تحقیق و پایان نامه

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی رابطه بین یکپارچگی زنجیره تأمین با عملکرد یک شرکت تولیدی بررسی موردی شرکت …

بهره وری زنجیره تأمین به وسیله حذف فعالیت های اضافی یا تخصیص فعالیت به مرحله مناسب افزایش می یابد (حذف فعالیت بازرسی مواد برای تولید کننده (اقدسی، ۱۳۸۳).
معیارهای عملکرد زنجیره تأمین
ارزیابی و پیگیری عملکرد زنجیره تأمین مسئله مهمی است، مخصوصاً به علت اینکه چندین سازمان در یک زنجیره درگیر هستند. برای این مقصود انواعی از معیارها مورد استفاده قرار می گیرند. یک رویکرد استفاده از مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین است که بیانگر تلاشی برای استاندارد کردن ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین در بخش تولید به شمار می رود.
معیارهای اندازه گیری عملکرد زنجیره تأمین عبارتند از:
تحویل به موقع
زمان تحویل و برآورده کردن سفارش
برآورده کردن کامل سفارش
زمان پاسخگویی زنجیره تأمین
انعطاف پذیری تولید
هزینه مدیریت زنجیره تأمین
هزینه گارانتی به عنوان درصدی از درآمد
ارزش افزوده هر کارمند
روزهای کل موجود در مورد عرضه
زمان سیکل صندوق به صندوق
نرخ جابجایی دارایی خالص
موجودی در زنجیره تأمین
امروزه مدیریت تولید/ توزیع/ موجودی تحت عنوان سیستم مدیریت زنجیره تأمین جایگزین سیستمهای موجودی سنتی که متکی بر تصمیم تجربی مدیر بودند، شده است. در نیم قرن اخیر، ابزارهای ریاضی متعددی در مدل سازی و کنترل مسئله مدیریت زنجیره تأمین به کار گرفته شده اند. مزیت های کنترل پیش بینی مبتنی بر مدل (MPC)[7] در رویارویی با کنترل سیستم های چند متغیره و ساختار بر خط[۸] آن، این روش را برای استفاده با سیستم های مدیریت موجودی کارآمد می سازد.
در رقابت های جهانی عصر حاضر، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری در دسترس قرار داد. خواست مشتری بر کیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب افزایش فشارهایی شده است که قبلاً وجود نداشته، در نتیجه شرکت ها بیش از این به تنهایی نمی توانند از عهده تمامی کارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، بنگاه های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیز نیازمند هستند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت هایی نظیر برنامه ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری که در گذشته در سطح شرکت انجام می شدند، اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده اند. مدیریت زنجیره تأمین[۹] به عنوان یک مدیر تصمیم ساز در میزان تولید/ توزیع/ موجودی، این کار را به روشی انجام می دهد که مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با کیفیت و با کمترین هزینه دریافت کنند.
کنترل پیش بینی از جهت تشکیل مدلی صریح از سیستم به منظور محاسبات کنترلی، بررسی رفتار سیستم در یک افق زمانی آینده و درنظر گرفتن محدودیت های ورودی ها، حالت ها و خروجیهای سیستم در محاسبات کنترلی و پاسخ مناسب به تغییرات تقاضا، روشی مناسب برای کنترل سیستم های اقتصادی به نظر می رسد. در اینجا از مدلی مبتنی بر نظریه بازی آشامیدنی[۱۰] گسسته شده استفاده می شود. در این مدل، بین رده های متوالی دو نوع جریان فرآیند؛ یعنی جریان اطلاعات ( همانند یک سفارش نیاز به کالا ) و جریان مواد ( یعنی انتقال حقیقی کالاها ) وجود دارد. همچنین اثر شلاقی چرمی در طول شبیه سازی ها مورد بررسی قرار می گیرد. این اثر، نوسانی در زنجیره تأمین ایجاد می کند که عامل اصلی آن تغییرات در میزان تقاضا است. وقتی از سطح مشتری جزء به سطح بالاتری در این زنجیره حرکت می کنیم، دیده می شود که تغییرات کوچک در سطح پایین، تغییراتی عمده در سطوح بالاتر زنجیره را ایجاد می کند. در نهایت، شبکه می تواند نوسان بزرگ تری داشته باشد. همچنین از یک بخش جریمه مقاوم برای مقابله با اثر تغییرات ناگهانی تقاضا روی پیک ورودی کنترلی استفاده می شود. یک بخش توقیف حرکت که سرعت تغییر در کمیت های منتقل شده از طریق زنجیره (تغییر سرعت، تغییر متغیرهای کنترل) را جریمه می کند، مقاومت سیستم کنترلی را افزایش می دهد. از این رو در بخش بعدی این مقاله یک سیستم مدیریت زنجیره تأمین دارای چرخه های اطلاعاتی و یک مدل پویا از آن توصیف می شود و سپس، اصول روش کنترلی کنترل کننده های پیش بین مبتنی بر مدل (MPC) تشریح شده و ساختار آن برای کنترل سیستم های مدیریت زنجیره تأمین طراحی می شود. در بخش بعدی نیز شبیه سازی های سیستم پویا تحت کنترل همراه با تقاضای ثابت و متغیر ارائه شده و سپس، نتایج به کارگیری روش کنترلی مذکور بررسی می شوند.
مدیریت موجودی در اکثر این سیستم ها توسط کنترل کننده های کلاسیک انجام می شود. استفاده گسترده از کنترل کننده های پیش بین مبتنی بر مدل، غالباً به خاطر اعمال کارآمد قیدها و شدت های غیر خطی در سیستم های پویای چند متغیره است که در آن، نخستین المان دنباله کنترلی در هر لحظه کنترلی به کار می رود و این رویه برای تمامی لحظات کنترلی نمونه برداری تکرار می شود. تفاوت اصلی این روش نسبت به برنامه ریزی پویای تصادفی و کنترل بهینه در این است که ورودی کنترلی به عنوان یک تابع از بردار حالت محاسبه نمی شود. از این رو MPC در کنترل سیستمهای پیچیده که حل خط خاموش معادلات برنامه ریزی پویا از نظر محاسباتی مشکل است ( به دلیل وجود مشکل ابعادی ) ، مرسومتر است. در هر حال زمانی که طبیعت مسئله، کنترل بهینه تصادفی است می توان تنها راه حل های زیر بهینه را استفاده کرد.
کاپسیوتیس و همکاران ( ۲۰۰۰ ) نخستین کسانی بودند که از تابعی معیار و MPC برای کنترل مسئله مدیریت موجودی استفاده کردند. زافستاس و همکارانش یک مسئله طرح ریزی تولید تعمیم یافتـه را کـه شامل هر دو تصمیمات بازاریـابی و تولید ـ موجودی میباشد، در نظر گرفتند. آنها یک الگوی اقتصادسنجی خطی را در مورد فروش به صورت یک تابع از تلاش تبلیغاتی برای تقریب زدن یک «فرآیند ولف ویدال غیرخطی»[۱۱]درنظر گرفتند. در این کار، پویایی های فروش با یک معادله تراز موجودی جفت می شوند و مسئله کنترل بهینه به صورت یک MPC که در آن متغیرهای کنترل شامل تلاش تبلیغاتی و سطوح تولید هستند، در نظر گرفته می شوند. تابعی معیار، انحرافات از فروشهای مطلوب و سطوح موجودی را جریمه می کند. در پژوهش بعدی، MPC برای مدیریت یک شبکه توزیع ـ تولید چند رده ای ـ چند محصولی با زمان های تحویل و بدون سفارش های برگشتی به کار گرفته شد. مسئله کنترل بهینه نیز به صورت یک مسئله برنامه ریزی خطی صحیح مرکب مقیاس بزرگ (MILP) به سبب وجود تصمیمات ناپیوسته در مدل و ساختارتقاضا به صورت قطعی در نظر گرفته شد. در این کار، این روش در یک زنجیره تأمین مرکب تولید کننده سه محصول و شامل سه مرکز تولید، سه انبار، چهار مرکز توزیع و ۱۰ خرده فروش که ۲۰ مشتری را سرویس می دهند، امتحان شد. آنها یک روش متمرکز را با دو روش غیرمتمرکز مقایسه کردند. روش غیرمتمرکز اول فقط توزیع را بهینه کرده و از قواعد تجربی برای طرح ریزی تولید- توزیع استفاده می کند. روش غیرمتمرکز دوم، تولید کارخانه را بهینه می کند در حالی که شبکه توزیع از قواعد تجربی تبعیت می کند. در نهایت شبیه سازی ها گواهی دادند که روش متمرکز، عملکرد بهتری دارد. وانگ و همکاران او تقاضا را به عنوان اغتشاش بار و یک سیگنال تصادفی به دست آمده از نویز سفید یکپازچه در نظر گرفتند. آنها یک MPC مبتنی بر تخمین برای افزایش عملکرد مقاومت سیستم در برابر تغییرپذیری تقاضا و پیش بینی های غلط را پیشنهاد کردند. آنها با فرض فقدان هرگونه اطلاعات در مورد اغتشاشات، یک فیلتر کالمن که در آن بهره فیلتر یک پارامتر تنظیمی بر مبنای نسبت سیگنال به نویز است را برای تخمین متغیرهای حالت به کار گرفتند و از طریق شبیه سازی ها دریافتند که وقتی یک خطای بزرگ تر میان میانگین تقاضاهای واقعی و پیش بینی وجود دارد، افزایش بهره فیلتر، کنترل کننده را برای اصلاح سریع خطا، مهیا می کند.
ایلدیریم و همکاران وی ( ۲۰۰۵) ، یک طرح ریزی پویا را با اعمال محدودیت های سطح سرویس و به صورت یک مسئله برنامه ریزی تصادفی چند دوره ای در نظر گرفتند، به ویژه اینکه کارخانه برای برآورد کردن تقاضاهای مشتری تصادفی در هر دوره، باید تصمیماتی از قبیل اینکه چه مقدار، کجا و چه وقت تولید کند، بگیرد. در نهایت به دلیل وجود مشکل ابعادی، یک ساختار MPC زمان گسسته به صورت افق جلو رونده به کار گرفته شد. در بیشتر روش های یاد شده، اساس کنترل بر حفظ موجودی به کمک مقادیر قابل دسترس متغیرها و با روش کلاسیک آفلاین است، اما در روشی که ما به کار خواهی برد، کمبنه سازی مقادیر لجستیکی جریان یافته میان گره های زنجیره تأمین و مقاوم کردن آن ( لجستیک در زنجیره تأمین نباید نسبت به نوسانات شدید تقاضا دارای تغییرات شدیدی شود و باید تا حدی هموار بماند ) در یک ساختار غیرمتمرکز در کنار تخمین متغیرها ( با توجه به اینکه متغیرهای حالت سیستم همیشه در دسترس نمی باشند و سیستم دارای نامعینی است، از یک رویت گر حالت استفاده شده است)، مهم ترین چالش است. همچنین اثر نگاه رو به جلو در پیش بینی های محلی و نهایی مورد بررسی قرار می گیرد. مسئله کنترل پیشرفته سیستم زنجیره تأمین به خصوص در شکل غیرمتمرکز و مقید آن (با توجه به کارهای قبلی) موضوع جدیدی است. در مباحث کنترل موجودی در بخش ادبیات، بیشترین تمرکز روی کنترل کلاسیک است که آفلاین بوده و در رویارویی با تغییرات تقاضا و اثر شلاقی چرمی دچار مشکل میشود. اساساً در کار پیش رو از یک مدل جامع در این زمینه ها استفاده می شود و با توجه با اعمال قیود و تنظیم مناسب افق ها و وزن ها، کنترل پیشرفته پیش بینی و آنلاین آن به هیچ وجه ساده نیست ( دهنوی و مشهدی زاده اردکانی، ۱۳۹۰).
مدل پویای زنجیره تأمین
یک زنجیره تأمین به وسیله یک جریان رو به جلو از مواد و جریان رو به عقب از اطلاعات، تعریف می شود. در اغلب زنجیره های تأمین، هدف، تنظیم متغیرهای تصمیم برای بیشینه سازی رضایت مشتری با کمترین هزینه عملیاتی است. زیر سیستم های نمونه شامل واحدهای فروشنده های مواد خام، تولید، مونتاژ، توزیع و خرده فروش برای محصولات مختلف گره های سیستم بوده که با یکدیگر در ارتباط هستند. در این سیستم هر گره به وسیله مجموعه ای از گره های بالادستی تغذیه شده و یک مجموعه از گره های پایین دستی را تغذیه می کند. هر کدام از این گره ها یک سطح موجودی کالای تنظیم شده دارند که در کنترل این سیستم باید برآورده شوند و این سطح از موجودی کالا در برابر هرگونه دستور مشتری باید حفظ شود (عظیمی و صفری، ۱۳۹۰).
مدیریت زنجیره تأمین سبز
افزایش نگرانی ها در مورد هشدارهای محیطی، تولید کننده ها را مجبور به تلاش برای کاربرد راههایی در زمینه مدیریت محیطی نموده است. رویکرد مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان یک دیدگاه جامع مدیریت محیطی که همه جریانات از تأمین کنندگان به تولید کنندگان و در نهایت به مصرف کنندگان را دربر می گیرد، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. فعالیت های اقتصادی اعم از فعالیت های صنعتی، کشاورزی و خدماتی از یک سو از منابع طبیعی استفاده می کنند و به آنها وابستگی دارند و از سوی دیگر، ماهیت فرآیند آنها به گونه ای است که به طور بالقوه محیط زیست را آلوده می کنند. بنابراین چنانچه به پیامدها و مسائل زیست محیطی انجام این گونه فعالیت ها توجه نشود، باید هزینه های کلانی برای رفع خسارت و ضایعات ناشی از عدم توجه به این موضوع صرف شود. افزایش هزینه های ناشی از آسیب های زیست محیطی، افزایش دانش و آگاهی و نگرانی شرکت ها در مورد اثرات سوءفعالیت های اقتصادی بر روی منابع طبیعی و به تبع آن بدتر شدن کیفیت زندگی، این شرکت ها را بر آن داشته است که در راه کارهای رشد و توسعه اقتصادی خود بازنگری داشته باشند. افزایش نگرانی ها در مورد هشدارهای محیطی، تولید کننده ها را مجبور به تلاش برای کاربرد راه کارهایی در زمینه مدیریت محیطی نموده است. دیدگاه هایی نظیر مدیریت زنجیره تأمین سبز [۱۲]، بهره وری سبز، تولید پاک تر و سیستم های مدیریت محیطی برای فعالیت های مدیریت سبز به کار گرفته شده اند. در این میان، از آنجا که اثرات نامطلوب محیطی در همه مراحل چرخه عمر محصول اتفاق می افتد و مدیریت برنامه ها و عملیات محیطی به داخل مرزهای سازمان محدود نمی شود، دیدگاه مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان دیدگاهی جامع که همه جریانات از تأمین کنندگان به تولید کنندگان و در نهایت به مصرف کنندگان را دربر می گیرد، مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. مدیریت زنجیره تأمین، یک فلسفه جامع برای اداره جریان کانال های توزیع از عرضه کننده تا مصرف کننده می باشد. مدیریت زنجیره عرضه، یک وسیله جهت مبادله مستمر اطلاعات و به سازی عملکرد سازمان ها فراهم می کند. مدیریت زنجیره تأمین به سازمان ها کمک خواهد کرد که دانش فنی به دست آورند و از دیگران در جهت بهبود کیفیت محیط زیستشان یاری جویند. هم افزایی رعایت ملاحظات زیست محیطی و مدیریت زنجیره تأمین فرصتی را برای سازمان ها فراهم می کند تا بهره وری ، کیفیت و عملکرد محیطی خود را از طریق جریان پیوسته اطلاعات ارتقا دهند. رعایت ملاحظات زیست محیطی در ترکیب با مدیریت زنجیره تأمین یک موقعیت برنده-برنده برای سازمان ها ایجاد می کند و به آنها در به وجود آمدن یک مزیت قوی در بازار جهانی (از طریق کاهش هزینه و بهبود در رقابت) کمک می کند. سبز کردن زنجیره تأمین فرصتی است برای کسانی که نگران موضوعات مصرف پایدار و عملکردهای تجاری محیطی اند. از دید کلان، توجه به مسائل سبز، هم به عنوان مکانیسمی برای افزایش توانایی در طراحی محصولات سبز و هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد بازارهایی برای محصولات سبز سازگار با محیط، مهم است. سبز کردن زنجیره تأمین نیازمند ورودی های جدیدی است که سبب ایجاد فرصتی برای شرکت ها می شود تا برای طراحی و تولید محصولات سبزتر سرمایه گذاری کرده و نیازمندی های پایداری را رفع کنند و این نه تنها شامل محصولات مصرف کننده است، بلکه شامل ورودی ها از تأمین کنندگان هم می باشد و باعث دخیل شدن آنها برای ایجاد بازارهای سبز می گردد. سبز کردن زنجیره تأمین هم در سطح فردی و هم ملی برای شرکت ها مزایایی دارد. در سطح فردی، برنامه های زنجیره تأمین سبز باعث مزایای رقابتی معینی میشود؛ نظیر هزینه های کمتر، محصولات سبزتر و ادغام بهتر با تأمین کنندگان. در سطح ملی، زنجیره تأمین سبز می تواند بازارهایی را برای محصولات سبز ایجاد کند، همچنین باعث تطبیق بهتر تأمین کنندگان با مسائل محیطی گردد. سبز کردن زنجیره تأمین می تواند باعث بهبود موقعیت رقابتی شرکت از طریق کاهش هزینه ها گردد. علاوه بر کاهش هزینه ها، همکاری نزدیک با تأمین کنندگان می تواند به محصولات سبز منجر گردد. مطالعات نشان می دهد که بیش از ۷۰ درصد اثرات محیطی محصولات و تقاضا برای منابع، توسط طراحی محصولات مشخص می شود. بهبود طراحی، نیازمند همکاری نزدیک با تأمین کنندگان است. شرکت ها در مورد محصولاتشان باید تجدیدنظر کرده و آنها را با محیط سازگارتر کنند. در این راستا برای موفقیت باید همکاری بیشتر و نزدیک تری با تأمین کنندگان خود داشته باشند ، لذا فاز دوم این تحقیق بر تأمین کنندگان متمرکز شده است و از تئوری روابط خاکستری به منظور انتخاب تأمین کنندگان استفاده خواهد شد (ملک اخلاق و همکاران، ۱۳۹۲).
رقابت واقعی در محیط کسب و کار بین زنجیره های تأمین
تغییرات زیادی که در عصر فعلی و تقریباً و با شروع هزاره سوم میلادی در محیط کسب و کار شرکتها رخ داده است، منجر به تغییر پارادایم و واحد رقابت در بسیاری از صنایع شده است. شرکتهایی که با شناسایی و درک درست اینگونه از تغییرات، اقدام به تدوین استراتژی های خود می نمایند، احتمال موفقیت خود را در محیط کسب و کار افزایش می دهند. بر اساس نظر بسیاری از محققان مدیریت در عصر فعلی دیگر شرکت ها و سازمان های منفرد نیستند که با یکدیگر به رقابت می پردازند، بلکه این زنجیره های تأمین هستند که در حال رقابت با یکدیگرند. درک این شرایط و این تغییرات چالشهای استراتژیک بسیاری از پیش روی مدیران شرکت ها قرار می دهد، که از جمله این چالش ها عبارتند از:
سازماندهی شبکه تأمین یا زنجیره تأمین (تولید کننده تجهیزات اصلی و تعداد رده های تأمین کننده و تعداد رده های خرده فروش یا عمده فروش) چگونه باید باشد؟
با چه مکانیزم و ساختار سازمانی ای در داخل شرکت می توان یکپارچگی بین کارکردی در داخل شرکت و یکپارچگی بین شرکتی در بیرون از شرکت را بوجود آورد؟
چگونه می توان در روابط بین سازمانی در زنجیره یا شبکه تأمین از سطح هماهنگی ( هم راستایی در اقدامات ) و همکاری ( هم راستایی در علایق و اهداف ) به تشریک مساعی یا شراکت رسید؟
در ایران موضوع اعتماد بین سازمانی که پایه و اساس شراکت است، چگئنه می تواند نهادینه شود؟ (سه مکانیزم ایجاد اعتماد بین سازمانی: مبتنی بر مالکیت، اعتماد نهادینه شده فرهنگی، مبتنی به فرآیند اعتماد سازی)
جایگاه سازمان در شبکه یا زنجیره تأمین چیست؟ ( تأمین کننده رده اول، دوم و ….؛ تولید کننده تجهیزات اصلی؛ خرده فروش، عمده فروش )
در این جایگاه چه وظایف و مسئولیت هایی را برعهده دارد و بایستی به چه منابع و توانمندیهایی برای ایجاد مزیت رقابتی در کل زنجیره تأمین مجهز شود؟
نقش هدایت و رهبری زنجیره یا شبکه تأمین را کدامیک از سازمانها برعهده دارد؟
رهبر و شبکه تأمین بایستی برای ایفای نقش رهیری و هدایت کل شبکه یا زنجیره تأمین به چه منابع و توانمندی هایی مجهز شود؟
استراتژی شبکه یا زنجیره تأمین را کدام شرکت بایستی مشخص کرده و چگونه آن را در کل شبکه یا زنجیره تأمین جارس سازی کند؟

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

You may also like...