پایان نامه ارشد رایگان حقوق : سیره پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه

اشکالی ندارد، چرا که همه این موارد دارای مصالحی هستند و نظردهی در مورد مصالح حکومت با حاکم اسلامی است، یعنی چنانچه حاکم زمانی تشخیص داد که این سهم در گروهی از کفار مصرف شود و زمانی آن را اختصاص به مسلمانان داد هیچ اشکالی ندارد. خلاصه این که منظور از ذکر گروه‌هایی که مشمول مؤلفه قلوبهم هستند، این نیست که سهم مؤلفه قلوبهم از زکات بین همه این گروه‌ها تقسیم می‌شود، بلکه صرفاً مواردی که در راستای هدف از وضع این قانون است ذکر شده و چه بسا مرور زمان موارد دیگری را نیز به اینها اضافه کند. در هر صورت تشخیص موارد با حاکم است و او بر اساس مصالح و با در نظر گرفتن زمان و مکان و افراد، تصمیم مقتضی را می‌گیرد. و به قول برخی از فقها تألیف قلوب شأنی از شؤون رئیس دولت و نواب اوست.
نکته دیگری که قبل ذکر است این که برخی از فقها معتقدند این سهم از زکات فقط در زمان پیامبر اکرم (ص) وجود داشته و بعد از ایشان ساقط شده است، مانند شیخ طوسی در کتاب خلاف و از فقها اهل سنت ابوحنیفه و شافعی اعتقاد دارند که این سهم پس از پیامبر نسخ شده و برخی دیگر نیز معتقدند این سهم در عصر غیبت ساقط شده است. ولی اکثر فقها نسخ این سهم از زکات را نپذیرفته‌اند، چرا که اولاً، ادله در این خصوص مطلق است و مقید به زمان خاصی نیست؛ ثانیاً، اینان استدلال کرده‌اند که این سهم برای زمانی است که جهاد واجب باشد و در عصر غیبت جهاد واجب نیست. این استدلال ناصوابی است، چون همان طور که از اهداف تألیف قلوب بر می‌آید منحصر به زمان جنگ نیست، بلکه اهداف آن کلی است و در هر زمانی مصداق پیدا می‌کند.
صاحب جواهر نیز ملاک را حصول تألیف می‌داند و معتقد است در هر زمان ممکن است احتیاج به تألیف قلوب باشد.
مقدار مصرف زکات بستگی به حصول تألیف دارد، یعنی به همر مقدار که تألیف صورت گیرد، لازم است از آن سهم داده شود و نمی‌توان مقدار معینی را مشخص کرد که از آن مقدار بیشتر یا کمتر نباشد، بلکه مقدار نسبت به افراد و همچنین زمان و مکان تألیف تفاوت دارد.
خلاصه این که چون تا رحلت پیامبر این سهم بوده و دلیلی بر نسخ آن نداریم و همچنین اطلاق ادله دلالت بر شمول آن تا بعد از رحلت ایشان را دارد، پس در این زمان نیز این سهم را می‌توان در موارد مصرفش هزینه کرد، البته همان طور که گفته شد هزینه آن با حاکم اسلامی است.
نکته دیگری که ذکر آن لازم است این که تألیف قلبو امروزه نیز می‌تواند نقش مؤثری داشته باشد، به ویژه تألیف قلوب کفاری که خارج از کشور اسلامی به سر می‌برند و به خصوص آنان که دولت‌هایشان نقش مهمی در سیاست خارجی کشور اسلامی می‌تواند ایفا کند، همچنان که در سطح داخلی نیز می‌تواند نقش داشته باشد، چون در سطح داخلی دولت می‌تواند از سهم مؤلفه قلوبهم در ایجاد مؤسسات خیریه و عام‌المنفعه برای غیر مسلمانان استفاده کند و با این کار نظر مساعد آنان را به اسلام و مسلمانان و همچنین در پشتیبانی از دولت اسلامی جلب کند، یعنی علاوه بر این که آنان را به اسللام دعوت می‌کند، باعث می‌شود که در بحران‌ها و به خصوص جنگ، به کمک مسلمانان بشتابند. در سطح بین‌المللی نیز با مساعدت‌های مالی به کشورهای فقیر مسلمان یا غیر مسلمان می‌توان نظر مساعد و مثبت آنان را در قبال کشورهای اسلامی در مجامع بین‌المللی جلب کرد و در سطح جهانی مقتدرانه عمل نمود، چون ضعف کشور باعث می‌شود کشورهای دیگر هرچند نتوانند به کشور اسلامی تهاجم نظامی کنند، اما در سطح جهانی سبب تضعیف موقعیت کشور شده و تهاجم تبلیغاتی گسترده‌ای علیه نظام اسلامی انجام گیرد.
نکته دیگر این که تألیف قلوب از طریق مساعدت‌های غیر مالی نیز امکان‌پذیر است و در مواردی که سیادت کشور و اصول اسلامی زیر پا گذاشته نشود تألیف قلوب به هر وسیله مشروع مجاز است.

بند چهارم : اصل احسان و نیکوکاری
احسان و نیکی به غیر مسلمانان یعنی نیکی به افرادی که با مسلمانان یا کشور اسلامی در جنگ نبوده یا در کشور اسلامی زندگی می‌کنند از اصول پذیرفته شده اسلام به شمار می‌رود. در اسلام بر انجام کاری به نفع انسان‌ها- مسلمان و غیر مسلمان، خوب و بد- تأکید فراوانی شده است. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده‌اند:
کار نیک را برای اهلش و غیر اهلش انجام ده، چنانچه به اهلش نرسید تو اهل (انجام آن) بوده‌ای.
انجام دادن کار نیک سبب وحدت و یکپارچگی جامعه و نیز دعوت غیر مسلمانان به اسلام و ایجاد الفت و مهربانی بین افراد می‌شود. شایان ذکر است که منظور از احسان و نیکوکاری به غیر مسلمنان صرفاً احسان مسلمانان به آنان نیست، بلکه حکومت اسلامی نیز در روابط با آنان باید این اصل را فراروی خود قرار دهد؛ شاید بتوان گفت که حکومت سزاوارتر است به رعایت این اصل تا مردم مسلمان، گر چه هر دو مکلف به آن هستند، چرا که آنان حقوق و وظایفی در برابر حکومت دارند و با این وجود می‌توانند هیچ رابطه با مردم مسلمان نداشته باشند.
ادله مشروعیت احسان به غیر مسلمانان
ابتدا به ادله مشروعیت و پسندیده بودن نیکی و احسان به اهل کتاب می‌پردازیم، سپس به توضیح برخی از مصادیق آن همراه با سیره پیامبر و اهل بیت (ع) در آن موارد می‌پردازیم.
1. آیه شریفه «لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم وتقسطوا إلیهم إن الله یحب المقسطین».
در این آیه خداوند به مؤمنان می‌فرماید: خدا شما را از نیکی (احسان) و قسط (عدل) به کسانی که با شما در امر دین‌تان نجنگیده‌اید و شما را از شهر و دیارتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد. به قول صاحب جواهر تنها مفاد این آیه برای برانگیختن مردم به احسان به چنین غیرمسلمانانی کافی است.

باید توجه داشت که عدم تعلق نهی بر احسان و نیکی به این افراد به معنای عدم وجود ثواب و پسندیده نبودن آن نیست (در صورتی که بگوییم این آیه صرفاً عدم وجود نهی از این عمل را می‌فهماند)، بلکه پسندیده بودن این عمل از عموم روایاتی که افراد را به احسان و نیکی به یکدیگر ترغیب می‌کند استفاده می‌شود.
شایان ذکر است که بر طبق مفهوم این آیه و صراحت آیه بعد، با کفاری که با مسلمانان سر جنگ دارند به گونه دیگری رفتار می‌شود. البته اسلام در جنگ نیز رعایت اصول انسانی و حقوق حاکم بر جنگ و رفتار با دشمن را لازم می‌داند.
2. آیه شریفه «إن الله یأمر بالعدل و الإحسان».
عموم این آیه و آیاتی از این قبیل که به احسان دستور داده‌اند، غیر مسلمانان را نیز در بر می‌گیرند. این اصل در کلیه روابط انسان با دیگران- روابط اجتماعی یا روابط خانوادگی- و همچنین در مورد همه افراد – چه مسلمان و چه غیر مسلمان- قابل اجراست. علاوه بر این که در روابط حکومت با غیر مسلمانان نیز این اصل از قواعد مبنایی فیمابین محسوب می‌شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3. روایاتی که احسان و نیکی به انسان‌ها را فارغ از دین و مرامشان تشویق کرده است، از جمله:
امام صادق (ع) می‌فرماید:
قال الله عزوجل: الخلق عیالی فأحبّهم ألی ألطفهم بهم و أسعاهم فی حوائجهم.
علی بن ابی طالب (ع) نیز فرموده‌اند:
المحسن من عمّ الناس بالأحسان.
و نیز:
أبذل معروفک للناس کافّه فإن فضیله فعل المعروف لا یعدلها عندالله سبحانه شیء.
پیامبر اکرم (ص) نیز فرموده‌اند:
لکلّ کبدٍ حرّاء أجر.
همه این روایات بر این نکته دلالت دارند که نیکی و احسان به انسان‌ها بدون توجه به دین و مسلک‌شان امری پسندیده است وبه علاوه افراد را به نیکی به یکدیگر نیز تشویق کرده است.
4. روایاتی که در مورد نیکی به اهل کتاب و اهل ذمه وارد شده است، به ویژه روایاتی که وقف، صدقه، هبه، وصیت و … به نفع اهل کتاب را جایز دانسته است. این روایات در جمع با روایاتی که استحباب مطلق وقف، صدقه، هبه و … را ذکر کرده‌اند دلالت بر پسندیده بودن نیکی به اهل کتاب می‌کند. مستند فقها بر جواز این گونه اعمال نیک از مسلمانان نیز همین روایات است، حتی برخی از فقها وجود قصد قربت در این اعمال را صحیح دانسته‌اند، چرا که امری مشروع است و قصد قربت در امر مشروع صحیح است.
امام صادق (ع) به اسحاق بن عمار فرموده‌اند:
این اسحاق … چنان چه فردی یهودی با تو همنشی شد به خوبی از وی همنشینی کن.
5. تألیف قلوب یکی از راه‌های دعوت افراد غیر مسلمان به دین اسلام متمایل کردن قلب‌های آنان به اسلام است و بهترین راه برای رسیدن به این امر، احسان و نیکی به آنان است. این نیکی به خصوص در شکل مادی آن به اندازه‌ای مورد توجه شرع مقدس اسلام است که سهمی از زکات واجب بر مسمانان را به این امر اختصاص داده که در اصطلاح به این امر «تألیف قلوب» گفته می‌شود. پیش از این به طور مفصل در این باره بحث کردیم.
خلاصه این که کمک‌ها و مساعدت‌های مالی که باعث جلب افراد به اسلام و یا تمایل آن‌ها به اسلام می‌شود، نه تنها مجاز است، بلکه از امور پسندیده‌ای محسوب می‌شود که بزرگان دین به آن همت می‌گماشتند و به انجام دادن آن توصیه می‌کردند.
سیره پیامبر و اهل بیت (ع) در احسان به غیر مسلمانان
پیامبر و اهل بیت (ع) در جامعه اسلامی خواه ناخواه با غیر مسلمانانی معاشرت داشته‌اند؛ سؤالی که مطرح است این که رفتار آن بزرگواران با غیر مسلمانان چگونه بوده است. با عنایت به منابع تاریخی روشن می‌شود که احترام به افراد و شخصیت انسانی آنان مورد توجه معصومین (ع) بوده است، چون کفاری که در جامعه اسلامی زندگی می‌کردند تحت ذمه و تبعیت حکومت بودند و حکومت موظف به تأمین امنیت جانی، مالی و … آنان در جامعه بود که لازمه رعایت این حقوق، نیکی و احسان در حق آنان است. به علاوه آن حضرات علاوه بر رعایت این حقوق، در برخورد با معاندانی که به ناسزاگویی و استهزای آن‌ها می‌پرداختند، به نیکی و احسان رفتار می‌کردند؛ برای مثال پیامبر در پاسخ یهودیانی که به ایشان می‌گفتند «السام علیکم» (مرگ بر شما)، تنها می‌فرمود: «علیکم» (بر شما). همچنین در تاریخ است که پیامبر به احترام تشییع جنازه فردی یهودی از کنار ایشان، به پا خاستند و چون اصحاب گفتند که این جنازه فردی یهودی بود. آن حضرت فرمودند: «آیا جنازه انسانی نبود». در مورد اول، پیامبر عفو و اغماض را که یکی از مصادیق احسان است در عوض غضب و عکس‌العمل جدی با یهودیان پیشه خود ساخت و در مورد دوم، احترام به جنازه یک فرد از آن ر که انسان بوده، عملی نیک محسوب می‌شود.
یکی دیگر از مصادیق احسان، غذا دادن به فقرا و نیازمندان و سیراب کردن آنان است. در قرآن در وصف اهل بیت پیامبر آمده است: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و أسیراً». شأن نزول آیه این بوده که از کفار و مشرکان اسیرانی در مدینه بودند، با این که مسلمان شدن اسرا یقینی نبود، با این حال اهل بیت پیامبر غذای مورد احتیاج خود را نخورده، به وی دادند. همچنین روایت شده که امام صادق (ع) در سفری به همراه اصحابشان به فردی مسیحی برخوردند که از تشنگی ضعف بر او مستولی شده بود. حضرت به یاران خود دستور دادند که به او آب بدهند. یاران به حضرت گفتند که او مسیحی است! اما امام بر آب دادن به او تأکید کرد و آنان وادار شدند به آن فرد آب بدهند.
یکی دیگر از مصادیق احسان و نیکی، رعایت حقوق افراد در زندگی اجتماعی است، چرا که به فرموده امام سجاد (ع) افراد بر یکدیگر حقوقی دارند: حق همسایه بر همسایه، حق همسفر، حق معلم و شاگرد بر یکدیگر، حق ناصح و مشورت کننده، حق حاکم و رعیت و حقوق دیگری که ممکن است افراد در زندگی اجتماعی بر یکدیگر داشته باشند. رعایت همه این حقوق از مصادیق و موارد احسان و نیکی به شمار می‌رود که در سیره اهل بیت به فراوانی یافت می‌شود.
در تاریخ می‌خوانیم که علی (ع) با فردی یهودی در مسیری همسفر بودند. به جایی رسیدند که مسیرشان از یکدیگر جدا می‌شد. علی (ع) اندکی آن فرد را در مسیرش همراهی کردند. حضرت در پاسخ او که از علت همراهی امام سؤال کرده بود فرمود: حقی که تو در این سفر بر من داشتی، اقتضا کرد که مسافتی تو را همراهی کنم و حق همسفر را ادا نمایم. او پس از مشاهده این اخلاق نیک به خصوص بعد از این که دریافت که وی خلیفه مسلمانان بوده، با مطالعه بیشتر درباره اسلام، مسلمان شد و از یاران نزدیک علی (ع) گشت.
نکته جالبی که ائمه اطهار (ع) درباره مراوده با افراد تذکر می‌دادند این بود که از افرادی که همراه و دوست شما هستند تفتیش عقاید نکنید. در این باره امام صادق (ع) می‌فرماید:
لا تفتّش الناس عن أدیانهم فتبقی بلا صدیق؛ از دین افراد تفتیش نکن، اگر چنین کنی تو را دوستی نخواهد ماند.
این گونه روایات، مسلمانان را به نیکی و دوستی با پیروان هر دین و مسلکی فرا می‌خوانند. البته نمی‌توان چشم بسته پیرو یا دوست هر کسی شد، اما تفحص از عقاید دیگران هم نشاید.
امانت‌داری یکی دیگر از مصادیق احسان و نیکوکاری است. پیامبر گرامی اسلام (ص) در مکه معروف به «محمدامین» بود و امانت‌دار مشرکان مکه به شمار می‌رفت، حتی در زمانی که پیامبر عقاید ضد شرک خود اظهار را می‌کرد و مشرکان مکه با وی به ستیز برخاسته بودند؛ به طوری که پس از هجرت علی بن ابی طالب (ع) مأمور برگرداندن امانت‌های مشرکان شد.‌ در حدیث آمده است که هیچ کس اجازه ندارد در امانت خیانت کند، چه امانت از انسان ساحل باشد چه فاجر.
یکی دیگر از مصادیق نیکی و احسان، وفای به عهد است که در قبال بر و فاجر واجب است؛ به همین دلیل پیامبر و ائمه اطهار اگر با اهل کتاب پیمانی می‌بستند به آن پایبند بودند مانند قرارداد ذمه، پیمان‌های دفاعی پیامبر با اهل کتاب اطراف مدینه، پیمان جوانمردان یا حلف الفضول که پیامبر با جوانان مشرک مکه بستند.
از مصادیق احسان و نیکی، عدم تحقیر افراد در زندگی اجتماعی است. تحقیر کردن افراد حتی به دست حاکم، بسیار زشت و ناپسند و مورد نکوهش شدید پیامبر و اهل بیت است. از حضرت لقمان نقل شده است: که هیچ فردی را به کهنه بودند لباسش تحقیر نکن، به درستی که خدای تو و او یکی است. این گونه توصیه‌ها عام است و مسلمان و کافر را شامل می‌شود.
احترام به شخصیت و عقاید افراد از مصادیق احسان و نیکی به آن‌ها به شمار می‌رود. پیامبر و فرزندان ایشان آن را حتی درباره کفار رعایت می‌کردند. در سیره پیامبر (ص) می‌گویند که پس از ورود مسیحیان نجران به مدینه و حضور در مسجد نزد پیامبر، آن حضرت به آنان اجازه دادند که در مسجد پیامبر به عبادت خود بپردازند حتی پیامبر عبای خود را سجاده بزگ نجرانیان کردند. همچنین در تاریخ می‌خوانیم که قبل از اسلام رسم بر این بوده که با زنان و دختران بزرگان قوم مغلوب که در جنگ به اسارت در می‌آمدند همچون دیگر اسرا رفتار نمی‌کردند، بلکه به ازدواج یا اسارت بزرگ قوم پیروز در می‌آمدند و این رسم را اسلام نقض نکرد و مسلمانان با اسرای ایرانی چنین رفتار کردند و بنا بر نقلی شهربانو دختر یزدگرد را به همسری امام حسین (ع) در آوردند. ظاهراً این گونه رفار نیز به علت احترام به شخصیت افراد در قوم خود بوده است.
دستگیری از مستمندان و کمک به محرومان نیز از موارد احسان محسوب می‌شود، خواه این مستمد مسلمان باشد یا غیر مسلمان. روایت کرده‌اند که حضرت امیر (ع) به همراه اصحاب خود از کوچه‌ای می‌گذشتند. پیرمردی را دیدند که گدایی می‌کند. از حال او دریافتند که تهیدست و حاجتمند است. به اصحاب فرمود چر از بیت‌المال او را تأمین نمی‌کنید؟ پاسخ دادند که او مسیحی است و مسلمان نیست تا از بیت‌المال مسلمانان به او کمک شود. حضرت جمله‌ای به این مضمون فرمودند: تا توان داشت از او (به نفع جامعه) کار کشیدید و پس از ناتوانی او را به حال خود گذاشتید، از بیت‌المال به او کمک کنید. این نمونه‌ای از احسان حاکم اسلامی به غیر مسلمانان است.
بند پنجم : عدالت و انصاف
عدالت و انصاف از اصول پذیرفته و مؤکد اسلام در روابط حکومت اسلامی به شهورندان (مسلمان و غیر مسلمان) است. در همان آیه‌ای که قبلاً یادآوری شد «لا ینهاکم الله … أن تبرّوهم و تقسطوا إلیهم إنّ الله یحب المقسطین» یا در آیه شریفه «إنّ الله یأمر بالعدل و الإحسان» عدل و قسط از اصول معاشرتی اسلام بر شمرده شده است اجرای عدالت و قسط هدف انبیای الهی بود و

مطلب مشابه :  خرید و دانلود پایان نامهنظام حقوقی اسلام

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید