آرشیو پایان نامه – نیازها و عوامل خشنودی رضایت زناشویی

نوشته های نخستین بر ادراک روابط موجود بین رضایت والدین و رضایت شخصی و خشنودی زناشویی تاکید داشته و یکی از عوامل مهم احساس خشنودی را سطح پایین تنیدگی مطرح نموده اند. بعلاوه اخیرا رابطه بین تغییرات روزانه و درجه احساس ارضا سه نیاز اساسی را که عبارت‌اند از استقلال، احساس شایستگی و احساس مرتبط بودن را بررسی نمودند. احساس استقلال یعنی اینکه شخص بتواند آنچه را که می خواهد بدون اینکه احساس کند تحت تأثیر دیگران است انجام دهد. احساس شایستگی یعنی اینکه شخص بتواند آنچه را که می‌خواهد بدون اینکه احساس کند تحت تأثیر دیگران است انجام دهد. احساس شایستگی به معنای داشتن توانایی مواجهه با چالش های پیش رو است و احساس مرتبط بودن به معنای میزان تجربه روابط نزدیک مثبت با دیگران است. (امیدنیا، 1376)

 

2-4-10- جنیست و رضایت زناشویی:

برم (1985) در بررسی‌های خود به این نتیجه رسید که به نظر می‌رسد جنسیت در بعضی از نقاط چرخه زندگی زناشویی می‌تواند در شادتر ساختن افراد مؤثر باشد. جنسیت همچنین ممکن است در فوایدی که افراد از ازدواج برداشت می‌کنند نیز تأثیر گذار باشد. برنارد (1972) عقیده ازدواج‌های مردانه و ازدواج‌های زنانه را برحسب تفاوت‌های مربوط به روش هایی که مردان و زنان ازدواجشان را ادراک می‌کنند و انتظارات متفاوتی که برای ازدواجشان در نظر می‌گیرند، مطرح کرد. او گزارش داد به نظر می‌رسد ازدواج نیازها و علایق مردان را نسبت به زنان بهتر و بیشتر برآورده می‌کنند؛ و اینکه مردان متال آشفتگی روان‌شناختی کمتر و سلامت فیزیکی و روانی بیشتری را نسبت به مردان مجرد تجربه می‌کنند.

یکی از تفاوت هایی عمده در ازدواج زنان و مردان این است که تغییر سبک زندگی به‌عنوان یک شوک به ویژه در زنان تجربه‌شده است. شغل زن اغلب مکان دوم را نسبت به شغل مردم می‌گیرد؛ و اغلب زنان باید مسئولیت بزرگتری را برای کارهای خانه به عهده بگیرند. (برنارد، 1972)

در مطالعه‌ای که توسط وانفوسن (1981) در مورد روابط زناشویی و استرس زندگی انجام گرفت، نشانه دیگری از تفاوت‌های جنسی در ازدواج آشکار شد. وانفوس گزارش کرد که برای شوهران، حمایت مؤثر زنان در تایید و صمیمیت، با افسردگی کمتر آن‌ها درزمینهٔ استرس شغلی رابطه دارد؛ در حالی که افسردگی کمتر و بهتر بودن برای زنان با سودمندی و عدم اختلاف درباره کارهای روزمره مرتبط است.

یافته‌های چندی در توافق با ایده برنارد در مورد ازدواج‌های متفاوت مردان و زنان وجود دارد. هر چند که ازدواج‌های زود هنگام با رضایت زناشویی برای هر دو جنس رابطه معکوس دارد (لی، 1977). همچنین زنان بیشتر از مردان به گزینه طلاق اندیشیده اند. (بوث و وایت، 1980)

تحقیقات نشان می‌دهد منابع بیشتر فردی در دسترس، با کیفیت بیشتر زناشویی همراه است. تحصیلات و سن در اول ازدواج در ارزیابی از کیفیت زناشویی مؤثر بوده اند. (بامپت و سویت، 1972)

ادبیات پیشین رضایت زناشویی نشان می‌دهد که در مراحل مختلف دوره زندگی زناشویی، تجربه ازدواج برای مردان و زنان متفاوت است. این پیشینه نشان می‌دهد در طول مراحل اولیه ازدواج زنان و مردان در سطح بالایی از رضایت و سازگاری قرار داشته و مشابهت بیشتری را دارند؛ در حالی که در ادامه عوامل چندی وجود دارد که تجربه زناشویی را در مردان و زنان متفاوت می‌سازد؛ و رضایت بالاتری را در مردان نسبت به زنان بوجود می‌آورد. شرایط و مقتضیات زندگی (استرسورهای بیرون از خانواده و داخل خانواده) و منابع شخصی ممکن است بر رضایت زناشویی تأثیر بگذارد. استرس‌های زندگی که مربوط به شرایط بیرون و یا درون زندگی خانوادگی است که ممکن است رضایت زناشویی را کاهش دهند. در حالی که دسترسی به منابع شخصی ممکن رضایت زناشویی را افزایش می‌دهند (بیرد، 1986).

 

2-4-11 – تحول رابطه و صمیمیت و رضایت زناشویی

در نظریه های گوناگون تصریح شده است که تحول رابطه زناشویی از مراحل جذابیت یا جذب شدن، بررسی ارزش‌ها و بازخوردهای همدیگر، اظهار علاقه و خواستگاری، آزمون و محک رابطه (در چه حدی می‌توان همدیگر را همراهی و نیازهای هم را ارضا نمود)، خود گشودگی انتخابی (در جهت شناخت یکدیگر و اینکه چقدر شباهت وجود دارد)، رهایی از اوهام و تثبیت رابطه صمیمانه می گذرد و درنهایت افراد تصمیم می‌گیرند آیا تعهد لازم را به یکدیگر داشته باشند یا خیر؛ و در آن صورت است که این رابطه می‌تواند با دلبستگی، گرمی، آرامش و احساس ایمنی همراه شود. در بین تحقیقات، در مورد پذیرش صمیمیت به‌عنوان عنصر اساسی در کیفیت زناشویی مناقشه‌ای وجود ندارد (یزدان دوست،1376).

هنگامی که در روابط زناشویی صمیمیت بیشتر شود عشق و محبت نیز افزایش می یابد درنتیجه احساسات ناخوشایند بیشتری هم چون شرم و ترس نمایان می‌شود که باید درمان شوند (گری، 1389).

دانونو و جانسن (1994) مطالعه ای را انجام دادند که در آن صمیمیت به سه نوع فرعی تقسیم می‌شود:

کلامی، عاطفی و جسمانی. این سه متغیر هرکدام به سهم خود می‌توانند به‌عنوان عوامل تعیین کننده پیوند و تعامل با سایرین و پیش بینی کننده رضایت زناشویی و درنتیجه سازگاری زناشویی نقش مهمی داشته باشند. هرچه لحظات و وقایع شادی انگیز و لذت بخش بیشتر و به‌طور مداوم باشد شخص از سلامت جسم و روان بیشتر برخوردار بوده احساس رضایت‌مندی بیشتری کرده و استرس‌های زندگی کم رنگ تر می‌شود (زینی،1389؛ به نقل از رضایی، 1390).

 

2-4-12- خانواده اصلی و رضایت زناشویی

از عوامل مؤثر بر ارزشیابی همسر و تعامل با وی می‌توان به بازخوردهای مربوط به نقش جنسی، اجتماع پذیری درزمینه­ی رفتار زناشویی مناسب که از راه مشاهده والدین فراهم آمده، ارزش های اجتماعی و مذهبی درونی شده و مجموعه باورها و جهت گیری های کنونی ناشی از تجارب پیشین اشاره نمود. ریشه روابط در درون خانواده نیز مانند روابط خوب با والدین تا حدی باموفقیت و رضایت و سازگاری زناشویی همراه بوده است.

برهمین اساس مشخص شد که زنان دارای پدر با خصوصیات گرم و پرورش دهنده، به مردان بویژه به شوهر اعتماد بیشتری دارند و زنان دارای پدارن سرد و منزوی و اجتنابی به مردان ازجمله شوهر خود کمتر اعتماد می‌کنند. به همین شکل مردانی دارای مادران ناپایدار، در شیوه‌های برقراری روابط، زنان را بیشتر مضطرب می‌سازند و ارتباط آن‌ها ممکن است مشکلاتی را در پی داشته باشد. (محمدی، 1379 ؛ به نقل از رضایی،1390)

باوجود این پاره ای از شواهد دال بر این بوده که افراد تمایل دارند همسر مشابه با خود انتخاب کنند. این شاید بدان دلیل باشد که روابط دوستانه و محبت آمیز، نخست از والدین آموخته می‌شوند (ملازاده، 1381؛ به نقل ازاعتمادی، 1384).

ویژگی‌هایی را که هر یک از زوج‌ها (از خانواده اصلی) با خود به رابطه جدید می‌آورند مانند شیوه‌های گفتگو و ارتباط، ساخت های قدرت، الگوهای مراوده ای، جهان بینی و فرضیات اساسی در مورد زندگی و … همه ازجمله عواملی است که رضایت زناشویی را تحت تأثیر قرار می‌دهد (مارکویسکی و گرین وود، 1984؛ به نقل از رضایی،1390).

 

2-4-13-تنیدگی و رضایت زناشویی

هیجان حالتی در موجود زنده است که مستقیم و یا غیر مستقیم بر همه فرآیندهای روان‌شناختی یا فیزیولوژیکی تأثیر دارد، همچین به‌عنوان نوعی آمادگی فرد برای عمل در یک موقعیت خاص شناخته‌شده است. محققان انواع هیجانات انسان را در دو بعد هیجان مثبت و هیجان منفی طبقه بندی کرده‌اند. وقتی فرد هیجان منفی را تجربه می‌کند احساس تشویش و ناخشنودی و عصبانیت می‌کند. واضح است که هیجانات منفی هر یک از زوجین نسبت به خود، یکدیگر و رابطه شان سازگاری زناشویی تمرکز یافته اند نشان می‌دهند که تنیدگی برکیفیت زناشویی و شغلی تأثیر گذار هستند (فرحبخش، 1383).

 

2-4-14-سبک های مقابله‌ای و مهارت‌های ارتباط و رضایت زناشویی

مناگان (1989) مشخص کردند که مقایسه های خوشبینانه، مذاکره و گفتگو، نه اغماض و نادیده گرفتن می‌تواند پیش بینی کننده سازگاری زناشویی محسوب شوند.

به استناد یافته های (ماتلین و همکاران،1990؛ به نقل ازشاهمرادی،1383) میزان بکار بستن سبک های مقابله ای مانند جستجوی حمایت اجتماعی، مواجهه توام با روی آورد هیجانی با توجه به وضعیت جنس افراد و نوع موقعیت‌های تنش‌زا متفاوت بوده است. نظریه های مقابله ای سنتی، مردان را به استناد بیشتر از راهبردهای رویاروی مسئله مدار و زنان را بیشتر به استفاده از راهبردهای مقابله ای فعل پذیر توصیف می نمودند. (فلکمن و همکاران،1990؛ به نقل از شاهمرادی، 1383) به عبارت دیگر، مقابله یا رویارویی را در مردان مؤثر و در زنان ناموثر تلقی می‌کردند. باوجود این نظریه های مقابله ای اخیر، مقابله در مردان را به ویژه در گستره کاری، رقابتی، وظیفه مدار حتی حل مسئله توام با پرخاشگری و مقابله در زنان را به ویژه در گستره روابط بین فردی اجتماعی، قاطع و همدلانه توصیف کرده‌اند (فروقان فر، 1384).

درمجموع نتایج نشان داده است سبک های مقابله ای مورد استفاده مردان می‌تواند به‌عنوان پیش بینی کننده‌های مهم و معنادار رضایت زناشویی به حساب می آیند. به‌طور خاص دو، سبک مقابله ای فاصله گرفتن-اجتناب و مواجهه، جستجوی حمایت اجتماعی پیش بینی کننده های خطی رضایت وسازگاری زناشویی بودند؛ به عبارت دیگر، زوجین بسته به میزان استفاده از سبک های اول و دوم به ترتیب از رضایت کمتر و بیشتری برخوردار بودند (باومن،1990؛ به نقل از رضایی،1390).
پایان نامه
بررسی‌ها نشان داده است که زوج‌های آشفته معمولاً رفتارهای منفی را به همسرشان نسبت داده، در حالی که رفتارهای مثبت آن‌ها را به محیط نسبت می‌دهند. این سیستم اعتقادی منفی که توام با تعاملات منفی است منجر به رشد احساس ترس و صدمه از یک طرف و عصبانیت از طرف دیگر می‌شود (کُری،2003؛ به نقل از رضایی،1390).

معمولاً زوج‌های آشفته مهارت‌های ارتباطی کمتری را نسبت به زوجهای غیر آشفته نشان می‌دهند و دید خوبی نسبت به رابطه شان ندارند. این زوج‌ها ممکن است برای مقابله باتعارض بیشتر به اجتناب از یکدیگر روی آورند تا اینکه سعی کنند از طریق مذاکره آن را حل کنند (لندیس، 1975؛ به نقل از رضایی،1390).

همچنین ممکن است زوجین از روش‌های درگیرانه تر منفی در موقعیت‌های تعارض انگیز استفاده کنند. (برنشتاین، 1382) پیشنهاد داد که باثبات ترین تعیین کننده ناخشنودی زناشویی ابراز هیجان منفی در پاسخ به ابراز هیجان منفی همسر در مواقع تعارض است.

 

2-4-15-مهارت‌های مؤثر در ارتباطات زناشویی

ازجمله عوامل مؤثر در ا یجاد و دوام یک پیوند مناسب آگاهی از نحوه روابط سالم و مناسب است وافکار در تعادل این ارتباط موثرند. افکار شما تلاشی هستند برای انسجام دادن به مشاهدات شما تا به این ترتیب بتوانید بفهمید واقعا چه اتفاقی در حال وقوع است و یا اینکه حوادث چرا و چگونه رخ می‌دهند. شاید هم در قضاوتهای ارزشی قاطع درباره‌ی آنچه به نظر شما خوب یابد و درست یا غلط است مؤثر باشند.

احساسات مشکل ترین بخش در گفتگو یا ارتباط است. بروز منطقی احساسات و نیز بیان آن‌ها به نحو مؤثر می‌تواند در نزدیک کردن زوج مؤثر باشد (رضایی، 1390).

پژوهش هایی با طرح های مقطعی و طولی ثابت کرده‌اندکیفیت ارتباط زوجین به‌طور پیوسته و معنادار با رضایت زناشویی رابطه دارد (کاریر و گاتمن[17]، 1999 ؛ گاتمن و لونسون[18]، 1992 ؛ راجی و برادبوری[19]،1999). نتایج این پژوهش ها حاکی است زوج‌های ناشاد از فقدان مهارت‌هایی رنج میبرند که مانع توانایی آن‌ها در ارتباط مؤثّر می‌شود. نتایج به‌طور ویژه نشان می‌دهد زوج‌هایی که مهارت های لازم برای تنظیم ابراز عاطفی و ارتباط مؤثرّ را کسب ننموده اند، در تعارضات، دفاعی برخوردکرده یا کناره می‌گیرند و چنین رفتارهایی به نوبه ی خود نارضایتی و زوال روابط زناشویی را به دنبال دارد. کریستنسن و سولاوی [20] (1990،1984) دریافتند زوج‌های درمانده نسبت به زوج‌های غیردرمانده ارتباط سازنده ی دوسویه ی کمتر، کناره گیری از ارتباط و تعارض بیشتری گزارش می‌کنند. از این رو، تأیید شده که رفتارهای ارتباطی و الگوهای تعاملی به‌طور روشنی با رضایت زناشویی مرتبطند. (عارفی و محسن زاده،1390).

 

2-4-16- هفت نوع ارتباط مهم و نحوه ی برقراری آن

ازجمله نکات کلیدی و مهم برای درک و شناخت احساسات و دنیای درونی زنان توجه به نوع برقراری ارتباط با آن‌ها است ازجمله عواملی که منجر به شکست عشق و ارتباطی میان زن و شوهر می‌شود که تازی در نوع برخورد و رفتار با یکدیگر است:

1-زنان نیاز به حس دوست داشتن و عاشق شدن را دارند.

2-زنان نیاز به کسب و ابراز احساسات دارند.

3-زنان خواهان امنیت در تمام جنبه‌های زندگی هستند.

4-زنان خواهان صحبت و مذاکره هستند.

5-زنان خواهان تمایل جنسی درخور محبت و توجه هستند.

6-زنان خواهان جلب توجه هستند.

7-زنان خواهان احترام هستند. (دی آنجلیس، 1389)

 

2-4-17- احترام متقابل و رضایت زناشویی

نتایج تحقیق اورتینگال و ونستیوجن (2006) نشان دادند افرادی که در سطح بالاتری از مذهبی بودن قرار دارند نسبت به افرادی دارای سطح مذهبی پایین‌تر، ثبات زناشویی بیشتری دارند و از ازدواج خود راضی هستند.

چندین مطالعه (های ورس، 2001؛ پترسون و همکاران، 2001) نشان دادند که موردتوجه قرار دادن باورهای مذهبی در طی درمان می‌تواند در بهبود روابط زن و شوهر ناسازگار مفید باشد.

ترمن 2001، به نقل از حمیدی،1390) عوامل گوناگونی که بین زن و شوهر جدایی می اندازد را برشمرده است که عبارت‌اند از: بی مهری، بی وفایی، شک و سوء ظن، پرخاشگری، بدزبانی، خودبینی، میگساری، وابستگی شدید به دوستان و…

 

2-4-18- سازگاری اجتماعی و رضایت زناشویی

(مارکووسکی و گرین وود 1984؛ به نقل از سودانی، 1385)به این نتیجه رسیدند که یک ارتباط مثبت عملی میان سازگاری اجتماعی و سازگاری و رضایت زناشویی وجود دارد. بدین معنی که فردی که در روابط اجتماعی خود نتواند سازگاری لازم را داشته باشد و دچار نارسایی هایی در ایجاد ارتباط با دیگران باشد در زندگی زناشویی نیز با این مشکلات مواجه خواهند بود. افرادی که در روابط اجتماعی خود سازگار و موفق‌اند در زندگی زناشویی خود نیز سازگار و موفق‌اند.

 

2-4-19- ساختار قدرت و رضایت زناشویی

مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از یک طرف و تعادل قدرت و ساختار نقش در رابطه از طرف دیگر موضوعات اصلی و محورهای زوج‌های آشفته محسوب می‌شوند. (خسرو جاوید و رفیعی نیا، 1383)

در یک مطالعه از 116 درمانگر خواسته شد مشکل ترین حوزه های مشکلات زوجین را درجه بندی کنند.

در این مطالعه به ترتیب ارتباطات، انتظارات غیرواقعی، ساختار قدرت، مشکلات فردی شدید، تعارض و فقدان عشق و نشان ندادن علاقه مهم‌ترین جنبه‌های مشکلات زناشویی بودند (رایس[26]، 1999؛ به نقل از سودانی،1385).

 

2-5- موضع گیریهای نظری در خصوص روابط زناشویی

2-5-1- تعریف غریزه جنسی

موجود انسانی دارای مجموعه ای از غرایز و نیازهای متفاوت هست که در حقیقت ستونهای شخصیتی او را می سازند ؛ بنابراین عدم ارضاء را نقص در ارضاء هرکدام از این غرایز و نیازها باعث ایجاد تزلزل در شخصیت فرد می‌شود (مهابادی راد، 1371، ص 12).

یکی از این نیازها نیاز جنسی هست که با تغییر و تحولات جسمانی در دوران بلوغ خود را ظاهر می‌سازد و باید مانند تمام غرایز دیگر به شکل مناسبی ارضاء شود. البته ما نباید این مسئله را از جنبۀ مادی و جسمانی آن نگریم، چرا که در این تحولات فکری و اخلاقی روانی هم دخیل هستند. بدین معنی که با ارضاء شدن علاوه بر نیاز جسمــانی فرد از لحـــاظ روانی و فکری و اخلاقی هم به آرامش می‌رسد.

بنابراین فرد پس از ازدواج می‌تواند این غریزه را با روش معقول و پسندیده ارضاء نموده و در سایه ارضاء آن که آرامش است یابد و با توجه به ارتباط آن با دیگر جنبه‌های وجودی انسان موجبات رشد و شکوفایی را فراهم آورد (همان منبع، 1371، ص32).

باید بخاطر داشت که وجود غرایز جنسی به تنهایی کافی نمی‌باشد از طرفی دوره تحریک جنسی در بلوغ این غرایز و تحرکها تحت تأثیر فشارها و محدودیتها واقع شده است؛ بنابراین بازگشت به اصلیت جنسی نیازمند تحرک محدود و کسب آگاهی بیشتر هست. (پورحکمت، 1371، ص 22) به علاوه ، اگر بدون مهارت و اصلاح، اقدام به این کار شود به‌صورت تعیین مشکلات و ناراحتی هایی به وجود خواهد آمد. پس باید گفت که عمل جنسی باید از طریق آموزش، فراگیری شود نه از روی غریزه یا طبیعت انسان  (همان منبع،1377، ص 27).

محققی به نام پارسلی در کتابی به نام «تولید مثل در انسان» یادآور شده است، در بسیاری از حیوانات عمل جنسی به‌صورت غریزی صورت می‌گیرد. بعضی احتیاج به تعلیم و آموزش ندارد. حتی اگر حیوانی دور از اجتماع حیوانی و طبیعت باشد. بعد از بلوغ مانند سایر حیوانات انتخاب جفت کرده و با آن رقابت می‌کند؛ اما این مسئله در موجودات عالی فرق می‌کند. انسان و میمون برای برقراری رابطۀ جنسی لازم است که با تقلید یا آموزش این عمل را انجام دهند. از این مطلب این نکته استنباط می‌شود که برقراری رابطۀ جنسی لازم است که طرفین تحت آموزش قرار گیرند (همان منبع، 1377، ص 46).

فروید می گوید :غریزه جنسی تنها انگیزه تشکیل خانواده و یگانه ضرورت ایجاد رابطه میان زن و مرد است، به حقیقت مسئله رابطه جنسی هرگز نباید جدا از عشق و محبت زناشویی باشد، این را نیز قبول داریم.

«زندگی های فاقد احساس جنسی شروع» هیچگاه به نیک بختی نینجامیده است؛ و خوشبخت زنان و مردانی که می‌توانند در تمام دوران زندگی خود احساس جنسی مشروع، نشان دهند و آنرا عاملی بس پر اهمیتی سالی بر سال های زندگی مشترکشان به شمار آورند (صدری، 1315، ص 30).

غریزه ذات جانداران است و باید ارضاء شود. منتها در انسان به شکل مطلوب پس غریزه نفسانی تنها بد نیست بلکه هیچ کس نمی‌تواند معترض آن باشد، هیچ کس نمی‌تواند به اصل آن با بی اعتنایی حتی با بی احترامی بنگرد، بنابراین موضوع غریزه برای هر یک از زن و شوهر هم حق است و هم وظیفه و در این رهگذر، زیور و آرایش (جلوه نما) زن و محبت و عشق ورزی (نیاز و طلب) شوهر از عملیات دل انگیز دنیای زناشویی است. مگر نه باید حق خود را بشناسیم و به اندازۀ آن بهره مند باشیم ؟مگر نه اینکه باید حق دیگری را شناخته وظیفه خود را هر چه کاملتر نیکوتر انجام بدهیم؟ (همان منبع، 1375، ص 41).

شنیدنی است که بدانیم : درتاریخ بشریت، کار غرایز جنسی اشکال مختلف به خود گرفته، مثلاً مذاهب بدون امور جنسی را به یک عمل آسمانی تلقی می کردند، بعدها امور جنسی را به‌عنوان وسیله ای در اختیار شیطان دانستند و آنوقت با ریاضت و امساک را تبلیغ کردند (همان منبع 1375، ص 46).

قرآن کریم به ما یادآوری می‌کند و چنین تعلیم می‌دهد :

«خداوند از جنس خودتان برای شما همسرانی قرار داده، برای شما از همسرانتان، فرزندان و نوه ها و از طیبات به شما روزی داده، آیا به باطل ایمان می‌آورند و نعمت خدا را انکار می‌کنند.»

امام صادق (ع) می فرماید : «از لذیذترین کارها همبستر شدن با زنان است. منتها ازنظر دور نمی داریم که این قلب انسان است نه بدن او که افکار تزلزل ناپذیر ایجاد می‌کند»

این زیبایی و لذت معنوی آنگاه دقیق تر از همه می‌شود که با این حکمت، شرع مقدس اسلام بیشتر توجه کنیم در زندگی همسران، روزهای معذوریت زنان، ممنوع است، چرا؟

زیرا اگر این دستور رعایت نشود لذت صرفاً محدودۀ غرایز خواهد بو دو بعداً به زجرها و زشتی های ندامت بار و غیر قابل جبران تبدیل خواهد شد (همان منبع، 1375، ص 51).

یکی از خواسته‌های تعیین کننده در رضایت زناشویی انگیزه جنسی است . هرچه رضایت جنسی افزایش یابد، خشنودی زناشویی بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد که انگیزۀ جنس تحت تأثیر ملاحظات فرهنگی و معنویات مربوط به نظامهای ارزش جوامع قرار می‌گیرد. جوامع غربی و نظامهای ارزش فردگرا به این انگیزه در امر مبادرت به ازدواج اولویت بیشتر می دهند، از سوی دیگر عامل جنسیت نیز در این امر دخالت دارد، یعنی رضایت جنس زن بستگی بیشتری به ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و خصایص سنی شوهر دارد (کاظمی،1377، ص26).

ظاهراً هر چه رضایت جنسی مرد بیشتر باشد جامعه پذیری وی نیز افزایش می یابد، در هر حال زن و شوهر با ارضای انگیزه مزبور بر عزت‌نفس و احساس معمولی نیز نایل می‌شوند. وی بر حسب ظاهر نیز معمولی و خودشکوفایی برای رضایت زناشویی مرد مؤثر و مهمتر هستند.

شاید بر اساس معین دلایل اصولاً رضایت شوهران از پیوند زناشویی بیشتر است و سازش یافتگی آن‌ها در زندگی مشترک برجستگی افزونتری به انسان می‌دهد؛ یعنی معمولی، خودشکوفایی و رضایت جنسی آن‌ها بیشتر تأمین شده است (همان منبع،1377؛ ص 30).

با این توضیح، رابطه میان رضایت از لحاظ جنسی، معمولی و خودشکوفائی با سازگاری زناشویی بستگی به دو عامل جنسیت و فرهنگ دارد.

وجود رابطه میان رضایت جنسی با سازش یافتگی زناشویی نشان می‌دهد که انگیزه جنسی یکی از انگیزه های بنیادی و پایه ای زوجین برای ازدواج و ایجاد (پیوند زناشویی است. امّا این انگیزه تحت الشعاع شرایط فرهنگی، آداب و رسوم و خصوصیات اجتماعی جوامع گوناگون قرار دارد (همان منبع، 1377، ص 41).

در فرهنگ و آداب وسنن خاص کشورهای شرقی و جوامعی که به زندگی خانوادگی طایفه ای توجه دارند ارضای انگیزه ها و خواسته‌های غیر جنسی در ازدواج، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این جوامع ازدواج در شرایطی انجام می‌گیرد که خواسته‌ها و تقاضاهای غیر جنسی ارضاء شوند؛ یعنی روابط زناشویی می‌تواند ادامه یابد، حتی اگر رضایت و خشنودی جنسی وجود نداشته باشد به نظر می‌رسد که عوامل اجتماعی ازدواج در شرق نیرومند که هستند و مردم بیشتری از استحکام پیوند زناشویی برخوردارند.

(برگرفته از کتاب پاسخ به مسائل جنسی و زناشویی مانا استوان، ابراهام استوان)

[1]-Bernard.

[2] – Vanfossen

[3] – Lee

[4] – Booth & White

[5]- Bumpass & Sweet

[6] – Beyerd

[7] – Geri

[8] – Dandeneau & Jonson

[9] – Zine

[10]-Menaghan.

[11] Matlin.

[12] -Folkman.

[13] – Bowman

[14] -Corey

[15] – Landis

[16] – Bernstein

[17] – &Guttmann carrier

[18] -Lvnsvn

[19]- Raji & Bradbvry

[20] -Christensen & Svlavy

[21]- Bi Angelis

[22] – Orathinka & Vanstee Wegen

[23] – Haivres

[24] – Terman

[25] – Markowski, E. M/ & Green Wood

[26] – Rice

Related articles

پایان نامه با عنوان کارکرد مطلوب خانواده

چنانچه روابط زناشویی رابطه‌ای سست باشد پایه‌های لازم برای موفقیت‌آمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده لرزان و یا حداقل ضعیف خواهد بود برای زوجی که خودشان باهم سازگار نیستند مشکل است که والدین خوبی باشند. سؤال اساسی این است که آیا شرکای ازدواج از روابط میان خود احساس رضایت می‌کنند؟ درواقع آن‌ها باید یکدیگر […]

Learn More

دانلود مقالات : ثبات دلبستگی

در تحقیقات انجام گرفته معلوم شد که اگر چند سال بعد هم کودک را در موقعیت نا آشنا مجدداً آزمایش کنند. نوع دلبستگی او کاملاً ثابت می ماند مگر آنکه وضعیت زندگی خانواده او تغییراهای عمده ای کرده باشد. رخدادهای پر فشار زدگی ممکن است بر نوع پاسخ دهی والدین کودک اثر بگذارد و این […]

Learn More

پایان نامه در مورد  نظریه بالبی

الگوهای فعال درونی درباره خود و دیگران، توسط بالبی در سال 1973، مطرح شدند. می‌خواهند سازمان درونی رفتار و احساسات دلبستگی را نشان دهند. در آزمون موقعیت بیگانه ماری اینثورث[1] را نشان دهند. در آزمون موقعیت بیگانه اینثورث رفتار نوزادان طی مرحله بازگشت مجدد با نگاره‌های دلبستگی‌شان پس از جدایی مختصر، یک نمونه کلاسیک برای […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *