روانشناسی در مورد عوامل فردی مطلوب در فرایند خلاقیت:

ویژگی­های شخصیتی افراد خلاق:

مک کینون (۱۹۶۲ به نقل از کافمن، پلوکر، بائر، ۲۰۰۸) در مطالعه­ای به بررسی نگاه افراد خلاق به خود پرداخت و اینجور نتیجه گرفت:

– افراد خلاق تصویر مثبتی از خود دارن

– دارای قوۀ تخیل قوی هستن

– صفاتی که در وصف خود بیان داشتن، به ترتیب عبارتند از: فعال، درست­کار، آرزو­گرا، مبتکر، هنرمند، بافرهنگ، با وجدان، باهوش، منطقی، موافق، مصمم، با انصاف، جداگونه، آدم­گرا، پیشرفت­گرا، قدرشناس، توانا، دارای روح تعاون، دارای شوق، دارای رفتار دوستانه، سالم، پرکار، دارای چیزهای مورد علاقه زیاد، جدی

باهوش

افراد خلاق خود رو مبتکر، مصمم، جداگونه و پرکار معرفی می­ کنن. این خود اعتمادی افراد خلاق تا حدی به وجود اومده توسط احساس تسلط بر وقایعه و هم اینکه اهمیت به کار خلاق می­دهد.

– ویژگی روشن افراد خلاق جرأت فکریه که فرد تلاش می کنه به طور کاملً خودش باشه و تلاش می­ کنه با پرورش توانایی­هاش، نقش خود رو به منتهای کمالی که براش مقدوره برسونه.

– به اثر رفتارش روی بقیه فکر نمی­کنه.

– خیلی نگران نیس که بقیه دربارۀ اون چه فکر می­ کنن و چه عقیده­ای دارن. دلیل اون اینه که اون می­خواهد خودش باشه.

نظریه­ های فلسفی خلاقیت در دوره باستان:

خلاقیت

خلاقیت به عنوان الهام خدایی:

یکی از قدیمی­ترین مفاهیم خلاقیت بر اساس اینه که فرد خلاق از الهام خدایی برخورداره. این معنی عموماً بوسیلۀ افلاطون عنوان شد که اعلام داشت: هنرمند در لحظه آفرینش به دلیل اینکه در کنترل خود نیس، به نیروی برتر مبدل می­شه. بر این اساس خلاقیت به عنوان نعمت الهی ناشی می­شه نه از تربیت.

خلاقیت به عنوان دیوانگی:

این دیدگاه، خلاقیت رو شکلی از دیوانگی تلقی می­ کنه و به نوابغی اشاره می­ کنه که عصبی یا دیوونه بوده ­ان و خلاقیت رو شکلی از دیوانگی مطرح می­ کنه و خودجوش و غیرعقلانی بودن خلاقیت رو نتیجه اینجور جنون می­دونه، در اندیشه غربی، این دیدگاه با افلاطون شروع شد که بین شوریدگی، خدادیداری و دیوانگی فرقی قائل نشد (نلر، ۱۹۶۵، ترجمه مسدد، ۱۳۸۰).

اثر دوره قبل از دبستان بر رشد خلاقیت:

همه کودکان استعداد خلاقیت رو دارن، با اینکه ممکنه از نظر اندازه دارا بودن قدرت خلاقه متفاوت باشن. خلاقیت با هوش هم معنی نیس. یه فرد باهوش ممکنه فردی بسیار خلاق نباشه.  خلاقیت در فضای خالی شکل نمی­گیرد و هرچه علم و تجربه کودکان بیشتر باشه، پایه و مبنای تلاش­های خلاق اونا کیفی­تره. یه محیط بر انگیزاننده و تشویق کننده می ­تونه در بهبود خلاقیت کودکان سهم مؤثری داشته باشه. جفت و جور کردن فرصت­ها و امکانات در بازی­های آزاده مخصوصا بازی­های نمایشی و ساختمون­سازی (سازنده)، خلاقیت رو در کودکان شکوفا می­ کنن. فضای مستبدانه و خشک در خونه یا مدرسه که باعث سخت­گیری و نظم افراطی می­شه، رشد خلاقیت رو در کودکان کاهش می­دهد (پدیداران،به نقل از مفیدی ۱۳۸۰).

 

 

 

 

 

 

 

 

اهمیت خلاقیت و تخیل واسه کودک:

وقتی که به هنگام سخن گفتن از تربیت فرزندان بر تشویق خلاقیت و تخیل اونا تأکید می­کنیم، فقط به خاطر آینده جامعه نیس، بلکه وضعیت فعلی کودکان هم مدنظره. با تشویق خلاقیت و تخیل، کودکان بهتر می­تونن به روابط تازه و درک تازه از پدیده ­ها برسن. کودکان خردسال طبیعتاً در مورد افراد و جهان دور و بر خود کنجکاوند و می­خواهند رابطه خود رو با اونا بدونن. کودکان به کمک تخیل می­تونن از زمان حال به گذشته و آینده و چیزی که می شه بالاتر برن. اونا از جهان حسی خود در لحظه رها می­شن. کودکان از راه تلاش­های خلاقه و پر تخیل خود افکار خود رو بیان می­ کنن. مثلا از راه نقاشی و طراحی زیبایی و ارزش جاودانی رو تجربه می­ کنن. دربارۀ مفاهیم تازه می­اندیشند و اونا رو می­آفرینند. مشکلات رو حل می­ کنن و در این کار مسلط می­شن. عزت نفس پیدا می­ کنن. مثلاً از راه شناختن هویت خود اونا می­تونن تصور و دیدی از جهان داشته باشن که واسه خودشونه. ما می­توانیم با بررسی و جستجو در بیان خلاقانه و تخیلی کودکان بفهمیم درباره جهان خود چه می­دانند، چی رو مهم می­دانند و چیجوری اون رو بیان می­ کنن (پدیداران مقدم،به نقل از محمدی ۱۳۸۸).

مشکلات

متغیرهای کلیدی واسه گسترش خلاقیت در مورد ­های آموزشی شامل تأکید بر شناسایی مشکل، جمع­بیاری اطلاعات، سازمان دادن به اطلاعات و ترکیب معنی و ایده س و بر بهتر شدن و پرورش خلاقیت اثر زیادی داره (کوران[۱]، پیترسون[۲] و مامفورد[۳]، ۲۰۱۱).

معنی خلاقیت:

خلاقیت از بنیادی­ترین ویژگی­های خاص آدم و مظهر خلیفۀ الهی روی کره زمینه، ادامه زندگی آدم بدون خلاقیت و نوآوری ممکن نیس و زندگی روانی آدم هم وابسته و گره خورده با خلاقیت اونه، اگه رفتارها و پدیده ­ها از جهت فردی و اجتماعی واسه اون تکراری شن، یواش یواش روحیه آدم خسته و مکدر شده، بی­میلی به زندگی رو واسه اون به دنبال داره، خلاقیت از جنبه عمومی و فردی مهمه، از جنبه عمومی اصلی­ترین هدف آموزش و تربیت سازنده مجموعه تمدن بشریه و از جنبه فردی عامل رشد و شکوفایی استعداد و عامل موفقیت­های فردی، شغلی و اجتماعیه. آزمایش­های علمی مربوط به استعداد­های فکری عمومیت نسبی قدرت خلاقیت رو رو کرد و تجزیه و تحلیلی از تموم آزمایش­های اشاره داره که استعداد خلاقیت رو به طور عادی یا قانون تقسیم شده و این به زبون ساده یعنی اینکه هممون به درجات جور واجور دارای این استعداد هستیم. آموزش رسمی عادی و بقیه فعالیت­های مدرسه که در سطوح جور واجور آموزش و پرورش دیده می­شه، توانایی­های خلاقیت کودکان رو تحت قیود و محدودیت­های قوانین محیط آموزشی می­گذارد، در حالی که بعضی وقتا بیرون ایستادن از الگوهای رسمی مدرسه اهمیت زیادی در خلاقیت کودکان داره (کفی، ۲۰۰۹).

روحیه

 

عوامل مؤثر بر خلاقیت:

بدون دودلی عوامل ارثی و امور طبیعی و فرهنگی همه در پیدایش استعداد و رشد خلاقیت اثر دارن  تحقیقاتی که در مبحث وراثت انجام شده نشون می­دهد که نویسندگان بزرگ، ریاضی­دان­های معروف و مخترعین، بیشتر در دوران کودکی آثار نبوغ و خلاقیت از خودشون نشون داده­ان، اثر وراثت در پیدایش نیروی ابتکار قابل رد نیس، افراد بیشماری در محیط­های مناسب پرورش یافته­ان ولی همه اونا دارای فکر و اندیشۀ تازه نمی­شن. با اینکه عامل ارثی پیدایش استعداد خلاقیت رو در افراد ممکن می­­سازه، معذالک بروز و رشد این استعداد تحت اثر عوامل محیطی قرار داره. عوامل محیطی نه فقط دلیل پرورش استعدادهای جور واجور افراد می­شه، بلکه موجباتی واسه تحریک و تشویق آدما به خلق و اندیشه­ها و طرق تازه جفت و جور می­سازه. در اجتماعاتی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از راه روش علمی تو یه وضع رضایت­آمیزی توافق و سازگاری پیدا کرده­ان، معمولاً فرصت پرورش افکار و خلق اندیشه­های تازه بیشتر جفت و جور می­شه (شریعتمداری، ۱۳۸۲).

 

[۱] – J.J. Cavghron

[۲] -D.R. Peterson

 

[۳] -M.D.MumPord