تحقیق و پایان نامه

هنجارگریزی کلامی در اشعار سهراب سپهری- قسمت ۱۰

کار شب پا نه هنوز است تمام
نیما یوشیج
اوجادر معنی درخت نارون قرمز و تیر نگ به معنی قر قاول و آیش به معنی کشتگاه و شب پا در معنی نگهبان مزرعۀ برنج آمده.
۲-۳-۱-۸ هنجار گریزی نوشتاری
هنجار گریزی نوشتاری یعنی به کار بردن شیوه ای نامأنوس در نوشتن واژه یا واژگان، بی تردید تغییر شیوه نگارش واژه، تغییری در تلفظ واژه به وجود نمی آورد که سپهری از این ابزار در اشعار خود استفاده نکرده .
مانند
رفتم
در انتهای جاده نگاهی کردم
او بود
از روی نرده
خم شده
روی
ر و د ( حمید مصدق )
در این نمونه می بینیم که شاعر چگونه از هنجار گریزی نوشتاری سود برده است و واژۀ «رود » چنان نوشته شده است که وضع خم شدن « او » را روی رود نشان دهد .که مفهومی ثانوی را بر مفهوم اصلی واژه می افزاید .
فصل سوم
عادت ستیزی و هنجارشکنی در اشعار سهراب سپهری
۳-۱- عادت ستیزی در هشت کتاب سهراب سپهری
با بررسی اندیشه سهراب در می یابیم که او به بیرون از ذهن و ضمیر خود به طبیعت و جزءجزء هستی توجه دارد و آن را همان گونه که هست می پذیرد و آن را کمال یافته می داند. او در برابر قانون طبیعت تسلیم و بر این باور است که هر چه در این مجموعه است نه تنها وجودش ضروری و حتمی است که زیبا و شایسته است. او حتّی نمی خواهد « پلنگ از در خلقت برود بیرون» و نمی خواهد « مگس از سر انگشت طبیعت بپرد» و می داند « اگرم کرم نبود ، زندگی چیزی کم داشت.»
ملاحظه می شود که سهراب در راستای اندیشه نو و تر و تازه خود ، همواره در پی نگاه تازه و عادت ستیز به اشیا و اطراف خود است تا بهتر به حقیقت دست یابد.وی با شکستن بت های ذهنی ، مخاطبان را به سمت حقایق و ارزش های راستین راهنمایی می کند.اموری که به صورت خودکار نزد مردم ، مهم و محترم شمرده می شود در ذهن آن ها به بت هایی تبدیل می شود که مانع دید درست واقعیات می شود. سهراب با معکوس کردن سلسله مراتب ارزش از این بت های ذهنی ، تقدس زدایی کرده ، ذهن مردم را از قیودی که کورکورانه پذیرفته بودند ، آزاد می سازد.از آن جا که ریشه و منشأ هنجارگریزی زبانی و زمانی سهراب ، ذهن و فکر عادت ستیز اوست لذا ضروری است که پیش از پرداختن به هنجارگریزی در اشعار سهراب ، مصادیق عادت ستیزی در اشعار او را ذکر نماییم. عادت ستیزی در اندیشه سهراب ، ویژگی هایی دارد که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود.
تر و تازه بودن و از غبار عادت ها پرهیز کردن
-غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست
همیشه با نفس تازه راه باید رفت.
(سپهری،۱۳۸۵ : ۳۱۴)
سهراب نگاه همراه با پیشداوری را به شوره زار و اندیشه موروثی را به پیچک تشبیه می کند :
-بیایید از شوره زار خوب و بد برویم.
(همان : ۱۷۴)
– ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است.
(همان : ۲۱۰)
یکی دیگر از معیارهای «دیدن» ، عاشقانه نگریستن است :
-هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
(همان :۳۹۱)
-پارسایی است در آن جا که ترا خواهد گفت :
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است
که از حادثه عشق تر است.
(همان : ۲۷۲)
برای بهتر دیدن باید نوع نگرش را عوض کرد :
-من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید
(همان : ۲۹۲)
فرزند زمان خویش بودن و عدم توجه به گذشته ، شرط مهمی در راه شناخت است. سپهری شاعر زمان و مکان خود است.(شمیسا ،۱۳۷۶ : ۹۰)

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

You may also like...