نظریه های یادگیری وخلاقیت:

مهارت خلاقیت در محیطی که با ارزشای فکری زیر توأمه رشد می کنه.

خلاقیت

۱-شکستن عادتا ۲-تأخیر در مورد ایده ها ۳-توجه به مسائل پیچیده ۴- متفاوت دیدن چیزها ۵- بر قراری رابطه بین ایده های متفاوت (حسینی ۱۳۸۸).

ایده

نظریه­ های علمی خلاقیت:

۱- عقاید روانشناختی: درباره شرایط و چگونگی پیدایش فکر خلاق دو نظر به طور کاملً مخالف هست. نظر اول مبنی بر اینه که فکر خلاق معلول فعالیت­هاییه که فرد آگاهانه انجام می­دهد. منظور اینه که نویسنده، ریاضی­دان و یه هنرمند وقتی می ­تونه در رشتۀ خود، فکر و اندیشۀ تازه­ای بوجود آورد که ذهن خود رو به تلاش وا داره، چیزی که رو که بقیه در این رشته بیان کرده ­ان مورد مطالعه بذاره، مسائل جور واجور رو از جهات جورواجور بررسی کنه و در طرح مسائل جدید یا پیدا کردن راه حل­های تازه از روی قصد و اراده و با آگاهی کامل به تحقیق بپردازه.

راه حل

نظر دوم ضمن اینکه دارا بودن اطلاعات کافی در رشته مشخص رو شرط لازم خلاقیت می­دونه، در عین حال منشأ اون رو در قسمت نا آگاه ذهن فرد جستجو می­ کنه. این دسته عقیده دارن که فعالیت­های قسمت ناآگاه ذهن فرد دلیل پیدایش افکار و عقاید تازه می­شه (شریعتمداری، ۱۳۷۴).

  • نظریۀ آدم­گرایی:

آدم­گرایی از جمله مکاتبیه که به خلاقیت توجه خاصی کرده. آدم­گرایان خلاقیت رو فقط به امور خارق­العاده نسبت نمی­بدن. اونا فکر می کنند خلاقیت نه فقط نتیجه های کار، بلکه فعالیت­ها، روند­ها و نگاه­ها رو در بر می­گیرد (صمدآقایی، ۱۳۸۳). اون طور که راجرز(۱۹۸۷) در تعریف خلاقیت می­گوید: «آفرینش­گری یعنی تمایل به بیان و فعال کردن همه استعدادهای موجود زنده، به حدی که اینجور فعالیتی، موجود زنده و یا خود رو تعالی بخشه». به باور راجرز، آفرینش­گری یه جور خودشکوفاییه که انگیزه اون خود فرهیختگیه (نلر، ۱۳۶۹؛ ترجمه مسدد).

شکل های جور واجور خلاقیت: خلاقیت رامی توان به طبق موضوع و نوع بخش به توضیح زیر دسته­بندی کرد:

۱-­ خلاقیت علمی ۲- خلاقیت هنری ۳- خلاقیت حرکتی ۴- خلاقیت صنعتی ۵- خلاقیت سازمانی ۶- خلاقیت مکانیکی ۷- خلاقیت تکنولوژی

۱- خلاقیت علمی: خلاقیت در هر رشته علمی رو می­توان خلاقیت علمی نامید. یعنی هر نوع کشف و ایجاد، نظریه­ های علمی و اختراع در هر کدوم از رشته­هایی چون فیزیک، شیمی، ریاضیات، اقتصاد، مدیریت و … رو می­توان خلاقیت علمی حساب کرد (سام خانیان، ۱۳۸۴).

اقتصاد

 

۲- خلاقیت مکانیکی: این نوع خلاقیت در آفرینش و خلق اشیا، تغییر محیط و ایجاد شکل های جور واجور وسایل و فناوری­ها متبلور می­شه. اختراع، اتومبیل، کامپیوتر و … نمونه­هایی هستن که خلاقیت مکانیکی در اونا نقش اساسی داره. این نوع خلاقیت محور ابتکار وسایل و دنیای فیزیکیه (قبادی، ۱۳۸۴).

۳- خلاقیت تکنولوژیکی (فناورانه) : خلاقیت و نوآوری در جنبه­ های کاربردی و فنی علوم و یا یعنی خلاقیت و نوآوری در فناوری رو می­توان خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی و یا خلاقیت و نوآوری مهندسی نامید (گلستان هاشمی، ۱۳۸۲).

فناوری (تکنولوژی) معمولاً با عنوان جنبه­ های کاربردی علوم تعریف می­شه و می ­تونه در همه رشته­های علوم وجود داشته باشه. پس فناوری و مهندسی هم شامل مفاهیم سخت افزاری[۴] و مفاهیم نرم افزاری[۵] می­شه و از این رو واسه همۀ رشته­های علوم پایه و علوم انسانی جنبه­ های فناوری و مهندسی هست (گلستان هاشمی، ۱۳۸۲).

خلاقیت صنعتی: منظور از خلاقیت صنعتی، خلاقیت در جنبه­ های فناوری سخت افزاری و نرم افزاری تو یه سازمان صنعتی می­باشه، در سازمان­های صنعتی، خلاقیت در فناوری سخت افزاری، نوآوری تکنولوژیک و خلاقیت در سیستم سازمانی و مدیریتی، خلاقیت سازمانی نامیده می­شه (سام خانیان، ۱۳۸۴).

 

 

خلاقیت صنعتی شامل چهار دسته کلی می­باشه:

الف) خلاقیت و نوآوری بنیادی          ب) خلاقیت و نوآوری فرایندی ج) خلاقیت و نوآوری فرآورده­ای         د) خلاقیت و نوآوری در بازاریابی

خلاقیت سازمانی: یعنی روند تولید ایده­های نوین سازمانی و پیدا کردن راه­های جدید حل مسائل سازمان.

خلاقیت هنری: هنر هم مانند علم و فناوری محصول خلاقیت انسانه. خلاقیت و نوآوری هنر هم می ­تونه دو نوع کلمه خلاقیت و نوآوری اولیه یا بزرگ و خلاقیت و نوآوری ثانویه یا کوچیک در نظر گرفته شه (گلستان هاشمی، ۱۳۸۰).

خلاقیت حرکتی: معنی اساسی این خلاقیت، تنوع و ابتکار در حرکات و نرمش­ها و فعالیت­های ورزشی فیزیکی می­باشه. همونطور که زبون، اندیشه و قدرت تصور و تخیل خلاق می­شن، حرکات بدن هم می­تونن نشونه­هایی مربوط به خلاقیت رو از خود نشون می­ بدن.

خلاقیت و معنی اون:

خلاقیت یا آفرینندگی مفهومیه که مورد توجه فراوون روان­شناسا مخصوصا روان­شناسا کمال گرا قرار داره و امروزه همه محققان در این نظر متفق­ان که پایه قدرت آدم به وجود اومده توسط قدرت خلاقیت اونه و اهمیت و نقش پایه ای اون در کلیه مسائل زندگی بر همه آشکاره (چراغ چشم، ۱۳۸۶).

سانتروک [۶](۲۰۰۴) خلاقیت رو به صورت توانایی فکر کردن درباره کارها به راه­های تازه و غیرمعمول و رسیدن به راه­حل­های منحصر به فرد واسه مسائل تعریف کرده. گاردنر[۷] (۱۹۹۳) هم افراد خلاق رو کسائی می­دونه که در حل مسائل مسلط­دست هستن، تولید هنری دارن یا سؤال­های تازه مطرح می­ کنن و اندیشه­های اونا در اول تازه و غیرمعمول تلقی می­شه، اما آخرسر در فرهنگ­های خود پذیرفته می­شن ( رهنما و عبدالمالکی، ۱۳۸۸). فیلسوفانی مانند افلاطون، تاگور، کالیداس خلاقیت رو یه جور الهام خدایی می­دانند. براساس نظر فروید خلاقیت فقط در تضادها و ناامیدی­ها بوجود می­آید. چامبرز (۱۹۷۳) خلاقیت رو به عنوان یه فعالیت چندبعدی اثر دوطرفه بین ارگانیسم و محیط تعریف کرده که نتایجش به ظهور پدیده­های جدید و بی­مثل می­انجامد (سارسانی، ۲۰۰۵).

 

 

جایگاه خلاقیت در آموزش و تربیت:

اهمیت پرورش دادن خلاقیت در سال­های ابتدایی نتیجه های مهمی رو در بزرگسالی فرد داره.

پژوهشگرانی چون گاردنر (۱۹۹۳) پیشنهاد کردن که با اینکه به نظر می­رسد که حد خلاقیت در سنین کودکی میونه خیلی رو نباشه، اما آدمایی که از خود ابتکارات و توانایی­های خلاق رو در کودکی اولیه نشون داده­ان بعدا در زندگی بزرگسالی دوباره این خلاقیت رو از خود میدن. واسه بیشتر کودکان ورود به محیط مدرسه برابره با حرکت از یه سبک زندگی جداگونه و خلاق به طرف یه محیط ساختمند و مشترک. مدارس ماهیتاً تشویق کننده هم­نوایی و هم­شکلی با استانداردها و انتظارات بقیه هستن (آیزنر، ۱۹۹۲). در سال­های گذشته تأکید فراوون بر تقاضاهای تحصیلی آموزش و تربیت به عنوان شاخص موفقیت معرفی شده (هانا، ۱۹۹۲). باید توجه کرد که هیچ تحقیقی واسه اثبات اینکه برنامه ­های تحصیلی ساختمند در کودکی اولیه پیشرفت تحصیلی بلندمدت رو ارتقا می­ بدن و این برنامه­ها بهتر از تجارب واگرا می­باشن، وجود نداره (ویکارت، ۱۹۹۰؛ به نقل از خواهان زاده نوبریان).

خلاقیت در آموزش و پرورش پیش دبستان:

هدف اصلی آموزش وپرورش پویا و خلاق، آفرینشه. آفرینش آدم­هایی توانا در انجام دادن کارای نو، آدم­هایی که کاشف، نوآور و نوزا باشن. این مسأله مخصوصا با در نظر گرفتن شرایط موجود در هزارۀ سوم، بیشتر قابل تعمیمه؛ چون امروزه واسه مقابله با مسائل فردی و اجتماعی پیچیده به پرورش آدمایی نیازه که با تکیه به نیروی اراده و تعقل خود، منطقی و خلاق فکر کرده و به جای وابستگی ناسالم و استفاده صرف از نتیجه های اقتصادی و فرهنگی بقیه، تولید کننده علم، فناوری، فرهنگ مناسب واسه زندگی جداگونه، فعال و خلاق در عصر دانایی باشن (شهرآرای و همکاران، ۱۳۸۸). در نظام­های الان آموزش و پرورش، تفکر همگرا محور و پایه کاره و تفکر واگرا نه فقط مورد توجه نیس، بلکه بیشتر ضعیف کردن هم می­شه؛ در نتیجه وقتی کودک به مرحله بزرگسالی می­رسد، خلاقیتی رو در خود احساس نمی­کنه (حق شناس به نقل از چراغ چشم، ۱۳۸۶).

تورنس (۱۹۶۲) بر حساسیت تخیل خلاق در بین سال­های پیش دبستانی که نقطه بالاترین درجه رشده، تأکید می­ورزد، اون پیشنهاد می­ کنه که در سنین بین چهار تا چهار و نیم سالگی به نقطه بالاترین درجه خلاقیت می­رسند و به دنبال اون کاهش در خلاقیت فرد در حدود ۵ سالگی رخ می­دهد و این کاهش با وقتی که بیشتر کودکان وارد مدرسه می­شن، اتحاد داره. در آموزش وپرورش پیش دبستان باید هم فرصت­های اتفاقی و هم فرصت­های از پیش طراحی شده رو واسه کسب تجربیات در مورد خلاقیت جفت و جور کرد. مباحثی چون حل مسئله، بررسی و تحقیق، کشف، درک و فهم، یادگیری و اختراع رو می­توان به عنوان امور مربوط به خلاقیت در نظر گرفت (خواهان زاده، نوبریان، ۱۳۸۵).

مراحل خلاقیت از نظر آمابیل: مراحل خلاقیت از نظر آمابیل (۱۹۸۳ به نقل از وایزبرگ، ۲۰۰۶) فرایندیه که در این الگو خلاصه شده و در سطوح بالا و یا خلاقیت به کار می­رود.

این الگو مراحل خلاقیت رو شامل: ارائه مسئله، آمادگی، ایجاد جواب و اثبات جواب می­دونه. در مرحله اول ارائه کار یا مسئله، انگیزه اثر مهمی داره، چون واسه شروع روند خلاق وجود انگیزه لازمه.

دومین مرحله، آمادگی واسه جواب یا راه­حله که به منابع اطلاعاتی درباره کار مراجعه می­شه.

مرحله سوم ایجاد جواب یا تازگی محصوله. مهارت­های مربوط به خلاقیت منتهی به ایجاد جواب­های تازه و مناسب می­شه.

در مرحله چهارم تعیین می­شه که محصول جواب مناسب، درست و ارزشمنده یا نه؟ کارای تازه­ای تحقق پیدا کرده یا نه؟

مرحله پنجم که بر مبنای مرحله چهارم محقق می­شه، چرخش روند با نتیجه کار رابطه مستقیم داره. اگه نتیجه موفقیت­آمیز باشه فرد واسه کار مشابه تقویت می­شه. در صورت شکست اختمالا فعالیت متوقف می­شه. اگه شخصی به طور کامل به هدف برسه کار پایان می­یابد اما دلیل افزایش انگیزه فعالیت­های مشابهی شروع می­شه.

توجه می­شه که نقطه قوت این الگو روشن کردن رابطه روند خلاقیت با اجزاء و عناصر اون هستش. بدین دلیل می­توان از این الگو در مورد ­های کاربردی، آموزش و برنامه ­ریزی استفاده کرد(باغ طیفونی ۱۳۸۹).

 

 

۱- wodman

۱- wayzenberg

[۴] – Hard-ware

[۵] -Soft-ware

۱- santrok

۲- gardner