فروش پایان نامه کنوانسیون حقوق کودک

دانلود پایان نامه

ی است که در زیر سن بلوغ قرار دارد و بویژه در رابطه با اشخاص دیگری که والدین او محسوب می گردند.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حقوق بین الملل ضابطه نوعی و ملاک سن را برای کودکی برگزیده است. مطابق ماده 1 کنوانسیون حقوق کودک مصوب 1989 “هر انسانی که به 18 سال نرسیده باشد کودک محسوب می شود، مگر آنکه طبق قانون دولت متبوع کودک سن بلوغ زودتر به وی اعطا شود” . سن بلوغ در این ماده که 18 سالگی است یک سن مطلق نیست بلکه بر حسب قانون ملی کودک متغیر است. به همین جهت مقررات کنوانسیون در مورد کودکانی که تحت حاکمیت قوانین ملی خود زودتر به سن رشد قانونی می رسند نیز استثنائا قابل اعمال و اجرا است.
علت وضع مقررات قسمت اخیر ماده 1 کنوانسیون حقوق کودک این است که کشورها با توجه به وضعیت جسمی و روانی و رشد عقلی کودکان تحت حاکمیت خود و در پاره ای از موارد با توجه به واقعیات سیاسی و اجتماعی و با در نظر گرفتن آداب و سنن مذهبی، سن معینی را به عنوان سن رشد و بلوغ اعلام می کنند.
به هر حال در عمل بیشتر حامیان حقوق کودک اینگونه در نظر می گیرند که 18 سال باید به عنوان سن ایده آل برای تعیین پایان دوران کودکی باشد.
برطبق کنوانسیون بدترین اشکال کار کودک 1999 (شماره 182) ، واژه کودک باید برای تمام اشخاص زیر 18 سال به کار برده شود.
برطبق پروتکل سازمان ملل تحت عنوان پروتکل پالرمو راجع به پیشگیری، سرکوبی و مجازات قاچاق کودک ، کودک به معنای هر شخصی زیر 18 سال است.
بنابراین برای اهداف این پایان نامه منطقی است که کودک به عنوان هر شخصی زیر 18 سال قلمداد شود.

گفتار دوم: تعریف کار کودک
عبارت کار کودک تصور ویژه ای را مجسم می سازد: ما کودکان را زنجیر شده به چرخ های بافندگی در کارگاه های تاریک و در شرایط نامناسب می بینیم، گویی که در خطی طولانی و کابوس گونه جای دارند که از لنکشایر در دهه 1830 تا جنوب آسیای دهه 1990 ادامه می یابد.
به طور کلی تعریف عموما پذیرفته شده ای از کار کودک وجود ندارد. تعاریف متنوعی از این واژه توسط سازمان های بین المللی، سازمان های غیردولتی، اتحادیه های کارگری و غیره استفاده می گردد و اغلب مشخص نمی گردد چه تعریفی از این واژه به کار برده می شود. هرچند، به طور معمول واژه “کار کودک” زمانی به کار برده می شود که منظور بهره کشی از آنها باشد. چنین دیدگاهی از آن جهت مطرح است که کودکان برای کار کردن بسیار کوچک هستند و یا کاری به آنها واگذار می شود که شرایط نامطلوب و خطرناکی را برای آنها به همراه دارد. می توان این گونه بیان کرد برای کودکی که کار می‌کند، استفاده‌ از دوران و دنیای کودکی مفهومی ندارد، یا در واقع چنین‌ کسی از حقوق طبیعی سن خود محروم می‌شود. بارزترین‌ این حقوق پایمال شده، برخورداری از تعلیم و تربیت و طی طبیعی مراحل رشد کودک است.
به طور کلی کار کودک یک معنا و مفهوم منفی با خود به همراه دارد و یک شاخص واضح درون کنوانسیون های سازمان بین المللی کار وجود دارد که تاکید می کند هرگونه تعریف آماری کار کودک باید شامل فعالیت هایی گردد که برای رفاه و بهزیستی کودکان خطرناک است.
در سال های اخیر مفهوم کار کودک معمولا بر اساس کنوانسیون شماره 138 مشخص می گردد که جامع ترین و موثق ترین تعریف بین المللی از حداقل سن برای شروع به کار یا همان فعالیت اقتصادی را مشخص می کند. این کنوانسیون مقرر می دارد که حداقل سن شروع به کار نباید کمتر از سن تکمیل تحصیل اجباری و کمتر از 15 سال باشد. همچنین کنوانسیون شماره 138 تصریح می کند که حداقل سن استخدام یا شروع به کار که به احتمال زیاد سلامت، امنیت و اخلاقیات کودکان را به خطر می اندازد نباید کمتر از 18 سال باشد.
یونیسف در سال 1997 در گزارشی راجع به وضعیت کودکان جهان عنوان کرده است: کار کودک باید برروی یک پیوستار در نظر گرفته شود، به طوریکه کار مخرب و بهره کشانه در یک انتها و کار مفیدی که رشد کودکان را بدون مداخله در تحصیل و تفریح آنها ارتقا می دهد در انتهای دیگر قرار دارد. و بین این دو قطب بخش های گسترده کار وجود دارد که به طور منفی بر رشد کودک تاثیر نمی گذارد.
برنامه اطلاعات آماری و نظارت بر کار کودک سازمان بین المللی کار(SIMPOC) که مسئول پیگیری و بررسی کار کودک در سرتاسر جهان است تعریفی از کودکان کارگر ارائه کرده است. طبق تعریف SIMPOC، کودکان کارگر عبارتند از کودکان بین 5 تا 11 ساله که در هر گونه فعالیت های اقتصادی شرکت می کنند، کودکان 12 تا 14 ساله که در کارهای خطرناک شرکت می کنند و کودکان 15 تا 18 ساله ای که در بدترین اشکال کار کودک شرکت می کنند. به عبارت دیگر، SIMPOC سه نوع کار را به عنوان کار کودک قلمداد می کند:
کاری که توسط یک کودک زیر حداقل سن اشتغال سازمان بین المللی کار انجام می شود و این کار بر تحصیل و رشد آن کودک تاثیر منفی می گذارد.
کار خطرناک یعنی کاری که به علت ماهیت اش سلامت فیزیکی، روانی یا اخلاقی یک کودک را به خطر می اندازد.
کارهایی که بدترین اشکال کار کودک در نظر گرفته می شوند از جمه بردگی، قاچاق، کار اجباری و بندگی، استخدام اجباری کودکان برای مخصمات مسلحانه، فاحشه گری و فعالیت های غیر قانونی.
تفاوت های قابل ملاحظه ای بین انواع کارهایی که کودکان انجام می دهند وجود دارد. برخی از آنها سخت و طاقت فرسا، برخی بسیار خطرناک و برخی دیگر به لحاظ اخلاقی نامناسب هستند. در همین رابطه سازمان بین المللی کار عنوان کرده است که نباید تمام کارهایی را که کودکان انجام می دهند به عنوان کار کودک قلمداد کرد. مشارکت کودکان و نوجوانان در کاری که بر سلامت و رشد فردی آنها تاثیر نمی گذارد یا در تحصیل آنها خللی ایجاد نمی کند، به طور کلی کاری مثبت قلمداد می گردد. این کار که به عنوان “کار سبک” هم از آن یاد می شود شامل فعالیت هایی همچون کمک به والدین در خانه یا انجام کارهای سبک برای کسب پول تو جیبی خارج از ساعات مدرسه یا در تعطیلات تابستانه می شود. این نوع فعالیت ها به رشد کودک و رفاه خانواده کمک می کند و برای آنها مهارت و تجربه به همراه می آورد و همچنین آنها را برای تبدیل شدن به اعضای کارآمد جامعه آماده می سازد.
واژه “کار کودک” اغلب به عنوان کاری تعریف می گردد که:
به لحاظ روانی، فیزیکی، اجتماعی یا اخلاقی برای کودکان خطرناک و مضر است؛ و
در تحصیل کودکان تداخل ایجاد می کند،
آنها را از فرصت حضور در مدرسه محروم می کند،
آنها را وادار به ترک مدرسه می نماید، و یا
آنها را همراه با حضور در مدرسه به انجام کارهای سنگین و طولانی مدت وادار می سازد.
کار کودک در بدترین فرم خود شامل به بردگی گرفتن کودکان، جدا کردن آنها از خانواده هایشان، قرار دادن آنها در معرض خطرات و بیماری و یا رها کردن آنها در خیابان های شهرهای بزرگ – اغلب در سنین بسیار پایین می شود. اینکه آیا فرم های خاص کار را بتوان “کار کودک” نامید به سن کودک، نوع و ساعات کاری که انجام می دهد، شرایطی که تحت آن کار انجام می شود و اهداف ناشی از آن کار بستگی دارد.
سیاست مداران تمایل دارند که کار کودک را به عنوان کاری تعریف کنند که رشد و بهزی
ستی کودکان را مختل می سازد. اقتصاد دانان یک تعریف عینی تر را ترجیح می دهند، آنها کار کودک را به عنوان فعالیت های اقتصادی در نظر می گیرند که کودکان در آنها شرکت می کنند. این تعریف شامل بردگی و فاحشه گری می شود اما به انواع فعالیت هایی که کودکان به طور معمول در سرتاسر جهان در آنها شرکت می کنند، بسط داده می شود.
با توجه به نکات ذکر شده، می توان کار کودک را به این صورت تعریف کرد: کار کودک کاری است که کودکان را از دوران کودکی شان، پتانسیل و جایگاه انسانی شان محروم می سازد و برای رشد فیزیکی و روانی آن مضر است.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره اقدامات تروریستی

گفتار سوم: تاریخچه ممنوعیت کار کودک
اگرچه کار کودک به عنوان یک مقوله اجتماعی در نتیجه انقلاب صنعتی پدیدار شد، اما کودکان همیشه کار می کرده اند. کار کودک یک مشکل اجتماعی مرتبط با افزایش تولید صنعتی و سرمایه داری می باشد. این مقوله اولین بار در جوامع کشاورزی پدیدار شد اما در طول انقلاب صنعتی قرن 18 در بریتانیای کبیر به طور ویژه پدیدار و مورد مخالفت قرار گرفت. پدیده ی کار کودک یکی از بزرگ ترین رسوایی های قرن 19 می باشد که به دیگر کشورهای در حال صنعتی شدن بسط پیدا کرد. این مشکل زمانی برجسته شد که کودکان زیر 10 سال توسط معادن و کارخانه ها به کار گرفته شدند. آنها مجبور بودند تحت شرایط خطرناک با دستمزد بسیار پایین ساعات طولانی کار کنند. اصلاح گران اجتماعی شروع به محکوم کردن کار کودک به علت تاثیر مخرب آن بر سلامت و رفاه کودکان کردند. همراه با انقلاب صنعتی، ماشین آلات جای بسیاری از فعالیت هایی که با دست انجام می شدند را گرفتند و در کارخانه های بزرگ متمرکز شدند. کودکان اغلب این ماشین آلات را از سن 5 سالگی مخصوصا در صنعت منسوجات هدایت می کردند. کار کودک همچنین در معادن زغال سنگ یعنی جاییکه کار برای ساعات طولانی در معادن نمناک و تاریک انجام می شدند، رخ می داد.
در دهه 1830 میلادی، پارلمان انگلیس کمیسیونی به منظور بررسی مشکلات کودکان کارگر ترتیب داد. بسیاری از کودکان انگلیسی هیچ والدینی برای اینکه از آنها حمایت کنند نداشتند. به هر حال در 1890 میلادی مبارزه علیه کار کودک در یک کنفرانس دیپلماتیک در برلین وارد عرصه بین المللی شد، اما جنگ جهانی اول به طور موقتی به این تلاش ها خاتمه داد. سپس ILO وارد صحنه شد و در اولین کنفرانس بین المللی کار در سال 1919 میلادی، نمایندگان 39 کشور حداقل سن اشتغال کودکان را در بخش های صنعتی، 14 سال تعیین کردند. در سال 1920 میلادی این حداقل سن برای کار دریایی پذیرفته شد و در سال 1921 میلادی همان استاندارد برای کار در بخش کشاورزی پذیرفته شد. سرعت تصویب این کنوانسیون تا سال 1973 میلادی یعنی زمانیکه کنوانسیون جدید شماره 138 راجع به حداقل سن برای پذیرش استخدام به کار پذیرفته شد، کند بود.
با توجه به دغدغه رو به رشد در خصوص اینکه برخی از فرم های کار کودک بسیار خطرناک و غیر انسانی هستند و دیگر نباید تحمل شوند، اجماع نظری در دهه 1990 میلادی دال بر اینکه بیشترین اولویت باید به محو بدترین اشکال کار کودک داده شود، پدیدار شد. بعد از دو سال بررسی جمله بندی دقیق، کنوانسیون بدترین اشکال کار کودک 1999 (شماره 182) به اتفاق آراء توسط کنفرانس بین المللی کار پذیرفته شد. این پذیرش یک مشخصه منحصر به فرد در تاریخچه ILO می باشد. یک مشخصه جدید و مهم وضعیت کار کودک در حال حاضر این است که یک جنبش جهانی برای مقابله با این مشکل در جریان است. این جنبش با ریشه تاریخی اش در ملت های توسعه یافته، در سال 1989 میلادی با پذیرش کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل به نقطه اوج خود رسید و در سال 1992 میلادی با خلق برنامه بین المللی سازمان بین المللی کار در خصوص محو کار کودک (IPEC) یک جایگاه نهادینه پیدا کرد و بوسیله کنفرانس آمستردام راجع به بدترین اشکال کار کودک در سرتاسر جهان در سال 1997 میلادی که منجر به پذیرش کنوانسیون 182 شد، تقویت گردید.
در جدیدترین ابتکار جهانی، در 11 می 2010 میلادی نمایندگان 80 کشور در کنفرانس جهانی در لاهه به میزبانی دولت هلند گرد هم آمدند. این کنفرانس توجه ویژه ای به هدف بین المللی محو بدترین اشکال کار کودک تا سال 2016 میلادی معطوف داشته است.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق :حقوق بین الملل محیط زیست

مبحث دوم: انواع و علل کار کودک و پیامد های ناشی از آن

گفتار اول: انواع کار کودک
کودکان کارگر در همه مناطق، مخصوصا در کشورهای در حال توسعه، عمدتا در بخش غیر رسمی اقتصاد متمرکز می باشند. کار آنها رسمی نیست- هیچ آژانس دولتی برای استخدام آنها وجود ندارد که این کودکان کارگر را بشناسد چرا که آنها به طور رسمی استخدام نشده اند. افرادی که این کودکان برای شان کار می کنند در بسیاری از موارد کارفرما قلمداد می گردند که عنوان آن ها رسما ثبت نشده است. کودکان برای برخی از مشاغل هیچ حقوقی دریافت نمی کنند، تنها چیزی که از این کار عاید آنها می شود مقداری غذا و جایی برای خواب است. کودکانی که در بخش غیر رسمی کار می کنند از امنیت شغلی برخوردار نیستند، اگر بیمار شده یا در حین کار آسیب ببینند هیچ پرداختی به آنها صورت نمی گیرد و چنانچه کارفرما با آنها بدرفتاری کند هیچ گونه حمایتی از آنها به عمل نمی آید. حیطه بخش غیر رسمی شامل بخش کشاورزی، بخش خانگی، فعالیت ساخت و ساز غیر رسمی، معدن کاری، دست فروشی و. می شود. برخی دیگر از مشاغل هم هستند که با توجه به ماهیت پنهان، غیر قانونی و مجرمانه شان شناسایی شان دشوار است. مواردی از این قبیل فعالیت های کارهای اجباری، به بندگی گرفتن در ازای بدهی،
بهره کشی جنسی تجاری، استفاده از کودکان در قاچاق مواد مخدر و در مخاصمات مسلحانه می باشد.

بند اول: کار کودکان در بخش کشاورزی
کشاورزی یک بخش اقتصادی است که بیشترین تعداد کودکان در آن بخش مشغول به کار می باشند؛ 60 درصد کودکان کارگر در جهان مربوط به بخش کشاورزی می باشند.
بخش کشاورزی به عنوان یکی از خطرناک ترین حیطه های شغلی در نظر گرفته می شود. اما علی رغم خطراتی که در این بخش شایع هستند، قوانین مربوط به کار در این بخش یا به خوبی تنظیم شده نیستند یا معمولا اجرا نمی گردند. از جمله دلایل بی توجهی نسبی به کودکان کارگر در زمین های کشاورزی این است که آنهایی که مشکلات کار کودک را مطالعه می کنند و به دنبال توسعه برنامه هایی برای منع کار کودکان می باشند معمولا در شهرها مستقر هستند و به احتمال زیاد بر شرایط موجود در شهرها نظیر کودکان کارگر در خیابان ها که بسیار مشهود هستند، تمرکز می کنند. نواحی روستایی اغلب به لحاظ فیزیکی و فرهنگی دور هستند که این مانع از پیگیری محققین و برنامه ریزان می گردد. در بسیاری از کشورها معمولا شرایط موجود در شهرها توجه دولت و مقامات مسئول را جلب می کند و اینکه بسیاری از سیاست گذاران ملی و بین المللی تصور می کنند زمین های کشاورزی خانوادگی نمی تواند برای کودکان مضر و خطرناک باشد.
خطراتی که این دسته از کودکان در جوامع فقیر و روستایی با آنها مواجه می شوند شامل قرار گیری در معرض باران و آفتاب سوزان و حیوانات و حشرات خطرناک می باشد. آنها ممکن است بوسیله ابزار و آلات کشاورزی به خود آسیب برسانند. کار در زمین های سرد و نمناک با پاهای برهنه باعث می شود به بیماری هایی نظیر سینه پهلو مبتلا شوند. مشکلات پوستی، تنفسی یا عصبی می توانند بر اثر قرار گیری در معرض این آفت کش ها رخ دهند.
کودکان بسته به گروه سنی شان در فعالیت های مختلفی در بخش کشاورزی شرکت می کنند. آنها معمولا علف های خشک، علف های هرز و نی ها را با استفاده از ابزار دستی می چینند، از حیواناتی نظیر گاو و گوسفند نگهداری می کنند و همچنین زنبیل های سنگین حاوی محصولات را حمل می کنند. ساعاتی که این کودکان به طور متوسط در زمین های کشاورزی سپری می کنند 8 تا 10 ساعت می باشد. وظیفه اصلی کودکان کارگر در زمین های بزرگ کشاورزی سم پاشی و کود دهی است. بسیاری از کودکان 12 ساله برروی زمین های کشاورزی ممکن است تراکتورهای بزرگ را بدون نظارت برانند. در استرالیا و آمریکا تقریبا 30 درصد پسران 7 تا 9 سال در زمین های کشاورزی راننده تراکتور می باشند.
دختران و پسران کارهای مشابهی را در زمین های کشاورزی انجام می دهند، اما برخی از وظایف خاص بر اساس جنسیت به آنها محول می شود. پسران بیشتر برای کارهای خطرناک تر انتخاب می شوند، اما دختران ممکن است هم در زمین های کشاورزی و هم در کارهای خانگی به کار واداشته شوند. در سرتاسر جهان، تقسیم کار بین زنان و مردان و بین دختران و پسران در بین مناطق مختلف، متغیر است. به لحاظ سنتی،

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید