پایان نامه های سری سوم

بررسی رابطه بین شفافیت سود با هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام در شرکت …

یکی سود نقدی تقسیم شده و دیگری تغییر قیمت سهام نسبت به ابتدای دوره است. محاسبه هزینه سرمایه از طریق این مدل هرچند در مقاطعی از زمان مورد اعتراض قرار گرفت اما به نحو گستردهای بعنوان روشی جهت تخمین هزینه سرمایه بهکار گرفته شده است (نوروش و عابدی، ۱۳۸۴).
۲-۱-۳-۲-مدل نرخ بازده متوسط تحقق یافته تعدیل شده
این مدل همان مدل نرخ بازده تحقق یافته است که بابت رشد سود تقسیمی تعدیل شده است. طبق این مدل نرخ بازده مورد انتظار صاحبان سهام عادی، تحت تاثیردو متغیر دیگر قرار میگیرد که عبارتند از: نرخ رشد سودهای آتی و درصد سود تقسیمی. ایرادی که به این مدل وارد است این است که اولا نرخ رشد ثابت نیست و قابلیت پیشبینی آن همانند خود هزینه سرمایه مشکل است و ثانیا درصد سود تقسیمی در بسیاری از واحدهای اقتصادی ثابت نیست و با توجه به تصمیمات شرکتها جهت انجام سرمایهگذاری و استفاده از منابع داخلی میتواند دستخوش تغییر شود (نوروش و عابدی، ۱۳۸۴).
۲-۱-۳-۳- مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای یا CAPM
این مدل در سال ۱۹۶۴ توسط ویلیام شارپ ارائه شد و همزمان با او، افرادی مانند ترینور و لینتر تلاشهایی در این زمینه داشتهاند. ویلیام شارپ به همراه هری مارکوویتس ومرتون میلر در سال ۱۹۹۰ برنده جایزه نوبل شد.
CAPM یک تئوری ساده است که نتیجهای ساده دارد. بطوریکه به سرمایهگذاران ریسک گریز هم این اطمینان خاطر را میدهد که اگر سهامهایی با ریسک بیشتر از ریسک بازار خریداری کنند به بازدهی بیشتر از بازدهی کل بازار میرسند. این تئوری توسعه داده شده تئوری پرتفولیوی مارکتوویتس (MPT) میباشد که به معرفی مفاهیم ریسک سیستماتیک و ریسک خاص میپردازد.
۲-۱-۳-۴-مدل رشد سود تقسیمی
فرض اساسی در این مدل آن است که سودهای مورد انتظار با نرخ ثابت رشد میکنند، بنابراین کاربرد این مدل محدود به شرکتهایی میشود که جریان سود تقسیمی آینده آنها بر اساس چنین فرضی قرار گرفته باشد. نقطه ضعف این مدل در آن است که فرض میشود، میتوان سهام را در یک مقطع مشخص زمانی در آینده به فروش رسانید؛ ولی معمولاَ خریداران سهام در زمان خرید اینگونه قضاوت نمیکنند و حتی در صورت صحت فرض مزبور ممکن است در آن زمان مشخص در آینده خریداری برای سهام آنها وجود نداشته باشد (نوروش و عابدی، ۱۳۸۴).
این مدل مبتنی بر مفروضات زیر است :
 
سود سهام تنها درآمدی است که سهامداران از سرمایهگذاری خود در سهام به دست میآورند
سود سهام سالانه پرداخت میشود
میزان سود تقسیمی بر اساس نرخ مرکب رشد ثابت سالانه افزایش مییابد
نرخ رشد سود تقسیمی از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کمتر است
(همان منبع).
۲-۱-۳-۵- مدل تنزیل جریان نقدی
در این مدل از تنزیل جریانهای نقدی آتی استفاده میشود. این مدل از پنج روش مختلف قیمت جاری سهام را تعیین میکند و در تمام این پنج روش هزینه سرمایه وجود دارد. این۵روش عبارتند:
۱) روش رشد گسترده اقتصادی
۲) روش قیمت هدف
۳) روش نرخ PEG
۴) روش افق محدود (مدل کلاسیک تنزیل سودهای سهام)
۵)روش صنعت
۲-۱-۳-۶-مدل ارزیابی مبتنی بر حسابداری(مدل EBO)
این مدل توسط ادواردز و بل[۷] (۱۹۶۱)، اُهلسن (۱۹۹۵) و اُهلسن و فلتهام (۱۹۹۵) تنظیم شد و به EBO شهرت یافت. طبق این مدل، ارزش بازار سهام یک شرکت(Pi) برابر است با مجموع سودهای مورد انتظار(Et[dt+1]) که با نرخ هزینه سرمایه(r) تنزیل می‏شوند (باتاسن، ۲۰۰۷).
۲-۱-۳-۷- مدل بازده سرمایه و مدل رشد گوردون
مدل رشد گوردون به مدل ارزشیابی رشد دائمی نیز معرف است. در گذشته از این دو رویکرد جهت محاسبه هزینه سرمایه استفاده می‏شده است. اما باتاسن معتقد است که بین بتای بازار و هزینه سرمایه برآورد شده توسط این دو مدل هیچ ارتباطی وجود ندارد. به همین دلیل دیگر از این دو روش در تجزیه و تحلیل‏ها استفاده نمی‏شود (باتاسن، ۲۰۰۷).
۲-۱-۳-۸- مدل نسبت تعدیل شده سود به قیمت
این مدل معیاری است که در گذشته توسط دانشگاهیان و متخصصان حرفه جهت اندازه‏گیری سرمایه استفاد می‏شد و محدودیت‏های فوق را نداشت. در این مدل هزینه سرمایه تابعی از سود پرداختی، نرخ رشد و نسبت سود به قیمت سهام است (همان منبع).
j : شرکت k: نرخ ثابت سود پرداختی سهام
g : نرخ ثابت رشد r : نرخ هزینه سرمایه
EPS : سود هرسهم P : قیمت هر سهم
۲-۱-۳-۹-مدل سود باقیمانده
مدل مذکور از مدل جریانهای نقدی تنزیل شده مشتق شده است. جهت استفاده از این مدل باید رابطه مازاد تمیز(کلیه تغییرات آتی ارزش دفتری ناشی از سود سهام و توزیع سرمایه یا سود خالص می‏باشد) را بهعنوان فرض بپذیریم. مدل سود باقیمانده، ارزش شرکت را به عنوان تابعی از دادههای حسابداری فعلی و پیشبینی شده می‏داند و هزینه سرمایه پیشرویدادی را به عنوان نرخ بازده داخلی‏ای محاسبه می‏کند که برابر است با ارزش فعلی جریان‏های نقدی آتی به قیمت جاری سهام؛ و قیمت سهام نیز برابر است با ارزش فعلی سودهای تقسیمی مورد انتظار آتی (بلاسکو و ترومبتا، ۲۰۰۴ ).
۲-۱-۴- رویکردهای ارزیابی هزینه سرمایه
ما در ادبیات موجود در زمینه ارزیابی هزینه سرمایه به دو رویکرد دست یافتیم:
۲-۱-۴-۱- رویکرد پیشرویدادی[۸] (رویکرد پیشبینی هزینه سرمایه)
در این رویکرد هزینه سرمایه بر اساس داده‏های پیش‏بینی شده در زمان آینده محاسبه میگردد. آن دسته از مطالعاتی که از این روش بهره

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

گرفتهاند، نرخهای بازدهی را برآورد میکنند که بازار به طور ضمنی جهت تنزیل جریانهای نقدی مورد انتظار آتی به کار می‏گیرد. ما به چندین تحقیق برخورد می‏کنیم که رویکرد پیش‏رویدادی را پذیرفته‏اند؛ از جمله، باتاسن(۲۰۰۷)، کلاز و توماس[۹] (۱۹۹۹)، گبهارت[۱۰] و همکارانش(۲۰۰۱)، هیل(۲۰۰۲)، گاد و موهینرم[۱۱] (۲۰۰۲) و ایستون[۱۲] و همکارانش(۲۰۰۲). آنها هزینه سرمایه هر واحد تجاری را به عنوان نرخ بازده داخلی‏ای محاسبه می‏کنند که برابر است با ارزش فعلی جریان‏های نقدی مورد انتظار آتی به قیمت جاری سهام. جهت این امر پیشبینی جریانهای نقدی آتی ضروری است. از آنجایی که عمر شرکت معمولاَ طولانی است و ممکن است چند صد سال به طول بیانجامد، بنابراین نمی‏توان جریانهای نقدی آتی را برای تمام سالهای باقیمانده پیشبینی کرد. از این رو عمر شرکت را به دو دوره تقسیم می‏کنند؛ دوره زمانی اول محدود است و جریان‏های نقدی مورد انتظار در طی این دوره پیشبینی میگردد. در پایان دوره اول ارزش شرکت پیش‏بینی می‏گردد که به ارزش پایانی معروف است. این ارزش پایانی نماینده جریان‏های نقدی مورد انتظار شرکت پس از اتمام دوره اول تا پایان عمر شرکت است. این رویکرد تابع تعابیری همچون پیشبینی جریانهای نقدی و ارزش پایانی می‏باشد (ملتفت، ۱۳۸۹).

You may also like...