تحقیق و پایان نامه

بررسی رابطه بین یکپارچگی زنجیره تأمین با عملکرد یک شرکت تولیدی بررسی …

با توجه به دسته بندی صنایع به دو دسته سرعت سنج سریع و سرعت سنج کند، مباحث مدیریت زنجیره تأمین شرکت در کدام دسته از صنایع قرار می گیرد؟
رابطه بین استراتژی سطح بنگاه شرکت ها و استراتژی زنجیره تأمین آنها چیست؟
و بسیاری از چالش های دیگر (ملک اخلاق و همکارانف ۱۳۹۲).
مطالعه اهمیت و کاربرد فناوری اطلاعات در مدیریت زنجیره تأمین
پیشرفتهای گوناگون در توانمندیهای فناوری اطلاعات ، چهره صنعت را نسبت به دهه گذشته به سرعت متحول ساخته است. اتخاذ و اجرای فناوری اطلاعات یکی از روش هایی است که شخصیت رقابتی متمایزی به شرکت ها و زنجیره تأمین اعمال می نماید. پذیرش فناوری اطلاعات و اجرای کارآمد آن می تواند همکاری بین اعضا زنجیره تأمین را از طریق انتقال و توزیع سریع اطلاعات دقیق و بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی بهبود بخشد و باعث افزایش کارآیی زنجیره تأمین گردد. پیشرفتهای مستمر در زمینه ارتباطات و سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، باعث بوجود آمدن یک سیر تکاملی برای زنجیره تأمین و توسعه تکنیک هایی برای مدیریت آن شده است. امروزه مدیران ارشد شرکتهای تولیدی از روش ها و ابزارهای گوناگونی جهت دستیابی به اهداف و طرح های تجاری خود که مبتنی بر کسب سهم بیشتری از بازار می باشد استفاده می کنند. در این راستا، راهبردهایی مدنظر آنها خواهد بود که به ارائه محصولات با کیفیت تر و با قیمت پایین تر و دسترسی بیشتر منجر میشود. بنابراین همواره در تلاشند تا با کاهش هزینه، افزایش انعطاف پذیری به مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا دست یابند. از طرفی با توجه به اوضاع حاکم بر بازارهای امروزی که شامل افزایش انتظارات مشتریان در زمینه های قیمت، کیفیت و تنوع محصولات و تحویل به موقع می باشد و نیز جریان آزاد اطلاعات که باعث افزایش دانش و بصیرت مشتریان نسبت به محصولات رقیب گردیده و با توجه به پیشرفتهای قابل توجه ای که در فناوری های تولید و سیستم های حمل و نقل و سفارش حاصل شده و نیز هزینه های مستقیم نیروی کار، فشار دو چندانی بر پیکره بنگاه ها وارد می شود که باعث شده بنگاه ها جهت پاسخگویی به نیازهای جدید و فراهم آوردن رضایت مشتریان و بقا در صحنه رقابت از یک سو به عقب بازگشته و با تأمین کنندگان در زنجیره تأمین ارتباط پیدا کنند و از سوی دیگر به جلو حرکت کرده و با مشتریان پیوند یابند تا بتوانند به اهداف استراتژیک خود دست یابند. در این راستا فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی مدیریت زنجیره تأمین نقش بسیار مهمی ایفا می نمایند. مدیریت زنجیره تأمین قابل اجرا و کارآمد بر اساس اطلاعات و دقیق و انتقال و توزیع آن به صورت صحیح و با کیفیت بالا شکل می گیرد و توسعه و ترقی در مدیریت زنجیره تأمین مخصوص بنگاه هایی است که توانسته اند برنامه ریزی تولید و انبارداری گمراه کننده خود را که در اثر انتقال ضعیف اطلاعات و نیز مشکلات و خطاهای موجود در آن بوجود آمده است را حذف نمایند. در دهه ۱۹۹۰ میلادی، تعدادی از کارخانه های تولید قطعات کامپیوتری اقدام به یکپارچه سازی لایه های پایین دستی با سیستم های اطلاعاتی نمودند تا بتوانند به هدف مورد نظرشان یعنی پاسخگویی سریع به تقاضای بازار و انبارداری مطلوب توسط انتقال و تحلیل صحیح و سریع اطلاعات دست یابند. انتقال و توزیع اطلاعات بطور کارآمد تکیه اساسی بر فناوری اطلاعات دارد. مدیریت زنجیره تأمین بر سودآوری بلندمدت و کلی برای تمام شرکای زنجیره تأمین بواسطه انتقال و توزیع دقیق و قوی اطلاعات تأکید دارد که این خود دلالت بر اهمیت فناوری اطلاعاتدر مدیریت زنجیره تأمین است. در عصر ما، اطلاعات یک عامل کلیدی در تصمیم گیری جهت بقا و توسعه بنگاه می باشد. از طرفی دو ستون اصلی مدیریت زنجیره تأمین، یکپارچه سازی شبکه بنگاه ها و هماهنگ سازی جریان مواد، اطلاعات و مالی است. این هماهنگ سازی در طول زنجیره با استفاده از پیشرفتهای اخیر در فناوری اطلاعات و ارتباطات به نحو مؤثری بهبود یافته است.
یکی از موضوعات مهم در زنجیره تأمین، کاهش عدم اطمینان نسبت به تقاضا، زمان تحویل و کیفیت در طول زنجیره است. علت عمده بسیاری از عدم اطمینان ها، جریان ضعیف اطلاعات است که می تواند دربرگیرنده نادرست بودن، نابهنگام بودم و مدیریت غلط اطلاعات باشد. فناوری اطلاعات با توانمندی مدیریت جریان اطلاعات ابعادی از زنجیره تأمین مثل هزینه، کیفیت، تحویل به موقع کالا و خدمات و انعطاف پذیری و نهایتاً سود سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد. لازم به ذکر است که گسترش استفاده از IT در فعالیتهای زنجیره تأمین پتانسیل ایجاد ارزش را در زنجیره افزایش داده است.
از جمله مثال های موردی از مزایای بالقوه IT و نقش آن در مدیریت زنجیره تأمین کمپانی سیسکو می باشد. این کمپانی طی گزارشی در سال ۲۰۰۰ میلادی اعلام کرد که توانسته است از طریق بازسازی عملیات داخلی و یکپارچه سازی فرایندها با تأمین کنندگان و مشتریان از طریق ابزارهای مبتنی بر وب، پانصد میلیون دلار صرفه جویی نماید. در حال حاضر ۹۰ درصد فروش سیسکو بصورت آنلاین می باشد. کمپانی اینتل نیز در اقدامی در سال ۲۰۰۱ میلادی، صدها نفر از مسئولین دریافت و اجرای سفارش را با نرم افزارهای کاربردی اتوماتیک پردازش سفارش بصورت آنلاین جایگزین کرد. کمپانی کلستیکا نیز، یکی از بزرگترین تولید کنندگان خدمات الکترونیکی، از یک نرم افزار تحت وب جهت ارتباط بهتر با اعضای زنجیره تأمین هود استفاده نمود و از این طریق توانست با استفاده از فناوری اطلاعات پاسخگویی به مشتریان را بصورت مؤثری بهبود بخشد (دهنوی و مشهدی زاده اردکانی، ۱۳۹۰).
نقش و اهمیت اطلاعات در زنجیره تأمین
مدیریت زنجیره تأمین همزمان با گردش مواد در زنجیره، گردش اطلاعات را نیز دربر می گیرد. ارتباط میان اجزا از نظر جریان اطلاعات دو طرفه می باشد. تا اوایل سال ۱۹۸۰ میلادی، اطلاعات در بین واحدهای سازمانی بر پایه اسناد کاغذی بود و این اطلاعات بسیاری از مواقع غیر واقعی و همراه با خطا بود. با مطرح شدن مفهوم زنجیره تأمین، اعضا زنجیره تأمین متوجه اهمیت اساسی اطلاعات و فناوری اطلاعات شدند. در عصر حاضر اطلاعات در یک زنجیره تأمین ابزاری کلیدی در تصمیم گیری جهت بقا و توسعه بنگاه هاست. از طریق اطلاعات، ارتباط بین تمامی عملیات ها و فرآیندها در زنجیره تأمین برقرار می گردد که گسترش این ارتباطات، بنگاه ها را در یک زنجیره تأمین قادر خواهد ساخت بگونه ای صحیح و مطلوب تصمیم گیری نمایند تا باعث توسعه خود و بطور کلی حداکثر ساختن سوددهی زنجیره تأمین گردند. در یک زنجیره تأمین اطلاعات با دو هدف زیر مورد استفاده قرار میگیرند :
هماهنگ سازی فعالیتهای مرتبط با تولید، انبارداری، مکان یابی و حمل و نقل
پیش بینی و برنامه ریزی به منظور تخمین تقاضای آینده و نحوه پاسخگویی
اطلاعات دقیق و در دسترس و به هنگام منجر به هماهنگی در فعالیتهای مختلف زنجیره تأمین و همچنین برنامه ریزی دقیق و کارآمد در زمینه های مختلف از جمله برنامه ریزی تقاضا، تولید، خرید و برنامه ریزی احتیاجات مواد و حمل و نقل می گردد. همچنین اطلاعات در برنامه ریزی استراتژیک که آرمانهای آن در یک زنجیره تأمین شامل توسعه به نواحی و بازارهای جدید، ایجاد تسهیلات جدید، کسب موفقیت مطلوب در بازار می باشد کاربرد فراوانی دارد. اطلاعات دقیق می تواند تصمیمگیریهای عملیاتی و برنامه ریزی را تا حد بالای کارآمد نماید اما در مقابل ممکن است هزینه کسب این اطلاعات و نصب سیستم های اطلاعاتی که این اطلاعات را فراهم نمایند بسیار سنگین باشد.
در یک زنجیره تأمین، کارآیی و پاسخگویی بنگاه ها به دقت و میزان اطلاعاتی که با یکدیگر به اشتراک می گذارند بستگی دارد. در واقع اشتراک گذاری و توزیع اطلاعای بگونه ای متوازن و سنجیده باشد که رقبا نتوانند از این اطلاعات به نفع خود و به ضرر بنگاه استفاده نمایند و این از جمله نگرانیهای یک بنگاه می باشد. یکی از دغدغه های بنگاه ها، رضایت و خشنودی مشتری است. سرویس دهی به مشتری در بهترین حالت بصورت مؤثر و کارا به همراه اطلاعاتی مانند وضعیت سفارش، موجود بودن کالا، زمان بندی تحویل و صورت حسابها شکل می گیرد. بنابراین اهمیت اطلاعات در زمینه سرویس دهی به مشتریان و رضایت خشنودی آنها واضح است. از دیگر زمینه هایی که بیانگر اهمیت اطلاعات است، نقش آن در ارتباط با برنامه ریزی استراتژیک و تفکیک منابع میباشد ( مهرجردی و همکاران ، ۱۳۹۰).
مشخصه های زنجیره تأمین با رویکرد جریان اطلاعات
اطلاعات دقیق و به موقع، هماهنگی را کارآتر و تصمیم گیری را بهتر خواهد کرد. با اطلاعات مناسب و دقیق، شرکای درگیر در یک زنجیره قادر خواهند بود تصمیمات بهینه تری در مورد آنچه باید تولید کنند و نگهداری نمایند و نیز تعیین مکان مناسب و نوع حمل و نقل را با توجه به نیازهای زنجیره تأمین اتخاذ نمایند. اطلاعات بطور کلی چه بصورت عمودی، از لایه های بالادستی تا پایین دستی و چه بصورت افقی در داخل بنگاه ها حائز اهمیت می باشد. چگونگی انتقال و اشتراک اطلاعات جهت هماهنگ سازی اقتصادی لایه های بالادستی و پایین دستی و رفتار عملکردی داخل بنگاه ها یکی از چالشهای اساسی است که مدیریت زنجیره تأمین با آن روبروست (اقدسی، ۱۳۸۳).
پوشش گسترده
اطلاعات در زنجیره تأمین تمامی ارتباطات از تأمین کننده ها، تولید کنندگان به توزیع کنندگان و سپس خرده فروشان را پوشش میدهد جریان اطلاعات شامل دو جریان متفاوت عرضه و تقاضا میباشد. مسیر اطلاعات تقاضا مانند سفارشات مشتری، طرح ریزی تولید و تدارکات و …. از سمت تقاضا به سمت تأمین است و باعث برپایی لجستیک می گردد. اطلاعات عرضه مانند لیست انبارها و موجودی ها و رکوردهای اطلاعاتی موجود در انبار جهت فروش و لیست تحویل و ….. مسیری هم جهت با جریان مواد از سمت تأمین به تقاضا را طی می نمایند. در حالیکه جریان اطلاعات در داخل بنگاه های تکی و انفرادی محدود به رکوردهای صورتحسابها و فاکتورهای داخلی می باشد.
کانال های دستیابی بیشتر
از آنجا که کسب و کارها در زنجیره تأمین بصورت یک رابطه همکاری و مجتمع و یکپارچه میباشند، اطلاعات زنجیره تأمین می بایست بر کانالهای بسیاری حکمفرما باشد. اطلاعات تقاضا نه تنها سمت مشتری بلکه توزیع کنندگان و خرده فروشان را نیز شامل می شود. اطلاعات عرضه نیز از تأمین کنندگان مختلفی می باشد. این جریان های اطلاعاتی و اشتراک آنها در بنگاه ها، از طریق سیستم های اطلاعاتی زنجیره تأمین امکان پذیر است. در حالیکه در بنگاه های انفرادی به این علت که دیگر رابطه همکاری با کسب و کارهای لایه های بالادستی و پایین دستی را ندارند، متکی به مجموعه اطلاعات خود می باشند (فیض آبادی، ۱۳۸۲).
اطلاعات با کیفیت بالا
به علت تخصصی بودن، کیفیت اطلاعات در زنجیره تأمین بسیار اعلی تر از اطلاعات در یک بنگاه انفرادی است. برای مثال، توزیع کنندگان و خرده فروشان، هر یک می توانند بطور ویژه و اختصاصی مسئول جمع آوری اطلاعات مربوط به تقاضا و تأمین کنندگان نیز مسئول جمع آوری اطلاعات مربوط به عرضه باشند. تولید کنندگان کالا نیز جمع آوری اطلاعات مرتبط با کالا را برعهده می گیرند (ابونی، ۲۰۰۷).
بررسی اثرات فناوری اطلاعات بر زنجیره تأمین
استفاده از فناوری اطلاعات پتانسیل توسعه شرکای زنجیره تأمین برای همکاری با یکدیگر جهت تحویل کارآمدتر محصولات به مصرف کنندگان را دارد. فناوری اطلاعات به شرکای زنجیره تأمین اجازه می دهد تا عملکردی به عنوان یک موجودیت واحد داشته باشند. جالب توجه اینکه ایده استفاده از فناوری اطلاعات برای عبور از مرزهای شرکت جهت بهبود کارآیی اندیشه ای جدید نیست. در زمانهای گذشته در سال ۱۹۵۸ میلادی فارستر پیشنهاد داد که انتقال اطلاعات بین شرکتها تحریف تقاضا را در زنجیره تأمین کاهش می دهد در سال ۱۹۶۶ میلادی کافمن بیان نمود که بهبود کارآیی زمانی رخ میدهد که شرکتها از فناوری اطلاعات در سرتاسر مرز شرکتها مورد استفاده قرار گیرد. بطورکلی فناوری اطلاعات یکپارچگی بین اعضا زنجیره تأمین را بهبود می بخشد. بطور کلی یکپارچگی ، برنامهریزی و هماهنگ سازی بین نهادهای زنجیره تأمین با هدف دستیابی به راه حل بهینه میباشد ( لوبیسا، ۲۰۰۸ ).
اصطلاح مدیریت زنجیره تأمین بیانگر وظیفه یکپارچه سازی واحدهای سازمانی در طول یک زنجیره تأمین و هماهنگ سازی جریانهای مواد، اطلاعات و مالی به منظور برآوردن تقاضای مشتری و با هدف بهبود رقابتپذیری یک زنجیره تأمین میباشد. بنابراین یکپارچهسازی شبکهها و هماهنگسازی جریانهای مواد، اطلاعات و مالی دو جز سازنده مدیریت زنجیره تأمین میباشد. بنابراین میتوان گفت بنای مدیریت زنجیره تأمین بر دو ستون یکپارچهسازی و هماهنگسازی استوار است.
در بحث یکپارچهسازی ، موضوعاتی از قبیل انتخاب شرکای مناسب جهت همکاری ، همکاری بین سازمانی و درون سازمان و بحث رهبری جهت هم راستا شدن استراتژیهای شرکای درگیر بیان میگردد. در بحث هماهنگسازی جریانهای مختلف در زنجیره تأمین ، یکی از موضوعاتی که بسیار حائز اهمیت است ، موضوع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات است که این خود بیانگر اهمیت IT در مدیریت زنجیره تأمین است. بحث همکاری شامل دو مفهوم متمایز همکاری داخلی و خارجی میباشد. همکاری داخلی یک فرایند اشتراکی دو طرفه در دو یا چند بخش که دارای درک متقابل ، چشم انداز مشترک و اهداف جمعی هستند، می باشد. همکاری خارجی مشابه همکاری داخلی است با این تفاوت که تمرکز آن به جای بخش بر شرکتها و بنگاههای مختلف در زنجیره است. لازم به ذکر است که همکاری هم معنی با فناوری اطلاعات نیست. بسیاری از شرکتها تصور میکنند با بکارگیری فناوری اطلاعات ، بطور خودکار هماهنگی نیز وجود دارد. در صورتیکه همکاری نتیجه تعاملات انسانی است که توسط فناوری اطلاعات پشتیبانی میگردد. در واقع فناوری اطلاعات مفهومی است که روابط همکاری در دو بعد داخلی و خارجی را ارتقاء میدهد. با توجه به تأثیر فناوری اطلاعات هم بر همکاری داخلی و هم بر همکاری خارجی ، میتوان بیان نمود که فناوری اطلاعات برکارآیی عملکرد سازمان نیز تأثیر بسزایی دارد. بحث همکاری در زنجیره تأمین بسیار گسترده و وسیع است. یکی از مزایایی که از طریق همکاری زنجیره تأمین بواسطه کاربرد فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی در انتقال و توزیع اطلاعات حاصل میگردد، تأثیر اثر شلاقی چرمی است. بدین معنی که تغییرات کوچک در تقاضای محصول در لایههای پایین دستی زنجیره تأمین و توسط مصرف کننده ، نوسانات بزرگتری در تقاضا در مسیر خود به سمت لایههای بالادستی زنجیره تبدیل می شود.
شرکتها با مواجه شدن با چنین اثری و اعمال واکنش در برابر آن، در ابتدا با کمبود محصول روبرو شده و به ناچار برای تأمین مجبور به افزایش سطح موجودی خود می باشند. این تغییرات نقشی را ایفا میکنند که در بعضی از صنایع تحت عنوان “چرخه شکوفایی تا ورشکستگی تجاری” مطرح است که البته در اینجا با مقیاسی بزرگتر به نام زنجیره تأمین روبرو هستیم. واضح است که هرچه از سمت مشتری به سمت انتهای زنجیره ( تأمین کنندگان اولیه ) نزدیکتر شویم، اثرات تغییرات تقاضا بیشتر و بیشتر میشود و با نوعی تحریف تقاضا مواجه میشویم. در واقع همانند یک شلاق چرمی که با ضربهای اندک به ابتدای آن میتوان نوسانی با دامنه زیاد در انتهای آن ایجاد کرد. همکاری در زنجیره تأمین بواسطه فناوری اطلاعات که باعث انتقال و توزیع دقیق اطلاعات میگردد باعث جلوگیری از پدید آمدن اثر شلاقی میگردد. از دیگر نتایج همکاری که بواسطه فناوری اطلاعات در یک زنجیره تأمین ایجاد میگردد، افزایش پاسخگویی است. زیرا انتقال و توزیع اطلاعات در زنجیره تأمین موجب ترکیب دانش جدید و درک شرایط بازار میگردد (ناواس، ۲۰۱۱).
فناوری اطلاعات و تأثیر آن در توسعه استراتژیهای کسب و کار در زنجیره تأمین
اطلاعات این نقش بهینه و پیشرو در تمام عملیات زنجیره تأمین برعهده دارد. توسعه فناوری اطلاعات روشهایی را که سازمانها از طریق مدیریت زنجیره تأمین به مزیت رقابتی دست مییابند را تغییر داده است و سازمانها و شرکتهای موفق همیشه فناوری اطلاعات را جهت توسعه استراتژیهای کسب و کار خود بکار گرفتهاند که تأثیر بسزایی نیز بر کل زنجیره تأمین دارد.
ـ ایجاد روابط جدید با مشتریان جهت شناسایی هرچه بهتر نیازهای مشتری و بازار
فناوری اطلاعات به مدیران در یک زنجیره تأمین کمک میکند تا بتوانند روابط جدیدی از طریق جریان اطلاعات و دانش با مشتریان و تأمین کنندگان خود شکل دهند که این امر باعث ایجاد یک ارتباط اطلاعاتی یکپارچه و به هنگام در سراسر زنجیره تأمین از تأمین کننده تا مشتری میگردد. اینترنت یک ابزار کارا جهت کسب اطلاعات در مورد نیازمندیهای مشتری و بازار میباشد.
ـ توسعه و گسترش کارآمد کانال فروش و بازاریابی
سازمانها میتوانند از طریق فناوری اطلاعات کسب و کار مجازی راه اندازی نمایند و در نتیجه یک شبکه فروش مجازی نیز ایجاد نمایند. همچنین میتوانند با استفاده از شرکتهای موجود در اینترنت با توزیع کنندگان نیز همکاری نمایند و بدین ترتیب با انتقال قوی و مؤثر اطلاعات، کانالهای فروش خود را توسعه میدهند.
ـ تغییر ترکیب زنجیره تأمین و دستیابی به وحدت جریان کالا و لجستیک
امروزه با کاربرد گسترده اینترنت، تمایل بکارگیری محصول و خدمات، روش جریان و گردش و کاربرد آنها را تغییر داده است به گونهای که مرز بین محصول و خدمات بیشتر و بیشتر مبهم شده است. توسعه فناوری اطلاعات کاملاً سبک فروش سنتی را تغییر داده است بدین ترتیب که زمانیکه مشتریان مودم میخرند، به مجرد آنکه محصول ارتقا یابد مشتریان نمیتوانند آنرا مستقیماً از طریق اینترنت خریداری نمایند که در این حال از زنجیره تأمین سنتی فروش محصول خلاصی مییابند. در واقع با استفاده از فناوری اطلاعات مرز بین محصول و خدمات مبهم شده و پی یک وحدت و پیوستگیی رسیده است ( ناواس، ۲۰۱۱ ).
وضعیت فعلی استفاده از مدیریت زنجیره تأمین در کشور
بسیاری از سازمانها و شرکتها در کشور تا حدی به اهمیت نقش و جایگاه مدیریت زنجیره تأمین در موفقیت کسب و کار خود پیبرده اند. در بسیاری از موارد مدیران شرکتها اقدام به انجام پروژهها و مطالعاتی برای بهبود مدیریت زنجیره تأمین خود چه از جنبه استفاده از ابزارهای تکنولوژی اطلاعات و سایر نرم افزارها و چه از جنبه بکارگیری تکنیکهای بهینه سازی همانند مدیریت و کنترل موجودی ، استفاده از مفاهیم تولید ناب و … کردهاند. اما نکتهای که حائز اهمیت است این است که عملکرد مناسب چنین فعالیتها و اقداماتی صرفاً در صورت وجود یک بستر مناسب برای مدیریت زنجیره تأمین امکانپذیر است. بر اساس مطالعات بسیاری که در رابطه با وجه اشتراک بین مدیریت زنجیره تأمین و مدیریت استراتژیک در سازمانها صورت گرفته است مشخص شده است که ساختار قدرت در شبکه یا زنجیره تأمین و زمینههای مربوط به اعتماد بین سازمانی تأثیر بسیاری در موفقیت و عملکرد مناسب زنجیرههای تأمین خواهد داشت. مصادیق بسیاری در این رابطه در صنعت کشور از جمله صنعت خودروی کشور میتوان یافت. بر اساس بررسیهای صورت گرفته در یکی از خودروسازهای بزرگ کشور و بر اساس منطق هماهنگی ( هم راستایی اقدامات ) بین خودروساز و یکی از تأمینکنندگان اصلی آن ، اقدام به سرمایهگذاریهای زیادی در زمینه همزمان کردن خط تولید خودروساز با خط تولید تأمین کننده صورت گرفت. به دلیل عدم وجود یک نگرش استراتژیک و عدم توجه به فلسفه ایجاد سرمایهگذاریهای خاص رابطه[۱۳] و همچنین نهادینه نکردن اعتماد بین سازمانی در بین دو شرکت و اتخاذ سیاستهای منبع یابی چند منبعی به جای تک منبعی ، این سرمایهگذاریها در حال حاضر بلا استفاده و به صورت راکد رها شده است. بدیهی است که چنین مصادیقی در مورد عدم وجود یک دیدگاه بلندمدت و استراتژیک در سایر شرکتها نیز قابل مشاهده است. لذا به نظر میرسد که توجه به چالشهای استراتژیک ذکر شده در محیط کسب و کار کشور اجتناب ناپذیر بوده و هر شرکتی که بتواند سریعتر از بقیه در رابطه با پاسخگویی به چالشهای استراتژیک مدیریت زنجیره تأمین تمهیداتی را بیاندیشد ، احتمال موفقیت و پیشی گرفتن آن شرکت در صنعت مربوط به خود بالاتر رفته و میتواند انتظار بدست آوردن مزیت رقابتی پایدار یا موقتی را بسته به صنعت مورد فعالیت خود داشته باشد (حقیقت، ۱۳۹۰).
یکپارچگی با تأمین کنندگان و رابطه آن با عملکرد شرکت

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

You may also like...