دانلود تحقیق با موضوع عدالت اقتصادی

دانلود پایان نامه

زیر ساخت های اقتصادی و سرمایه گذاری با رویکرد منافع بین نسلی است . این رویکرد را میتوان از احادیث و آرای فقها در باب مصارف انفال و فی استخراج نمود و ملاک و معیاری که در بخشهای قبلی به آن پرداخته شد معیار مصالح مسلمین است.
همه علماء و فقها بر این امر اتفاق دارند و این بدین معنا است که انفال نباید به گروه خاصی تعلق بگیرد بلکه انفال و درآمدهای عمومی متعلق به همه مسلمانان در نسلهای مختلف است و این مهم ایجاب می کند که برنامه ها و طرح های مربوط به ایجاد زیر ساخت ها و سرمایه گذاریهای اقتصادی با هدف تامین منافع بین نسلی صورت بگیرد.
مطالعه تاریخ صدر اسلام نشان می دهد که پیامبر اکرم «ص» پس از هجرت و تشکیل حکومت در همان حال که درگیر جنگ های متعدد با مشرکان قریش و یهودیان بود از گسترش فعالیتهای اقتصادی مردم غفلت نمی کردند حضرت با انجام کارهای گوناگون زمینه اشتغال مسامانان را فراهم می آوردند.
گاهی با انعقاد قراردادهای مزارعه و مساقات بین انصار « صاحبان مزارع و باغهای مدینه » و مهاجران که شغل و زمینی نداشتند زمینه اشتغال مهاجران و افزایش بهره وری زمینه های انصار را فراهم می کردند و گاهی با واگذاری زمین برای ساخت بازار و حمام فعالیت های تجاری و خدماتی را گسترش می دادند.(صدر 1374).
همچنین از سیره امام علی «ع» و توصیه ایشان به فرمانداران و والیان در امور اقتصادی می توان فهمید که تامین زیر ساخت های توسعه اقتصادی و فراهم نمودن شرایط اشتغال و تولید از وظایف دولت اسلامی است و این خود موجب تامین منافع نسلهای آتی خواهد شد زیرا در صورت استفاده از انفال و درآمدهای آن در ایجاد زیر ساخت توسعه و اشتغال زمینه برای فعالیت اقتصادی در نسلهای آتی نیز فراهم خواهد شد.
پیامبر اکرم(ص) به ایجاد زمینه های فیزیکی توسعه احتمام خاصی داشت ایجاد محل مناسبی برای بازار در شهر مدینه و گسترش شبکه های ارتباطی از جمله این اقدامات است توسعه شبکه های آب یاری با حفر چاه ها قنات و وقف آنها در بین مسلمانان نیز از اقدامات حضرت علی «ع» است.(فراهانی فرد 1381 )
این امور نشان دهنده اهتمام دولت اسلامی به امور زیر بنایی است به منظور تامین تسلی منافع بین یکی از اولویت های موارد هزینه کرد درآمدهای حاصل از انفال سرمایه گذاریهای زیر بنایی و سرمایه گذاری هایی است که موجب توسعه اقتصادی بین نسلی شده و منافع آن متوجه همه مردم می شود.
2-3-7-3- انفال و توسعه سرمایه های معنوی و انسانی
نظام اقتصادی اسلام از یک جامعیت ویژه ای در خصوص ابعاد مادی و معنوی اسلام برخوردار است و این ابعاد را از یکدیگر جدا نمی داند از این رو هدف از تشکیل حکومت در نظام اسلامی ایجاد بستر لازم برای رشد و تعالی ابعاد معنوی و مادی انسان است.
در دیدگاه اسلامی توسعه سرمایه انسانی با آنچه در دیدگاه غربی به صورت توجه صرف به مهارتها وجود دارد متفاوت است در اسلام آموزش برای مهارت و بالا بردن بهره وری نیروی انسانی در کنار آموزش برای دین داری و اخلاق و توجه به سرمایه معنوی مجموعا توسعه سرمایه انسانی را شکل می دهد.
اگر دین داری و اخلاق بر رفتارهای انسانی حاکم نباشد آموزش برای مهارت ممکن است بهره وری را افزایش دهد اما نه تنها هزینه های مادی همچون هزینه تخلفات هزینه های انتظامی و امنیتی « زندانها و دادگاه ها » و درگیریها در محیط کار و بازار به جامعه تحمیل می کند بلکه جامعه را از مسیر رشد و تعالی انسانی دور می کند.
حضرت امیر «ع» در عهد نامه خود به مالک اشترمی فرماید اما حق شما بر من این است که. .. به شما آموزش دهم تا جاهل نمانید و شما را تربیت کنم تا بیاموزید و بر طبق آن رفتار کنید.
دولت اسلامی در جایگاه خلیفه خدا روی زمین نمی تواند در مقابل تحولات اخلاقی جامعه و میزان تقید آن را به انجام معروف ها و دوری از منکرات بی تفاوت باشد بلکه بر عهده دولت اسلامی است که از سلامت روحی مردم مراقبت کرده و به فکر توسعه معنویات آنان باشد.
و بر همین اساس است که تمام متفکران سیاسی و فقیهان مسلمانان بر انجام اقدامات عملی از سوی دولت برای عینیت بخشیدن به نظام اخلاقی اسلام و گسترش امور معنوی و بالا بردن احساس مسئولیت مردم تاکید ورزیدند.(موسویان 1382)
کوشش برای دستیابی به توسعه از راه سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی با تاکید بر قابلیت ها و استعدادهای انسانی نه تنها قابل قبول بلکه یگانه راه شکل گیری فرآیند توسعه بر مبنای عدالت اقتصادی است. (آقا نظری 1390).

بر این اساس حکومت اسلامی باید زمینه برای آموزش هدفمند انسانها را فراهم کرده تا از این طریق با استفاده از مهارتها و توانایی های کسب شده از طریق آموزش مسیر توسعه اقتصادی جامعه که وابسته به رشد تک تک افراد است فراهم گردد.
اما همان گونه که گفته شد در جامعه اسلامی بر خلاف بسیاری از جوامع دیگر که به انسان توجه دارد یک نگاه تک بعدی مادی و مهارتی نیست بلکه هم بعد مادی و هم بعد معنوی انسان به عنوان سرمایه جامعه اسلامی مورد توجه قرار می گیرد یعنی حکومت اسلامی در قبال هر دوی اینها مسئولیت دارد.
بر این اساس ضروری است دولت اسلامی توسعه سرمایه های اسلامی با دو هدف ارتقاء مهارت ها و استعدادهای انسانی و ارتقاء سرمایه معنویو دین داری در کنار یکدیگر را در اولیت برنامه ریزی و اجرای قرارداد بخشی از منابع انفال را در این امر هزینه نماید.
در مجموع می توان بیان داشت منابع درآمدی حکومت اسلامی به سمت توسعه سرمایه های معنوی و دینی انسان ها در کنار توجه به آموزش و کسب مهارت های گوناگون می تواند زمینه شکوفایی استعدادهای انسانی با جهت گیری تعالی معنوی و بهبود شاخص های رفاه اقتصادی را فراهم نماید.

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق درباره : منابع معتبر اسلامی

2-3-7-4- انفال و کفالت های ضروری
برخی افراد و گروه های اجتماعی در جامعه وجود دارند که به عللی توانایی انجام کار و تامین نیازهای ضروری خود را ندارند که در این باره دولت اسلامی مسئولیت مستقیم و کفالت آنها را باید به عهده بگیرد.
تامین نیازهای این افراد از طریق منابع انفال و درآمدهای آن یکی دیگر از مصارف و مصالحی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
ضعیفان و تهیدستان :امام علی «ع» در نامه ای که به قشم بن عباس عامل خود در مکه نوشته است «در مال خدا که نزد تو فراهم شده است بنگر و آنها را به عیالمندان و گرسنگانی که نزد تو هستند بده به خصوص آنان که سخت تهیدست و بینوایند.»
کسانی که از کار عاجزند بر عهده دولت اسلامی است تا مخارج کسانی را که قادر به کار کردن نیستند تامین نماید سیره حضرت امیر نیز این گونه بود وقتی حضرت بر مرد نابینایی می گذشت که از مردمان پول طلب می کرد امیرالمومنین فرمود این چیست؟آنگاه از کمک کردن به او باز ایستاده اید؟ از بیت المال به او خرجی بدهید.(حکیمی 1367)
پرداخت دین بدهکاران: پیامبر اسلام در حدیثی فرمودند هیچ بدهکاری نیست که همراه با بستانکار خود نزد والیی از والیان مسلمانان برود و تنگدستی خود را برای او به اثبات برساند مگر آنکه این تنگ دست از دین خود برائت حاصل کند و پرداخت دین وی بر عهده مسلمانان قرار گیرد که در تصرف دارد ادا کند.(نوری 1408) و در حدیث دیگری امام صادق «ع» می فرمایند امام دیون مؤمنان را جزو کایین های زنان می پردازد. (عاملی 1340)
کفالت یتیمان: تامین همه نیازهای زندگی یتیمان بر عهده دولت اسلامی است تا از اموال و منابعی که در دست دارد آنها را غنی کند.
در راه ماندگان :اسلام حتی تامین کسانی را که به طور اتفاقی نیازمند شده اند مانند در راه ماندگان مورد توجه قرار داده است و آشنایی هم برای دریافت وام و تامین مخارج سفر ندارند.(موسوی خمینی 1368)

2-4- غنیمت و فی
2-4-1- غنیمت
به اموالی که پس از پیروزی در جنگ از دشمن به دست میآید، «غنیمت» گفته میشود.( زحیلی، 1401 ق/1981م : 455) نخستین غنیمت در اسلام، در سال دوم هجری در سریه «عبدالله بن جحش» نصیب مسلمانان شد.( ابن‌سعد، 1405ق : 10)
منابع غنیمت، عبارتاند از: سلاحهای گوناگون، دارایی‌ها، زمین‌های کشاورزی، خوراکیها و آشامیدنیها، چهارپایان (گوسفند، اسب و شتر) و اسیران جنگی که از نبرد با مشرکان و یهودیان به دست می‌آمد.
جنگ بدر، نخستین نبرد بزرگ، میان مسلمانان و مشرکان بود. پس از پایان این جنگ، مسلمانان بر اساس معیارهای کسب غنیمت در جاهلیت، غنایم را از آنِ جنگجویان میپنداشتند؛ (مصطفی السقا و دیگران، بی تا: 666) اما در اسلام، برخورداری عدهای اندک (جنگجویان) و محرومکردنِ بخش زیادی از جامعه، تجاوز به حقوق محرومان و بر هم زدن تعادل اجتماعی محسوب میشود؛ زیرا هدف جنگ در اسلام به‌ دست آوردن غنیمت نیست و مجاهدان نیز تنها نیروهای جامعه مدینه نیستند و پیروزی، حاصل تلاش گروهی مسلمانان به ‌شمار می‌آید.
با نزول سوره انفال در مدینه ـ که به باور بیشتر مفسران، پس از پایان نبرد بدر بود.(طبرسی و قرطبی، 1405: 361) مناسبت‌های مالکیت شخصی و عمومی به میان آمد و ملاک‌های دوران جاهلیت ـ که بر اساس تصرف و اقتدار بود ـ کنار گذاشته شد(ابنعبد ربه، 1367ق : 244) و بهرهگیری از غنایم را پیرو قانون‌های معینی قرار داد تا هم مالکیت فرد رسمیت داشته باشد و هم نیازهای مالی دولت اسلامی برطرف شود.
همچنین قانون‌های مالکیت شخصی، همسو با هدفهای اقتصادی – اجتماعی جامعه مسلمانان تعریف شد و همچون سایر قوانین اسلامی، پس از فراهمشدنِ زمینههای عینی آن در جامعه(غنایم جنگ بدر) و به‌تدریج (برای کاهش مخالفتها) در جامعه اجرا شد. همسویی مالکیت شخصی با هدفهای اقتصادی – اجتماعی به‌معنای اولویتِ نیازهای کلی اجتماع مسلمانان و ترجیح آن بر منافع شخصی افراد بود.

بر اساس سوره انفال، غنایم جنگی از مصادیق انفال و از ثروتهای عمومی است. این اموال باید در اختیار حکومت اسلامی قرار گیرد تا عدالت اقتصادی و توزیع عادلانه آن در میان مسلمانان امکان‌پذیر شود.
به همین دلیل، پیامبر(ص) پس از هر جنگ، غنایم را در جایی گرد میآورد (واقدی، بیتا: 295) و مأمورانی برای شمارش و پخش آن تعیین، و استفاده‌کنندگان از آن را مشخص می‌کرد(واقدی، بیتا: 264) و افراد را از گرفتن غنایم قبل از تقسیم باز میداشت و بر متخلفان سخت میگرفت. (بخاری، 1327ق)

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

معیارهای کلی تقسیم غنایم چنین بود که تمامی آن پنج قسمت(شافعی، 1388ق: 64) و بدینگونه توزیع میشد که سهم نخست به نیازمندیهای کلی؛ همچون خرید ابزار جنگی اعم از توشه، سلاح، ساز و برگ، لباس و نیز به یتیمان،‌ مسکینان و در راه ماندگان اختصاص مییافت. چهار سهم باقیمانده نیز میان جنگجویان تقسیم میشد. آنان مسلمانانی بودند که در جنگ شرکت جسته و به قصد جنگ، وارد نبرد شده بودند. این افراد، چه میجنگیدند و چه نمیجنگیدند، سهم میبردند؛ اما میزان سهم افراد به نسبت شایستگی آنان متفاوت بود؛ مثلا جنگجوی سواره، سه سهم (دو سهم برای اسب و یک سهم برای خودش) می‌برد و جنگجوی پیاده، یک سهم داشت؛(ابن هشام، بیتا: 256) زیرا نگهداری اسب (تغذیه آن و آمادهسازی برای جنگ) هزینهها و زحمت‌های ویژهای داشت.
زنان و کودکان ممیز نیز در صورت حضور در جنگ، مقداری کمتر از یک سهم کامل و بر اساس میزان فعالیت و تلاششان – که فرمانده کل، آن را تعیین می‌کرد – بهره دریافت میکردند. (ابن هشام، بیتا: 65) برخی براین باورند که این روش، نخست در «غزوه مُرَیسیع» یا «بنیالمصطلق» به کار گرفته شد.(واقدی، بی تا: 520) پیامبر(ص) اولین ثروت عمومی به ‌دست آمده از جنگ بدر را با وجودِ خرده‌گیری برخی از صحابهبه طور یکسان، میان مسلمانان تقسیم کردند. (واقدی، بی تا:99)
بررسی شیوه تقسیم، بیانگر وجود «اصل تقسیم غنایم بر اساس نیازهای اقتصادی جامعه اسلامی» است؛ برای نمونه، پس از پیروزی مسلمانان بر یهودیان بنینضیر که بدون جنگ انجام یافت، مسلمانان به غنایم بسیاری دست یافتند؛(واقدی، بی تا: 379) اما برخلاف شیوه رسول اکرم(ص) ـ که غنایم را یکسان میان مسلمانان تقسیم میکرد ـ این‌بار، تنها میان مهاجران و چند تن از انصار قسمت شد، (واقدی، بی تا:379) که بیانگر نیازهای فراوان اقتصادی مهاجران بود که درپی هجرت، اموال و کاشانه خود را از دست داده و بیشترشان با انصار در یک خانه زندگی میکردند و پیامبر(ص) نیز برای برپایی عدالت اقتصادی و از میان برداشتن فاصلههای مالی، میان انصار و مهاجران به چنین کاری دست زد؛ اما پس از برطرفشدن نیازمندیهای اقتصادی آنان، غنایم به روش کلّی مطرح‌شده تقسیم می‌شد.(شافعی، 1388ق:64)

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیق بارنامه دریایی

2-4-1-1 شیوههای استفاده از غنایم
خوراکیها، اعم از آشامیدنیها و غذا، در همان میدان جنگ استفاده میشد؛ زیرا استفاده‌کننده از آن، چه فقیر و چه بی‌نیاز، ناچار به همراه بردن آن از سرزمین اسلام (مدینه) به سرزمین جنگی بود و برای آن سختی بسیاری متحمل میشد.(زحیلی، 1401ق:458)
ابزار جنگی، لباس‌ها، اسب،‌ شتر، گوسفند و. .. که بر اساس معیار کلی تقسیم غنایم، قسمت میشد.
اسیران جنگی،.(زحیلی، 1401ق:429) یا بخشوده و آزاد میشدند،(ابن هشام، بیتا: 307) (واقدی، بی تا:412) یا با مسلمانانِ اسیر مبادله میشدند،(ابن هشام، بیتا: 604) یا با پول پرداخت فدیه آزاد میشدند و یا بسیار بهندرت کشته می‌شدند. (ابن هشام، بیتا: 142)

2-4-2- فى‏ء
دررابطه با موضوع بحث در فقه اهل سنت سه عنوان مرتبط با یکدیگر مطرح است:
الف) عنوان غنیمت که عبارت است از اموالی که از کافران با قهر و غلبه و جنگ به دست می آید.
ب)انفال و آن عبارت است از بخشی از غنائم جنگی که امام و امیر جنگ جهت تحریص و تشویق به برخی از جنگجویان می دهد که در بسیاری از کتابها از آن با اصطلاح«تنفیل» یاد می شود.
ج) فیء و آن عبارت است از اموالی که بدون جنگ و خونریزی، از کافران در اختیار مسلمانان قرار می گیرد.
هریک از این عناوین مباحث فراوانی را در پی دارد. آنچه قابل توجه است اینکه برخی از مباحث و مصادیق انفال در فقه شیعه در فقه اهل سنت به عنوان فیء مورد بحث قرار می گیرد. بنابراین، فیء در فقه اهل سنت جایگزین عنوان انفال در فقه شیعه است. از این رو برخی از مطالب مربوط به انفال را در فقه شیعه باید از مبحث فیء جست و جو کرد.
همان گونه که پیش از این گذشت، نظر فقهای اهل سنت با فقهای شیعه در محبث انفال از جهات گوناگون، از جمله مصادیق، تفاوت دارد. در این بخش برخی ازمصادیق فیء از نگاه فقهای اهل سنت مورد برسی قرار میگیرد.
فیء از نظر فقهای شیعه عبارت است از اموالی که از کفار بدون جنگ در دست مسلمانان قرار می گیرد و یکی از موارد انفال است. شاهد بر این مدعا افزون بر اصطلاح فقهی فقها، روایات است. این روایت از آن جمله است:
عن ابی جعفر(ع) قال سمعته یقول: الفیء والانفال ما کان فی ارض لم یکن فیها مراقه الدماء و قوم صولحوا و اعطوا بایدیهم؛ امام باقر(ع)فرموده است فیء و انفال عبارت است از زمینی که بدون جنگ و خونریزی و با صلح از دست کافران به مسلمانان واگذار شود.
اما فقهای اهل سنت فیء را به معنای عام و فراگیر دانسته اند تا جایی که شامل جزیه خراج مال صلح و آنچه از کافران در اختیار مسلمانان قرار می گیرد دانسته اند. صاحب نظران ثروت هایی را مصداق فیء دانسته اند:
الف)آنچه به اسم جزیه (مالیات سرانه)و خراج(مالیات زمینها)گرفته می شود.
ب) آنچه به عنوان ده یک از تاجران کافر حربی دریافت می شود.
ج) زمینهاو اموال غیر منقول که با صلح در اختیار مسلمانان قرار می گیرد.
د) تمام اموالی که بدون جنگ از کافران در اختیار مسلمانان قرار می گیرد.
هـ) اموالی که پس از جنگ به اقرار کافران در اختیار مسلمانان قرار می گیرد.
و) اموال ذمی بدون وارث- اموال مرتد بلا وارث.( محمد رواس قلعه جی، 1536)
یکی از صاحب نظران معاصر اهل سنت در تعریف و موارد فیء نوشته است: «فیء…. ما اخذ من اموال الکفار بغیر حرب فیء عبارت است از اموالی که از کافران بدون جنگ در اختیار مسلمانان قرار می گیرد.»
هر چند فقهای اهل سنت در مورد تعریف فیء اختلاف اساسی ندارند، ولی در مورد مصادیق و مورد هزینه نیز نظر یکسانی ندارند. از این رو

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید