منابع مقاله درمورد یادگیری اجتماعی-خرید پایان نامه کامل

دانلود پایان نامه

بیرونی بر آن صحه می‌گذارند و نوعی توافق عمومی بر معنای آن وجود دارد، مثل اعداد. این نوع تفکر، باعث نظم منطقی بین تجربیات و ارتباط افراد با یکدیگر می‌شود. وقتی روابط انسان مختل می‌شود که در پویایی‌ها، تصاویر ذهنی و فرایندهای شناختی اختلالی رخ دهد (سالیوان،1953 به نقل از شاملو،1374).

2-2-2-4 دیدگاه یادگیری اجتماعی
آلبرت بندورا و والتر از نظریه‌پردازان مطرح در دیدگاه یادگیری اجتماعی هستند که نگرشی متفاوت از دیدگاه‌های افراطی محیط‌گرایان (مثل اسکینر) و فطرت‌گرایان داشته‌اند (سیف،1381) و معتقد به جبرگرایی تقابلی (تأثیر متقابل بین فرد، موقعیت و رفتار) می‌باشند. آن‌ها هم چنین دو مفهوم الگوپذیری و یادگیری مشاهده‌ای را مطرح می‌سازند (راس،1992؛ ترجمه: جمالفر،1373) که بر اساس آن بار اطلاعاتی که برای فرد فراهم می‌ساختند در شکل‌گیری رفتار وی موثرند (بندورا و والترز،1963 به نقل از شاملو،1374).
جولیان راتر یکی دیگر از نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی، معتقد است برای درک رفتار انسان نه تنها باید به اثر تقویت توجه داشت بلکه باید به انتظار فرد از آن تقویت ارزشی که فرد برای آن قائل است و هم چنین موقعیت روانی فرد توجه داشت (راس،1992؛ ترجمه جمالفر،1373). در حقیقت توان رفتاری (احتمال بروز یک رفتار در یک موقعیت معین) به انتظاری که فرد از ماهیت تقویت و میزان تعمیم‌پذیری آن در شرایط مشابه و هم چنین، ارزش و اهمیتی که برای تقویت قائل است و موقعیت روان‌شناختی فرد (مجموعه ادراک‌هایی که بر رفتار فرد تأثیر می‌گذارند تا به گونه‌ای خاص واکنش نشان دهد) بستگی دارد (راترز،1966 به نقل از کریمی،1375).

به عقیدۀ راتر فردی که عملکردش را متأثر از پاداش و تنبیهی که دریافت داشته می‌داند و بین رفتار خود و پیامدهایش ارتباط قائل است، دارای منبع کنترل درونی است، اما اگر فرد اعتقاد داشته باشد عملکرد رفتاری او توسط شانس، سرنوشت و دیگران تعیین می‌گردد در این صورت به کنترل بیرونی معتقد می‌گردد (راترز،1966 به نقل از کریمی،1375).
راترز آزمونی که در سال 1966 جهت سنجش و اندازه‌گیری انتظارات فرد برای منبع کنترل انجام داده بود این‌گونه نتیجه گرفت که افرادی که عملکردشان تحت کنترل درونی است، معمولاً مسئولیت بی‌شماری را نسبت به زندگی خود به عهده می‌گیرند و با دقت بیشتری برای زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنند و کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می‌گیرند (راتر،1975 به نقل از هاشمیان،1377).
2-2-2-5 دیدگاه شناختی
نظریه‌های شناختی افراد را بر مبنای این که چطور اطلاعات را سازمان می‌دهند رمزگردانی و یا تعبیر و تفسیر می‌کنند، توصیف می‌نمایند. آن‌ها نهایتاً فرد را به عنوان یک سیستم پردازش مدنظر قرار می‌دهند. در این دیدگاه فرد، نقش فعالی در انتخاب پاسخ به محرک و تعبیر و تفسیر آن به عهده دارد (هاشمیان، 1377).
جورج کلی یکی از نظریه‌پردازان پردازش اطلاعات می‌باشد که معتقد است بشر، جهان را از دریچۀ ساختار ذهنی (مجموعه تفکرات و معیارهایی که بر اساس آن، فرد دنیای تجربیات خود را تفسیر و درک می‌کند) می‌بیند و مانند یک دانشمند، هدفش شناخت، پیش‌بینی، کنترل و تغییر پدیده‌هاست و مستمراً در حال فرضیه‌سازی و آزمون فرضیه می‌باشد. او معتقد است، انسان فردی آینده‌نگر است که دائماً برای ساختن معنایی از تجارب مختلف در تلاش است و این معنابخشی به طور مداوم در حال سنجش و تغییر است. در این فرایند، ساختارها و فرضیه‌های که تأیید می‌شوند تحکیم و روشنی بیشتری می‌یابند و آن‌ها که مردود می‌شوند، تغییر یا حذف می‌گردند. تمام ساختارها به طور فطری دوقطبی و قابل طبقه‌بندی هستند و هر ساختاری یک قطب شباهت (شباهت دو عنصر) و یک قطب تضاد (تفاوت بین دو عنصر) را دارا می‌باشد، مثل دوست داشتن و دوست نداشتن. از خصوصیات دیگر ساختارها محدودۀ امکان (یعنی سلسله وقایع در قلمروی خاص و محدود) است به طوری که یک ساختار برای بعضی وقایع مناسب و برای برخی دیگر نامناسب می‌باشد. به عنوان مثال ساختار ذهنی راست‌گو- دروغ‌گو نمی‌تواند در مورد شخص پرکار و کم‌کار، به ما چیزی بگوید، محدوده‌اش فقط در حیطۀ راست‌گویی و دروغ‌گویی است. خصوصیت دیگر نقطۀ تمرکز، امکان این است که نقطه یا قلمرویی را در محدودۀ امکان راست گویی-دروغگویی، دست‌درازی کردن به اموال دیگران است و برای شخص دیگر در سیاست است و خصوصیت آخر نفوذپذیری و نفوذناپذیری است. نفوذپذیری، عناصری را که هنوز در چهارچوب تغییرات خود قرار نگرفته‌اند می‌پذیرد، مثلاً امکان دارد کارمند صالح وجود داشته باشد. فرد نفوذناپذیر، اگر ساختاری مبنی بر متقلب بودن همۀ کارمندان دولت داشته باشد، نمی‌پذیرد که کارمند صالح می‌تواند وجود داشته باشد. ساختارها، بر اساس کیفیت کنترلی که بر روی عناصر خود دارند می‌توانند به سه گروه تقسیم شوند (کلی،1963 به نقل از شاملو،1374):
ساختار قالبی: افرادی که از قانون همه یا هیچ تبعیت می‌کنند و قضاوت‌های خشک و تغییرناپذیر دارند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مشابه :  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع معادلات ساختاری

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ساختار جمع‌بندی یا تعمیم‌گرایی: این ساختار، از ساختار قالبی انعطاف‌پذیرتر است و به عناصر تشکیل‌دهندۀ خود اجازه تعلق به قلمروهای دیگر را می‌دهد، مثلاً یک کشتی‌گیر، حتماً آدم خشن و بی‌احساسی نیز هست.
ساختار پیشنهادی: این ساختار، به عناصر خود اجازه انعطاف می‌دهد، شخص با این نوع ساختار، با پذیرش تجارب جدید قادر است ساختار موجود خود را تغییر دهد (شاملو،1374).
کلی بیان می‌دارد که اگر حدود و نوع ساختار فرد را بشناسیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که چه نوع رفتاری از او سر خواهد زد.سیستم ساختاری هر فرد بسوی تحریف و گسترش جهت داده می‌شود. کلی (1963) تفاوت این دو را، به مثابۀ تفاوت بین ایمنی و ماجراجویی می‌داند. او معتقد است که انسان دائماً در حال اثبات و گسترش محدودۀ سیستم ساختاری خود است. هرگاه فرد در پیش‌بینی وقایع بطور صحیح احساس ایمنی و اعتمادبه‌نفس کند و حتی خطر اشتباه کردن را بپذیرد، می‌تواند سیستم ساختاری‌اش را گسترش دهد و برعکس، اگر در پیش‌بینی وقایع و حوادث احساس ناامنی و عدم کفایت کند، به احتمال قوی تحریف را انتخاب خواهد نمود. او همچنین معتقد است، درمانگر، تنها کمکی که به بیمار می‌تواند بکند این است که وی را در اکتساب ساختارهای موجود انعطاف‌پذیرتر نماید تا تجربه‌های جدید را برای سازگاری با خود بپذیرد (کلی،1963 به نقل از شاملو،1374).
کلی تاکید می‌کند که برای این که کسی را خوب بشناسیم باید هر دو قطب ساختاری او را و همچنین محدودۀ استفاده از آن را خوب بشناسیم و به این منظور آزمون نقش خزانۀ رفتاری را تدوین کرد که در آن شخص خصوصیات افراد مهم زندگی خود را تفسیر می‌کند و ترکیبات سه نفری آزمودنی مشخص و همچنین دو قطب ساختاری محدودۀ استفاده از آن شناسایی می‌شود (کلی،1963 به نقل از راس،1992؛ ترجمه: جمالفر،1373).

2-2-2-6 صفت ‌گرایان
طرفداران نظریه صفت معتقدند، مردم دارای خصوصیات متفاوت و ترکیبات گوناگون و نیاز صفات هستند که بسیاری از این صفات می‌توانند در یک راستا قرار گیرند؛ بنابراین، می‌توان افرادی با ترکیبات مشابهی از صفات را در یک گروه طبقه‌بندی نمود و به تیپ‌های گوناگون شخصیتی دست یافت (راس،1992؛ ترجمه: جمالفر،1373).
این گروه از نظریه‌پردازان، صفات را به عنوان واحد اساسی شخصیت درنظر می‌گیرند و فرضشان بر این است که با کشف این واحدها و روابط درونی آن‌ها با یکدیگر، به ابزار قابل اندازه‌گیری برای توصیف و پیش‌بینی رفتار دست یابند (هاشمیان،1377). در رویکرد صفات، سعی بر این است که خصوصیات اساسی فرد که جهت دهنده رفتار اوست تفکیک و توصیف شود. در این رویکرد به شخصیت اجتماعی فرد توجه می‌شود و بیشتر، توصیف شخصیت و پیش‌بینی رفتار مورد توجه است تا رشد شخصیت. در نظریۀ صفات، مردم از لحاظ ابعاد یا مقیاس‌هایی متعدد که هر یک نمایشگر یک صفت است، متفاوت شمرده می‌شوند. به این ترتیب، می‌توان هرکس را با مقیاس‌های هوش، ثبات هیجانی، پرخاشگری و جز آن، ارزیابی کرد. پس برای دست یافتن به یک توصیف جامع از شخصیت، باید بدانیم که هر فرد در ابعاد مختلف چه جایگاهی دارد. هر صفت، عبارت است از ویژگی معینی که در افراد گوناگون، به طرزی نسبتاً پایدار و همسان، متفاوت است. وقتی در گفتگوهای معمولی به خود و دیگران صفاتی مانند «پرخاشگری»، «محتاط»، «هیجان پذیر»، «باهوش» و «مضطرب» را نسبت می‌دهیم در واقع اصطلاحات «توصیفی» به‌کاربرده‌ایم. ما این اصطلاحات را از رفتار شخص انتزاع می‌کنیم. وقتی از رفتار فردی، در شرایط متعدد پرخاشگری می‌بینیم، ممکن است او را به عنوان «آدم پرخاشگر» توصیف کنیم.
مادامی که به یاد داشته باشیم، اصطلاح «پرخاشگری» از مشاهدۀ رفتار بدست آمده است و کاربرد آن به عنوان یک صفت، ایرادی ندارد. خطر در این است که این اصطلاح توصیفی را برای تبیین رفتار به کار ببریم. گفتن این که زنی به خاطر صفت پرخاشگری بر سر هم‌اتاقی خود فریاد کشید، هیچ تبیینی از او به دست نمی‌دهد، چرا که این صفت را از رفتار استنتاج کرده‌ایم، لذا نمی‌توانیم از آن برای تبیین رفتار استفاده نمائیم. روان‌شناسانی که در ارتباط با نظریۀ صفات فعالیت می‌کنند به این موضوعات علاقه دارند:
الف) تبیین صفات اصلی که توصیف معناداری از شخصیت به دست می‌دهند، ب) یافتن روش‌هایی جهت سنجش این صفات (هاشمیان،1377).
هزاران لغت در زبان انگلیسی و دیگر زبان‌ها وجود دارد که به خصوصیات رفتار اشاره دارند. چگونه می‌توان آن‌ها را به تعداد کم‌تری، در حدی که برای توصیف شخصیت معنی‌دار باشد، کاهش داد؟ در یکی از رویکردها، از تحلیل عوامل استفاده می‌شود. مثلاً فرض کنید که تعداد زیادی از لغاتی را که شخصیت را توصیف می‌کنند انتخاب کرده و آن‌ها زا به صورت جفت‌هایی که دو قطب مخالف یک صفت را نشان می‌دهند تنظیم نماییم (منظم-نامنظم، خونسرد-نگران، حساس-بی تفاوت، اهل همکاری-منفی‌باف و مانند آن). سپس، از عده‌ای بخواهید که به دوستانشان از لحاظ هر جفت از این لغات نمره‌ای بدهند. بررسی این نمره‌ها به کمک تحلیل عوامل، تعداد معدودی بعد یا عامل بدست می‌دهد که بر مبنای آن‌ها می‌توان همبستگی بین نمره‌ها را تبیین کرد. گسترده‌ترین مطالعه درباره صفات شخصیتی توسط ریموند کتل ، صورت گرفته است. وی طی سه دهه به کمک پرسشنامه‌ها آزمون‌های شخصیت و مشاهدۀ رفتار در شرایط واقعی زندگی داده‌هایی بدست آورد. کتل 16 عامل را به عنوان صفات بنیادی و زیربنایی شخصیت شناسایی کرده است (هاشمیان،1377).
2-2-2-7 ریموند کتل
ریموند کتل درجه دکتری خود را در انگلستان گرفت و به آمریکا مهاجرت کرد. او معرفی‌کننده روش‌های تحلیل چندمتغیری و تحلیل عوامل است، آن دسته از روش‌های آماری که به طور همزمان روابط بین متغیرهای متعدد و عوامل چندگانه را در مطالعه شخصیت ارزیابی می‌کنند. کتل با بررسی عینی زندگی شخصی، افراد بر اساس مصاحبه‌های شخصی و استفاده از پرسشنامه، صفات گوناگونی را شرح داد که نماینده سنگ بنای شخصیت است.
صفات، هم زمینه بیولوژیک دارند و هم تحت تأثیر محیط و یادگیری هستند. صفات بیولوژیک مشتمل‌اند بر: جنس، اجتماعی بودن، پرخاشگری و محافظت پدر و مادری. صفات آموخته‌شده محیطی، مشتمل‌اند بر: عقاید فرهنگی نظیر کار، مذهب، صمیمیت، عشق‌ورزی و هویت. یکی از مفاهیم مهم کتل، قانون اجبار برای حد متوسط زیستی اجتماعی است، یعنی اجتماع بر کسانی که زمینه ژنتیک متفاوتی دارند فشار وارد می‌آورد تا خود را با موازین اجتماعی تطبیق دهند. به این ترتیب مثلاً فردی با تمایل ژنتیک قوی برای سلطه‌جویی احتمال دارد که از طرف اجتماع برای محدودیت تشویق شده و کسی که طبعاً آدمی مطیع است، برای ابراز وجود ترغیب شود (کتل، 1963به نقل از شولتر و شولتز،1998؛ ترجمه: سیدمحمدی،1384).

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : پیشرفت تحصیلی

2-2-2-8 نظریۀ میدانی لوین
لوین انسان را (که موجودی مجزا و ممتاز از سایر حیوانات تعریف می‌شود) با یک شکل هندسی مجسم می‌کند و در توجیه این عمل خود می‌گوید: در تعریف و توصیف رفتار آدمی، معمولاً واژه‌هایی به کار می‌بریم و برای توضیح معنی هر واژه ناچار به استعمال واژه یا واژه‌های دیگر می‌شویم و سرانجام این توصیف‌های لفظی احیاناً، مخالف با واقع درآیند و یا لااقل مبهم می‌باشند؛ بنابراین، بهتر است به جای علائم لفظی علامت‌هایی از نوع دیگر، مثلاً علائم یا تصاویر برخلاف علامت‌های لفظی، قابل پذیرفتن عملیات ریاضی می‌باشند (لوین،1935 به نقل از سیاسی،1379).
با توجه به این مقدمه، نظریۀ لوین دربارۀ شخصیت که مبتنی بر روان‌شناسی گشتالت است و نظریۀ میدانی نام دارد، در سه اصل کلی زیر خلاصه می‌شود:
رفتار آدمی تابع چگونگی میدانی است که به هنگام وقوع آن رفتار وجود دارد. مقصود لوین از میدان، مجموع اموری است که با هم در یک زمان موجود و دارای روابط متقابل هستند.
تجربه با کل وضعیتی که اجزایش با آن متفاوت هستند آغاز می‌شود.
شخص معین، در وضعیت معین ممکن است به کمک موضع‌شناسی که شعبه‌ای از ریاضیات است، مجسم و معین گردد.

لوین بر پایه این اصول برای مطالعۀ شخصیت به طرق زیر عمل می‌کند:
الف) جدایی و امتیاز شخص آدمی را از بقیه عالم با یک شکل هندسی بسته، مثلاً به شکل یک دایره تصویر می‌کند. آن چه در اندرون دایره است خود شخص است و آن چه بیرون دایره است به جز شخص است؛ به عبارت دیگر، شخص با یک خط موازی متصل از بقیه عالم جدا است ولی درعین‌حال در پهنه وسیع گیتی یعنی عالم خارج یا طبیعت محاط است. پس هم جدا از عالم خارج است و هم جزء آن است و یا با آن ارتباط دارد.
ب) آن قسمت از عالم خارج که مستقیماً شخص را دربرگرفته است و در واقع محیط زندگی او را تشکیل می‌دهد، ممکن است به وسیلۀ یک شکل هندسی دیگر، مثلاً با یک شکل بیضی نمایش داده شود. نوع شکل مهم نیست، مهم آن است که خطوط مرزی این دو شکل در هیچ نقطه‌ای باهم تماس پیدا نکنند و میان آن خط‌ها فاصله‌ای باشد. لوین این فاصله یا منطقه را، محیط روانی نام می‌گذارد و تمام فضای بیضی و دایره را بر روی هم فضای زندگی می‌خواند؛ بنابراین این فرمول به دست می‌آید:
شخص + محیط روانی = فضای زندگی
ج) آن چه شکل بیضی را احاطه کرده است بقیه عالم است که جنبه روانی ندارد که با عنوان محیط خارجی نشان داده می‌شود (سیاسی، 1379).
لوین معتقد است که تحقیق دربارۀ شخصیت هرکس باید از این تصور کلی واقعیت آغاز شود. اگر بررسی و پژوهش در این قسمت دقیق و صحیح نباشد تصویر جزء یا اجزای آن نتیجه دقیق به دست نخواهد داد؛ به عبارت دیگر، فضای زندگی صحنه فعالیت روان‌شناختی است، زیرا تمام واقعیت روانی در آن قرار دارد و شامل همۀ اموری است که می‌توانند رفتار آدمی را معین کنند و بنابراین رفتار تابعی است از فضای زندگی. محیط روانی که شخص را دربرگرفته است، یک دست و متجانس نیست. اگر چنین بود، لازم

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید