پایان نامه های سری سوم

تجرّد خیال در فلسفه ملاصدرا با رویکرد معرفت‌شناختی- قسمت ۱۷

ابن‌عربی عالم را سرتاسر خیال و رؤیا ولی نمادی از واقع و حقیقت می‌داند. ایشان جهان خارج را به‌عنوان امری واقعی می‌پذیرد.
شناخت پذیری جهان خارج
ابن‌عربی جهان خارج را واقعی و قابل شناخت می‌داند ایشان حق مطلق را قابل شناخت نمی‌داند لیکن با تجلی او می‌تواند شناخته شود.[۲۰۹]
و به همین علت حق‌تعالی را ذات می‌داند و از آن حیث که همه‌ی قیود را می‌پذیرد با عباراتی چون حق مخلوق به، عماء و نفس الرحمن از آن یاد می‌کند.[۲۱۰]
واژه‌ی خیال مطلق بر عماء یا حق مخلوق به سخن گفته‌شده و عرصه‌ی شناخت و معرفت تنها مربوط به این قلمرو است عماء که محل ظهور اعیان ثابت و خیال مطلق است اولین تجلی حضرت حق بوده و اولین ساحتی است که معرفت را رقم می‌زند چراکه رتبه‌ی قبل از آن مرتبه‌ی ذات است که حق مطلق او کمال حق و استتاء به غیب الغیوب بودن متصف می‌شود پس در خیال مطلق معرفت نیز متولد می‌شود و ازآن‌پس در مراتب بعدی همچنان این تجلیات و معرفت‌ها بر آن‌ها استقرار دارد ابن‌عربی به‌صراحت وجود عالم و معرفت به آن را وابسته به این موطن می‌داند. پس یکی از مهم‌ترین کارکردهای معرفت‌شناختی خیال ابزار شناخت و معرفت بودن آن است.
خلاقیت خیال
ابن‌عربی خلاقیت را ویژگی اصلی خیال دانسته و از خیال فعال و منفعل سخن می‌گوید.[۲۱۱]
قبل از ابن‌عربی جمهور حکما یکی خیال را منفعل و تخیل را فعال می‌دانستند در عبارت ابن‌عربی دو گونه عملکرد برای خیال می‌توان در نظر گرفت که از آن‌ها با عنوان خیال فعال و خیال منفعل تعبیر می‌کنیم. در برخی عبارات نقش انفعال قبول و پذیرش برای خیال لحاظ می‌شود.[۲۱۲]
ولی در بسیاری دیگر این عربی خیال را فعال می‌داند.
نزد ابن‌عربی همان‌گونه که خداوند خالق و خلاق است انسان که کون جامع و خلیفه‌الله و شریف‌ترین مظهر اسماء او است از این خلاقیت بی‌نصیب است. بدین معنا که انسان کامل می‌تواند با قوه خیال خود به خلاقیت بپردازد و همه آنچه را که در مرتبه‌ی بالاتر و فراتر در شکل معقول موجود است به مرتبه‌ی فروتر تنزل داده و لباس خیال بپوشاند و سپس آن وجود خیالی را نیز وجود عینی بخشد.
ابن‌عربی خیال را واسع کائنات واکمل عوالم می‌داند.[۲۱۳] وسعت خیال ازآن‌جهت است که چیزی را که صورتی ندارد بلکه صورت داشتن آن محال می‌داند را تصور می‌کند. ابن‌عربی حدیث (اعبدالله کانک تراه) را شاهدی بر این تصویر می‌داند او خیال را ازاین‌جهت وسیع‌تر از عقل می‌داند.
البته ابن‌عربی خیال را دارای محدودیت‌هایی نیز می‌داند؛ و آن اینکه نمی‌تواند از قید صورت آزاد باشد و تنها می‌تواند معانی را در قالب صورت حفظ کند از این دو ضیق است چراکه معانی مجردی چون اسلام، دین، علم، خدا را نمی‌توان بر اساس صور فهم کند بدین ترتیب او خیال را وسعتی دارای تنگنا می‌داند.[۲۱۴] همه‌ی خطاها و اشتباهاتی که متوجه خیال می‌شود از باب همین محدودیت‌ها یعنی ازآنجایی‌که معانی در قالب صور ظاهر می‌شوند هست. ابن‌عربی نقش هریک از قوا را در امر ادراک در قالب نقش آن‌ها در شناخت حق به تصویرمی کشد. ابن‌عربی معتقد است که نفس انسان با خلاقیتش صور خیالی را همانند صور حسی انشاء و ابداع می‌کند ایشان مسئله‌ی کرامات اولیاء را از راه خلاقیت نفس تبیین می‌کند ابن‌عربی موطن صور مرآتی را در سه موضع طبیعت، عالم مثال و نفس می‌داند برخلاف سهروردی که آن‌ها را موجود در عالم مثال منفصل می‌داند.
ادراک خیال و نقش آن در شناخت حق
ازآنجایی‌که می‌خواهیم نقش معرفت‌شناختی ادراک خیال را ازنظر ابن‌عربی بررسی کنیم پس ناچار هستیم در ابتدا نقش ادراک خیال را در شناخت حق و وابستگی عقل به آن تصویر بکشیم.
وابستگی عقل به خیال در شناخت حق
قوه‌ی مفکره چون از خیال تغذیه می‌کند پس جز خیال میدان و جولانگاه دیگری ندارد و عقل هم از فکر استفاده می‌کند. ((وجب روالعقل مع سیادته علی الفکران یاخذمنه ما یعطیه ولم یجعل للفکر مجالًا الاّفی القوه الخیالیه)).[۲۱۵] ابن‌عربی اعتقاد دارد که عقل غیر از بدیهیات همه‌ی داشته‌های خود را از فکر می‌گیرد و فکر هم همه داشته‌های خود را از خیال می‌گیرد. این وابستگی عقل و خیال را روشن می‌داند؛ و همه‌ی اهمیتی که عقل و فکر در شناخت حق بر عهده‌دارند متوجه خیال است. پس خیال غیر از نقشی که خودش در امر شناخت حق دارد از جهت اینکه منبعی برای تغذیه عقل است نیز حائز اهمیت است. ابن‌عربی معرفت کامل به خداوند را مستلزم شناخت او از طریق عقل و شهود و از طریق خیال می‌داند. تأکید انحصاری بر تنزیه، خدا را از عالم، منفصل می‌کند درحالی‌که تأکید صرف بر تشبیه بر چندخدایی و شرک می‌انجامد.[۲۱۶] ابن‌عربی تنزیه را محصول عقل و تشبیه را نتیجه‌ی خیال می‌داند او شناخت حقیقی را تنها با همکاری توأمان این دو قوه صورت‌پذیر می‌داند.
تعامل عقل، قلب و خیال در بستر تقلید
ابن‌عربی بهترین شناخت خدا را از طریق خدا می‌داند و آن را بهترین طریق صائب معرفت می‌داند[۲۱۷] و این شناخت جز از طریق قلب میسر و موفق واقع نمی‌شود این علم قلبی یا به قول ابن‌عربی علم التجلی، علی‌رغم اهمیت فراوانش در دیدگاه شیخ در ابتدای مسیر و برای اثبات واجب‌الوجود و وحدانیت او توصیه نمی‌گردد. ابن‌عربی برای این منظور شناخت عقلی و تکیه‌بر نظر و فکر را توصیه می‌کند. ف

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

العلم بتوحیدالله علم دلیل فکری لاعلم شهود کشفی.[۲۱۸]
عقل معرفتش سلبی و تنزیهی است و گریزی جز همراهی با خیال ندارد. تا به‌وسیله‌ی این همراهی معجونی از تنزیه را ارائه دهد از طرفی قلب برای دریافت تجلیات الهی و خیال برای فهم تشبیه به میزانی محتاج‌اند که از حق عدول ننمایند. نزد ابن‌عربی با تئوری تقلید از خداوند است که می‌توان مطمئن شد که علم به حقایق امور یافته‌ایم و از خطاها و شبهات احتمالی در امان بوده‌ایم.
تأکید ابن‌عربی بر تئوری تقلید از خدا به‌عنوان اساس و رکن معرفت جایگاه رفیع وحی را نزد او نشان می‌دهد.
تأکید وی بر این‌که ادیان الهی به‌طور عام و دین اسلام به‌طور خاص می‌توانند تعادل و توازن را بر عقل و خیال فراهم آورند ازاین‌جهت است.[۲۱۹]
ابن‌عربی خیال و قلب را دارای نقش سهیمی در کسب معرفت می‌داند و این نکته که بعداً در فلسفه‌ی صدرایی مبنای عقلی استدلالی می‌یابد می‌تواند چهره‌ی معرفت‌شناسی را متحول نموده و خیال را در همسایگی قلب به جایگاه اللهی و ملکوتی برساند.
نقش برجسته‌ی خیال در تئوری تقلید از خداوند
ابن‌عربی چون انسان را از ادراک ذات امور ناتوان می‌داند بدین منظور از تئوری تقلید از خدا به‌عنوان تنها راه نیل به حقیقت استفاده می‌کند.
نقش خیال در نظریه‌ی تقلید تنها به لحاظ کارکردهای آن در مسئله‌ی عشق و حب نیست بلکه خیال از آن لحاظ که در عبادت انسان تأثیرگذار است می‌تواند در فرآیند تقلید سهم بسزایی به خود اختصاص دهد چراکه شالوده‌ی تقلید از خدا سرسپردگی تام در برابر وحی اللهی است؛ و الگو گیری از انبیاء و رسولان اللهی بخصوص خاتم آن‌ها حضرت محمد (ص) است.
هویت محمدیه در تئوری تقلید به لحاظ هستی‌شناسی هویتی برزخی و خیالی دارد که تأکید بیشتری بر قوه‌ی خیال در تئوری تقلید است.
پس خیال در تئوری تقلید از ۳ جهت حائز اهمیت است:
۴-۵-۳-۳-۱) خیال به‌عنوان عامل اساسی در شکل‌گیری حب و عشق
ابن‌عربی شاکله‌ی هر عشق و محبتی را در خلاقیت قوه‌ی خیال می‌داند قوه‌ی خیال به لحاظ مظهر بودنش برای خلاقیت الهی و قدرتش در ایجاد صور که در تحقق عشق نقش اساسی ایفا می‌کند و ازآنجاکه محبت عارف به‌صورت حاصل از خیال، تعلق می‌گیرد می‌توان گفت که عارف در حقیقت هنر و فعل خویش را محبوب می‌دارد. صورتی که عارف در خیالش و اله و شیدایی آن است جز هنر او نیست. ابن‌عربی حقیقت متعلق عشق عارف را خویشتن او فعل هنرمندانه او می‌داند.
پس کارکرد خیال با توجه به نقشی که در شناخت حق دارد، تشبیه خداوند است. در محدوده‌ی آنچه خداوند خودش را بدان توصیف نموده است.
خداوند خود در قرآن با اوصافی شبیه به ممکن از خود سخن گفته است.
ابن‌عربی وظیفه خیال را رجوع به وحی اللهی و یافتن محل مناسبی برای این اوصاف می‌داند.
قوه خیال به لحاظ نقش تصویرگری و تجزیه و ترکیب تصاویر و خلاقیتی که در ابداع و انشاء تصاویر و خلق آن‌ها دارد نقش بسزایی را در شکل‌گیری حب و عشق ایفاء می‌کند.
۴-۵-۳-۳-۲) نقش خلاقیت خیال در عبادت و عبودیت
ابن‌عربی اعتقاد دارد که انسان بر اساس عملکرد کارکرد معرفت‌شناختی ادراک خیال می‌تواند صورتی اعتقادی از خداوند را برای خود ترسیم کند و آن را بپرستد که در شریعت محمدی تفاوتی با شریعت عیسوی دارد و آن نهی از تجسم این صورت خیالی در شمایل محسوس در آیین محمدی (ص) است. درحالی‌که پیروان مسیح (ع) در معابد خویش مجسمه‌هایی را بناکرده‌اند و با توجه به آن‌ها به عبادت می‌پردازند ابن‌عربی ریشه آن را در قصه تکوین این نبی‌اللهی با تمثل روح‌اللهی در صورت بشری می‌داند به همین علت در پیروانش تصویر ومجسمه‌سازی نسبت به سایر انبیاء بیشتر موردتوجه بوده است ازنظر ابن‌عربی قوه‌ی خیال در فرآیند تقلید و عبادت نقش بسزایی دارد.
۴-۵-۳-۳-۳) حقیقت محمدیه(ص)که مبنای نظریه‌ تقلیداست خودهویتی خیالی وبرزخی دارد.

You may also like...