دانلود پایان نامه حقوق در مورد کنوانسیون ژنو

دانلود پایان نامه

موضوع (مشروعیت پناهندگی) را تشریح کرده است. معروفترین آیه در این زمینه، آیه ششم سوره توبه است که می فرماید:
«وَ إِنَّ احدٌ مِن المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه… »
این آیه شریفه هرچند در مورد مشرکان و پناهندگانی است که درصدد تحقیق درباره اسلام هستند، ولی فقها غالبا آن رابه عنوان دلیلی عام برای مشروعیت پناهندگی و استیمان دانسته اند.
طبق تصریح این آیه، هر مسلمانی می تواند به شخص غیرمسلمانی که در زمان جنگ از تعقیب فرار کرده و به دارالاسلام پناهنده شده، امان بدهد. چنین شخصی مستامن نام دارد و علاوه بر اینکه خودش از تعرض مصون است، افراد خانواده و مال وی نیز در امان خواهد بود.
این دستور از این جهت از ناحیه خدای متعال تشریح شد که مشرکین مردمی جاهل بودند و از مردم جاهل هیچ بعید نیست که بعد از پی بردن به حق، آن را بپذیرند .
طبق مفاد این آیه شریفه، کفاری که با مسلمانان در حال محاربه و مخامصه به سر می برند در صورت درخواست پناهندگی، تامین داده می شوند که به کشور و منطقه مسلمانان بیایند و با اقامت در آنجا به طور مستقیم با موازین و مبانی توحیدی و عدالت طلبانه اسلام آشنا شوند. آنگاه اگر عقیده و آیین خود را اسلام برگزیدند، می توانند به صورت دائمی در کشور اسلامی بمانند و اگر نتوانستند پرده های ظلمت کفر را بدرند و به عمق حقیقت ناب اسلام برسند بدون کوچک ترین تعرض و آزار، آنان را به وطن و مامن اصلی خودشان در دارالحرب باز می گردانند .

گفتار دوم: روایات
روایات صادر شده از معصومان (ع) نکات مفیدی را درباره استیمان بیان می کند که به وسیله آنها می توان به مشروعیت امان و جزئیات مسئله و ابعاد گوناگون آن پی برد. برای نمونه به چند روایت در اینجا اشاره می شود:
الف) عن ابی عبدالله عن رسول الله:
ایما رجل من ادنی المسلمین او افضلهم نظر إلی رجل من المشرکین فهو جار حتی یسمع کلام الله فان تبعکم فاخوکم فی الدین و ان ابی فابلغوه مامنه و استعینوا بالله علیه ؛
«هر مردی از فرودستان مسلمان یا برترین آنان، مشرکی را ببیند و وی را امان دهد، در امان همه است تا کلام خدا را بشنود. اگر از اسلام پیروی کرد برادر دینی شما خواهد بود و اگر اسلام را نپذیرفت باید او را به مامن و وطنش باز گردانید و برای کمک او از خدا یاری بطلبید.»
ب) در حدیثی دیگر امیرمومنان می فرمایند:
من اثتمن رجلا علی دمه ثم خاس به فانا من القتال بریء و ان کان المقتول فی النار ؛
کسی که مردی را بر خونش امان دهد سپس به پیمان پای بند نباشد و آن را بشکند من از قاتل بیزارم اگرچه مقتول در جهنم باشد.
ج) شخصی از امام صادق پرسید: سخن پیامبر (ص) «یسعی بدمتهم ادناهم» چه معنایی دارد؟ امام فرمودند:
«لو ان جیشا من المسلمین حاصروا قوما من المشرکین فاشرف رجل فقال اعطونی الامان حتی القی صاحبکم اناظره فاعطاه ادناهم الامان، وجب علی افضلهم الوقاءُ به ؛
اگر سپاهی از مسلمین شهری را محاصره کرده باشند و در این هنگام که شرایط پیروزی فراهم است کسی از سپاه دشمن بگوید: به من امان و پناه دهید تا با فرمانده شما ملاقات و بحث نمایم؛ در این حال اگر گمنام ترین فردی که در سپاه اسلام حضور دارد به او امان دهد، برای برجسته ترین افراد [و از جمله فرمانده سپاه] لازم است به این تعهد عمل نماید.
و نیز امام صادق روایت می کند که آن حضرت فرمود: علی امان برده مسلمانی را نسبت به همه افراد قلعه ای که در محاصره مسلمانان قرار داشت تنفیذ فرمودند و ابراز داشتند که این برده نیز از مسلمین است و به حکم «یسعی بدمتهم ادناهم» واجد همه حقوقی است که برای افراد مسلمان در نظر گرفته شده است .
د) حدیث دیگری از امام صادق روایت شده که فرمود:
لو ان قوما حاضروا مدینه فسالوهم الامان فقالوا لا فظنوا قالوا نعم فنزلوا الیهم کانوا منین؛ اگر سپاهیان اسلام، شهری را محاصره کرده باشند و مردم شهر از آنان تقاضای امان کنند و آنان پاسخ رد دهند، ولی سپاهیان دشمن تصور کنند که پاسخ مثبت بوده و براساس این گمان تسلیم شوند، در امان خواهند بود و [هیچ کس نمی تواند کمترین مزاحمتی برای آنان فراهم آورد و آنها دارای همه گونه حقوق پناهندگی خواهند بود.]
هـ) روایت سعید بن جبیر: مردی از مشرکان نزد علی ابن ابی طالب آمد و گفت: آیا پس از پایان یافتن مهلت (چهارماه ای که خداوند در سوره برائت پس از نقض عهد مشرکین به آنها داده است) که از ما می تواند برای شنیدن کلام خدا یا حاجت دیگری نزد پیامبر برود یا آن که کشته شود؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه کشته نمی شود (و سپس آیه فوق را تلاوت فرمود ). از این روایت به خوبی استفاده می شود که امان اختصاص به میدان جنگ ندارد و موارد دیگری را هم شامل می شود.
آنچه ذکر شد نمونه ای اندک از روایات بسیاری است که در زمینه استیمان و پناهندگی از پیامبر و امامان معصوم نقل گردیده که همگی ناظر بر جواز و بلکه در مواردی وجوب پناه دادن به بیگانگان و حتی دشمنانی است که پیش از گرفتن امان، با مسلمانان جنگیده اند، بنابراین از این روایات مشروعیت و قانونی بودن پناه دادن به افرادی که با مسلمین سابقه دشمنی نداشته و از ترس دشمنان خود به مسلمین پناهنده می شوند به طریق اولی استفاده می شود.

گفتار سوم: سیره پیامبر اکرم (ص)

الف) برخورد آن حضرت با سفیران
پیامبر اکرم سفیران را امان می داد و پس از ایشان، بنا به سنت نبوی آنان در ردیف افراد مستامن قرار گرفتند که باید در امان باشند و کشته نشوند.
وقتی دو تن از سفرای مسیلمه کذاب نزد آن حضرت آمدند و پیامبر اسلام از آنان پرسیدند: «ایا ایمان دارید که من پیغمبر خدایم؟» فرستادگان مسیلمه گفتند: «ما ایمان داریم که مسیلمه پیغمبر خداست» آن گاه پیامبر خدا فرمودند: «اگر من به کشتن سفرا خو گرفته بودم امر می کردم شما را بکشند.»
در روایت های دیگر نیز پیامبر اکرم به امنیت داشتن سفرا و پیغام آوران دشمن سفارش کرده اند که برای نمونه به این روایت اشاره می کنیم:
«سفرا و قاصدان دشمن، در پناه امنیت مسلمین هستند و کشته نمی شوند .»
ب) عقد امان حدیبیه
«پیامبر اکرم با کفار مکه در سال هشتم هجری قرارداد امان بست و بدان وسیله به آنان مهلت داد تا ده سال با مسلمین در شرایط امان به سر ببرند .»
شیخ طوسی در این باره می گوید: و عقد النبی الامان للمشرکین عام الحدیبیه .
«پیامبر اکرم عقد امان را برای مشرکین در سال حدیبیه منعقد کرد». پس از توافق در عنوان های پیمان، قراردادی میان پیامبر و قریش، با شروطی بسته شد که به بعضی از مواد آن اشاره می شود:
ماده1- قریش و مسلمانان متعهد می شوند که مدت ده سال جنگ و تجاوز را بر ضد یکدیگر ترک کنند تا امنیت اجتماعی و صلح عمومی در عربستان مستقر گردد.
ماده 5- مسلمانان مقیم مکه، به موجب این پیمان می توانند آزادانه شعائر مذهبی خود را اجرا کنند و قریش حق ندارد آنان را آزار دهد و یا مجبور کند که از آئین خود برگردند و یا آئین آنان را مسخره نمایند.
ماده 6- امضا کنندگان متعهد می شوند که اموال یکدیگر را محترم بشمارند و حیله و خدعه را ترک کرده و قلوب آنان نسبت به یکدیگر خالی از هرگونه کینه باشد.
ماده 7- مسلمانانی که از مدینه وارد مکه می شوند مال و جان آنان محترم است .
ج) تایید برخی از قراردادهای امان از سوی آن حضرت
پیامبر اسلام امان ام هانی به عبدالله بن ربیعه و حارث بن هشام را که هر دو از بنی مخزوم بودند تنفیذ فرمود . چنان که امان دخترش زینب نسبت به شوهرش ابی العاص بن ربیع ، را نیز محترم شمرد و این خود دلیل بر مشروعیت امان است.

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درباره خشونت علیه زنان

گفتار چهارم: اجماع و نظر فقهاء مسلمانان
فقها و حقوقدانان مسلمان، در مشروعیت و قانونی بودن پناهندگی و لزوم دفاع از پناهندگان و به ویژه آنان که سابقه دشمنی و عداوت با مسلمین را نداشته اند، تردیدی نداشته و همگی به قانونی بودن این اصل از دیدگاه اسلام اعتراف دارند و این مساله تا آنجا پیش رفته که عده ای از فقها نسبت به این مساله قائل به اجماع شده اند.
به عنوان مثال مقدس اردبیلی بعد از بیان بحث عاقد، اجماع را در ردیف ادله قرار می دهد و می فرماید: و کان دلیل ذالک کله الاخبار و الاجماع ایضا فی الجمله .
و یا صاحب جواهر هر دو قسم اجماع را برای قرارداد امان قائل است و می فرماید: «و علی کل حال فلا خلاف فی مشروعیته بیننا بل و بین المسلمین کما فی المنتهی بل الاجماع بقسمه علیه ».
صاحب کتاب فقه الصادق نیز دعوای اجماع را برای قرارداد امان به همه نسبت داده است .
بنابراین با توجه به سخنان بزرگان یکی از ادله مشروعیت امان را می توان اجماع دانست و امان نزد همه پذیرفته شده است. ولیدر بین فقها نسبت به برخی مصادیق و روشهای امان دادن اختلاف وجود دارد، از جمله اینکه آیا هر فرد مسلمان، بدون اجازه فرمانده و امام می تواند به صورت دسته جمعی به همگی سپاه دشمن و همه ساکنان مناطق درگیر جنگ با مسلمین امان و پناه دهد و یاتنها می تواند به افراد معدودی از آنان پناهندگی دهد. بعضی فقها پناه دادن به صورت دسته جمعی و عمومی را خاص فرمانده سپاه اسلام دانسته و آحاد رزمندگان مسلمان و یا مسلمان غیررزمنده را مجاز می دانند که به آحاد قوای خصم پناهندگی و امان دهد؛ به شرط این که فرمانده سپاه و یا رهبر مسلمین امان او را تنفیذ نماید.
ولی بعضی دیگر به اطلاق روایات این باب تمسک جسته و برای هر فرد مسلمان چنین حقی قائلند؛ یعنی هر فرد می تواند به همه سپاه خصم امان دهد و حاکم اسلامی و فرمانده سپاه نیز موظف به رعایت تعهد همه افراد مسلمان و حتی گمنام ترین آنها خواهند بود. برخی از فقها متمایل به عدم جواز امان دادن جمعی، از جانب آحاد مسلمین هستند ولی اطلاق حدیث «یسعی بذمتهم ادناهم» می رساند که تفاوتی در امان دادن به صورت فردی و جمعی نیست و نیز روایت منقول از حضرت علی که آن حضرت، امان برده مسلمان را درمورد جمع بیگانگان تنفیذ فرموده، موید آن است.
ابوالصلاح از فقهای شیعه قرارداد استیمان را مخصوص امام و از شئونات دولت اسلامی دانسته است، بنابراین آحاد مسلمانان نه تنها نمی توانند به عموم تبعه یک کشور یا اهالی یک شهر و یا ساکنین یک روستا و یا یک قلعه امان بدهند، حتی به یک فرد دشمن هم بدون اجازه امام حق اعطای امان ندارند و اعطای امان در صورتی قابل تنفیذ است که به تایید امام برسد .
شافعی از علمای اهل تسنن در کتاب الام می نویسد: هر مسلمان بالغ، عاقل، اعم از مرد یا زن رزمنده یا غیر رزمنده می تواند به فرد یا جمیع بیگانگان امان دهد و مستند وی عموم حدیث نبوی است که: «المسلمون ید علی من سواهم تتکافا دمائهم و یسعی بذمتهم ادناهم».
فقیه معروف حنفی، ابن عابدین می نویسد: هرگاه فردی از مسلمانان ازاد، زن یا مرد، به فردی یا جماعتی از کفار و یا همه مردم یک حصار یا شهری امان دهد امان او معتبر بود
ه و برای هیچ یک از مسلمانان جایز نیست با آنان وارد جنگ شود .
ابن قدامه، فقیه حنبلی می نویسد: امان امام مسلمین در مورد فرد و یا جمیع کفار معتبر خواهد بود و نیز هر فرد از مسلمانان می تواند یک تن و یا ده تن و یا همه افراد یک قافله کوچک را امان دهد؛ زیرا خلیفه دوم امان برده مسلمانی را در مورد مردم یک قلعه معتبر دانست؛ ولی امان افراد مسلمان در مورد همه اهالی یک شهر و یا بخش و یا تعداد زیادی از کفار نافذ نخواهد بود؛ چرا که این امر به تعطیلی جهاد و عدم استقلال امام در تصمیم گیری منجر خواهد شد

مطلب مشابه :  متن پایان نامه درمان بیماران

فصل دوم: بررسی عناصر تشکیل دهنده و انواع قرارداد پناهندگی
مبحث اول: عناصر تشکیل دهنده پناهندگی


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عناصر تشکیل دهنده پناهندگی را می توان به دو قسم اصلی و فرعی تقسیم کرد، که در ذیل آنها را بررسی می کنیم.
گفتار اول: عناصر اصلی
الف طرفین قرارداد پناهندگی
امان عقد و قراردادی است همچون هر عقد دیگر گه دو طرف دارد: طرف بیگانه و طرف مسلمان و دولت اسلامی.
1- طرف بیگانه (مستامن)
مستامن، در مفهوم عام و غالب، عبارت است از بیگانه ای که براساس عقد امان به طور موقت وارد دارالاسلام شده یا در آن اقامت گزیده است. مستامین یا بیگانه طرف قرارداد امان می تواند تنها یک فرد باشد یا آن که جمعیتی اندک تا ده نفر و یا بیش از آن اهالی یک قلعه یا یک روستا و حتی بیش از آن جمعیت یک شهر یا منطقه و یا یک قوم و قبیله و حتی یک یا چند کشور و حتی جمیع مشرکان در هرجا .
در صورتی که تعداد متقاضیان امان زیاد باشد، می توانند هم به طور مستقیم و هم به طریق نمایندگی تقاضای امان کنند و به هر حال در صورتی که یکی از مشرکان حتی بدون سمت نمایندگی برای جمعیتی تقاضای امان کند، اعطای امان به آن جمعیت صحیح و نافذ است . از سوی دیگر تفاوتی نمی کند که مستامن مشرک و یا کافر کتابی باشد، چنان که فرقی ندارد که مرد باشد یا زن ، چنان که ممکن است بیگانه بدون عقدی صریح و براساس عرف و عادت جاری، به عنوان مستامن وارد دارالاسلام گردد، آن گونه که در صدراسلام در حق ماموران سیاسی حامل پیام و تاجران بدین شیوه عمل شده است.
از موارد یاد شده، آنجا که بیگانه فرد یا جمعیتی اندک باشد، معمولا با انعقاد قرارداد امان، به معنای خاص آن، مستامن محسوب می گردند، اما در مورد جمعیت های فراوان و بزرگ، امان، در پرتو عقد موادعه و مهادنه و امثال آن حاصل می شود و در نتیجه طرف مسلمان در این مورد، لزوما رئیس دولت اسلامی یا نماینده او خواهد بود، برخلاف آنجا که مستامن فرد یا افرادی اندک باشند که علاوه بر دولت، آحاد مسلمین نیز می توانند به انعقاد قرارداد امان به معنای خاص آن اقدام کنند.
به هر حال در جواز عقد امان در موارد مذکور بین فقها اختلاف مهمی وجود ندارد و تنها در مورد اعطای امان به اسیر توسط آحاد مسلمانان اختلاف نظر وجود دارد. حنفی ها، اوزاعی و ابوخطاب از حنبلی ها، امان دادن به اسیر را جایز می دانند ، اما مالکی ها، شیعیان و قاضی از حنبلی ها ، آن را جایز نمی دانند؛ زیرا اختیار بیگانه جنگی پس از اسارت، در دست دولت اسلامی است و این با کنوانسیون ژنو نیز سازگار است که اسیر را، اسیر دولت می داند و نه شخص اسیر کننده.
2- طرف مسلمان
پیمان امان، بویژه در مورد امان واجب- یعنی امان برای شنیدن پیام اسلام- به آسانی و بدون کمترین تشریفات رسمی، منعقد می گردد. از این رو هر یک از آحاد مسلمین صلاحیت اعطای امان را دارد، اما در عین حال، بسته به کمیت و تعداد طرف بیگانه در عقد امان، طرف مسلمان صلاحیت دار، متفاوت می گردد.
چنان که پیشتر اشاره شد، اگر امان خواه یک نفر یا جمعیتی اندک در حدود ده نفر باشد، هر یک از آحاد مسلمین می تواند به بیگانه امان دهد . حفظ احترام این امان و لزوم وفای به آن، نه تنها بر شخص امان دهنده، بلکه بر همه مسلمانان و دولت اسلامی نیز واجب است. جالب است بدانیم به نظر مشهور فقهای اسلام و بر مبنای احکام اولیه، این عقد تمام و نافذ است و هیچ گونه نیازی به اذن یا اجازه دولت اسلامی ندارد. البته برخی آن را به اذن یا اجازه دولت مشروط کرده اند.
اما اگر امان خواهان جمعیتی نسبتا یا کاملا انبوه باشند- همچون جمعیت یک قلعه یا یک قریه و شهر و یا استان- در این صورت آحاد مسلمین صلاحیت اعطای امان را نخواهند داشت ، بلکه دولت اسلامی طرف قرارداد امان قرار می گیرد و خود رئیس دولت یا نماینده او در چارچوب قلمرو نمایندگی اش، به بیگانه امان می دهند؛ هرچند دراین مورد نیز در خصوص جمعیت یک قلعه یا روستای کوچک، برخی برای آحاد مسلمین نیز صلاحیت اعطای امان قایل اند .
البته اگر اعطای امان به جمعیتی بیش از موارد مذکور باشد، مثل جمعیت یک یا چند کشور یا همه مشرکان در همه سرزمین ها، اعطای امان در انحصار دولت است که به دست مقامات عالی رتبه دولت اسلامی؛ یعنی رئیس دولت اسلامی و یا مقام صلاحیت دار مربوط یا نماینده ویژه دولت اسلامی انجام می شود .
آنچه درباره صلاحیت آحاد مسلمانان دراعطای امان گفته شد، مربوط به شرایط عادی و روابط ساده اجتماعی است،

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید