منابع تحقیق با موضوع افغانستان، حقوق بشر، دولت اسلامی، رهبران سیاسی

2-2-2-3 ) مفهوم اصطلاحی «ترور» در حقوق بین‌الملل: ابتدا به برخی از تعاریف، که در آثار نویسندگان غربی از آنها یاد شده است، اشاره می‌شود، تا شاید بتوان در یک بررسی تحلیلی، به ارکان و عناصر تحلیلی تروریسم و تروریست دست یافت تا براساس این یافته ها صحت و سقم ادعای روسیه در مورد در معرض جنایت و خطر تروریسم قرار داشتن دولت و ملت اکراین (بالاخص روس تباران ساکن آن کشور ) اظهار نظر واقع بینانه ای داشت. 
1. ترور الگوی نظام یافته‌ای از رفتار خشونت‌آمیز که به نوعی طرّاحی شده است که جمعیتی مورد تهدید واقع می‌شوند و بدین ‌روی، سیاست‌های دولت خاصی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.82
2. عملی نهادینه شده ولی نامتعارف که به منظور تأثیرگذاری بر رفتار سیاسی معیّنی انجام می‌شود و با تهدید یا خشونت همراه است.83
3. ارتکاب هر عمل غیرقانونی که برای نیل به اهداف سیاسی انجام شود.84
4. استفاده از زور، خشونت یا تهدید برای کسب اهداف سیاسی از طریق ایجاد وحشت، ارعاب و قوای قهریه.85
با عنایت به تعاریف فوق می توان گفت که تروریسم تهدید یا عملی ساختن خشونت با انگیزه های سیاسی که آماج اصلی آن را غیر نظامیان تشکیل می دهند. یا تروریسم به مثابه یک روش بکار گیری خشونت ، مدل خاصی از رفتار سیاسی را مشخص می سازد که در طیف خشونت سیاسی بی مانند است.تروریست ها درصدد آن هستند که با ایجاد رعب و وحشت گسترده ، بر طیف وسیعی از جامعه هدف خود اعمال نفوذ کنند و با استفاده از سایر اشکال خشونت های سیاسی همانند حمله به زیر ساخت های اقتصادی ( خرابکاری) از جمله تخریب پل های مهم مواصلاتی ، تخریب شبکه های برق رسانی و یا بمب گذاری در شبکه های ریلی وجاده ای و… توانایی حکومتها را در تامین امنیت به زیر سوال ببرند. برای نمونه می توان به اقدامات تروریستی القاعده در افغانستان و یا گروه دولت اسلامی در عراق و سوریه اشاره کرد که از همه اهرمهای صدرالاشاره استفاده می نمایند تا به ملت های افغانستان و عراق و سوریه القا کنند که حکومت های مرکزی شان عملا از تامین امنیت طیف گسترده ای از جامعه ناتوان هستند.یا به کرات شاهد انفجار بمب های کنار جاده ای در سر راه کاروان های نظامی و غیر نظامی در عراق و افغانستان بوده ایم که هدف عمده نا امن جلوه دادن این جوامع از سوی تروریست ها می باشیم .
یک نمونه بارز ایجاد رعب وحشت گسترده از سوی تروریست ها، یورش و حمله مسلحانه طالبان پاکستان در آذر ماه 1394 به یک مدرسه در پیشاور پاکستان بود که منجر به کشته شدن 130 نفر و مجروح شدن 114 نفر از کودکان و نوجوانان دانش آموز آن مدرسه گردید86.
همچنین تروریست ها با هدف قرار دادن بخشی از رهبران سیاسی جامعه مورد هدف خود می خواهند از یک سو دشمنان با نفوذ و صاحب منصب خود را از سر راه بر دارند و از سوی دیگر هزینه مخالفت های سیاسی را بر منتقدان سیاسی شان بالا ببرند.که برای مثال می توان به ترور احمد شاه مسعود87 در افغانستان ، انور سادات در مصر88،ترور دکتر بهشتی، دکتر مطهری، مفتح وغیره در ایران و یا ترور عماد مغنیه89و سایر رهبران سیاسی نظامی حزب الله و حماس از سوی تروریسم دولتی اسرائیل اشاره کرد.
تروریسم با قتل ،کشتار و جنایات معمولی تفاوت ماهوی دارد.جرم و جنایت معمولا در جوامع بشری بیشتر براساس انگیزه های اقتصادی و گاها” فرهنگی صورت می گیرد ولی در ترور انگیزه های سیاسی است که نقش اصلی وتعیین کننده دارد. بعبارت دیگر شاه بیت تروریسم «انگیزه سیاسی» تروریست ها می باشد.هرچند که تروریست ها در زمان کاهش حمایت افکار عمومی جامعه مورد هدفشان از عملکرد سیاسی آنها از یک سو و برای تحکیم و تقویت موقعیت خود و افزایش توانایی های مالی و امکانات اقتصادی از سوی دیگر از هر جرم وجنایتی فروگذار نیستند.برای نمونه ، نیروهای طالبان افغانستان جهت تامین منابع مالی دست به کشت و قاچاق مواد مخدر می زنند.یا شبکه القاعده در شمال افریقا از طریق آدم ربایی و فروش آنها بعنوان برده و یا اخاذی از دولت هایی که تبعه شان را ربوده اند و یا از خانواده های قربانیان آدم ربایی بخش اعظم منابع مالی خود را تامین می نمایند.
2-2-2-4 ) تروریسم داخلی وتروریسم بین المللی
در بحث از تروریسم لازم است به موضوع تروریسم داخلی وبین المللی نیز نیم نگاهی داشته باشیم سپس به تحلیل دیدگاه های روسیه نسبت به مخالفانش در اکراین از این منظر می پردازیم.هر برهه از زمان دارای ادبیات و اصطلاح های خاص خودش می باشد.که در گذر زمان یا معنی و مفهوم خود را از دست می دهند و یا در معنی و مفهوم دچار تغییرات جدی می گردند. و یا از سوی گروهی مفهومی مثبت بشمار می رود یا اینکه در همان زمان از نظر مخالفان مفهوم منفی دارد. بعنوان نمونه شورشیان کمونیست ظفار عمان ،شورش یا انقلاب ظفار به نبرد چپ‌ گراین عمانی با حکومت سلطنتی این کشور در استان شرقی این کشور ( ظفار) گفته می شود . این نبرد با تاسیس جبهه آزادی بخش ظفار در سال 1962 آغاز و در 1975 باشکست شورشیان پایان یافت .اهداف اصلی شورشیان سرنگونی سلطان عمان سلطان قابوس و استقلال بود.آنان به این اهداف نرسیدند، اما حکومت عمان وادار به انجام اصلاحات گسترده‌ای شد. این سازمان در ابتدا تحت تأثیر اندیشه‌های ملی گرایانه رهبران قبایل منطقه بود و از کمک‌های عربستان  نیز سود می‌برد. سازمان با گرایش به مارکسیسم لنینیسم از کمک های گسترده یمن جنوبی و چین برخوردار شد. کمک چین به‌ ویژه از آن جهت بود که آن‌ها سازمانی با پایگاه دهقانی و باورهای مائوئیستی بودند. اعضای سازمان همچنین از آموزش جنگ‌های نامنظم و تعلیمات مکتبی چین و شوروی بهره می‌بردند.از نوع وطیف حامیان این جنبش مشخص می شود که این جنبش از سوی حامیان شرقی اش و بخشی از اعراب در آن زمان جنبش انقلابی و با آرمان های آزادیخواهانه بود در حالیکه در طیف مقابل یعنی از سوی غرب و دولت وقت ایران شورشی و خرابکار تعریف می شدند.
در جریان جنگ سرد معمولا” بین دو نوع تروریسم فرق گذاشته می شد. تروریسم داخلی – که تروریسم ملی هم خوانده می شود- ناظربر اقداماتی است که در داخل مرزهای سرزمینی یک کشور صورت می گیرد و در آنها تنها پای شهروندان و منافع همان کشور در میان است و مورد تهاجم وهدف تروریست ها واقع می شود.مانند اقدامات سازمان مجاهدین خلق در دهه شصت در ایران و یا ترورهای القاعده عراق در آن کشور.در مقابل تروریسم بین المللی به آن دسته از اقدامات تروریستی اطلاق می شود که در آن پای شهروندان، مسئولین و منافع اقتصادی و سیاسی کشورهای بیشتری درمیان باشد و یا اینکه شهروندان یک کشور در سایر کشورها نیز مورد هدف تروریست ها واقع باشد. مانند حمله القاعده به سفارت های امریکا در کشورهای مختلف و یا ترور دانشمندان هسته ای ایران از سوی سرویس های جاسوسی اسرائیل. در سالهای اخیر تقریبا” همه گروه های تروریستی بزرگ حضور خارجی نیز پیدا کرده اند. حتی گروه های تروریست داخلی هم با ایجاد شبکه قوی پشتیبانی خارجی،بعدی بین المللی به هم زده اند. از همین رو تمایزی که در جریان جنگ سرد بین تروریسم داخلی و بین المللی گذاشته می شد امروزه موضوعیت خود را هرچه بیشتر از دست داده است.90 2-2-3 ) مفهوم پاکسازی قومی
امروزه شکل خطرناکتری از تروریسم در جهان بوجود آمده که در قالب پا کسازی قومی از سوی تروریست ها نمود پیدا کرده است.«پاکسازی قومی»،به کوششی قهرآمیز جهت یکدست‌سازی منطقه‌ای از لحاظ قومی گویند که معمولاً با تبعید، مهاجرت و جایگزینی اجباری و کشتار صورت می‌گیرد. «پاکسازی قومی»معمولاً با نابودی بخش بزرگی از آثار تاریخی، گورستان‌ها، خانه‌ها و دیگرمظاهر تمدنی قوم هدف همراه خواهد بود.
شایدبتوان گفت «پاکسازی قومی»نوعی نسل کشی است که بیشتر برای از بین بردن قوم هدف از یک منطقه جغرافیایی خاص انجام می‌پذیرد و معمولاً سبب تغییر جغرافیای قومی-نژادی-مذهبی آن منطقه می‌شود. بزرگترین شباهت میان نسل‌کشی و«پاکسازی قومی»را می‌توان نابودی اجباری گروه‌های قومی، نژادی ، ایدئولوؤیکی دانست. از آنجایی که پاکسازی قومی تعریفی رسمی در مجامع بین‌المللی ندارد، نمی‌توان به‌ درستی تفاوتی قضایی، میان نسل‌کشی و«پاکسازی قومی» قائل شد. انگیزه اغلب پاکسازی‌های قومی مدرن، یکدست‌ سازی ترکیب دینی-قومی و یا نژادی بوده‌است، در حالی که در قرون وسطی و اوایل دوران مدرن، انگیزه پاکسازی‌ها عموماً بر پایه مذهب بوده‌است. پاکسازی قومی ترجمه فارسی عبارت انگلیسی ( ethnic cleansing) است این واژه در دهه ۹۰ قرن ۲۰ میلادی و به دنبال نسل‌کشی‌هایی که در جریان فروپاشی یوگسلاوی سابق اتفاق افتاد، وارد ادبیات سیاسی جهان شد و به ‌سرعت به یکی از اصطلاحات رایج در میان واژگان مربوط به خشونت علیه گروه‌های انسانی تبدیل شد. هر چند که برخی معتقدند پاکسازی قومی ریشه‌ای تاریخی دارد. اینکه آیا پاکسازی قومی در طول تاریخ ریشه داشته یا مربوط به تحولات قرن بیستم میلادی‌است، از موارد مورد اختلاف است. از مصادیق«پاکسازی قومی»درطول تاریخ می‌توان به جابه‌جایی‌های اجباری آشوریان سده نهم تا هفتم پیش از میلاد کشتار و اعدام دسته‌جمعی دانمارکی های  ساکن انگلستان در سده دهم میلادی، اخراج یهودیان از اسپانیا در قرن ۱۵ میلادی، و نابود ی سرخ پوستان آمریکا توسط مهاجران و استعمارگران سفیدپوست اروپایی اشاره کرد. اگرچه عملاً فتح تمامی سرزمین‌های مستعمراتی توسط اروپاییان – مانند مکزیک،استرالیا ،و امریکا -خشن بوده‌است، اما فقط برخی از آن‌ها منجر به پاکسازی قومی خونین شدند ظهور «پاکسازی قومی مدرن» در قرن نوزدهم و بیستم میلادی و در مناطق مختلفی مانند سرزمین‌های امپراتوری‌های قدیمی در مرکز و شرق اروپا و غرب آسیا اتفاق افتاد. امواج متعدد پاکسازی قومی نقشه قومی و مذهبی این مناطق را تغییر داد. نخستین موج در زمان جنگ جهانی اول آغاز و مدت کوتاهی پس از پایان آن به اتمام رسید. دومین موج درست پس از آغاز جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید و اندکی پس از اتمام جنگ پایان پذیرفت. سومین موج هم در خلال جنگ سرد با شدت کمی آغاز و پس از پایان جنگ سرد به اوج رسید از موارد به وقوع پیوسته در امواج مذکور می‌توان به نسل کشی ارامنه، آشوریان ویونانیان توسط ترکان عثمانی در خلال و پس از جنگ جهانی اول، نسل‌کشی یهودیان – معروف به هولوکاست – توسط آلمان نازی اخراج میلیون‌ها آلمانی از لهستان و چک و اسلواکی و دیگر مناطق اروپای شرقی پس از پایان جنگ جهانی دوم و کشتار بوسنی یایی های مسلمان توسط صرب‌های بوسنی پس از پایان جنگ سرد در دهه 90 میلادی اشاره کرد. کمیسیونی از کارشناسان سازمان ملل که جهت رسیدگی به وقایع بوسنی و هرزوگوین تشکیل شده بود، در ماه فوریه۱۹۹۳ «پاکسازی قومی»راجرمی علیه قوانین بین‌المللی توصیف کرده‌اند. اگرچه امروزه مفهوم «پاکسازی قومی» به‌خوبی فهمیده شده‌است، اما بر خلاف نسل‌کشی وارد اسناد حقوق بین الملل نشده و به عنوان جزئی از جرایمی که پیشتر تعریف شده، یعنی جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی طبقه بندی می‌شود”.91
نمونه بارز«پاکسازی قومی»در این سالها عملکرد دولت اسلامی (داعش) در عراق است که به کشتار ،اخراج وتبعید گروه های مذهبی غیر سنی مانند شیعیان و ترکمن های عراق و غیر دینی مانند مسحییان و یزیدیهای عراق دست زده است در این خصوص سازمان عفو بین الملل در تاریخ 02/09/ 2014 این گروه افراطی سنی را به” پاکسازی قومی سیستماتیک ” متهم کرد و نوشت که آنها در مناطق شمالی عراق کوشیده اند آثار تمام اقوام غیر عرب و غیر سنی را از منطقه پاکسازی کنند در این نشست ویژه که با حضور دیپلمات‌هایی از 47 کشور عضو برگزار شد، پیش‌نویس قطعنامه‌ای در محکوم کردن نقض سیستماتیک حقوق بشر و قوانین بین‌المللی توسط تروریست‌های دولت اسلامی در عراق مورد بررسی قرار گرفت. در این پیش نویس از دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل و رئیس جدید آن شاهزاده زید الحسین خواسته شده که یک گروه تحقیقاتی برای بررسی نقض حقوق بشر توسط دولت]]>

Related articles

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *