پایان نامه های سری سوم

بررسی موانع و ارائه راه کارهای مناسب جهت استقرار نظام مدیریت کیفیت جامع در هیئت های …

فوائد این اصل برای سازمان عبارتند از: از طریق استفاده موثرتر از منابع سازمان، هزینه های کمتر و زمان چرخه کوتاه تر می گردد، نتایج بهبود می یابند و بیشتر قابل پیش بینی می گردند و بهتر می توان بر روی فرصت های موجود تمرکز کرد و آن ها را الویت بندی نمود.
۵) نگرش سیستمی به مدیریت: شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط با یکدیگر بعنوان یک سیستم، به موثرتر بودن و کارآیی سازمان در دستیابی به اهداف کلان خود، کمک می نماید.
فوائد این اصل برای سازمان عبارتند از:
ادغام و هم راستا کردن فرآیندها که به بهترین شکل، دستیابی به نتایج دلخواه را امکان پذیر می سازد، قابلیت متمرکز کردن تلاش ها بر فرآیندهای کلیدی، ایجاد اطمینان در طرف های علاقمند از نقطه نظر سازگاری، موثر بودن و کارآیی سازمان.
۶) بهبود مستمر: بهبود مستمر عملکرد کلی سازمان بایستی یک هدف کلان همیشگی برای سازمان باشد. فوائد این اصل عبارتند از: ایجاد فوائد عملکردی بدنبال قابلیت های بهبود یافته سازمانی، هم راستا کردن فعالیت های بهبود در تمام سطوح در جهت هدف استراتژیک سازمان و انعطاف پذیری در واکنش سریع به فرصت های موجود برای سازمان.
۷) تصمیم گیری مبتنی بر واقعیات: تصمیمات موثر مبتنی بر تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات می باشند. فوائد این اصل عبارتند از: تصمیمات مبتنی بر اطلاعات درست و قابل اعتماد گرفته می شوند، سازمان توانایی بیشتری برای اثبات موثر بودن تصمیمات گذشته از طریق ارجاع به سوابق واقعی و بازنگری، رویارویی و تغییر دیدگاه ها و تصمیمات خواهد داشت.
۸) بهره مندی متقابل در ارتباط با عرضه کننده: سازمان و عرضه کنندگان آن به یکدیگر وابسته بوده و بهره مندی متقابل و دو جانبه در ارتباطات فیمابین، توانایی هر دو برای ایجاد ارزش افزوده، ارتقاء می بخشد.
فوائد این اصل عبارتند از: ارتقاء توانایی های سازمان و عرضه کنندگان برای ایجاد ارزش در سازمان، انعطاف پذیری و سرعت در پاسخ ها و واکنش های مشترک بازار یا نیازها و انتظارات مشتریان و بهینه کردن هزینه ها و منابع (وزارت تعاون، معاونت تحقیقات، آموزش و ترویج، ۱۳۸۰).
مایور و لالوپا[۲۳] ( ۲۰۰۳)، بیان می دارند که مدیریت کیفیت جامع بر ۴ اصل استوار گردیده که شامل مشتری محوری، بهبود مستمر، مشارکت کامل، دامنه گسترده قابلیت کاربرد می باشند.
درمورد مشتری محوری باید گفت که این مشتریان هستند که در مورد ارزش یک محصول و یا یک خدمت قضاوت می کنند.
در مورد بهبود مستمر باید گفت که کیفیت محصول یا خدمت را همواره می توان بطور ارسالی و تساعدی از طریق مهندسی دوباره ارتقاء داد. همچنین مشارکت کامل بدین معناست که نزدیک ترین فرد به کار همیشه شایسته ترین فرد برای بهبود محصول و یا خدمات است. دامنه گسترده قابلیت کاربرد نیز به معنای مفاهیم، ابزارها و تکنیک های مربوط به مدیریت کیفیت جامع هستند که می توان از آن ها بهره گرفت.
از نظر رابیج[۲۴] (۱۹۹۴)، اصول عمده مدیریت کیفیت جامع عبارتند از: مشارکت جمعی، مشتری محوری، بهسازی مستمر می باشد.
اسونسون و دود،[۲۵] در سال ۲۰۰۵، اجزای مدیریت کیفیت جامع را شامل: تعریف و تشخیص کیفیت، برنامه ریزی کیفیت، کنترل کیفیت، ارزیابی کیفیت و اطلاعات فنی می دانند.
برخی از نویسندگان اصول اساسی در فلسفه مدیریت کیفیت جامع را این طور معرفی کرده اند:
کار تیمی: همکاری بین اعضای گروه و بهبود تصمیم گیری و حل مشکل در نتیجه آن.
تمرکز بر مشتری: اصل مرکزی مدیریت کیفیت جامع است، زیرا رضایت مشتریان است که می تواند موفقیت سازمان را تضمین کند.
بهبود مستمر: اصلاح فرایندهای تولیدی و مدیریتی به طور مداوم(شناوی[۲۶]، ۲۰۰۷).
دسته ای دیگر از نویسندگان در مورد مدیریت کیفیت جامع چهار اصل اساسی را مطرح کرده اند:
فرهنگ: ارزش ها و باورهای مشترک که رفتار افراد در سازمان را هدایت می کند و در ایجاد کیفیت و رضایت مشتریان نقش کلیدی دارد.
تیم ها: استفاده از تفاوت های فردی در چارچوب تیم ها برای حل خلاقانه مشکلات و بهبود عملکرد سازمان همراه با افزایش بهره وری، کارایی وخلاقیت.
آموزش: پرورش سرمایه انسانی از طریق تغییر در رفتار و نگرش های افراد.
رهبری :توانایی هدایت عملیات به سمت ارضای نیاز مشتریان، لیماک[۲۷]، (۲۰۰۰).
۲-۱-۳- اهداف مدیریت کیفیت جامع:
امیران(۱۳۸۱)، بیان می دارد که هدف مدیریت کیفیت جامع در سازمان های تربیت بدنی کشور، فرایند بهینه سازی کارکنان و تمرکز بر نیاز مشتریان است که موجب کاهش هزینه ها و سود بیشتر و ارضای نیاز مشتری و رعایت استانداردهای کیفی خواهد شد و شناوی(۲۰۰۷)، نیز در این مورد بر این نظر است که هدف اصلی مدیریت کیفیت جامع، ایجاد و حفظ مزیت رقابتی است و مطالعات نشان داده که TQM از طریق ایجاد عملکرد مالی بهتر، بهبود رضایت مشتری، پاسخ سریع به رقبا و بهبود کیفیت محصول باعث دستیابی به مزیت رقابتی می شود.
۱) جلب رضایت مشتری با کمترین هزینه.
۲) درگیر کردن همه کارکنان با هدف حذف خطاها و جلوگیری از ضایعات و در نتیجه انگیزش بهتر آن ها.
۳) حفظ کیفیت و بهبود مستمر.
۴) طراحی و انتخاب فناوری و فرایندهای مناسب تولید.
۵) آموزش عینی کیفیت.
۶) اندازه گیری کار.
۷) بهره وری و ارزش افزوده بیشتر.
۸) استانداردهای بالاتر.
۹) سیستم ها و رویه های بهبود یافته(افضلی، ۱۳۹۰).
۲-۱-۴- موانع موجود در اجرای نظام مدیریت کیفیت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

جامع:
نکته مهمی که در روند انجام نظام مدیریت کیفیت جامع نباید فراموش گردد، مدت زمان فرآیند اجرایی TQM است .به راستی آیا سازمان آماده است که این سفر را آغاز کند و آیا می تواند آن را تا پایان راه ادامه دهد؟
مسائل بسیاری ممکن است سد راه شروع و اجرای این پروژه باشند که از آن جمله می توان به تغییر ساختار سازمانی، تعویض کارکنان و یا مدیر ارشد، وقوع تضاد درون سازمان بین کارکنان و یا یک بحران یا یک فعالیت زمان بر و بی مورد اشاره کرد .این ها همه می توانند اجرای پروژه را به تعویق بیاندازند(وزارت تعاون، معاونت تحقیقات، آموزش و ترویج، ۱۳۸۰).
عسکری(۱۳۸۱)، یکی از موانع مهمی که در استقرار نظام مدیریت کیفیت جامع وجود دارد را موانع فرهنگی دانسته و آن ها را به صورت زیر دسته بندی کرده است:
۱- دولت مداری: دولت مداری طرز تفکری است که بیشتر بر دولت تاکید دارد نه بر علاقه های ملت.

You may also like...