پایان نامه های سری سوم

بررسی رابطه بین بازار‌گرائی و عملکرد تجاری در بانک‌ شهر- قسمت ۲۰

مطالعات نشان می‌دهند که از دهۀ ۱۹۸۰ تا کنون بسیاری از کشورهای آفریقایی، در راستای قراردادن اقتصاد خود در مسیر بازارگرائی، تعدیل‌های زیادی را در سیاست‌های کلان اقتصادی خود بوجود آورده‌اند. در بافت اکثر کشورها، اصلاحات بخش مالی در مرکز توجه برنامه‌های تعدیل ساختاری بوده است. تانزانیا به عنوان یک کشور افریقای جنوبی، یکی از کشورهای این قاره است که به دلیل دستیابی به موفقیت‌های نسبی در برنامۀ اصلاحات اقتصادی شایسته تقدیر از سوی بانک جهانی بوده است. بر این اساس لویزا و نوانکو[۳۳] (۲۰۰۲)، در یک مطالعه به بررسی اصلاحات و تغییرات بازار‌محور بخش بانکداری تانزانیا پرداخته‌‍اند. بدین منظور، آن‌ها دیدگاهی تاریخی به فرآیند اصلاحات داشته، محیط نهادی که بازاریابی در آن انجام می‌شود را توصیف نموده و عوامل تسهیل‌کننده و نیز موانع توسعه و تطبیق فرهنگ بازارگرائی را تبیین کرده‌اند.
سیستم بانکداری تانزانیا سه دورۀ اصلی را طی کرده است: انحصار و استعمار، سوسیالیستی، و تعدیل ساختاری در جهت اقتصاد بازارگرا (لویزا و نوانکو، ۲۰۰۲).
اصلاحات بانکداری عمدتأ بازاریابی بانکی را در تانزانیا تحت تأثیر قرار داده است. اکنون بانک‌ها، بازارگرا شده و به رویدادهای بازار توجه دارند. از دیدگاه مدیران، عوامل تسهیل‌کننده توسعه و تطبیق بازارگرائی در بافت تانزانیا عبارتند از (لویزا و نوانکو، ۲۰۰۲):
اصلاحات اقتصادی انجام شده توسط دولت
نظارت مؤثر، مقررات و نقش تسهیل‌کننده بانک مرکزی تانزانیا
آگاهی عمومی فزاینده نسبت به تفاوت محصولات و خدمات ارائه شده در بانک‌های مختلف
به رغم تلاش‌های انجام شده در جهت توسعه و پذیرش فرهنگ بازارگرائی در بخش مالی تانزانیا، این مسأله عاری از مشکل و عوامل بازدارنده نبوده است. برخی از موانع مهم در این زمینه عبارتند از:
موانع مربوط به محیط کلان
تتمه دوره سوسیالیستی
عدم وجود پایگاه‌های داده درجه‌بندی اعتبار
ساختار اقتصادی – اجتماعی ضعیف
فقدان یکپارچگی در خصوصیات سیستم‌های بانکداری
سیستم قانونی محافظه کار ناعادلانه در برابر مشتریان
موانع مربوط به مدیریت بانک
تصمیم‌گیری متمرکز
فقدان ارتباط بین پاداش‌ها و عملکرد خدمات
وجود فرهنگ بی اعتمادی بین مدیران و زیردستان
تأکید و تمرکز بیش از حد به اطلاعات حسابداران در تصمیم‌گیری سطح سیاست‌گذاری
بی توجهی به روابط مشتریان در سطوح بالای مدیریت بانک
فرهنگ کنونی در بانک، مشتریان را به دیده جعل کنندگان می‌نگرد
اجازه هیچ اشتباهی در انجام عملیات داده نمی‌شود
تفاوت فاحشی بین سیاست و عمل در سطوح مختلف در ارتباط با بازارگرائی وجود دارد
واحد بخصوصی برای بازاریابی در بانک وجود ندارد
سایر مسایل شامل: مشکل زبان برخی از کارکنان به ویژه در تعامل با مشتریان خارجی و عدم اتوماسیون کامل برخی از بانک‌ها
موانع مربوط به مشتریان بانک
نگرش و فرهنگ مشتری نسبت به خدمات بانکی
فقدان دانش مشتری در زمینه رویه‌ها، محصولات و خدمات بانکی
مشتریان غیر مسئول
مشتریان کم درآمد
راه‌کارهای پیشنهادی به منظور تحریک موفقیت فعالیت‌های بازاریابی بانک‌ها
تشویق و تقویت پس‌اندازهای بخش خصوصی
تعمیق شبکه شعب
دادن اجازه و تقویت واسطه‌های بیرونی در بازار
ایجاد مکانیزم‌های رویارویی با شوک‌های محیطی
قسمت عمده‌ای از مطالعات انجام شده در دهه‌های اخیر نشان می‌دهند که در یک محیط پویا، بازارگرائی به شرکت‌ها در دستیابی به اهداف استراتژیک‌شان کمک می‌کند. انور و سهیل[۳۴] (۲۰۰۳)، در یک مطالعه به بررسی بازارگرائی مدیران بانک‌های فعال در برونئی پرداخته‌اند. برونئی، کشور کوچکی از جنوب شرقی آسیا و سرشار از ذخائر نفت و گاز است که به دنبال دستیابی به موقعیت ایفای نقش کلیدی در ارائه خدمات مالی در منتطقه می‌باشد. چهار حوزه کلیدی به عنوان متغیرهای اصلی فرآیند تصمیم‌گیری، شناسایی شده و به منظور تحلیل نوع تطبیق و پذیرش بازارگرائی توسط مدیران بانک‌های برونئی مورد استفاده قرار گرفته است. این چهار متغیر شامل تمرکز بر مشتریان، رقابت، بررسی محیطی، و پیاده‌سازی تصمیمات استراتژیک می‌باشند. هرچند که در ابتدا، شش مؤلفه به عنوان متغیرهای مورد بررسی تحقیق در نظر گرفته شده بودند و دو متغیر معنی‌دار تشخیص داده نشده و کنار گذاشته شدند. این دو متغیر شامل میزان استفاده از اطلاعات و توسعه خدمات جدید بودند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که مدیران بررسی شده، از درجات مختلف بازارگرائی برخوردار بوده‌اند (لویزا و نوانکو، ۲۰۰۲).
۲-۱۲ مدل تحقیق

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

You may also like...