور نیستند و فاصلهشان از یکدیگر به همان اندازه است که مطلبی را به طریق ایجابی و یا سلبی بیان کنیم». همچنین از نظر پاترسون آزادی عبارتست از «آزادی فردی»، «آزادی فرمانروایی» و «آزادی مدنی». آزادی فردی به شخص این احساس را میبخشد که از یک سو دیگران وی را به کاری که تمایل ندارد نمیتوانند اجبار نمایند و از انجام به کاری که تمایل دارد، ممانعت نمینمایند و هر کاری را که اراده کند میتواند انجام دهد به این شرط که مانع و رادع آزادی دیگران نباشد. «آزادی فرمانروایی» به انسان این امکان را میدهد که بر اساس تمایل خود و فارغ از امیال دیگران عمل کند و حتی آزادی دیگران را محدود سازد و یا به کلی زیر پا گذارد و بالاخره «آزادی مدنی» به افراد بالغ جامعه توانایی میدهد که در اداره امور آن سهیم گردند. این آزادی در صورتی تحقق مییابد که نوعی جامعه سیاسی موجود باشد و در آن حقوق و تکالیف افراد به روشنی مشخص شده باشد. در این چارچوب آزادی سیاسی حداقلی شامل آزادی مذهب، آزادی عقیده، آزادی بیان که بنا بر اعتقاد آیزایا برلین در این مفهوم عبارت است از: حوزهای که شخص در محدوده آن عمل میکند و کسی مانع او نمیشود و به همان درجهای که دیگران مانع از انجام کار دلخواه فرد میشوند، او آزادی خود را از دست میدهد و اگر با دخالت دیگران حوزه عمل فرد از حداقل معینی کمتر گردد، میتوان گفت فرد مجبور به فعل یا ترک فعلی گشته و به صورت برده در آمده است.
از منظر حقوق بشر اسلامی آزادی همچون برابری از پیچیدگیهای خاصی برخوردار میباشد. از دیدگاه اسلام انسان در حاشیه جهان و یک موجود ناتوان نیست، بلکه او جانشین و خلیفه خدواند میباشد. در معارف قرآنی انسان در عین موظف و مسئول بودن، مختار و آزاد است زیرا خدواند انسان را موجودی انتخابگر آفریده است و از این رو زندگی او باید بر اساس انتخاب آزادانه باشد. در قرآن آمده است که ما راه راست را به انسان نشان دادیم اگر میخواهد شکرگزار باشد و اگر میخواهد کفران کند. و یا اینکه خداوند گروهی از انسانها را دگرگون نمیسازد مگر اینکه خود بخواهند. و یا این آیه که هیچ اجبار و اکراهی در دین نیست. در چارچوب چنین آیاتی است که میتوان در حقوق بشر اسلامی به آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی قلم و آزادیهای سیاسی و اجتماعی نظیر آزادی اجتماعات و تشکلها و گروهها، حق شرکت در اداره امور کشور و انتخابات و امثال آنها اعتقاد راسخ داشت و از آنها دفاع نمود. این نگرش در واقع به این باور باز میگردد که قدرت اداره جامعه از مردم ناشی میشود و آحاد مردم بر سرنوشت خود حاکم هستند و اداره امور کشور نیز بدست آنهاست که مستقیم یا بواسطه نمایندگان خود این کار را انجام میدهند. بنابراین باید آزادانه بتوانند نظریات و عقاید خود را برای چگونگی اداره جامعه و تعیین نوع حکومت ابراز دارند، انتقادات خود را از وضع حاکم بیان کنند و در تصمیمگیریهای مربوط به حکومت نقش و نظر داشته باشند. در اسلام در زمینه این نوع آزادیها نه تنها مخالفتی نیست، بلکه خود پیشرو و علمدار آزادیهای اجتماعی و سیاسی است. با اینکه از نظر اسلام منشأ قدرت و حکومت ذات باریتعالی است، ولی با این حال انسانها بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم هستند. نه تنها دخالت در حکومت و مشارکت در اداره امور مملکت حق آنهاست، بلکه وظیفه و تکلیف یکایک مسلمانان است که فعالانه و آگاهانه در اداره امور جامعه شرکت جسته، اظهارنظر کنند و در صورت لزوم از وضع جاری انتقاد نمایند و راه صلاح را نشان دهند. در این راستا امر به معروف و نهی از منکر که از آموزههای قرآنی میباشد و شامل امر و نهی نسبت به دولت و حکومت نیز میشود، وظیفه هر مسلمانی است. همچنین دوران حکومت حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) نمایانگر نوع نگرش اسلام به آزادیهای سیاسی و اجتماعی است امام علی(ع) نه تنها دیکتاتوری و خودرأیی را برای خویش نمیخواهد بلکه مردم را از اینکه با او مانند حاکمان جابر مستبد رفتار کنند، بر حذر میدارد و از آنها میخواهد آزادانه حرف خود را بزنند، نظر دهند، انتقاد کنند و خطاهای حاکم برگزیده خود را به او گوشزد نمایند. ایشان در این رابطه میفرمایند: از گفتن حرف حق و دادن مشورت به من خودداری نکنید، زیرا من خود را فارغ از خطا نمیبینم و از کار خویش ایمن نمیباشم و اطمینان به خطا نکردن خود ندارم، مگر اینکه خداوند مرا از خطا حفظ نماید.
