منبع مقاله درمورد آزادی بیان، دلالت ضمنی، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه

ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻛﺸﻴﺪه ﻣﻲ ﺷﻮد. اﻳﻦ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺳﺎزی و ﺣﺎﺷﻴﻪ راﻧﻲ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺗﺎ آﺧﺮ ﻓﻴﻠﻢ اداﻣﻪ ﭘﻴﺪا ﻣـﻲ ﻛﻨﻨـﺪ.
غالب ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ از اﻳﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻴﻢ ﻣﺮﺑﻮط «ﻣﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ و ﻣﺎﺟﺮاﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاﻳﺸﺎن روی ﻣﻲ دﻫـﺪ. ﻣـﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻳﺎ دو ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه «آﻧﻬﺎ» ﻫﺴﺘﻨﺪ رو ﺑﻪ رو ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ.
ب) روزنامهنگاران باید گاهی چشمان خود را به روی حقایق بسته و بنشینند و گوش بدهند. همه چیز را نباید دید.
پ) قانونی وجود ندارد و همه بازنمایی مفهوم قانون اعم از دادگاه و قاضی و وکیل و دادستان و غیره در گفتمان بازجو یعنی مفهوم “آنها” خلاصه میشود. ﻛﻞ اﻳﻦ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ دو ﻧﻮع ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻣﺘﻔﺎوت ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دال «آزادی» و دال «ﻗﺎﻧﻮن» اﺳـﺖ. اﻣـﻴﻦ ﺣﻘﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ «ﻣﻦ ﺟﺎﻳﻲ ﺣﺮف ﻣﻲ زﻧﻢ ﻛﻪ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺎﺷﻪ » ﻳﻌﻨﻲ، در اﻳﻨﺠـﺎ ﻗـﺎﻧﻮن ﻧﻴﺴـﺖ و «آﻧﻬـﺎ »ی ﻓـﻴﻠﻢ، ﻗﺎﻧﻮن را زﻳﺮ ﭘﺎ ﻣﻲ ﮔﺬارﻧﺪ. ﺑﺎزﺟﻮﻳﻲ ﻛﻨﻨﺪه ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ «ﻗﺎﺿﻲ و وﻛﻴﻞ و دادﺳﺘﺎن ات ﻫﻢ ﺧـﻮدﻣﻢ». اﻳـﻦ ﻧﺸـﺎن دﻫﻨﺪه آن اﺳﺖ ﻛﻪ از زاوﻳﻪ دﻳﺪ ﻓﻴﻠﻢ، « اﺻﻮلﮔﺮاﻳﺎن» ﻓﺮاﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ در ﺣﺎﻟﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ ﺧـﻮد اﺻﻮل ﮔﺮاﻳﺎن ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻪ اﻧﺪ ﻓﺮاﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻣﺘﻔﺎوﻧﻲ از ﻗﺎﻧﻮن ﺑـﺎ ﺗﻜﻴـﻪ ﺑـﺮ ﺑﺮداﺷـﺘﻲ ﺧـﺎص از ﻣﻔﻬﻮم «وﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ» ا راﺋﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ، ﻛﻞ اﺟﺘﻤﺎع و ﻫﺮ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ در اﺟﺘﻤﺎع ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻋﺮﺻـﻪ ای ﺑﺮای ﻧﺰاع ﻣﻴﺎن ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎ و ﺑﺮداﺷﺘﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻓﻴﻠﻢ ﻧﻴﺰ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﻔﺴﻴﺮی ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ آﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺑﺨﺶ ﻗﺒﻞ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﻔﺴﻴﺮ اﺻﻼحﻃﻠﺒﺎن از دال آزادی و قانون است.(سلطانی1386 ،11)
ت) هیچکس حق ندارد حتی برادر شهید هم که برخواسته از جبهه متحد موافق نظام اسلامی است، ساختار قدرت موجود را به چالش کشیده و با نشر افکار و عقاید خود و تحلیلهای برادر شهیدش از جنگ به تهدید گفتمان گروه اقتدارگرا (راست سنتی و راست رادیکال) بپردازد.
ث) آزادی بیان و قانون که محور گفتمان امین حقی را تشکیل میدهد بر اساس پیشفرضهای امین مورد هجمه اقلیتی تمامیتخواه و بیهویت قرار گرفته و ماهیت خود را از دست داده است و یا اصلا وجود ندارد اما بر اساس پیشفرضهای رقیب آزادی بیان و قانون در جامعه حاکم است اما معیارهایی دارد که شامل همگان نمیشود. باز در اینجا هم مرزبندی محرم و نامحرم صورت میگیرد.گروه محرم از این امتیازها بهرهمند میشوند اما گروه نامحرم از آنها محروم میگردد، چرا که لیاقت آن را ندارد. دلالت ضمنی این معنا نفی برخورداری بی قید و شرط همه شهروندان از قوانینی است که صراحتا در قانون اساسی برای همگان پیشبینی شده است اما در اینجا بطور تبعیض آمیزی از برخی کسان دریغ میشود.
ج) منطق تقابل گروه راست رادیکال با گروه چپ یعنی اصلاح طلبان و مدافعان آزادیهای مدنی، سیلی وخشونت و…است و استدلالی در کار نیست. حتی از یک گفتگوی دوستانه و استراتژی پرهیز از خشونت دریغ میشود.
با توجه به مولفههای فوق بهخوبی مشاهده میشود که جریان مخالف آزادی بیان و آزادیهای مدنی و گفتمان مبتنی بر قانون، یک ارزیابی بسیار منفی از عملکرد اصلاحطلبی ارائه داده و سبک واژگان مورد استفاده همه حاکی از اقتدارگرایی ایدئولوژیک، ستیزهجویی، تحقیر،تعامل ناپذیری است. ﻓـﻴﻠﻢ ﺳـﻌﻲ ﻛـﺮده اﺳـﺖ ﺑـﺎ ﮔﺬاﺷـﺘﻦ ﻛﻠﻤـﺎﺗﻲ رﻛﻴـﻚ و ﺧﺸﻮﻧﺖآﻣﻴﺰ، ﻓﻴﻠﻢ را ﺷﺪﻳﺪاً ﻣﻨﻔﻲ ﻧﺸﺎن داده و ﺑﻪ ﻃـﺮد آن ﺑﭙـﺮدازد. ﻋﺒـﺎراﺗﻲ ﻛـﻪ ﺑـﺎزﺟﻮﻳﻲ ﻛﻨﻨـﺪه ادا ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﻣﺒﻴﻦ اﻳﻦ وﺿﻌﻴﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از : «ازﮔﻠﻬـﺎﻳﻲ ﻣﺜـﻞ ﺗـﻮ »، «آﺷـﻐﺎﻟﻬﺎﻳﻲ ﻣﺜـﻞ ﺗـﻮ »، «ﻻس ﻣﻲزﻧﻴﺪ»، « ﻟﺠﻦ ﭘﺮاﻛﻨﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ»، « ﻟﺖ و ﭘﺎرت ﻣﻲ ﻛﻨﻢ»، و « ﻫﺮ ﻏﻠﻄﻲ ﺧﻮاﺳﺘﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻲ ﺑﻜﻨـﻲ». اﻳـﻦ در ﺣﺎﻟﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﻴﻦ ﺣﻘﻲ ﻫﺮﮔﺰ ﺣﺮﻓﻲ رﻛﻴﻚ ﻳﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ آﻣﻴﺰ ﻧﻤﻲ زﻧﺪ. اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﺎﻋـﺚ ﺗﺤﺮﻳـﻚ ﺣـﺲ ﻫﻢدردی ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ «ﻣﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﺣﺲ ﺗﻨﻔﺮ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ «دﻳﮕﺮ» ﻓﻴﻠﻢ ﺑﺮ ﻣﻲاﻧﮕﻴﺰد.
واژگان سفید در گفتمان امین حقی: قانون، آزادی بیان، روشنگری
واژگان سیاه در گفتمان اقتدارگرایانه بازجو: لالمونی، اوزگل، آشغال، لاس زدن،لجن پراکنی
دلالت ضمنی از عبارت”آزادی بعد بیان نیست”:
در دیدگاه گروه اقتدارگرا خط قرمز آزادی بیان همان بیان است یعنی آزادی تا آنجاست که افکار و عقاید مخالف بیان شود و چنانچه دال بر مدلولی منطبق شود که مصداق تغییر در مناسبات قدرت حاکم باشد باید با آن مقابله و به حاشیه رانده شود، چرا که این گفتمان اگر زمینه مشترک با پیش فرضهای غالب در جامعه پیدا کند گفتمان همگان خواهد شد و اقتدار او را تهدید خواهد کرد.
مرزبندی ضدیتی پیرامون دو قطب یعنی گفتمان اصالح طلب و سنت گرایی تندرو صورت میگیرد، یا تقابل “دیگری” و “ما”.”ما” یعنی گروههای اقتدارگرا که هیچ قدرتی قادر به چالش کشیدن کنش گفتمانی و کنش کرداری آنان نیست و “دیگری” یعنی گروههای اصلاح طلب و خواستار تغییر در ساختار قدرت بی چون و چرای کسانیست که در برابر هیچ مرجعی پاسخگو نیستند.
پیش فرض گروه راست رادیکال پیش فرض مبتنی بر عقل سلیم و شناختی است
که او از مفاهیم آزادی بیان و قانون و حقوق مدنی و سیاسی دارد و آنچه که از تجارب دینی-سیاسی خود به طور طبیعی در گذر زمان و این برهه پر فراز و نشیب تاریخی در جنگ و میان چالشهای خود با گروههای معاند و رهنمودهای بزرگان قوم کسب کرده و عقل خود را با آن منطبق یافته و این طرز تلقی و برداشت خود را از مفاهیم بسیار عادی و مشروع میداند و بر اساس آن عمل کرده و در خدمت قدرت از آن بهره میگیرد. در پیش فرضهای او گروه چپ نه شایستگی بهرهمندی او از قانون و آزادی را دارد و نه معانی آنها را بدرستی میداند، لذا مشروعیت را از آن خود میداند که بر اساس عقل سلیم و ایدئولوژی ولایت به این منزلت دست یافته و حق دارد که گفتمان خود را هژمونیک تلقی نماید و قدرت را به تمامی در اختیار گیرد و این را عین صواب میداند که “دگری” یا رقیب را به حاشیه رانده و از او سلب مشروعیت و حقانیت نموده و اجازه ندهد که گفتمان ایدئولوژیک او گفتمان هژمونیک گردیده و جامعه را فرا گیرد که در آن صورت قدرت از دست او خارج و ارزشهای اسلامی و ایدئولوژیک با هنجارشکنی گفتمان معاند یا گفتمان رقیب مواجه خواهد شد.
ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ و داﻟﻬﺎی دﻳﮕﺮی ﻧﻴﺰ در ﻓﻴﻠﻢ دیده ﻣﻲ ﺷﻮﺪ ﻛﻪ در ﺑﺨﺸﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻫﻨﮕﺎم روی ﻛﺎر آﻣﺪن اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن، اﺻﻮل ﮔﺮاﻳﺎن از داﻟﻬﺎی ﻣﺘﻔـﺎوﺗﻲ ﺑـﺮای ﺑـﻪ ﺣﺎﺷـﻴﻪ راﻧﺪن آﻧﻬﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮدﻧﺪ. دال «ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ » و «ارزﺷـﻬﺎ »، ارزﺷـﻬﺎی اﺳـﻼﻣﻲ و اﻧﻘﻼﺑـﻲ، از ﺟﻤﻠـﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ اﻳﻦ داﻟﻬﺎ ﺑﻮدﻧﺪ. اﺻﻮل ﮔﺮاﻳﺎن ﺳﻌﻲ ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ ﻛﻪ روی ﻛﺎر آﻣﺪن اﺻـﻼح ﻃﻠﺒـﺎن ﺑـﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﺮب وﻏﺮب ﮔﺮاﻳﻲ در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ و ﺑﺎﻋﺚ ﻛـﻢ رﻧـﮓ ﺷـﺪن ارزﺷـﻬﺎی اﻧﻘﻼﺑـﻲ واﺳﻼﻣﻲ ﻣﻲﺷﻮد. در ﻋﻮض، ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن ﻧﻴﺰ ﺗﻼش ﻣﻲ ﻛﺮدﻧـﺪ در ﺗﻌﺮﻳﻔـﻲ ﻛـﻪ ازﻫﻮﻳـﺖ ﺧﻮد ﻣﻲدﻫﻨﺪ از داﻟﻬﺎﻳﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ در ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ ﺑﺮداﺷﺘﻬﺎی ﻓﻮق ﺑﺎﺷﺪ و آﻧﻬـﺎ را ﺑـﻪ ﺣﺎﺷـﻴﻪ ﺑﺮاﻧـﺪ.(سلطانی1386، 12)
اﻳﻦ وﺿﻌﻴﺖ، در ﺟﺎﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ از ﻓﻴﻠﻢ ﺗﺠﻠﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. اﻣﻴﻦ ﺣﻘﻲ ﺑﻌﺪ از ﺑﺎزﺟﻮﻳﻲ در ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻧـﺎﻣﻌﻠﻮم ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻪ رﻫﺎ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ اش ﻣﻲ رود. وﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻲرﺳﺪ ﻧﮕﺎر آرﻳﺎﻧﻲ، از او ﻣﻲ ﭘﺮﺳﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ اﻳﻦ ﺑﻼ را ﺑﻪ ﺳﺮش آوردهاﻧﺪ. او در ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ:
– ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎر ﺑﺎﻫﺎش ﺗﻠﻔﻨﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮده ﺑﻮدم. ﺑﺮای ﻫﻤﻴﻦ ﺳﻮار ﺷﺪم. اول ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﺎ ﻳﻪ ﺳﺮی از ﺑﭽﻪ ﻫﺎی ﺟﻨﮓ رﻓﺘﻪ ﻃﺮﻓﻢ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﻣﺸﻜﻞ دارﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ اﮔﺮ ﺑﺎﻫﺎﺷـﻮن ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﮔﭗ ﺑﺰﻧﻢ ﺳﻮء ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻣﻮن ﺣﻞ ﺑﺸـﻪ. وﺳـﻄﺎی راه ﻓﻬﻤﻴـﺪم ﻛـﻪ ﺧﻴﻠـﻲ از ﻣـﺎﺟﺮا ﭘـﺮﺗﻢ (ﺻﺤﻨﻪ ﺑﻪ زﻣﻴﻦ ﺧﻮردن ﺻﻮرت اﻣﻴﻦ ﺣﻘﻲ ﺑﺎ ﻧﻤﺎی درﺷﺖ و ﻫﻤﺮاه ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﻧﺸﺎن داده ﻣﻲﺷـﻮد). آدﻣﺎ ﻋﻮض ﺷﺪن. ﭼﺸﻤﺎم ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ. ﺑﻌﺪش دﻳﮕﻪ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪم ﺗﺎ اﻳﻨﺠﺎ. اوﻧﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎی ﺟﻨﮓ ﻧﺒﻮدند.
در اﻳﻦ ﮔﻔﺘﮕﻮ، «ﻣﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ ﻃﻮری ﺑﺎزﻧﻤﺎﻳﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻮد از اﻓﺮاد ﺟﻨﮓ رﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑـﺎ «ﺑﭽـﻪﻫﺎی ﺟﻨﮓ » ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ. رزﻣﻨﺪه و ﺧﺎﻧﻮاده ﺷﻬﻴﺪ ﺑﻮدن اﻣﻴﻦ ﺣﻘﻲ ، ﺗﻼﺷﻲ اﺳـﺖ ﺑـﺮای ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻫﻮﻳـﺖ «ﻣﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ ﺑﺮ اﺳﺎس ارزشها و ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﻛﻪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﻛﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﺪ «ﻣﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ ﻏﺮﺑﺰده ﻧﻴﺴﺖ و ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻤﻲﺷﻮد، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺪاﻓﻊ ا رزشهای اﻧﻘﻼﺑﻲ و اﺳﻼﻣﻲ اﺳﺖ. در ﻋﻴﻦﺣﺎل، اﻳﻦ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺗﻼﺷﻲ اﺳﺖ ﺑﺮای ﺑﺎزﺗﻌﺮﻳﻒ ﻫﻮﻳﺖ «آﻧﻬﺎ»ی ﻓﻴﻠﻢ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﻛﻪ آﻧﻬـﺎ را دور از ارزﺷﻬﺎی ﺟﻨﮓ و اﻧﻘﻼب ﻧﺸﺎن دﻫﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﻴﻦ در اﻧﺘﻬﺎی ﺻـﺤﺒتهاﻳﺶ ﻣـﻲ ﮔﻮﻳـﺪ: «آﻧﻬﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎی ﺟﻨﮓ ﻧﺒﻮدﻧﺪ». (سلطانی، 1386،13)
همسر امین: نمیخوای بگی چی شده؟
امین: چی میخوای بدونی؟داری میبینی دیگه! مدل جدید ارشاد کردن.کلی ارشاد شدم، منتها این دفعه ارشادشون یکمی همچین درد داشت.
همسر امین: کین اینا؟
امین: کسی که سوارم کرد آدم پرتی نبود. همین بود که چند بار باهاش تلفنی صحبت کردم. برای همین سوار شدم. اول فکر کردم با یه سری از بچههای جنگ رفته طرفم که با من و نوشتههام مشکل دارن، گفتم شاید اگه باهاشون چند ساعت گپ بزنم سوء تفاهمامون حل میشه. وسطای راه فهمیدم که خیلی از ماجرا پرتم. آدما عوض شدن، چشام بسته شد. بعدش دیگه نفهمیدم تا اینجا. اونا بچههای جنگ نبودن.
همسر امین: حالا باید چیکار کنیم؟بترسیم؟
امین: بد موقعی اومدی تو زندگیم.
تحلیل گفتمانی و بینامتنی: پیش فرضهای امین به نوعی مبتنی بر جریان ارزشی جنگ است که پیش فرض پذیرفته شدهای در بین مردم و نخبگان سیاسی جامعه است و ایدئولوژی مورد دفاع او همانست که رهبر فقید انقلاب بر آن صحه گذارده و رزمندگان جبهه را پیروان راستین خود خطاب میکرد.
بر اساس همین خط اعتقادی بود که نیروهای صادق و جوانان انقلابی خط امام با فراخوان او برای دفاع از اسلام و ارزشهای انقلاب راهی جنگ شده و قداستی خاص در میان ملت و دولت داشتند، چرا که بی هیچ چشمداشتی در این راه از جان خود گذشته و تبعات سنگین این مبارزه را به جان خر
یده بودند. لذا در نظر امین ارزشی بالاتر از دفاع مقدس نبود و کسانی که در این طرز فکر و عقیده عملا با او همراه بودند همان مصداق “بچههای جنگ” هستند که در صداقت و درستی آنان تردیدی نیست و اینان نیروهای ارزشی جامعهاند که اینک باید در عرصه سازندگی اندوختهها و تجارب ارزشمند خود را بهکار گرفته و با بیان مشکلات و نارساییها، کشور را به سوی آرمانهای متعالی انقلاب پیش برند لذا با عبارت “بچههای جنگ” مرزبندی “خود” را با “دیگری” که فاقد قوه استدلال و مباحثه است و صرفا با زبان زور میخواهد نظرات خود را اعمال نماید، مشخص میکند. امین که نماینده بچههای جنگ است، یعنی نماینده نیروهای ارزشی جامعه و از طرفی به دلیل رسالت روزنامهنگاری خود را مکلف به بیان واقعیات جامعه و دیدگاههای تحلیلی برادر شهیدش میداند و از خود و بچههای جنگ مینویسد و دقیقا نمیداند که گروه رقیب از چه کسانی تشکیل شده است و خط فکریشان چیست. اما آنان به خوبی میدانند که او کیست و چگونه میاندیشد. چرا که میخواهند او را با خود ببرند. به گونهای سخن میگویند که امین پیش فرضهای خود را با آنان مشترک میپندارند، بطوریکه در آغاز مرزی بین خود با آنها نمیبیند و تصور میکند با همفکران و همکیشان خود یعنی بچههای جنگ طرف است و اختلافاتی که بین آنان بوجود آمده سطحی و ناشی از سوء برداشت بوده و با اندکی بحث و گفتگو برطرف خواهد شد، اما پس از برخوردهای خشن و تحقیرآمیز و زورمدارانه بازجو به زودی ملتفت میشود که با تفکر نوینی روبروست و نیروی اقتدارگرای جدیدی ظهور کرده است که قصد دارد با زبان تهدید و ارعاب گفتمانهای آزادیخواهانه و مبتنی بر شرایط روز و اوضاع و احوال جهانی را به حاشیه رانده و اجازه بازنمایی و بازتولید این گفتمانهای برخواسته از متن جامعه را به نیروهای ارزشی و خبرگان سیاسی آزاداندیش و کارشناسان اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی را ندهند. روشنگری طرفداران آزادی بیان را “لجن پراکنی در روزنامه” به حساب میآورند. هدایت و راهنمایی این قشر به جای ارشاد و امر به معروف با کتک زدن انجام میشود و اینجاست که از این گروه اقتدارگرای فاقد گفتمان تعاملی باید ترسید چرا که اینان همان وابستگان به قدرتند که در جهتگیری یک ایدئولوژی ظاهرا مصلحتگرایانه مطامع سیاسی

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعنیروی کار، کشش قیمتی، تابع تقاضا، قیمت سایه ای

Author: mitra7--javid

دیدگاهتان را بنویسید