پایان نامه های سری سوم

بررسی موانع و ارائه راه کارهای مناسب جهت استقرار نظام مدیریت کیفیت …

در سازمان نظارت و سرپرستی کیفری اعمال می گردد .برای انجام کارهای خواسته شده، تجهیزات مناسب و کارا وجود ندارد. تقویت افتخار به کار و مهارت، به تعهدی بلند مدت در مدیریت نیاز دارد. اگر کارمندان به کار خود افتخار نموده، در مقابل دیگران احساس سرافرازی کنند، تا آخرین حد در کارشان رشد و پیشرفت خواهند کرد .مدیریت باید به کارکنان خود شرح دقیقی از وظایف ارائه دهد، ابزار و مواد اولیه ی مناسب را برای آن ها فراهم کند و نقش کارکنان را در فرآیند به آن ها یادآوری نماید. در این حالت هر یک از کارکنان، کار خود را به بهترین وجه انجام خواهند داد.
۱۳- تشویق و گسترش آموزش
سازمان ها به کارکنانی نیازمندند که همزمان با آموزش، پیشرفت نمایند. در نتیجه، مدیریت باید در مورد آموزش و پرورش مستمر کارکنان خود، احساس تعهد نماید .اصول چهارده گانه دمینگ و مأموریت سازمان باید مبنای برنامه ی آموزشی سازمان قرار گیرند؛ و هر یک از کارکنان باید به منظور پذیرفتن تغییرات مورد نیاز سازمان آموزش مجدّد ببینند.
۱۴- اقدام در جهت شرایط برای انجام دگرگونی و تحول
مدیریت سازمان باید برای بهبود بی پایان فرآیند، بیشترین مسئولیت را متقبل گردد .وی باید برای پیاده سازی فلسفه ی جدید، ساختاری یکپارچه ایجاد نماید، در این وضعیت سازمان باید فرهنگ خود یعنی انجام کار مثل همیشه را تغییر دهد و فرهنگ بهبود مستمر را جایگزین نماید و در نهایت اگر سازمان می خواهد در پیاده سازی فرهنگ جدید موفق عمل نماید، باید دارای مدیریتی متعهد، درگیر در فرآیند کار و قابل دسترسی باشد.
کلیه مواردی که از نظر دمینگ به آن ها پرداخته شد در شکل(۱-۲) قابل مشاهده می باشد.
 
شکل ۱-۲: چرخه دمینگPDCA، دمینگ(۱۹۵۰)، (تاثیر پیاده سازی مدیریت کیفیت جامع بر بهبود فرآیندهای کاری، مطالعه موردی اداره کل اقتصاد و دارایی خوزستان، حمیدی(۱۳۸۹)).
دیوید گاروین ابعاد ۸ گانه مدیریت کیفیت جامع را چنین بیان می دارد (وزارت تعاون، معاونت تحقیقات، آموزش و ترویج، ۱۳۸۰).
۱- عملکرد ۲- ویژگی ۳- قابلیت اعتماد ۴- قابلیت انطباق ۵- دوام ۶- قابلیت سرویس دهی ۷- زیباشناسی ۸- درک کیفیت
١- عملکرد: اولین مشخصه عملیاتی محصول، برای مثال کارائی یک اتومبیل شامل نشانه های اختصاصی مثل شتاب داشتن، چگونگی جابجائی، سرعت گشت زنی و راحتی است. عملکرد خطوط هوایی نیز شامل ورود در زمان معین است.
٢- ویژگی: دومین جنبه عملکرد است، مثل بوق ها و زنگ های اتومبیل که مقاصد اولیه را تکمیل می کند. به عنوان مثال می توان نوشابه مجانی در هواپیما و یا سقف آفتابی ماشین سواری را نام برد. خطی اولین مشخصه عملکرد را از دومین مشخصه جدا می کند و اغلب کشیدن این خط مشکل است. علاوه بر آن، مشتریان ارزش را از اصطلاحات انعطاف پذیر و قدرت انتخاب در میان ویژگی های موجود و همچنین از کیفیت این ویژگی معین می کنند.
٣– قابلیت اعتماد :احتمال عبارت از عملکرد موفق یک منظور یا مقصود مشخص، برای دوره ای از زمان معین در شرایط معلوم است . قابلیت اعتماد کالای مقاوم، اغلب در زمان اولین خرابی یا بین خرابی های آن اندازه گیری می شود. به هر ترتیب این اندازه گیری مورد نیاز محصولاتی است که برای یک دوره زمانی، استفاده می شوند و ارتباطی به محصولات و خدماتی که به صورت دائمی مصرف می شوند، ندارد.
۴- قابلیت انطباق :عبارت است از درجه تطابق طراحی محصول و مشخصه های عملیاتی با استانداردهای تثبیت شده. هر چند این قابلیت گاهی به صورت تطابق با نیازمندی ها، تعریف شده است. در تجزیه و تحلیل دقیق تر با آزمون میزان واگرایی هر مشخصه، از مقدار هدف گذاری شده اش به دست می آید .این اندازه گیری نیرومند از میزان تطابق، بر تعلیمات آماردان ژاپنی خینچی تاکوجی[۲۰] استوار است.
۵– دوام :اندازه گیری عمر محصول می تواند مقدار زمان استفاده از یک محصول پیش از خرابی یا نقطه ای که تعویض، بر تعمیر ترجیح داده می شود باشد .دوام، در ارتباط نزدیک با قابلیت اعتماد و خدمت دهی است. مصرف کنندگان هزینه مورد انتظار تعمیرات آینده را، در مقابل سرمایه گذاری و هزینه های عملیاتی یک مدل جدید قابلیت اعتماد می سنجند.
۶– قابلیت سرویس دهی :سرعت، راحتی، قدرت رقابت، سهولت و تعمیر و هزینه تعمیرات بیش از مخارج ساده جیبی را شامل می شود. قابلیت سرویس دهی، با تعیین ضرر و زیان ناشی از خوابیدگی تجهیزات و طبیعت برخورد با پرسنل خدماتی همه این ابعاد را پوشش می دهد.
٧– زیبا شناسی :چگونگی نمایش یک محصول، احساس، صداها، مزه ها، بوها می باشد .زیبا شناسی بیشتر قضاوت شخصی بوده و انعکاس ترجیحی افراد مختلف و یک موضوع ابعادی است.
٨- درک کیفیت (اشتهار): مصرف کنندگان اغلب اطلاعات کاملی در مورد صفات محصول یا خدمت ندارند .اندازه گیری غیر مستقیم یا درک کیفیت آن ها ممکن است تنها مقایسه پایه ای آن ها، از انواع محصول یا خدمت باشد.
لن بری[۲۱] و همکارانش(۱۹۸۰)، ۱۰ اصل تعیین کننده کیفیت را در مدیریت کیفیت جامع به شرح زیر بیان کرده اند:
۱- قابلیت اعتماد ۲- احساس مسئولیت ۳- صلاحیت ۴- دسترسی ۵- تواضع ۶- ارتباطات ۷- اعتبار ۸- امنیت ۹- فهمیدن مشتری ۱۰- جنبه های ملموس
تاری[۲۲] (۲۰۰۴)، بیان می دارد که عناصر مدیریت کیفیت جامع دارای دو بعد، ۱- سیستم مدیریتی (رهبری، برنامه ریزی، منابع انسانی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

و غیره)، ۲- سیستم تکنیکی(تکنیک ها و ابزارهای مدیریت کیفیت جامع) هستند. وزارت تعاون، معاونت تحقیقات، آموزش و ترویج، (۱۳۸۰)، برای مدیریت کیفیت جامع ۶ اصل اساسی را تنظیم کرده است که شامل: ۱-تمرکز بر مشتری ۲- تمرکز بر عملیات و نتایج ۳- پیشگیری به جای بازسازی ۴- بسیج کردن مهارت و تخصص نیروی کار ۵- تصمیم گیری بر پایه اطلاعات ۶- بازخورد می باشد.
از نظر میرسپاسی(۱۳۸۸)، ارکان مدیریتی در مدیریت کیفیت جامع شامل: تعهد، توجه، نتایج، تشکیلات، برنامه ریزی، جواب گویی، تشخیص و احیا می باشد.
۱- رکن تعهد: تعهد نسبت به بهبود کیفیتی به عنوان مهمترین وظیفه تلقی شود.
۲- رکن توجه: به آموزش مستمر کارکنان و ارتباط با مشتری در مورد پیشرفتهای ناشی از تلاش های بهبود کیفیت توجه شود.
٣– رکن نتایج: نتایج بهبود برای کلیه همکاران سازمان تبیین و تعیین شوند.
۴- رکن تشکیلات: فراهم نمودن ساختارهایی که فعالیت ها و پیشرفت های بهبود کیفیت را با توجه به تلاش های منابع انسانی سازمان سهولت بخشند.
۵- رکن برنامه ریزی: تلاش های بهبود کیفیت منابع انسانی باید پیش بینی و بر نامه ریزی شده و در تمام سطوح سازمان منتشر شود.
۶– رکن جواب گویی: تشریح موقعیت، در مواردیکه کار افراد و تیم ها در بهبود کیفیت، اندازه گیری و بررسی شده است.
٧– رکن تشخیص: وظیفه مدیریت، ایجاد روش های رسمی و غیر رسمی برای تشخیص تلاش های منابع انسانی و نتایج حاصله است.
٨– رکن احیا: فراهم کردن زمینه تشویق منابع انسانی در جهت دسترسی به کیفیت و ارزیابی اینکه چه کاری انجام شده و چه کاری انجام نشده، بطوری که بتوان فرآیند را بهبود داد.
همچنین احمدوند در سال ۱۳۸۵، اصول مدیریت کیفیت جامع را این گونه بیان کرد: مشتری مداری، رهبری، مشارکت کارکنان، نگرش فرآیندی، نگرش سیستمی، بهبود مستمر، تصمیم گیری مبتنی بر واقعیت، بهره مندی متقابل در ارتباط با عرضه کننده که به این صورت تشریح می شوند.
۱) مشتری مداری: سازمان بایستی نیازهای امروز و آینده مشتری را شناسایی نموده، نیازمندی های مشتری را برآورده کند و از انتظارات وی فراتر رود.
فوائد این اصل برای سازمان شامل: افزایش سهم بازار بدنبال پاسخ سریع و انعطاف پذیر به نیازهای بازار، ارتقاء موثردر بکارگیری منابع سازمان برای ارتقاء رضایت مشتری و ایجاد وفاداری و ماندگاری مشتری برای عقد قراردادهای جدید با سازمان می باشد.
۲) رهبری: رهبران یگانگی در هدف و سمت و سوی حرکت سازمان را ایجاد می نماید. آن ها بایستی محیطی را در داخل سازمان ایجاد نمایند که در آن کارکنان بتوانند در دستیابی به اهداف کلان، مشارکت کامل داشته باشند.
این اصل نیز برای سازمان فوائدی دارد که عبارتند از: در ابتدا کارکنان اهداف سازمان را درک کرده و در راستای دستیابی به آن ها تشویق و ترغیب می شوند، همچنین فعالیت ها بطور یکسان ارزیابی، برنامه ریزی و اجرا می شوند و ارتباط غلط بین سطوح مختلف سازمان به حداقل کاهش پیدا می کند.
۳) مشارکت کارکنان : کارکنان در تمام سطوح، پایه و مبنای یک سازمان را تشکیل می دهند و مشارکت کامل ایشان، امکان بهره مندی سازمان از قابلیت های کارکنان را فراهم می آورد.
فوائد این اصل برای سازمان عبارتند از: کارکنان با انگیزه، متعهد و دخیل در سازمان می شوند، نوآوری و خلاقیت در پیشبرد اهداف کلان سازمان به وجود می آید، پاسخ گویی و پذیرش مسئولیت کارکنان در مقابل عملکرد خود افزایش می یابد و اشتیاق کارکنان به مشارکت و سهیم بودن در بهبود مستمر کلیه اعمال سازمان نیز بیشتر می شود.
۴) نگرش فرآیندی: زمانی که فعالیت ها و منابع مرتبط بعنوان یک فرآیند تلقی شده و مدیریت می شوند، دستیابی به نتایج دلخواه به شکل موثر و کاراتری حاصل می گردد.

You may also like...