رشته حقوق-دانلود پایان نامه درباره قصد مجرمانه

دانلود پایان نامه

موضوعی‌اند، چرا که تأثیر قوانین طبیعی بر پدیده‌های طبیعی و حوادث آن، تاثیری حتمی و لازم است، بدین معنا که حدوث واقعه‌ای خاص در یک شرایط معین براساس قوانین طبیعت منجر به نتیجه‌ای حتمی می‌شود، که گریزی از آن نیست، بنابراین هیچ مجالی برای امکان و احتمال در مقایسه با اثر قوانین طبیعی وجود ندارد .

فلذا روشن می‌شود که در قلمرو قوانین طبیعی و تأثیر آنها بر پدیده‌های طبیعی و حوادثشان، جایگاهی برای احتمال یا امکان وجود ندارد، بلکه تنها ضرورت و حقیقت یافت می‌شود. اما اگر جانب مادیات و حوادث را آنگونه که قوانین طبیعی به آنها حکم می‌کنند، رها کنیم و رویکرد شخصی در بحث اتخاذ کنیم و آنچه را که هنگام ارتکاب فعل در ذهن مجرم می‌گذرد تحلیل کنیم، مشخص می‌شود که نمی‌توان به طور قطع و بدون هیچ شک و تردیدی گفت که نتیجه باید بر فعل مترتب شود، چرا که چنین اطمینانی دست نمی‌دهد مگر اینکه به صورت تفصیلی، مشروح و دقیق به تمام عواملی که با فعلش در ایجاد نتیجه سهیم هستند، آگاهی داشته باشد و چنین آگاهی‌ای، نیز به ندرت رخ می‌دهد. بنابراین آنچه که غالباً در زندگی عملی رخ می‌دهد، این است که مجرم، به برخی از این عوامل آگاهی دارد واز برخی دیگر ناآگاه است . و به همین خاطر باید گفت که لزوم معنایی جز بالاترین درجه امکان ندارد. اما میزان آگاهی مجرم از عواملی که با فعل وی، در ایجاد نیتجه، سهیم هستند از حالتی به حالت دیگر متفاوت است و متضمن تدرج و تفاوت است، گاهی به تعداد زیادی از این عوامل آگاهی دارد، و گاهی به تعداد خیلی کمتر و گاهی به مقداری اندک، بنابراین اگر فرض بگیریم که تعداد عواملی که در حدوث نتیجه، سهیم هستند، ده تا هستند، می‌توان حالتی راتصور کرد که مجرم، از نه تای آنها آگاهی داشته باشد، و نیز حالتی را که آگاهی مجرم محدود به هشت یا هفت تا و …. است. روشن است که هر چقدر میزان آگاهی مجرم بیشتر باشد، همانقدر نیز پیش بینی نتیجه بیشتر می‌شود، بنابراین هرگاه به تعداد زیادی از عوامل آگاه باشد، آن را به عنوان یک امر لازم، پیش بینی می‌کند، و هرگاه به تعداد کمتری از قبل، آگاهی داشته باشد، آن را به عنوان امر محتمل، پیش بینی می‌کند، و در نهایت ، در صورتی که محدوده‌ی آگاهی‌اش منحصر به تعداد عواملی شود که کمتر از آن مقداری است که آن را به عنوان یک امر محتمل پیش بینی می‌کند، آن را تنها به عنوان یک امر ممکن، پیش بینی می‌کند. بدین معنی که هر چقدر مجرم از تعداد بیشتری از عواملِ سهیم با فعلش در حدوث نتیجه آگاه باشد، همانقدر نیز در نظر وی، سنگینی آثاری که به فعلش مرتبط می‌شود، بیشتر می‌شود، چرا که هر یک از عوامل پیش، آثار مختص به خود را دارند، و این آثاری که بر همه عوامل در مجموعشان مترتب می‌شوند، به آثار مختص فعل اضافه می‌شوند، تا که همه آنها به سمت ایجاد نتیجه جهت بگیرند. بنابراین روشن است که هر چقدر مجرم از تعداد بیشتری از این عوامل آگاهی داشته باشد و سپس تصور کند که آثار آنها، به آثار فعل او اضافه می‌شود، همانقدر نیز در ارزیابی وی امکان حدوث نتیجه، بیشتر می‌شود تا که این امکان، تبدیل به احتمال یا لزوم شود. بدین صورت تفاوت بین امکان و احتمال روشن می‌شود، و معلوم می‌شود که معیار تمییز بین آن دو براساس آن میزان آگاهی است که در نزد مجرم، از عواملی که با فعلش در ایجاد نیتجه سهیم می‌شوند، وجود دارد، به اعتبار اینکه این آگاهی است که میزان پیش‌بینی نتیجه توسط مجرم را به عنوان واقعه‌ای مستقبل که به عنوان اثر فعل، رخ می‌دهد، مشخص می‌کند.
قائلین به نظریه‌ی احتمال مرز بین احتمال و امکان را اینگونه روشن ساخته‌اند. آنها توضیحات بیشتری هم آورده‌اند، بدین صورت که وقتی عواملی که با فعل در ایجاد نتیجه سهیم هستند، بسیارند و از حیث ماهیت و زمان شرکت و میزان اهمیت، بین آنها تفاوت وجود دارد، این سوال مطرح شده است که چگونه آن مقداری که نمایانگر حداقلی است که، مجرم باید از آنها آگاهی داشته باشد را مشخص کنیم تا بتوان گفت، نتیجه را به عنوان امری محتمل، پیش‌بینی کرده است، به طوریکه هرگاه میزان آگاهی او از آن مقدار کمتر شود، پیش بینی او منحصر می شود، بر امکان صرف تحقیق نتیجه؟

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیا باید از لحاظ ریاضی مشخص شود، و بگوییم که آگاهی مجرم باید از میزان عوامل، نمایانگر نسبت درصدی از مجموعه‌ی عوامل باشد ! مشخصا اینگونه عمل کردن بسیار مشکل است؛ چرا که عوامل از لحاظ اهمیت، با هم تفاوت بسیار دارند، و چه بسا که اهمیت یک عامل از آنها به میزان اهمیت تعداد بسیاری از عوامل در مجموع برسد. از طرف دیگر نمی‌توان گفت که مجرم باید چه تعداد عواملی را پیش‌بینی کند که نمایانگر اهمیت خاصی در مقایسه با اهمیت اجمالی همه عوامل باشد، به طوریکه بحث ما متوجه مقایسه اهمیت موجود در هر عامل و نیز لزوم آگاهی از همه آنها که نمایانگر میزان خاصی از این اهمیت است، شود. نمی توانیم قائل به این شویم، چرا که ما نیازمند وسائلی هستیم که میزان این اهمیت را با آن بسنجیم، به طوریکه در نهایت، ناتوانی ما از تحدید عواملی که نمایانگر اهمیت مطلوب است، تا که قایل به وجوب آگاهی مجرم از آنها باشیم، روشن می‌شود. پس نمی‌توان میزان اهمیتی که باید در عواملی که آگاهی مجرم از آنها لازم است وجود داشته باشد را به صورت ریاضی و آماری مشخص کرد.
پیروان نظریه‌ی مذکور در کنار عواملی که با فعل در ایجاد نتیجه سهیم می‌شوند و تأثیرشان را به همان سمتی سوق می‌دهند که آثار فعل سوق دارد، عوامل دیگری که در مقابل وقوع نتیجه قرار می‌گیرند را نیز در نظر دارند. این عوامل، تأثیرشان را در همان وقتی به جای می‌گذارند، که نوع اول تأثیرگذار می‌شوند، و منجر به محدود کردن تأثیر عواملی می‌شوندکه در جهت ایجاد نتیجه ، جهت‌گیری کرده‌اند تا که آثارشان، دامنه‌ی مشخصی پیدا کند، چرا که اگر عواملی که در جهت مانع شدن و در مقابل ایجاد نتیجه معطوف‌اند، نباشند، آثار عواملی که متوجه شرکت در ایجاد آنند، دامنه‌ی آثار نا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ محدود و حجم نتیجه بسیار سنگین می‌شود. بنابراین عواملی که متوجه مانع شدن در مقابل رخ دادن نتیجه می‌شوند، حجم آنرا تعیین و بدینوسیله در تعیین میزان حجمی که نمایان می‌سازند، سهیم می‌شوند، به طوریکه می‌توانیم بگوییم که ایجاد نتیجه، به صورتی که به وسیله آنها تمام شده است و به گونه‌ای که به آن منتهی شده‌اند، حاصل تمام عوامل است،چه آنهایی که متوجه ایجاد آن هستند و چه آنهایی که معطوف به مانع شدن، در مقابل ایجاد آن هستند. بدون تردید، هنگامی که مجرم نتیجه را پیش‌بینی می‌کند، آن را براساس آن میزان آگاهی که از این دو نوع دارد پیش‌بینی می‌کند، و هنگامی که از عواملی که در جهت مانع شدن درمقابل نتیجه، جهت گیری می‌کنند آگاهی دارد، می‌داند که امکان دارد تأثیر این عوامل غلبه پیدا کند و نتیجه اصلاً رخ ندهد. بنابراین همانطور که ممکن است به ذهن او خطور کند، که نتیجه ممکن است به عنوان اثر فعلش رخ دهد، همانطور نیز امکان دارد، به ذهن او برسد که ، شاید فعل منجر به وقوع نتیجه نشود و شاید بتواند یکی از دو موضوع را ترجیح دهد و یکی را بر دیگری غلبه دهد. بنابراین کسی که در مکان پرازدحام به سرعت رانندگی می‌کند، پیش‌بینی می‌کند که امکان دارد نتیجه فعلش برخورد با کسی باشد چرا که هنگامی که از شرایطی که فعلش را در آن انجام می دهد، مانند؛ باریک بودن راه، تعداد زیاد عابرین پیاده، وجود اشیایی که دو طرف آن را اشغال کرده‌اند و بی احتیاطی‌ای که بیشتر مردم در این مکان دارند و …. آگاهی دارد این پیش‌بینی را دارد که به احتمال زیاد، فعلش تصادف را به دنبال دارد، اما هرگاه که مهارتش در رانندگی و تجربه‌های قبلی‌اش از رانندگی بدون تصادف در چنین مکانهایی را به یاد می‌آورد، و می‌داند که بوق زدن هر از چندگاه، عابرین را آگاه می‌کند و آنها را به احتیاط وا می‌دارد و درباره تمایلی که در نزد هرکس در پرهیز از تصادف وجود دارد و او را وادار به احتیاط نسبت به خودش می‌کند، اندیشه می‌کند، همه این عوامل که متوجه مانع شدن در مقابل تحقق نتیجه هستند، او را به سمت این پیش‌بینی سوق می‌دهد که ممکن است تصادف نکند. در چنین مثالی، ممکن است راننده‌ی ماشین، تحقق نتیجه یا عدم تحقق آن را، ترجیح دهد (غلبه دهد). و این امکان هم وجود دارد که نتواند ، یکی از دو موضوع را بر دیگری ترجیح دهد. همچنین کسی که بدن دیگری را زشت می‌سازد تا او را برای تکدی گری آماده سازد، و مرگ او را پیش‌بینی می‌کند و از عواملی که این ویژگی را دارند تا ایجاد این نتیجه را غلبه دهند، مانند ضعف بدنی مجنی‌علیه ، مریض بودن وی که او را از تحمل تأثیر جراحتها ناتوان می‌سازد ، و ضدعفونی نبودن ابزارهای به کار گرفته شده در تغییر چهره آگاهی دارد، و بعضاً نیز درباره‌ی عواملی اندیشه می‌کند که به او القا می‌کنند، که رخ ندادن نتیجه را غلبه دهد، مثل توانایی به کار گیری داروهایی معین که خطر جراحات را تحدید می‌کنند، و وجود پزشکی که در هر لحظه فراخواندن او برای نجات مجنی علیه از مرگ ممکن است و یادآوری مهارتش در انجام چنین عملیاتی و تجربه‌های قبلی‌اش را که چنین اعمالی را انجام داده است بدون اینکه منجر به مرگ مجنی‌علیه شود. در این مثالها گاهی امکان دارد مجرم مرگ مجنی علیه را ترجیح دهد و گاهی نیز عدم مرگ او را ، و گاهی نیز امکان دارد نتواند یکی از دو موضوع را ترجیح دهد .
بدین ترتیب بین سه حالت تفکیک قائل می‌شوند: حالت اول حالتی است که در آن مجرم وقوع نتیجه را ترجیح می‌دهد، به این دلیل که در حدود آگاهی‌اش، عواملی که به سمت ایجاد آن جهت گیری دارند، بر آنهایی که در جهت مانع شدن در مقابل آن سمت گیری دارند، غلبه می‌دهد. در حالت دوم مجرم عدم وقوع نتیجه را ترجیح می‌دهد(غلبه می‌دهد)، به این دلیل که بر اساس آن میزان آگاهی که دارد عواملی که متوجه مانع شدن در مقابل رخداد نتیجه هستند‌‌‌، غلبه دارند. و حالت آخر، حالتی است که مجرم در آن، نمی‌تواند یکی از دو موضوع را بر دیگری ترجیح دهد، چرا که هم پیش بینی رخ دادن نتیجه را دارد و هم پیش‌بینی عدم رخداد آن را، و هر دو موضوع را به یک میزان پیش‌بینی می‌کند، ودر این حالت فرض بر این است که نمی تواند یکی از دو نوع عوامل را ترجیح دهد .
اما این سه حالت که در مورد آنها برای تعیین جایگاه هر کدام، در بین احتمال و امکان بحث ایجاد شده است: حالتی که مجرم وقوع نتیجه را ترجیح می‌دهد(احتمال وقوع آن را غالب می‌داند)، و حالتی که عدم وقوع آن را غلبه می‌دهد، و حالتی که نمی‌تواند، یکی از دو موضوع را بر دیگری غلبه دهد. حالت اول که غلبه دادن وقوع نتیجه توسط مجرم را اقتضا می‌کند، شکل بارز احتمال است. بنابراین قلمرو واقعی قصد احتمالی(غیر مستقیم) است. حالت دوم که غالب دانستن عدم وقوع نتیجه توسط مجرم است نمونه‌ی بارز امکان صرف است و از قلمرو قصد احتمالی به دور است. در بین پیروان این نظریه( نظریه‌ی احتمال)، نسبت به حکم قانون درباره این دو حالت ، اتفاق نظر وجود دارد . بنابراین اگر راننده‌ی ماشین احتمال تصادف با یکی از عابرین را برتری می‌دهد و این نتیجه را نزدیکتر به پیش‌بینی بیابد و برای او روشن شود که آرزوی اینکه راهش را بدون اینکه به دیگری آسیبی برساند طی کند، آرزوی بعیدی است اما به رانندگی با سرعت ادامه دهد بدون اینکه به این احتمال توجه کند، قصد احتمالی در نزد وی وجود دارد. اما اگر عواملی که ویژگی مانع شدن در مقابل وقوع نتیجه را دارند به نظر وی برتر باشند به طوریکه بر ذهن وی غالب شود که با هیچ کس تصادف نمی‌کند، ولی علی رغم آن، با کسی تصادف کند مسئولیتش نسبت به آن غیرعمدی است. یا شعبده بازی که به سمت شیئی که دوستش آن را در دست دارد، شلیک می‌کند، احتمال می‌دهد که امکان دارد به وی آسیب برساند چرا که حالت بیماری‌اش را که اجازه نمی‌دهد به خوبی بر اعصابش مسلط شود را مشاهده می‌کند اما علی رغم آن اقدام به شلیک می‌کند بدون اینکه به این احتمال به خاطر کینه‌ای که نسبت به دوستش دارد توجه کند، قصد احتمالی در وی وجود دارد. البته به نظر می‌رسد که حتی اگر چنین کینه‌ای نیز وجود نداشته باشد، باز هم وجود قصد غیر مستقیم محرز است؛ چرا که در غیر این صورت به نوعی انگیزه را در تحقق قصد تبعی دخالت داده‌ایم که پذیرفتنی نیست، اگر چه در صورت وجود میتواند در مرحله‌ی اثبات اماره‌ای بر وجود قصد مستقیم باشد. اما اگر احتمال دهد که به وی آسیب خواهد رساند و در نظر بگیرد که مهارت و تجربه‌اش در تیراندازی ـ و آن میزان دقت و توجهی که به کار می‌گیرد جلوگیری از هرگونه نتیجه سوئی را تضمین می‌کند و سپس اقدام به فعلش کند و برخورد رخ دهد، مسئولیتش از بابت آن غیرعمدی است.

اما حالت سوم که مجرم در آن نمی‌تواند یکی از دو موضوع را بر دیگری غلبه دهد، در بین پیروان این نظریه اختلاف ایجاد کرده است، گروهی معتقدند که این حالت صورتی از امکان است، بنابراین مسئولیت در آن، غیرعمدی است و گروهی دیگر معتقدندکه صورتی از احتمال است و در نتیجه مسئولیت در آن عمدی است. پیروان این نظریه معتقدند که تفاوت بین مجرم عامد و غیرعامد در این است که اولی نسبت به حقوقی که قانونگذار از آ‌نها حمایت می‌کند، خطرناک‌تر و دشمنی بیشتری با قانون در مقایسه با دومی دارد، بنابراین وجود قصد مجرمانه، بدین معناست که مجرم فعلش را درک کرده و می‌داند که خصوصیت آن تجاوز بر حقوقی است که قانون آنها را حمایت می‌کند، اما علی رغم آن به ارتکاب آن اقدام می‌کند، اما اگر تنها خطای غیرعمدی وجود داشته باشد به معنای این است که مجرم امکان درک خطر و آگاهی از خصوصیت تجاوز بر حقوقی که قانون آنها را حمایت می‌کند را نداشته است . بنابراین می‌توانیم دلیل وجود قصد در حالت احتمال و کنار زدن آن را در صورتی که تنها امکان صرف وجود داشته باشد توضیح دهیم: کسی که احتمال وقوع تجاوز را به عنوان اثر فعلش می‌دهد و سپس به ارتکاب آن اقدام می‌نماید، تجاوز در ذهنش ظاهر شده است، به طوریکه نتیجه، آنچنان روشن است که به نظر وی ایجاد آن، غلبه پیدا می‌کند (احتمال رخ دادن آن زیاد است) و فعل را در حالی که به احتمال وقوع آن فکر می‌کند، مرتکب شده است. اما کسی که احتمال عدم حدوث نتیجه را می‌دهد، رخ دادن آن در درجه‌ی دوم از اندیشه‌اش قرار می‌گیرد و در پشت امکان عدم تحقق آن پنهان می‌شود، بدین معنا که فعل را در حالی انجام داده است، که فکر می‌کرده است، نتیجه هرگز رخ نخواهد، در حالت اول قصد وجود دارد، چرا که مجرم فعلش را براساس اینکه، نتیجه غالباً رخ خواهد داد، انجام داده است، به همین خاطر از خطر فعلش به حقوقی که قانون از آنها حمایت می‌کند، آگاه بوده است، و در حالت دوم قصد منتفی محسوب می‌شود، به این دلیل که مجرم فعلش را با این توجه مرتکب شده است که نتیجه به احتمال زیاد رخ نخواهد داد، به همین خاطر این باور را پیدا کرده است که فعلش نسبت به حقوقی که قانون آنها را مورد حمایت قرار می‌دهد، بی‌خطر است. بنابراین اگر حالتی که مجرم در آن نمی‌تواند، احتمال وقوع نتیجه را بر عدم وقوع آن ترجیح دهد، و در نتیجه در نظر وی هر دو موضوع یکسان باشند و ـ در سایه‌ی ضابطه‌ی قبل ـ تلاش کنیم که حکم قانون را درباره‌ی آن مشخص کنیم‌، می بینیم که وارد دایره‌ی قصد احتمالی شده‌ایم . دلیل آن این است که ، در زمانی که ، متهم فعلش را مرتکب می‌شود، به ذهنش خطور می‌کند که ایجاد نتیجه احتمالی بعید نیست، بلکه اثر همیشگی و معمول فعل است، بدین معنی که او از خطر فعلش بر حقی که قانون آن را حمایت می‌کند، آگاهی دارد، واین آگاهی برای اینکه قصد، مجرمانه محسوب شود، کافی است.
پیروان این نظریه( نظریه‌ی احتمال ) را همان پیروان نظریه‌ی آگاهی‌ می‌دانند، بنابراین، نظریه‌ی احتمال را صرفاً اجرای اندیشه‌هایی اعلام کرده‌اند که نظریه‌ی آگاهی بر آنها مبتنی است، و مبنای تفکیک بین احتمال و امکان، در میزان آگاهی‌ای است، که در نزد مجرم وجود دارد. این تفکیک بر ملاحظاتی که به اراده مرتبط هستند، تکیه نمی‌کند، چرا که اراده هیچ ارتباطی با تعیین مفهوم احتمال و تفکیک آن از امکان صرف ندارد و با منطق نظریه آگاهی که کنار زدن اراده‌ی نتیجه از شمار عنصرهایی است که قصد مجرمانه را ایجاب می کند، هماهنگ است .

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق با موضوع اجرای احکام مدنی

ب) انعکاس قانونی نظریه
علی رغم اینکه این نظریه تا حدودی به قصد تبعی( غیر مستقیم ) منعکس شده در فقه و

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید