تحقیق و پایان نامه

هنجارگریزی کلامی در اشعار سهراب سپهری- قسمت ۶

کیتس[۷] شاعر رمانتیک انگلیسی، نخستین بار، تعبیر« رهایی از خویشتن ، یا « گنجایش منفی » را قابلیتی از عدم اطمینان وشک در دست یابی به حقیقت محسوس و منطقی عنوان کرده ، این فن در شعر سهراب به صورت آشنایی زدایی نمایان شده است . آشنایی زدایی سپهری ، افزون بر ویژگی های زبانی ، به حوزه های ادراکی نیز سرایت می کند وچنان که در تعبیر « فاصلۀ زیبایی شناسی» کیتس مندرج است ، افقی نو را فرا روی چشم خوانندگان می گشاید. کیتس آشنایی زدایی را قابلیتی از عدم اطمینان وشک بدون دست یابی به حقیقت محسوس و منطقی توصیف کرده است . (ملکی ،نویدی.۱۱۴:۱۳۸۶)
آشنایی زدایی باید با دو مبنا سنجیده شود : یکی نسبت به زبان معیار و دیگری نسبت به خود زبان ادبی ؛ برای مثال اگر شاعری در دوره ما شعری به زبان و قالب کلاسیک بسراید ، نسبت به زبان معیار ، آشنایی زدایی دارد ؛ زیرا هم قاعده افزایی ( وزن ، قافیه و موسیقی سنّتی شعر) در آن صورت گرفته است و هم هنجارگریزی (صور خیال و … ) دارد. امّا نسبت به ادبیات فاقد آشنایی زدایی است.
زیرا تکرار قالب ، وزن ، تشبیه ها ، استعاره ها و … باعث نوعی یکنواختی و عادت در ذهن خوانندگان می شود و دیگر در گوش آن ها طنینی نمی افکند. استعاره های قدیمی بر اثر تکرار ، ارزش زیباشناختی خود را از دست داده اند.(خائفی،۱۳۸۳ : ۷۵)
۲-۲-۱-۴- برجسته سازی
برجسته سازی (Foregrounding) انحراف از زبان معیار است ؛ هنگامی که یک عنصر زبانی برخلاف معمول بکار می رود و توجه مخاطبان را به خود جلب می کند. موکارفسکی برجسته سازی را فرایندی آگاهانه می داند. هر اندازه فرایندی ، آگاهانه تر بکار گرفته شود از خودکاری کمتری برخوردار است. بر اساس نظر او برجسته سازی در مقابل هنجارها ایجاد می شود و حدّ اعلای برجسته سازی کلام را از ویژگی های شعر می داند.در فرایند برجسته سازی باید عواملی چون انسجام ، نظام مندی ، رسانگی ، انگیزش و زیباشناسی مورد توجه قرار گیرد که البته از بین این عوامل دو اصل «رسانگی» و «زیباشناسی» اهمیت بیشتری دارند.موکارفسکی یکی از ویژگی های برجسته سازی را انسجام عناصر برجسته می داند.
از نظر لیچ[۸]، هنجارگریزی می تواند تا بدان حد پیش برود که ایجاد ارتباط مختل نشود و برجسته سازی قابل تعبیر باشد(صفوی،۱۳۷۳ : ۴۳) شفیعی کدکنی نیز بر این نکته تأکید دارد و معتقد است که هنجارگریزی می باید اصل رسانگی را مراعات کند.(شفیعی کدکنی، ۱۳۸۰ : ۱۳) از نظر لیچ برجسته سازی به دو شکل امکانپذیر است : نخست این که در قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد و دوم این که قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود ؛ بدین ترتیب برجسته سازی از طریق دو شیوه هنجارگریزی و قاعده افزایی تجلّی خواهد یافت.(صفوی، ۱۳۷۳ : ۴۳)
شفیعی کدکنی هنگام بحث درباره برجسته سازی ادبی ، اشاره می کند که «رستاخیز واژگان» به دو صورت می تواند انجام پذیرد. او انواع برجسته سازی را در دو گروه موسیقایی و زیبایی شناختی طبقه بندی می کند.گروه موسیقایی ، مجموعه عواملی را در بر می گیرد که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار آهنگ و توازن بخشیدن جدا می کند و در واقع از رهگذر نظام موسیقایی ، سبب رستاخیز کلمات و تشخیص واژه ها در زبان می شود. این گروه صناعت هایی مانند وزن ، قافیه ، ردیف و … را شامل می شود. گروه زبانشناختی ، عواملی را در بر می گیرد که به اعتبار تمایز نفس کلمات در نظام جمله ها بیرون از خصوصیت موسیقایی آن ها ، می تواند موجب تمایز یا رستاخیز واژه ها شود. این گروه صناعاتی همچون استعاره ، مجاز ، کنایه ، حس آمیزی و آشنایی زدایی را در بر گیرد.(احمدی ،۱۳۸۵ : ۸-۷)
۲-۳- هنجارگریزی
هنجار گریزی ( فرا هنجاری )
انوشه در تعریف ازهنجار گریزی(Deviation) می نویسد : گریز از قواعد حاکم بر زبان هنجار وعدم مطابقت وهماهنگی معانی بازبان متعارف هنجار گریزی است. (انوشه ، ۱۴۴۵:۱۳۷۶)
یکی از سویه های مهم : آشنایی زدایی در ادبیات ، غرابت زبانی اثر و نامتعارف بودن روش بیان است . درمجموع باید گفت آشنایی زدایی در ادب با، فراهنجاری ایجاد می شود که در این صورت انواع فراهنجاری ها نقش مهمی در ساخت هنری آثار ادبی دارند . گریز از هنجارها اگر عالمانه، زیبا و هنجارمند اتفاق بیفتد گذشته از شکوفایی ، بالندگی واستمرار حیات شعر ، به غنای زبان نیز کمک می کند . به عبارت دیگر نوعی داد و ستد میان زبان وادبیات وجود دارد . شاعران ونویسندگان موفق از زبان کمک می گیرند وبه آفرینش می پردازند و سپس همان آفریده ها در خدمت زبان قرار می گیرند و زبان را بارور می سازد . (روحانی ، عنایتی قادیکلاتی ، ۶۷:۱۳۸۸)
شمیسا معتقد است که نباید به سادگی از مسأله هنجار گریزی گذشت زیرا گاهی تأثیر واساساً ساخت ادبی فقط در گروآن است . وقتی می گوییم :سه شنبه برف می بارد » جملۀ عادی گفته ایم . اما وقتی می گوییم :« بر سه شنبه برف می بارد» «از نازنین شهید ثالث)،با شعر مواجه شده ایم و ناگهان تاثیر واحساس عجیبی به ما منتقل می شود . همه چیز با یک « بر » به جای « در » کن فیکون شده است و جمله بردی عاطفی یافته است . احساسی در آن وارد شده است که می تواند وارد دنیای درون واحساسات خواننده شود واین همه به سبب یک دستکاری کوچک درمحور هم نشینی است .
پس هرگاه انحراف از هنجارها و قواعد حاکم بر زبان معیار صورت پذیرد ، هنجارگریزی پدید می آید. امّا باید در پیش چشم داشت که نمی توان هر گونه انحراف از هنجارها را هنجارگریزی دانست زیرا برخی از این انحراف ها تنها ساختی غیر دستوری ایجاد می کنند و ارزش ادبی ندارند.(شمیسا،۷۶:۱۳۸۲)
۲-۳-۱- انواع هنجارگریزی
۲-۳-۱-۱- هنجارگریزی معنایی(تصویری)
در هنجارگریزی معنایی ، همنشینی واژه ها بر اساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نیست بلکه تابع قواعد خاص خود است.و هنجار گریزی معنایی یعنی تخطی از معیارهای معنایی تعیین کنندۀ هم آوایی واژگان است به عبارت دیگر یعنی تخطی از مشخصه های معنایی حاکم بر کاربرد واژگان در زبان معیار .« حوزۀ معنا انعطاف پذیرترین سطح زبان هنجار گریزی معنایی است و نیز پر بسامدترین ابزار شعر آفرینی است .» (صالح ، ۱۱۶:۱۳۷۳)
بررسی و دقت در اشعار سهراب سپهری این نکته را نشان می دهد که گسترده ترین و پرکاربرد ترین نوع هنجار گریزی در اشعار وی ، هنجار گریزی معنایی است و او از سایر انواع هنجار گریزی «واژگانی ، زمانی ، نحوی ، سبکی ، گویشی، نوشتاری ،آوایی» بسیار اندک بهره گرفته است .دلیل اصلی این امر توجه خاص سهراب به معنای کلام وعدم دلبستگی به صورت وظاهر زبان است . به این ترتیب ، صنایعی از قبیل استعاره، مجاز، تشخیص، پارادوکس وجز آن که به صورت سنتی در چهارچوب بدیع معنوی وبیان مطرح می شوند ، بیشتر درچهارچوب هنجار گریزی معنایی قابل بررسی اند(صفوی ،۱۳۷۳ : ۵۲-۴۷)
الف)هنجار گریزی معنایی از طریق تشخیص
تشخیص ، جان بخشیدن به اشیاء و طبیعت است ، به این صورت که برای آنها ویژگیهای انسانی درنظر گرفته شود . تشخیص یکی از مهم ترین روشهای ارائه تصاویر زنده و پویا است .
یکی از مسائل مهم مطرح در شعر سهراب ، با توجه و دید او نسبت به جهان است . سپهری جهان را یکپارچه زنده و جاندار می بیند،یعنی تمام عناصر جهان با او درحال غمزه اند وهر یک زبانی و دنیایی برای او می گشایند . درهمین جهت است که در اشعار او ، باغ ،نور می نوشد، درخت جان می گیرد ، روشنی می خزد و کوه ازخوابی سنگین پر است …..
تمامی تصاویر از نوع تشخیص هستند ، منتها در کار سپهری این شخصیت دادن بنابر وظیفۀ شعری نیست بلکه بنابر طبیعت اشیاء است ، یعنی سپهری واقعاً این رمز و راز را حس می کند و باذهن خود پیوند می زند .در همین ویژگی شعر سهراب است که تاثیر عقاید و آرای کریشنامورتی ملموس است ( عظیمی ،۱۳۹:۱۳۶۹)
« سپهری برای صنعت تشخیص بیش از شگردهای دیگر اعتبار و شخصیت قائل شده به گونه ای که درکمتر شعری از او می توان جای این صنعت را خالی دید در « صدای پای آب »که خود اسم شعر نیز بر این شیوه « تشخیص» بنا نهاده شده است ، استعمال زیبا وهمه جانبه صنعت تشخیص را شاهدیم به گونه ای که می توان این شعر را « جشنواره تشخیص » نام نهاد (حسینی ،۵۶:۱۳۶۷)
به نمونه ای از کاربرد صنعت تشخیص در شعر سپهری اشاره می شود:
با سبد رفتم به میدان،صبح گاهی بود
میوه ها آواز می خواندند(سپهری،۳۶۹:۱۳۸۵)
آواز خواندن –رفتار انسانی –به میوه ها نسبت داده شده است……
در دست تابستان یک باد بزن پیدا شده بود(همان:۲۸۲)
تابستان به انسانی تشبیه شده که باد بزنی در دست گرفته است تا خودش را خنک کند
-گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسباند.
شوق می آمد،دست در گردن حس می انداخت.(همان:۲۷۵)…
در این شعر نیز «تنهایی و شوق » رفتاری انسانی و صمیمانه دارد و به مانند انسانهای زنده رفتار میکند و نمونه های بسیار دیگری که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد.
ب)هنجارگریزی معنایی از طریق تصاویر متناقض نما (پارادوکس)
تصاویر متناقض نما تصاویری هستند که دو طرف آنها به لحاظ منطقی دیگری را نفی می کنند . انواع مختلفی از این تصاویر متناقض نما در ادبیات مورد استفاده قرار گرفته است که برخی به صورت یک ترکیب به کار می رود وگاهی این تناقض میان عناصر یک جمله دیده می شود وگاه بین اجزای دو جمله با یکدیگر.
یکی از روشهای آزادسازی ذهن در متون عرفانی که کاربردی بسیار کهن دارد ، وارونه سازی معنایی است . استفاده از نشانه های وارونه ، طبیعت زبان را آ زاد می کند و از نفوذ زبان قرار دادی می کاهد .بدین ترتیب بسیاری از عارفان در آثار خود از چنین تعارضهای زبانی بهره جسته اند . سهراب نیز در برخی اشعارش از پارادوکس برای هنجار گریزی استفاده کرده است که در ذیل به چند نمونه اشاره می شود .
حجر الاسود من روشنی باغچه است …(همان :۲۷۳)
که سیاهی سنگ « حجرالاسود » در تناقضی عجیب با روشنایی هم نشین شده است .
ببین همیشه خراشی است روی صورت احساس
همیشه چیزی ، انگار هوشیاری خواب
به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت
و روی شانۀ ما دست می گذارد
و ما حرارت انگشتهای روشن او را
بسان سم گوارایی

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

You may also like...