تحقیق و پایان نامه

فایل – هنجارگریزی کلامی در اشعار سهراب سپهری- قسمت ۸

که درختان حماسی پیداست .
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
(سپهری، ۱۳۸۷ : ۳۹۲-۳۹۳)
منظور از درختان حماسی ، روزگار آغازین جهان وابتدای آفرینش است که بشر در حال شناخت جهان اسرار آمیز پیرامون خود بوده است .از این روحماسه رمز جهان اسرار آمیز نخستین است .« سپهری دربارۀ حماسه به معنای تاریخ نخستینه ها بسیار سخن گفته است. نخستینه ها در شعر او پاک وبی دروغ و حکمت آفرین اند .» (شمیسا،۱۳۷۲: ۲۰۵)
سپهری گاه از طریق مجاز مرسل به واژه بار معنایی خاصی می بخشد ، مثلا در شعر:
وعشق ، تنها عشق
تورا به گرمی یک سیب می کند مأنوس (سپهری ،۳۰۶:۱۳۸۷)
«گرمی » در اینجا می تواند به معنی زیبایی باشد
۲-۳-۱-۲- هنجارگریزی واژگانی
هنجارگریزی واژگانی یکی از شیوه هایی است که بر مبنای آن ، شاعر بر حسب قیاس و گریز از قواعد ساخت واژه ها در زبان هنجار ، واژه ای جدید می سازد و یا آن را به طرزی خاص مورد استفاده قرار می دهد که برای خواننده سابقه ذهنی ندارد.
بسیاری از شاعران از هنجارگریزی واژگانی در اشعار خود استفاده کرده اند ،مثلاً مولوی بارها چنین ساخت شکلی واژگانی را داده است که برای خواننده سابقه ذهنی ندارد و بدین ترتیب برجستگی خاصی در شعرش ارائه کرده است .
به نمونه های زیر توجه کنید :
ای گیج سرکان سر ، گیجیده نگردد زو
وی گول دلی کان دل ، یاوه نکند نیست
(مولوی: ۱/۳۲۷)
« گیجیده» دراین بیت ، ساختی وصفی است که به قیاس صفت مفعولی ، توسط شاعر ساخته شده است
ز آفتاب سعادت مرا شرابات است
که ذره های تنم حلقۀ خرابات است
(همان: ۱/۴۷۷)
« شرابات » به قیاس « خرابات » ، ساخت تازه و نامتعارفی است ونمونه های فراوان دیگر در اشعار مولوی وبرخی دیگر از شاعران یافت می شود؛ اما سپهری کمتر به هنجار شکنی واژگانی روی خوش نشان داده است . وی سعی نکرده است که با دست بردن درساخت دستوری واژگان در نحو واژه ها تغییر ایجاد کند .لذا کمتر در اشعار وی از این دست هنجار گریزی ها یافت می شود . و درحد محدود در این زمینه طبع آزمایی کرده . و برحسب قیاس یا گریز از قواعد ساخت واژۀ زبان هنجار به خلق واژگان نو پرداخته و بر بار بدعت کلام خود افزوده و به این ترتیب به ایجاز در سخن نیز دست یافته است که گاه واژۀ خود ساخته و جایگزین مفهومی مبسوط گشته است . مانند :
به سراغ من اگر می آیید /پشت هیچستانم
«واحه ای در لحظه»
واژۀ « هیچستان » نمونه ای از هنجارگریزی واژگانی است و از تلفیق بدیع پسوند « ستان » که پسوند مکان است با کلمه هیچ حاصل شده است و از جمله مواردی است که به ایجاز انجامیده است .
مردم بالا دست ، چه صفایی دارند
چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیرافشان باد
« شیر افشان » در قیاس با ترکیبی چون « نور افشان » ساخته شده است شاعر ازهنجار های مربوط به هم نشینی واژگان در ساخت کلمات مشتق تخطی کرده است وبه بدعت واژه ایی چون « شیر افشان » دست یافته است.
در شعر « از روی پلک شب » ترکیب بدیع «مهتاب اندود » ، در قیاس باکلمات مرکبی چون « زر اندود » ، « سیم اندود » ، « گل اندود » وغیره ساخته شده است .
درموارد فوق یعنی واژه های «هیچستان» ، «شیر افشان» ،مهتاب اندود ، ساخت واژگان بر مبنای قیاس با شیوه های معمول ساخت واژۀ زبان معیار صورت گرفته است .وبا تخطی ازهنجارهای هم آیی « collo cation» واژگان در زبان هنجار واژگانی بدیع پدید آمده است .
ساخت صفتهای مرکب از ترکیب صفت +اسم ، روندی معمول در زبان هنجار است .ترکیبات صفتی « قوی پنجه » ،«تیزچنگال»، « سفید روی » و… را میتوان به عنوان نمونه ذکر کرد که به مفهوم دارای پنجۀ قوی ، دارای چنگال تیز و … هستند .(سجودی ،۴۸:۱۳۷۵)
۲-۳-۱-۳- هنجارگریزی زمانی
این نوع هنجارگریزی وقتی به وجود می آید که شاعر از گونه زبان هنجار یا زبان استاندارد امروزی بگریزد و آن ساخت زبانی را بکار گیرد که قبلاً در زبان رایج بوده است و امروزه کاربرد ندارد. این نوع هنجارگریزی را اصطلاحاً «باستانگرایی» نیز می گویند.
با نگاهی به شعر سپهری کمترین اثری از این گونه هنجار گریزی یافت نمی شود . وی همواره سعی کرده است از زبان امروز خارج نشود .« سپهری مخصوصا در نحو دقت دارد که مختصات سبکی سبکهای کهن گذشته را که امروزه در زبان ما معمول نیست به کار نگیرد » (شمیسا، ۱۸۷:۱۳۷۶)
البته این امر درشعر سهراب چندان هم دور ازانتظار نمی نماید . با بررسی ودقت در تفکر واندیشه نوگرایی سهراب ، که هر چیز کهنه وتقلیدی رانفی میکند .پذیرش وکابرد زبان گذشته (باستانگرایی)دور ازذهن خواهد بود . سهراب براساس تفکرات عارفانه وتمایلات تر و تازه ای که دارد ازهنجار گریزی زمانی دوری می جوید که به عبارت دیگر یکی از دلایل اصلی عدم کاربرد هنجار گریزی زمانی درشعر سپهری همین اندیشه عادت ستیزی اوست که همه چیز را نو وتازه میخواهد ومی بیند و در پی غبار روبی از تمام هستی است ، چرا که اندیشۀ وی روبه طراوت و تازگی دارد و نگاه او نگاه امروز است نه گذشته ، سپهری ، فرزند زمان خویشتن است ونگاه عارفانۀ اوبه اطراف و اشیاء … جدای از هرگونه نگاه او به گذشته است . او به پشت سر توجهی ندارد . (روحانی ، ۱۲۴:۱۳۸۸)
پشت نیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی آید
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است
پشت سر خستگی تاریخ است ( سپهری ، ۲۹۵:۱۳۸۵)
با توجه به این مطالب برخی به این باورند که شعر سپهری به دلیل توجه به کشف لحظه های زندگی ، رنگ و بوی خاص دارد و پر از تصویرها و رنگهاست (آشوری ،۱۹:۱۳۷۱)و بعضی دیگر ، شعر او را شعر هایکوهای به هم پیوسته وتصاویر تقطیع شده میدانند ومعتقدند شعر او صمیمیتی خنثی و بی بو و بی خاصیت دارد وبر آن یکپارچگی کامل حاکم نیست (براهنی ، ۱۳۷۱ : ۳۰۹-۳۰۵)
۲-۳-۱-۴ هنجار گریزی نحوی
گریز از قواعد حاکم بر نحو زبان هنجار را هنجار گریزی نحوی می گویند .شاعر با جابه جا کردن سازه های متشکل دهندۀ حمله و برهم زدن آرایش هنجار ، زبان خود را نسبت به زبان هنجار برجسته می سازد.اما آرایش سازه ها در زبان فارسی کم وبیش آزاد است واگرچه ساخت غالب در این زبان ساخت فاعل ، مفعول –فعل است ، در بسیاری از موارد حتی در زبان معیار نیز این ساخت برهم می ریزد ، گاه متمم پیش رانده می شود . گاه فعل در ابتدای جمله وقبل از فاعل می آید…این موارد بالطبع در زبان ادبی به خصوص زبان شعر والبته در بسیاری از موارد به ضروریات وزنی دیده می شود و چون به این لحاظ عاملی بی نشان است ، نمی توان آن راجزء خصیصه های سبکی شاعر به حساب آورد در شعر سپهری نیز هنجارگریزی نحوی ناشی از ضروریات وزنی بسیارند .

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

You may also like...