گفتار اول: آزادی اندیشه و تفکر
در رابطه با حق آزادی اندیشه و تفکر که یکی از مهمترین فروع آزادی میباشد، ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان میدارد:
هرکس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهرهمند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هر کس میتواند از این حقوق منفرداً یا مجتمعاً، به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد.
ماده 18 میثاق بینالمللی حقوق مدنی- سیاسی در این باره میگوید:
هر کس حق آزادی فکر و وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی اظهار مذهب، یا معتقدات خود خواه به طور فردی یا جماعت، خواه بطور علنی یا در خفا، در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی میباشد.
هیچ کس نباید مورد اکراهی واقع شوند که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد.
آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را نمیتوان تابع محدودیتهایی نمود، مگر آنچه منحصراً به موجب قانون پیش بینی شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران ضرورت داشته باشد…
ماده 10 اعلامیه اسلامی حقوق بشر نیز در این باره اعلام میدارد:
اسلام دین فطرت است و به کار گرفتن هرگونه اکراه نسبت به انسان یا بهره برداری از فقر یا جهل انسان جهت تغییر این دین به دینی دیگر یا به الحاد جایز نمیباشد.
با مراجعه به منابع و نصوص و متون اسلامی به خوبی میتوان به ارزش والای تفکر از منظر اسلام و به تبع آن آزادی اندیشه در حقوق بشر اسلامی پی برد. در اسلام تفکر و اندیشیدن عبادت است و در قرآن مجید در 18 آیه از تفکر و 149 آیه از تعقل، در 120 آیه از فقه و 192 آیه از ذکر سخن به میان آمده است. از رسول خدا(ص) روایت است که میفرمایند:
لا عباده مثل التفکر؛ عبادتی مانند تفکر وجود ندارد. و یا فانّ التفکر حیاه القلب البصیر؛ بدرستی که اندیشیدن، زندگی قلب بیناست. در این باره حضرت علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه که هنگام بازگشت از جنگ صفین در جمع حاضرین نوشتند، خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) میفرمایند:
فانّ ابت نفسک ان تقبل ذلک دون ان تعلم کما علموا فلیکن طلبک ذلک بتفهم و تعلّم لا بتورط الشبهات؛ پس اگر نفس تو از پذیرش شیوه جدت پیامبر و صالحان خاندانت سرباز میزند و میخواهد خود بداند همانگونه که آنها دانستند، باید جستجوی تو از روی دریافتن و دانستن باشد، نه افتادن در ورطه شبههها، و بالا بردن بحثها و جدلها. این اوج آزاداندیشی است. جملات علی(ع) در اوج زیبایی و فصاحت و مضمون آن مشحون از آزادی و آزادگی است. در اینجا در واقع امام علی(ع) در مقام بیان این مطلب به فرزند خویش میباشد که: اگر جملاتی از من شنیدی یا آنکه جدت پیغمبر آن جملات را به تو گفت بدون تعقل آن را نپذیر، بلکه فکر کن، اگر موافق فکرت بود آن را قبول کن. و از امام جعفرصادق(ع) وارد شده که فرمودهاند: افضل العباده ادمان التفکر فی الله قدرته؛ برترین پرستشها مداومت و تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. و همچنین از آن حضرت روایت است که میفرماید: بیشترین پرستش ابوذر اندیشیدن و پند گرفتن بود.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) نقل مینماید: از آن حضرت در مورد این گفته رایج بین مردم که لحظهای اندیشیدن بهتر از یک سال عبادت است سئوال نمودم و امام(ع) این سخن را به پیامبر(ص) نسبت دادند و همچنین از امام حسن عسکری(ع) نقل است که میفرمایند: پرستش به نماز و روزه بسیار نیست. پرستش همان زیاد اندیشیدن است.

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان با موضوع اختلالات روانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین به روشنی درمییابیم که آزادی اندیشه و تفکر و به تبع آن منع تفتیش عقاید از اصول اساسی حقوق بشر اسلامی میباشد و بر اساس محتوا و قدمت منابع و نصوص آزادی اندیشه و تفکر در حقوق بشر اسلامی را میتوان بسیار ریشهدارتر از آنچه در حقوق بشر عرفی مطرح است، محسوب نمود.
گفتار دوم: آزادی عقیده و مذهب
همانگونه که در حقوق بشر عرفی آزادی عقیده و مذهب به رسمیت شناخته شده، در اسلام نیز کثرت عقاید و مذاهب را به رسمیت شناخته و آدمیان را از اکراه و اجبار اشخاص بر دین و عقیده و مذهب خاص بر حذر نموده است. در این گفتار برخی آیات قرآن کریم را که در مقام بیان آزادی عقیده و مذهب میباشند به اختصار بیان مینماییم:
«در دین اکراه روا نیست چرا که راه از بیراهه مشخص گردیده است، پس هر کس که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، براستی که به دستاویز استواری دست زده است که گسستگی ندارد و خداوند شنوای داناست».
خداوند در این آیه دین را اجبار نفرموده چرا که دینداری و ایمان آوردن هرگاه غیر آزادانه باشد، در واقع دینداری و ایمان آوردن محسوب نمیگردند و در پیشگاه حضرت باریتعالی فاقد اعتبار میباشد. مخالفت با اجبار بر پذیرش دین در این آیه را میتوان برابر با به رسمیت شناختن و پذیرش آزادی مذهب و عقیده در اسلام تعبیر نمود. این آیه ایمان به خداوند را رشد معرفی کرده و تمایز حق و باطل را بسیار روشن و آشکار میداند، بدون اینکه آدمیان را به پذیرش دین حق اکراه نماید. واقعیت آن است که قرآن مجید آزادی عقیده و عدم اکراه بر مذهب را بدلیل اطلاقی که از آیه شریفه به دست میآید به دین اسلام اختصاص نداده بلکه هرگونه فشار و اکراه را موضوعاً از همه مذاهب بلکه با مدنظر گرفتن الغاء خصوصیّت مورد از کلیه عقاید و افکار منتفی اعلام کرده است. چنین آزادی و حریتی که ارتباط طبیعی و ذاتی با ماهیت بشر دارد، نه قابل وضع است و نه قابل رفع. در شأن نزول این آیه از مجاهد روایت شده که فردی از انصار غلام خود را به پذیرش اسلام اجبار نمود، که این آیه نازل شد. برخی دیگر شأن نزول این آیه را اینگونه میدانند که یکی از انصار به نام حَصین که خود مسلمان بود، دو پسر داشت که مسیحی بودند. وی از پیامبر(ص) سئوال کرد آیا آنها را برای اسلام آوردن مجبور کنم؟ چه آنها جز آیین مسیحیت چیزی را نمیپذیرند: الا استکرههما فانّما قد ابیا النصرانیه. اما در پاسخ این آیه نازل شد و اکراه در دین را نفی کرد.
«و اگر پروردگارت میخواست تمامی اهل زمین ایمان میآوردند، پس آیا تو ای پیامبر مردم را به اکراه وا میداری تا اینکه مؤمن شوند؟»
واقعیت آن است که دینداری وقتی میتواند امری با ارزش تلقی گردد که از روی اراده و اختیار باشد و با اینکه خدا قادر است همه ابناء بشر را هدایت نماید اما از آن روی که بر هدایت تکوینی خداوند نمیتواند ثواب و عقابی مترتب گردد. بنابراین باید حق آزادی مذهب و عقیده به رسمیت شناخته شود.

«نوح گفت: ای قوم بیندیشید که اگر من از سوی پروردگارم حجت آشکاری داشته باشم و از سوی خویش رحمتی به من بخشیده باشد و این حقیقت از شما پنهان مانده باشد، پس آیا میتوانیم در حالی که شما آن را ناخوش میدارید شما را به آن ملزم کنم؟»
حضرت نوح(ع) از پیامبرانی است که توسط مردم هم عصرش انکار گردید اما در حالیکه او مردم را به راه حق دعوت نمینمود اما هیچ گاه آنها را بر گردن نهادن به حق مجبور نساخت.
«ای پیامبر بگو حق از جانب پروردگارتان است، پس هرکه میخواهد ایمان بیاورد و هرکه میخواهد کافر شود. ما برای ستمکاران آتشی مهیا کردهایم…»
قرآن کریم در این آیه به گونهای آشکار اعلان میکند که هرکس میخواهد حقیقت اسلام را بپذیرد و ایمان بیاورد و هرکس میخواهد کفر بورزد. زیرا آیات قرآن راستی و حق را از طریق پیامبر و کتابش برای مردم بیان نموده است. براین اساس مردم مختارند که از حق پیروی نمایند و یا از آن سرباز زنند.
«همانا بر من امر شده است که پروردگار این شهر را که آن را حرم امن قرار داده است، بپرستم و همه چیز او راست و فرمان یافتهام که از مسلمانان باشم و اینکه قرآن بخوانم، پس هر کس هدایت شود همانا به سود خویش هدایت شده است و هرکس گمراه شود بگو که من فقط از هشدار دهندگانم و بگو سپاس خداوند را به زودی آیات خویش را به شما بنمایاند و آن گاه آنها را بشناسید و پروردگارت از آنچه میکنید غافل نیست.

پیامبر(ص) تنها انذارکننده است و عاقبت پیروری از عقیده باطل را بیان میدارد و راه درستی و حق و نور را به مردمان مینمایاند، هرکس پذیرفت هدایت یافته و هرکس که نپذیرفت دچار خسران و زیان گردیده است.
«پس ای پیامبر تذکر بده که همانا تو تذکر دهندهای و تو بر آنان سیطره نداری».
وظیفه پیامبر تنها ابلاغ پیام خداست هرکه خواست میپذیرد و هرکه نخواست نمیپذیرد. یعنی وظیفه پیامبر در اصل ابلاغ و ارشاد و راهنمایی مردم است.
با دقت در برخی آیات قرآن که تعدادی از آنها را در این گفتار آوردیم میتوانیم بیان نماییم که از دیدگاه اسلام و به تبع آن حقوق بشر اسلامی انسانها در گزینش دین و عقیده آزادند و هیچکس را نمیتوان حتی بر قبول دین حق که همان اسلام است، اکراه و اجبار نمود. بنابراین، این تفکر که از حق آزادی عقیده و مذهب- بدان علت که ممکن است برخی ادیان و عقاید صحیح و حقانی نباشد- نمیتوان دفاع نمود، چندان منطقی به نظر نمیرسد، زیرا آزادی عقیده ومذهب به معنای آن نیست که بپذیریم همه اندیشهها، بر حق و صواب میباشند، بلکه به معنای آن است که همه حق دارند، اندیشه و اعتقاد خود را مستقلاً انتخاب کنند و هیچ اجبار و اکراهی بر آنان وارد نگردد. به هر روی آزادی مذهب و عقیده جزء تفکیک ناپذیر امر مذهبی است، زیرا امر مذهبی، امری درونی است و بدون آزادی انتخاب اعتقاد مذهبی معنا ندارد.
گفتار سوم: آزادی بیان
یکی از وجوهات مهم آزادی، آزادی بیان در نشر عقیده، فکر و آثار علمی و هنری میباشد. ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر در این باره مقرر میدارد: هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
ماده 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز بیان میدارد:
هیچ کس را نمیتوان به موجب عقاید مورد مزاحمت و اخافه قرار داد؛
هرکس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی شخص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل، بدون توجه به سرحدات، خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت اثر هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود میباشد؛
اعمال حقوق مذکور در بند 2 این ماده مستلزم حقوق و مسئولیّتهای خاص است و لذا ممکن است تابع محدودیتهای معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد:
احترام به حقوق یا حیثیت دیگران
حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی
بر اساس ماده 19 اعلامیه و میثاق میتوان گفت که تنها شرط منحصر و محدود کننده آزادی بیان در حقوق بشر عرفی عبارتست از عدم تزاحم یک حق با حقوق سایر افراد و عدم تهافت با نظم، سلامت، بهداشت و اخلاق عمومی و امنیت ملی.
حق آزادی بیان همچنین در ماده 22 اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است. این ماده که دارای 4 بند میباشد بیان میدارد:
هر انسانی حق دارد که نظر خود را به هر شکلی که مغایر با اصول شرعی نباشد، آزادانه بیان دارد؛
هر انسانی حق دارد برای خیر و نهی از منکر بر طبق ضوابط

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید