نظریه پردازان مبادله

 

– هومنز

اون از پایه بر این نظر بود که مردم هر کاری رو که در گذشته از اون جایزه دیده باشه، ادامه میدن. بر عکس از دست زدن به هر کاری که از اون زیان دیده باشن، دوری میکنن. واسه فهم رفتار، نیاز به فهم سابقه فردی پاداشها و خسارتها داریم. یه همین دلیل، جامعه شناسی نباید بر آگاهی و یا ساختار و نهادهای اجتماعی، بلکه باید روی الگوهای تشویق تاکید داشته باشه.

بازم که از نام این نظریه برمیاد، نظریه رد و بدل کردن نه فقط با رفتار فردی بلکه با کنشهای دوطرفه آدما که در برگیرنده رد و بدل کردن پاداشها و خسارتهاه، سرو کار داره. فرض بر اینه که کنشهای دوطرفه تنها تا وقتی ادامه می یایند که رد و بدل کردن پاداشها در کار باشه. برعکس، کنشهای متقابلی که به زبون یکی از دو طرف انجامد، کمتر احتمال میره که ادامه پیدا کنن (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۹۲)

 

هومنز بر مبنای یافته های اسکینر در مورد کبوتران، قضایای جورواجور رو پرورانده س. همین قضایا مبنای نظریه تبادلی اش رو درباره رفتار اجتماعی تشکیل میدن.
کبوتر

قضیه موفقیت: در مورد همه اعمالی که افراد انجام میدن، بیشتر این گونه س که هر عملی از یه شخص اگه که مورد جایزه قرار گیرد، احتمال تکرارآن عمل به وسیله همون شخص زیاد می شه.

قضیه محرک: اگه در گذشته س وجود محرک خاصی، یا یه رشته از محرکها، باعث شده باشه که شخص با عمل خود جایزه گرفته باشه، محرکهای الان و آینده هر چی به محرک گذشته شباهت بیشتری داشته باشن، احتمال بیشتر میره که اون شخص در برخورد با این محرکها اون عمل یا همانندش رو انجام بده.

قضیه ارزش: هر چی نتیجه یه عمل واسه شخص با ارزش تر باشه، احتمال بیشتری داره که همون عمل رو دوباره انجام بده.

قضیه محرومیت ، سیری: یه شخص هرچه در گذشته نزدیک جایزه معینی رو بیشتر دریافت کرده باشه، همون جایزه در آینده براش کم ارزشتر می شه.

قضایای خشونت – تایید:

قضیه (الف): هروقت یه شخص از عمل خود پاداشی رو که توقع داره به دست نیاورد و یا تنبیهی رو دریافت داره که انتظارش رو نداره، عصبانی می شه و در اینجور موقعیتی، احتمال بیشتری داره که از خود رفتار خشن نشون بده، اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین، یافته های یه اینجور رفتاری براش ارزشمندتر می شه.

عصبانی

قضیه (ب): هروقت شخصی جایزه مورد انتظارش رو به دست بیاره، مخصوصا زیادتر از اندازه چشمداشتش باشه، یا با تنبیه مورد انتظارش روبرو نشه، احساس خوشحالی و راضی بودن می کنه، در این صورت، احتمال بیشتری میره که اون شخص رفتار تایید آمیزی از خود نشون بده و یافته های رفتارش هم براش ارزشمندتر می شه (ریتزر، ۱۳۷۴: ۳۱-۴۲۷). اینطوری نظریه هومنز رو میشه به عنوان نظری خلاصه کرد که کنشگر رو یه سودجوی عاقل می انگارد.

بطور خلاصه میشه گفت از نظر هومنز :

شکل ۲-۴

باقی موندن گروه                                   ادامه عمل دوطرفه                         رد و بدل کردن پاداشها
در مورد اعتماد،

باقی موندن گروه خونواده                                   عمل به اعتماد                                      رد و بدل کردن پاداشهای به وجود اومده توسط عمل به اعتماد

– پیتر بلا

در سطح فردی، هومنز و بلاو به فراگردهای مشابهی علاقمندند. اما معنی تغییر اجتماعی بالو، محدود به کنشهای مشروطه و بستگی به کنشهای مشروطه و بستگی به واکنشهای جایزه دهنده بقیه داره- کنشهایی که اگه واکنشهای مورد انتظار به دنبال نداشته باشن، متوقف می شن. آدما به دلایل مختلفی که اونا رو به همگروهی اجتماعی جهت میدن، جذب همدیگه می شن. همین که اولین پیوندها برقرار می شن، پاداشهای متقابلی که این پیوندها واسه اعضای گروه به ارمغان میارن، باعث نگهداشت و تقویت اونا می شن. موقعیت عکس این قضیه هم شدنیه و با پاداشهای کم، رشته همگروهی سست یا از هم گسیخته می شه. پیتر بلا پاداشایی رو که رد و بدل می شن درون ذاتی (مانند عشق، محبت و احترام) یا برون ذاتی (مانند پول و کار جسمی) می دونه و عقیده داره که چون دو طرف همیشه نمی تونن پاداشای برابری به همدیگه بدن، فرق قدرت در داخل گروه ظاهر می شه (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۴۳۵).

محبت

فرد نیازمند کمکهاییه که دیگری میتونه اونا رو انجام بده اما شخص اول قادر به جبران اون نیس. بلا می نویسه «ممکنه فرد اول با تشکر و امتنان بخواد از فرد کمک دهنده دلجویی کنه، اما هیچوقت نتونه در وقتی که دیگری نیازمند کمکه اون رو جبران کنه.» پس برخلاف هومنز که تمایل داره این مبادله رو برابر بدونه، بلاو به نابرابری دو طرف در ایم مبادله و نبود تعادل قدرت در اون تاکید می ورزد مثلا اگه کسی نیازمند خدمات دیگری باشه اما نتونه اون رو به شکل مشخص جواب گوید سه راه در پیش داره: ۱) اون ممکنه دیگری رو مجبور به این کار کنه، ۲) درصدد جلب کمک از دیگری بربیاد، ۳) راههایی پیدا کنه که بتونه بدون اونقدر کمکی به کار خود ادامه بده. اگه به هر رو این سه راه به بن بست برسه واسه شخص یه راه بیشتر نمی مونه . «اون باید خود رو تسلیم دیگری کنه و از خواسته های دیگری متابعت کنه و پس با پذیرش قدرت دیگری و متبعت از اون درصدد جبران کمکهای ایشون بربیاد. و اینجوری در پروسه های مبادله … منتهی به تفاوت و تفکیک قدرت می شه. (توسلی، ۱۳۷۱: ۴۲۰).

هرچند که در بحث از نظریه مبادله اجتماعی، آدما به عنوان موجودات خودمدار تلقی می شن که  در عمل دوطرفه خود در تلاشند به سودمندترین یافته های برسن، با اینحال بلاو اعلام میکنه که مبادله اجتماعی شامل اعتماد می باشه که به عنوان یکی از شریفترین خصایص انسانی در نظر گرفته می شه. بلاو عقیده داره که مبادله اجتماعی از جهات خاصی از مبادله اقتصادی محض فرق داره. مهمترین اختلاف بین این دو مربوط به تعهدات نامشخص (unspecified- obligations ) است. در مبادله اقتصادی کمیتای دقیقی که باید مبادله شه، مشخص می شن، اما در مبادله اجتماعی فقط این انتظار هست که اگه شخصی به دیگری محبت و احسان می کنه از بعضی جهات در آینده برگشت اون احسان و محبت هست اما وجود دقیق اون قید و تصریح نشده (wiggins 1994، ۱۳۷۵: ۷۴).
اقتصاد

مبادله اجتماعی برخلاف مبادله اقتصادی، اعتماد رو در میان مردم بوجود میاره و افراد رو در درون گروه ها منظم می سازه، مبادله اجتماعی تمایل داره از چیزای کوچیک شروع و کم کم ظاهر شه. این تمایل از راه این حقیقت که در مبادله اجتماعی تعهد نمی تونه مشخص و از پیش بسته شه، تقویت می شه.

به باور بلاو در مبادله اجتماعی بخاطر اینکه افراد هیچ منبع رسمی در دست ندارن که مبادلات زیاد شده اونا رو همراهی کنه، ادامه مبادله فقط از راه رشد موازی اعتماد دوطرفه ممکن می شه، از این رو در روند مبادله اجتماعی که ممکنه به شکل منابع مشخص ظاهر شه اعتماد رو در رابطه اجتماعی از راه دوباره جریان پیدا کردن و پیشرفت کم کم اونا بوجود میاره (Wallace ، ۱۹۸۶، به نقل از امیرکافی، ۱۳۷۵: ۷۴).

در واقع بلاو باور داره بخاطر اینکه مبادله اجتماعی ماهیتا بدون دقت در ارزش و بدون دقت در قیمته و هم اینکه زمان مبادله مشخص نیس …. به خاطر همین اعتماد ظاهر می شه تا جای ارزش، قیمت، زمان رو پراکند (چلبی، امیرکافی، ۱۳۷۴).

شکل۲-۵
انسجام                  دوستی            اعتماد                    مبادله اجتماعی
اجتماعی

در واقع پیتر بلاو نقش اعتماد رو در مبادله اجتماعی رو می کنه که موجب دوستی و در نتیجه انسجام اجتماعی می شه.

– جیمز کلمن

جیمز ساموئل کلمن نظریه پرداز، پژوهشگر و استاد جامعه شناسی در دانشگاههای آمریکا جامعه شناس برجسته نسل خود بود. کلمن با اینکه بر پیوند سطح خرد و کلان تاکید می ورد، اما این کار رو در چهارچوب الزامها و اصطلاحات نظریه عمل و کارکردگرایی ساختاری انجام می دهد. کلمن تلاش می کنه تا نظریه عمل رو به ریشه های خرد اون و تاکید بر کنشگر بازگزداند. اون تحلیلش  رو منحصر به عمل هدفدار می سازه (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۶۱۳). کار بزرگ اون کتاب نظریه اجتماعیه که حاصل سالها تلاش فکری اونه. کلمن در این کتاب مخصوصا به روابط دوطرفه میان کنترل کنشگران بر رویدادها و منافعی که اونا در اون رویدادها دارن و مفاهیم ارزش و قدرت به وجود اومده توسط اون توجه زیادی نشون داده. هم اینکه یه یاز مسائل اساسی که در این کتاب مطرح می شه نظریه انتخاب عقلانیه که در تبیین رفتارای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و رفتارای دیگه استفاده کرده می شه کلمن فرض اساسی نظریه انتخاب عقلانی رو اون طور در اقتصاد بوجود آمده مطرح می کنه، یعنی اینکه افراد اون کنشهایی رو انتخاب می کنن که با در نظر گرفتن سود و زیان اونا فایده یا سودمندی شون رو به بیشترین حد می رسونن (کلمن، ۱۳۷۷: پیشگفتار مترجم). کلمن بحث خود رو در مورد اعتماد یا «روابط اجتماعی» شروع می کنه و در این مورد فرق معاملاتی که عمل اجتماعی رو به وجود می آورد با معاملات کلایک بازار کامل رو این جوری توضیح می دهد:

یکی از وجوه فرق معاملاتی که عمل اجتماعی رو بوجود می آورد با معاملات کوچیک بازار کامل در نقشیه که زمان بازی می کنه. در مدل بازار کامل، معاملات هم بدون هزینه و هم فوریه. اما در دنیای واقعی، معاملات تنها تو یه دوره وقتی انجام می شه. در بعضی موارد این بدون معنا هستش که تحویل جنسا و خدمات به وسیله یه طرف، تنها پس از اینکه طرف دیگه اون رو تحویل داد، صورت میگیره. در موارد دیگه به این معناست که تحویل به وسیله هر دو طرف کم کم در طول یه دوره وقتی رخ می دهد. در آخر در موارد دیگه بازدهی سرمایه گذاری کنن اما هیچکدام تا یه مدت بعد منفعتی دریافت نمی کنن. آخرسر در موارد دیگری کنشگری به طور یکجانبه کنترل بر منابع معینی رو به کنشگر دیگه انتقال می دهد، با این امید یا انتظار که کنشهای دیگری بهتر از کنشهای خودش، منافعش رو تامین کنه. با اینحال اون فقط یه مدت پس از اینکه این انتقال رو انجام داد، می تونه از درستی اون اطمینان حاصل کنه (همون : ۱۴۵)

اون بعد واژه «اعتماد» رو از کاهش احتمال خطر فوق اینجور نتیجه میگیره:

بعضی وقتا ممکنه با بهره گرفتن از قرارداده هایی که پشتوانه قانونی دارن، احتمال خطر رو کاهش اد، اما به دلایل جورواجور، قراداد همیشه نمی تونه این منظور رو برآورده کنه، مخصوصا در معاملات غیر اقتصادی که ارزش دقیقا محاسبه نمی شه و پول وجود نداره …. برنامه عادی، فقط جا دادن احتمال خطر در اراده کردن واسه دست زدن یا دست نزدن به کنشه. وارد کردن احتمال خطر در تصمیم رو میشه با عنوان کلی بررسی کرد. این عنوان می تونه با واژه «اعتماد» توصیف شه. وضعیتهای شامل اعتماد، طبقه های فرعی از وضعیتهایی رو در بر می گیرن که شامل خطره. در این وضعیتها خطری که فرد قبول می کنه، به کارکرد کنشگر دیگری بستگی داره (همون: ۱۴۶)

در رابطه اعتماد، دست کم دو طرف وجود دارن: اعتماد کننده و امین. من فرض می کنم که هر دو هدفمندند و هدف اونا تامین منافعشانه، صرفنظر از اینکه این منافع چه باشن…. تصمیم اعتماد کننده بالقوه، تقریبا همیشه مسئله برانگیزه تصمیم واسه اینکه به امین بالقوه باید اعتماد کرد یا نه؟…

تنها اعتماد کننده بالقوه نیس که تصمیماتش رو باید در نظر گرفت. در بسیاری موارد، امین، امکان انتخاب بین حفظ اعتماد یا گسستن اعتماد رو داره (همیشه اینجور نیس، بعضی وقتا چیزی که به اون اعتماد می شه تمایل یا قصد امین واسه حفظ اعتماد نیس بلکه توانایی انجام اینجور چیزیه.) ممکنه امین در بعضی موارد نقض اعتماد رو، وقتی که از نظر مالی یا از جهات دیگه  از این کار سود می بره، به نفع خود بدونه: کاملا معلومه، امین ممکنه در کوتاه مدت سود ببره اما در دراز مدت که –اعتماد کننده، دوباره به اون اعتماد نکنه- زیان می بینه.

هم اینکه امین ممکنه به کنشهایی دست بزنه که آشکارا به این قصد طرح شدن که اعتماد کننده بالقوه رو مجبور به اعتماد کنن. در هر حال، من چیز زیادی درباره این کنشها نمی گم، جز اینکه کنشها، واسه اینکه موفقیت آمیز باشه باید واسه مبنای درک (شهودی یا رو) پایه اراده کردن اعتماد کننده بالقوه درباره اینکه اعتماد کنه یا نکنه انجام بشه.

در بعضی مراحل کنشها ممکنه کنشگر، هم اعتماد کننده و هم امین باشه… در اینجور موردی اعتماد کننده امینه با تصمیمی هم در مقام اعتماد کننده و هم در مقام امین مواجه باشه: در مقام اعتماد کننده، با این تصمیم که آیاد اعتماد کنه یا اعتماد نکنه و در مقام امین با این تصمیم که اعتماد رو حفظ کنه یا نقض کنه. معاملات سه جانبه که یه طرف هم به عنوان اعتماد کننده و هم به عنوان امین عمل می کنه، نقش خاصی در نظامهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بازی می کنه (همون: ۴-۱۵۲).

 

طبق چیزی که گفته شد، عوامل موثر بر اعتماد رو از نظر کلمن میشه به شکل زیر ترسیم کرد:

 

 

 

شکل ۲-۶

وجود نهادهای اجتماعی پشتیبان (هنجارها و ضمانت اجراها)                                    اندازه سود

دوطرفه بودن رابطه                                                 اعتماد                                  طولانی بودن رابطه

تعهدات و انتظارات                                                                                                                                       گستردگی روا