پایان نامه ارشد با موضوع تحلیل گفتمان، لاکلا و موف، نشانه شناسی

نظریه پردازان نشانه شناسی معتقدند، شش نظام نشانه شناسی در سینمای گویا موجود است، که بررسی کارکرد آن در شناخت سینما و دلالت‌های سینمایی بسیار راهگشاست:
دسته اول، نظام نشانه‌های تصویری است که بیشتر به کارکرد نشانه‌های شمایلی اشاره دارد.
دسته دوم، نظام نشانه‌های حرکتی است که بیشتر به حرکت‌های دوربین، تقطیع و تدوین در سینما اشاره دارد.
دسته سوم، نظام نشانه‌های زبان شناسانه گفتاری است که بخش جایگاه کلام، زبان گفتار، مکالمه و تفسیرهای خارجی را در سینما دارد.
دسته چهارم، نظام نشانه‌های زبان شناسانه نوشتاری است، که بخش وسیعی از کارکرد نوشتار در سینما از عنوان بندی فیلم، زیر نویس تا عنوان فیلم و نشانه‌های نوشتاری درون ساختار فیلم را در نظر دارد.
دسته پنجم، نظام نشانه‌های آوایی غیر زبان شناسانه است، که بیشتر به اشکال گوناگون اصوات و جایگاه صداهای طبیعی در سینما اشاره دارد.
دسته ششم، نظام نشانه‌های موسیقایی است، که بخش‌های مورد نظر آن موسیقی متن، موسیقی فیلم نامه و هرگونه موسیقی موجود در فیلم است. (همان)
2-2- مبانی عملی
2-2-1- برخی از پژوهش های مرتبط به موضوع تحلیل گفتمان توسط محققین داخلی
سلطانی در مقاله خود تلاش کرده تا علاوه بر معرفى مبانى نظریه گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف، چگونگى استفاده از این نظریه به مثابه روشى براى تحلیل گفتمان‏هاى سیاسى-اجتماعى نشان داده شود. ابتدا نمایى کلى از این نظریه ارائه شده و سپس جنبه هاى روشى آن مورد بررسى قرار گرفته است. در پایان نقدهایى براین نظریه به اختصار آمده است. اما پیش از هر چیز، بحثى کوتاه درباره نظریه‏هاى گفتمان ارائه شده تا جایگاه نظریه گفتمان لاکلا و موف در میان نظریه هاى گفتمان مشخص شود. در نهایت، براى انسجام بخشیدن به تحلیل‏هاى گفتمانى در این‏ مقاله پیشنهاد شد که از روش کلى تحلیل برجسته سازى‏ها و حاشیه‏رانى‏ها استفاده شود. برجسته سازى و حاشیه رانى هم بر کردارهاى زبانى و هم بر کردارهاى غیرزبانى حاکمند و آنها را که در حد فاصل میان دو قطب مثبت و منفى سامان مى‏دهند. از این رو با بررسى سازوکارهایى که گفتمان‏هاى متخاصم براى برجسته ساختن «خود» و به حاشیه راندن «دیگرى» استفاده مى‏نمایند مى‏توان به تحلیل منسجمى از کلیه کارکردهاى گفتمان‏ها رسید. (سلطانی، 1383)
فاضلی در مقاله خود تلاش کرده تا ضمن ارائه تعاریف مختلف از این مفهوم و “تحلیل گفتمان”، ویژگیهای مشترک آنرا برشمرارد. در ادامه انواع پژوهشهایی که بر حول محور “تحلیل گفتمان” سامان میگیرد خیلی مختصر معرفی میشود.از میان انواع مطالعات معرفی شده، این مقاله در پی بررسی نحله تحلیل گفتمان انتقادی است. ضمن ارائه مشخصات این نحله، تحلیل گفتمان انتقادی به مثابه روش در این مقاله بررسی شده است و برخی نقدهای روششناختی و مشخصات روشی آن تحلیل میشود. نقش زبان در دنیای مدرن رو به افزایش است و در مطالعات علوم انسانی و اجتماعی زیاد بدان پرداخته میشود. تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی نیز از رهگذر همین توجه به نقش زبان در عرصه اجتماعی پدیدار شدهاند. این توجه از آن رو افزونتر خواهد شد که دنیای امروز روی به سوی نمادین شدن هرچه بیشتر دارد و عمدهترین این نمادها زبان است.به علاوه با حذف شدن تدریجی برخی از صور اعمال قدرت آشکار در بعضی عرصههای زندگی و استقلال نسبی عرصه فرهنگ نسبت به عرصههای دیگر، لزوم تحلیل کارکردهای زبان زیادتر میشود. در دنیایی که انبوه اطلاعات در قالب زبان به ذهن افراد وارد میشود، کسب آگاهی انتقادی نسبت به زبان و کاربستهای آن برای حفظ خودمختاری فرد، جلوگیری از توجیه شدن ساختارهای سلطه و نابرابری و جلوگیری از پیشداوریهای تخاصمزا بسیار حیاتی است.(فاضلی، 1383)
سلطانی در مقالهای دیگر بر آنست تا در چارچوب نظریه‌ی گفتمان لاکلا و موف، که نظریه‌ای نشانه‌شناختی برای تحلیل گفتمانهای سیاسی است، دلایل ظهور و افول اصلاح‌طلبان را تبیین نماید. فرضیه مقاله این است که منازعات میان این گفتمانها، منازعاتی معنایی برای تعریف دال‌های شناور بوده است. بر این اساس، علت ظهور اصلاح‌طلبان پیدایش بحران معنایی در گفتمان محافظه‌کار و علت افول آن، پیدایش بحران معنایی در گفتمان اصلاح‌طلب بود.(سلطانی، 1384)
مقاله بشیر منعکس کننده بسیاری از نقشه های تبلیغاتی غرب، به ویژه انگلیس درباره ایران است که به لحاظ اهمیت مورد تحلیل گفتمان قرار گرفته است. تحلیل گفتمان، یکی از روشهای تحلیل در علوم اجتماعی و ارتباطی است که در سالهای اخیر گسترش فراوان یافته و تحولی در نحوه برداشتها و کشف مفاهیم و معانی زبانی و فرازبانی بوجود آورده است. این نوشته در صدد آن است که با ارائه چکیده ای درباره پیدایش اصطلاح «گفتمان» و «تحلیل گفتمان»، مقاله مزبور را با استفاده از روش تحلیل گفتمانی مورد مطالعه و بررسی قرار داده و مفاهیم زبانی و فرازبانی آن را کشف نماید. در این تحلیل نتایج متنابهی در باره شیوه تبلیغاتی غرب و اولویت های آنان در مقابله با انقلاب اسلامی ایران بدست آمده است که می تواند راهگشای برنامه ریزی تقابلی و هوشمندانه مسئولان نظام در این زمینه باشد. برخی از نتایج بدست آمده از این تحلیل نشاندهنده این است که مقولات «رهبری»، «حکومت اسلامی»، «رابطه دین و سیاست»، مورد هجوم تبلیغاتی غرب بوده که همچنان ادامه دارد. (بشیر، 1385)
سلطانی مینویسد ارتباطات اجتماعی به عنوان یکی از علوم میان رشته‌ای در انجام تحقیقات و پژوهش‌های ارتباطی از روشهای گوناگون تحقیق در حوزه علوم اجتماعی بهره می برد.در جامعه ما عمده این روش‌ها کمی هستند و متأسفانه این به یک سنت در محافل آکادمیک ما تبدیل شده است. دلبستگی به روش تحلیل محتوا به تدریج، نوعی نگرش کمّی را بر اندیشه محققان ارتباطی در جامعه ما حاکم کرده است. امروزه دیگر روشهای مختلف تحلیل گفتمان، به ویژه رویکردهای مختلف تحلیل انتقادی گفتمان به تدریج، جایگزین روش‌های قدیمی تر تحلیل کمی شده است. روش‌های تحلیل کیفی، شناخت و درک عمیق‌تری از معناهای نهفته در متون و گفتمان‌های اجتماعی به ما ارائه می کنند. تحلیل گفتمان، روشی نوین برای پژوهش در متن های ارتباطی است که برای شناخت پیام و معنای به کار رفته در پیام های ارتباطی کاربرد یافته است. در این مقاله، سعی شده است تا از تحلیل گفتمان ، با رویکرد سیاسی به عنوان روشی برای تحلیل متن رسانه ای یکی از شبکه های خبری بی بی سی و کشف گرایشات ایدئولوژیک در نقل اخبار که احتمالاً منجر به شکل گیری مقوله های خبری هدف‌مند و سو گیرانه شده است، استفاده گردد.( سلطانی، 1387)
حسینی زاده در مقاله خود در پی تبیین نظریه گفتمان در حوزه علوم سیاسی براساس نظریه لاکلا و موف به نظر آنها گفتمان مجموعه ای معنادار از دال های به هم مرتبط است که معنای خود را از صورتبندی گفتمانی و در تمایز با گفتمان های مخالف به دست آورده. فهم انسان از جهان و عمل او ناشی از گفتمان هاست. در جامعه پیوسته نزاع گفتمانی یا نزاع برای تفسیر جهان برقرار است و این نزاع سرنوشت جامعه را تعیین می کند. اما در این نزاع هیچ امر پیشینی و تعیین کننده وجود ندارد؛ به عبارت دیگر جهان اجتماعی عرصه امکان و تصادف است؛ چون گفتمان ها همراه با اعمال قدرت و عمل طرد و غیریت سازی به وجود می آیند و از بین می روند، بنابراین سازه هایی ذاتا سیاسی هستند. همچنین لاکلا و موف با استفاده از مفهوم هژمونی بر بعد سیاسی جامعه تأکید می کنند. به هر حال در نظریه آنها مَفْصل بندی های هژمونیک گفتمانی جامعه را پیش می برند و فهم ما از جهان را شکل می دهند.(حسینی زاده، 1388)
مقدمی در مقالهای به نام نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف و نقد آن، آورده که:
نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف درکتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی ازجمله نظریات جدیدی است که با بسط نظریه معنایی متشکل از مجموعه‌ای از مفاهیمِ به هم‌مرتبط و ایجاد ساختاری نظامند از آنها توانسته به تبیین، تحلیل عملکرد پدیده‌های اجتماعی ـ سیاسی و نیز ارتقای ظرفیت پیش‌بینی، پیش‌گویی و تحول‌آفرینی در جوامع دست یازد. تحلیل گفتمان در بعد نظریه معنایی ریشه در زبان‌شناسی ساختارگرای سوسوری و در جهت نظریه اجتماعی، نظریه‌ای ترکیبی است و ریشه در اندیشه‌های افرادی مانند دریدا، فوکو، مارکس و گرامشی دارد. با این حال، این نظریه کاستی‌هایی دارد ازجمله فقدان ابزار کارآمد زبانی برای تحلیل و تشریح منازعات معنایی. شناسایی تعریف گفتمان و ارائه مفاهیم، مبانی فلسفی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی آن و درنهایت طرح انتقادات وارد بر آن ـ از چشم‌انداز حکمت اسلامی ـ ازجمله اهداف این مقاله است.(مقدمی، 1390)
محسنی مینویسد امروزه با افزایش انتقادهای نظری از رویکرد اثبات‌گرایی، بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی به‌جای جمع‌آوری داده‌های کمّی و تحلیل‌های آماری، بر روش‌های کیفی تحقیق تأکید می‌ورزند. یکی از روش‌های بسیار رایج پژوهش‌های کیفی، تحلیل گفتمان انتقادی است. تحلیل گفتمان انتقادی، به‌لحاظ فلسفی مبتنی بر ساخت‌گرایی است که با تأکید بر عاملیت انسانی، واقعیت را به سازه‌های انسانی تقلی ل می‌دهد. (محسنی، 1391)
این نوشتار با اشاره به استلزامات منطقی مبانی سازه‌گرایانه تحلیل گفتمان انتقادی، به این نتیجه می‌رسد که این دیدگاه به‌لحاظ معرفت‌شناختی به نسبی‌گرایی، سفسطه و انکار شناخت، نسبیت ارزشی، خودمتناقض بودن، امتناع صدق و کذب، و امتناع اخلاق منجر می‌شود. پیغامی مینویسد، لاکلا و موف از طریق بازخوانی و ساختار شکنی نظریه های متفکرانی مانند مارکس، گرامشی، آلتوسر، فوکو، دریدا، لاکان، سوسور، و دیگران، نظریه گفتمان خود را در کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی(1985) شکل دادند. نظریه لاکلا و موف ریشه در دو سنت نظری ساخت گرا یعنی مارکسیسم و زبان شناسی سوسور دارد. در حالی که مارکسیسم مبنای اندیشه در امر اجتماعی را برای این نظریه فراهم می آورد، زبان شناسی ساخت گرای سوسور نظریه معنایی مورد نیاز این دیدگاه را فراهم می کند. در گفتمان لاکلا و موف آمیخته شدن دو نظریه بالا، موجب پیدایش نظریه پسا ساختارگرایانه ای می شود که بر اساس آن همه حوزه های اجتماع به مثابه شبکه ای از فرایندهای متفاوت دریافت می شود که به تولید معنا می انجامد.]]>

Related articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *