تحقیق و پایان نامه

سامانه پژوهشی – هنجارگریزی کلامی در اشعار سهراب سپهری- قسمت ۷

کنار حادثه سر می کشیم (همان ،۳۱۴:۳۱۳)
در این شعر نیز بین « هوشیاری وخواب » و « گوارا بودن وسم) پارادوکس وجود دارد ، اما سهراب به طرزی ماهرانه این پارادوکس را از چشم دور نگه داشته است .
کنار راه سفر کودکانه کور عراقی
به خط لوح حمورابی نگاه می کردند (همان :۳۱۷)
در اینجا نیز « نگاه کردن » را به « کودکان کور » نسبت داده و تصویری متناقض ایجاده کرده است
ج)هنجار گریزی معنایی از طریق ساختار ترکیب های تازه :
سهراب سپهری با توجه به شور و هیجان درونی وتازگی طلبی که در وی وجود دارد ، یکی ازشاعرانی است که به ایجاد ترکیبهای بدیع و تازه توجه خاص نشان داده است. در اشعار وی نمونه های نو و غریب فراوانی از این دست ترکیبها دیده می شود که خود نشانگر دوری جستن اوست از کهنگی و تقلید وزبان عادت شده.
نمونه های از این ترکیبها ترکیب « فواره هوش بشری »
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند (همان :۳۶۴)
ترکیب « طلوع انگور »
…مردی از من پرسید
تا طلوع انگورچند ساعت راه است ؟(همان :۳۹۲)
چ)هنجار گریزی از طریق ایجاد تصاویر و معانی تازه
در این گونه هنجارگریزی شیوه طرح و ارائه تصاویر شعری به گونه ای متفاوت با زبان عادی است یعنی نوعی تازگی و جسارت در آن دیده می شود و معانی که از این تصاویر برداشت می شود کاملا جدید وغیرمتعارف است . سپهری از این دست تصاویر نو بسیار بهره گرفته و با ارائه معانی تازه به هنجارشکنی دست زده است .
کودکی دیدم ماه را بو میکرد
من زنی رادیدم ، نور در هاون می کوبید ….(همان :۲۷۷)
« بو کردن ماه » و « نور در هاون کوبیدن » دو تصویر تازه و بدیع و از نظر معنایی ، شگفت است .
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
در رگها ، نور خواهم ریخت ، (همان :۳۳۹)
نور ریختن در رگها ، تصویری تازه است که سهراب از آن بهره گرفته است ونمونه های فراوان دیگری که در اشعار سهراب یافت می شود .
هـ) هنجار گریزی معنایی از طریق حس آمیزی
حس امیزی ، توسعاتی است که در زبان ، از رهگذر آمیختن دو حس به یکدیگر ایجاد می شود . استعاره یامجاز ، شکل عام این توسعات است و شاخۀ معینی از این توسعات که بر اساس آمیختن دوحس به وجود می آید ، حس آمیزی خوانده می شود .مثل «جیغ بنفش » یا « آواز روشن » (شفیعی کدکنی ،۱۵:۱۳۸۰)
حس آمیزی نیز از روشهای است که سپهری ، آنها را در راستای آشنایی زدایی در اشعارش به کار گرفته است ،هر چند برخی کاربردحس آمیزی را در اشعار وی به دلیل کاربرد زیاد از حد ، چندان موفق نمی دانند: « اهمیت سپهری در سبک اوست و درمرکز سبک او مهم ترین عامل ، افزایش بسامد حس آمیزی است که گاه موفق است وگاه ناموفق» (شفیعی کدکنی :۲۱:۱۳۸۰)
نمونه های از کاربردحس آمیزی در شعر سهراب
…..لحظه های کوچک من خوابهای نقره می دیدند(سپهری ،۳۸۰:۱۳۸۵)
لحظه های کوچک من تا ستاره فکر میکردند …(همان :۱۳۸۱)
د)هنجارگریزی معنایی از طریق نماد
سمبل وبیان نمادین در شعر سهراب تا حدودی با نیما، شاملو واخوان متفاوت است .او اگر چه در شکستن وزن و قافیه شعر سنتی پیرو نیماست ، اما به لحاظ شکل ذهنی شعر و پیام ، راهش از نیما کاملا جدا می گردد.شعر سپهری در بسیاری از مواقع تجریدی ، فلسفی وغنایی است . عرفان اسلامی ، فرهنگ هند وچین باستان، دنیای جدیدی بر وی گشوده وشعرش را کاملا سور رئالیستی کرده است . (شمیسا،۵:۱۳۸۲)
اشتر در متن زیر ، سمبل واعظ صفتانی است که به حرفهای خود عمل نمی کنند ،پند و امثال شان بی محتوا ومانند سبدی خالی است .
قاطری دیدم بارش انشاء /اشتری دیدم بارش سبد خالی پند وامثال /عارفی دیدم بارش تنناها یا هو (سپهری ،۲۷۹:۱۳۸۱)
باران در متن زیر سمبل تطهیر ، شویندگی و طراوت ونگاه تازه است
چترها را باید بست /زیر باران باید رفت (همان :۲۷۹:۱۳۸۱)
ذ)هنجار گریزی معنایی از طریق مجاز
شاعران از آن جا که جهان رابه گونه ایی دیگر می بینند ، واژگان را نیز به گونه ایی دیگر به کار می برند ، بدین معنی که هر چند از واژگان معمول وموسوم استفاده می کنند، اما آنها را درمعانی اصلی و متعارف خود به کار نمی برند .کلمات از دیدگاه شاعران یک معنی ومفهوم قرار دادی ندارد بلکه از بار معنایی شگرفی برخوردار است آنها با استفاده از مجاز، قرار داد معمول ومرسوم کلمات را به هم می زنند ومفاهیمی دیگر به آنها می بخشند به همین جهت است که زبان شاعر ابهام آفرین است .زیرا در مجاز ، استعمال حقیقی ومعمولی واژه مورد نظر نیست . ارسطو نیز معتقد است کلام اگر از مجاز تألیف بیابد ، جنبۀ معما بر آن غلبه پیدا می کند (ارسطو ،۱۵۴:۱۳۶۹)
گفتنی است اغلب مجاز های مرسل تک تأویل هستند .«مجاز های تک تأویلی درهمان خوانش اولیه به سرعت فاش می ماند و درخوانشهای مختلف تأویل مشابهی دارند . از این رو عمر زیبایی شناختی و دامنۀ تاثیر مجاز مرسل به همان سرعتی که معنای آن حاصل می شود به پایان می رسد ومنجمد و فرسوده می شود .چنین صناعاتی کم عمرترند ، زود مبتذل ونخ نما می شوند وسرانجام به نشانۀ زبانی ثابت وخشک و تک معنا مبدل می شوند .» (فتوحی ،۱۳۱:۱۳۸۷)
در شعر زیر « رگ » به معنای « وجود » آمده است .
خیال دره و تنهایی
دو انده در رگ او ترس (سپهری ،۴۲:۱۳۸۷)
ویا در این شعر سپهری:
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم
وبه سمتی بروم

You may also like...