تحقیق و پایان نامه

فایل دانشگاهی – بررسی رابطه آگاهی و اعتماد سرمایه گذاران با بهره وری شرکت ها …

– عملکرد در روانشناسی، آن چیزی است که بروز داده می‌شود.
– عملکرد در هنرهای نمایشی، نمایشی است که شامل ایفای نقش یا اعمال و نتایج اعمال است.
– عملکرد، یک قضاوت توسط رقباست (مشکل اینجاست که تعریف کنیم چه کسی قاضی است و بدانیم در چه شرایطی قضاوت صورت می‌گیرد).
لذا می‌توان گفت که عملکرد هم به عمل،هم به نتیجه عمل اشاره دارد. بعبارت دیگر، عملکرد بعنوان عمل امروز که مقدمه تولید مقدار مشخصی از ارزش خروجی فرداست، تعریف می شود.( ,۲۰۱۱ et al ( Carroll
بطور کلی عملکرد سازمانی معیاری برای اندازه گیری میزان دست یابی خوب و موثر یک اقدام بر اهداف تعیین شده تعریف می شود که می تواند به وسیله کارایی و اثربخشی سازمان در دستیابی به اهداف برآورد شود. (استونر، ۱۳۸۶)
عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین، عملکرد سازمانی یک سازه ی کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروفترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران (۲۰۰۲) ارائه شده است: ((فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته)). طبق این تعریف نیز، عملکرد به دو جزء تقسیم می شود:
۱) کارایی که توصیف کننده ی چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است، یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ و
۲) اثربخشی که توصیف کننده ی درجه ی نیل به اهداف سازمانی است .(رهنورد،۱۳۸۷(
در واقع اشخاصی که درون یا بیرون سازمان هستند، می‌توانند تعاریف متفاوتی برای عملکرد ارائه دهند. تعاریف ارائه شده توسط فردی از درون سازمان، بر ایجاد نتایج از طریق اعمال انجام شده تمرکز دارد. در این حالت اگر افراد داخل سازمان، دیدگاههای متفاوتی به عملکرد نداشته باشند، یک تعریف یکتا و مشترک از عملکرد ارائه خواهد شد که در عمل کاری بس دشوار است. در مقابل یک فرد خارج از سازمان به شاخص های عمومی بر مبنای تعاریف آماری محتمل و از قبل تعریف شده نظیر آنچه در آنالیزهای مالی پیدا می‌شود، نظر دارد و کارهای واقعی سازمان در جعبه سیاه باقی خواهد ماند. در این صورت تعریف عملکرد توسط چنین فردی، بر پیش‌بینی اعمال و نیز بر تخمین احتمال نتایج مشخص آینده تمرکز دارد. ( Patton, 2010)
معیارهای اندازه گیری عملکرد را با توجّه به مفاهیم حسابداری و مفاهیم اقتصادی میتوان به دو دسته حسابداری و اقتصادی تقسیم کرد. در معیارهای حسابداری، عملکرد شرکت با توجّه به داده های حسابداری ارزیابی میشود. در حالی که در معیارهای اقتصادی، عملکرد شرکت با توجّه به قدرت کسب سود دارایی های موجود وسرمایه گذاری بالقوه وباعنایت به نرخ بازده ونرخ هزینه سرمایه ارزیابی میگردد.(صفدری،۱۳۹۱)
عملکرد مالی عبارت از اندازه گیری پولی نتایج فرایندها و عملیات شرکت مانند بازگشت سهام، دارایی، سرمایه گذاری و غیره (Ahmad khan et al., 2012)
ارزیابی عملکرد
باظهور شرکت‌های بزرگ و شکل‌گیری مبحث عظیم جدائی مالکیت از مدیریت و ایجاد یک تضاد منافع عظیم بین مالکان و مدیران، ارزیابی عملکرد مالی شرکت‌ها و مدیران و رهبران آنها از موضوعات مورد توجه اقشار مختلف مثل اعتباردهندگان، مالکان دولت و حتی مدیران است. از نظر سهامداران نیز میزان افزایش ثروت چه از طریق افزایش قیمت و ارزش شرکت و چه از طریق سود نقدی حائزاهمیت است. این ارزیابی‌ها از نظر مدیران به لحاظ ارزیابی عملکرد خودشان و سایر بخش‌ها و نیز میزان پاداش صحیحی که به آنها پرداخت می‌شود و حق مسلم آنها است اهمیت اساسی دارد. از نظر دولت‌ها این ارزیابی‌ها برای رسیدن به سه هدف تخصیص بهینه منابع به‌عنوان هدف اصلی، توزیع عادلانه درآمد و تثبیت شرایط اقتصادی با مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی حائزاهمیت است.(Shun Wang, 2011)
از سالها قبل ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها بخش عمده ای از مباحث حسابداری و مدیریت، اقتصاد و … را تشکیل داده است. اصولا عملکرد با هدف رابطه مستقیمی دارد. ارزیابی عملکرد؛ یعنی اندازه گیری این مطلب که شرکت تا چه میزان به اهداف تعیین شده در برنامه های خود دست یافته است. نتیجه حاصل از ارزیابی عملکرد، خود هدف نیست؛ بلکه ابزاری برای پیش بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوّت و برطرف کردن نقاط ضعف شرکت است .ارزیابی عملکرد شرکت بدون مدنظر قراردادن ویژگیهای تجاری و شرایط حاکم بر بازار کالاها و خدمات آن است. در بحث ارزیابی عملکرد معمولا این سؤال مطرح می شود که کدام یک از معیارهای ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است. اصولا یک شاخص مطلق و ایده آل برای سنجش عملکرد مالی شرکت ها وجود ندارد. ارزیابی عملکرد مالی شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای تا حد امکان پذیرفته شده ای استفاده شود که جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعّالیتها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجّه قرار می دهد(Ferguson et al,2007)
۲-۲-۶) رویکردهای موجود پیرامون معیارهای عملکرد و بهره وری
از دیرباز تاکنون مطالعات بسیاری به معیاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها و مدیران و به منظور اطمینان یافتن از همسویی حرکت شرکت با منافع سرمایه گذاران بالفعل و مبنایی برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی سرمایه گذاران بالقوه و اعتبار دهندگان صورت پذیرفته است.
نتیجه های به دست آمده از این مطالعات به ارائه چهار رویکرد در رابطه با معیارهای عملکرد به شرح زیر انجامیده است:
نمودار ۲-۱ : رویکردهای ارزیابی عملکرد
رویکرد حسابداری:
همیشه عملکرد با هدف رابطه مستقیم داشته است اگر مدیران شرکتها بتوانند سود یا ارزش شرکت را افزایش دهند، دارای عملکرد مطلوبی خواهند بود و به هدف خود رسیده اند ولی باید دید مقدار این افزایش چقدر باید باشد تا کافی یا مطلوب به نظر برسد. برای رفع این مشکل میتوان ارقام مشابه مربوط به سالهای مختلف عملکرد واحد تجاری را با هم مقایسه کرد و با نتایج حاصل از فعّالیت واحد تجاری را با نتایج مربوط به سایر واحدهایی که در صنعت مورد نظر فعّالیت میکنند مورد مقایسه قرار داد. در ارزیابی عملکرد با استفاده از رویکرد حسابداری معمولا از اطلاعات مندرج در صورت های مالی شرکتها استفاده میشود.
در این رویکرد از ارقام مندرج در صورتهای مالی نظیر سود، سود هر سهم، جریانهای نقدی عملیاتی، بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام جهت ارزیابی عملکرد استفاده می شود.(انصاری و کریمی،۱۳۸۷)
رویکرد مدیریت مالی:
این رویکرد برگرفته از دانش مدیریت مالی میباشد و مدّعی است که با استفاده از نظرات و تکنیکهای مطرح شده در آن میتوان عملکرد مدیران واحدهای تجاری را مورد ارزیابی قرار داد. از جمله میتوان به مدلهای مختلف قیمت گذاری اشاره کرد که از طریق آنها میتوان انواع داراییها مثل اوراق بهادار، زمین، اثاثیه و ساختمان را ارزش گذاری کرد وهمچنین با استفاده از آنها میتوان بازده سرمایه گذاریها را نیز تعیین کرد. یکی از مهمترین مدلهای ارزشگذاری در دانش مدیریت مالی مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای(CAPM) است. از طریق مقایسه بازده سرمایه گذاری ها(که با توجّه به مدل فوق به دست آمده است) با نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران، می توان عملکرد واحدهای تجاری را مورد ارزیابی قرار داد. همچنین با مقایسه نرخ بازده مورد انتظار و نرخ بازده مورد درخواست سرمایه گذاران می توان عملکرد آینده مدیران را مورد ارزیابی قرار داد. طبق این رویکرد، در صورتی که نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران بیشتر باشد، میتوان گفت که عملکرد مدیران مطلوب بوده است و در صورتی که نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کمتر باشد میتوان اینگونه فرض کرد که عملکرد مدیران مطلوب نبوده است.
مطابق با این رویکرد، اغلب از تئوریهای مدیریت مالی نظیر الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای(CAPM) و مفاهیم ریسک و بازده استفاده می شود. تتاکید اصلی این رویکرد بر تعیین بازده اضافی هر سهم می باشد.(انصاری و کریمی،۱۳۸۷)
رویکرد اقتصادی:
بر اساس این رویکرد که در آن از مفاهیم اقتصادی استفاده می شود، عملکرد واحد تجاری با تاکید بر قدرت سوداوری دارایی های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه به کار رفته ارزیابی می شود.ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش افزوده بازار در این گروه جای دارند.(انواری رستمی و همکاران،۱۳۸۳)
رویکرد تلفیقی:
در این رویکرد ترکیبی از اطلاعات حسابداری و بازار برای ارزیابی عملکرد به کار می رود مانند نسبت کیو توبین(Tobins q) و نسبت قیمت به سود (P/E).(ملکیان و اصغری،۱۳۸۵)
۲-۲-۶-۱) معیارهای ارزیابی عملکرد مالی
استفاده کنندگان گزارشهای مالی با استفاده از معیارهای مختلف، عملکرد شرکت را ارزیابی میکنند. روشهای متعددی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که بطور کلی می توان آنها را به دو دسته مدلهای حسابداری و مدلها ی اقتصادی تقسیم کرد. (مهدوی و حسینی ازان آخاری، ۱۳۸۷)
معیارهای عملکرد حسابداری
معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد بر صورت سود و زیان و ترازنامه تاکید دارند؛ بدین معنی که یک جریان خروجی وجه نقد می تواند به عنوان هزینه در صورت سود و زیان و با به عنوان یک دارای سرمایه ای در ترازنامه منعکس شود که نتیجه آن رائه صورت سود و زیان و ترازنامه متفاوت ناشی از به کارگیری رویه های مختلف است. نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، بازده داراییها و سود هر سهم از جمله معیارهای عملکرد حسابداری به شمار می روند که در ادامه به شرح هریک پرداخته می شود. (آذربایجانی و همکاران، ۱۳۹۰)
نسبت بازده حقوق صاحبان سهام
در بین معیارهای عملکرد حسابداری، بازده حقوق صاحبان سهام از رطرفدارترین و پرکاربردترین معیارهای عملکرد حسابداری است. برخی محققان امکان تفکیک بازده حقوق صاحبان سهام به نسبتهای سوداوری، گردش دارایی و اهرم مالی به واسطه تحلیل دوپونت را دلایل شهرت این معیار در بین تحلیلگران، مدیران مالی و سهامداران برشمرده اند. فرمول محاسبه بازده حقوق صاحبان سهام و نسبتهای مستتر در آن به صورت زیر است (De Wet & Du Toit):
 
بازده حقوق صاحبان سهام: ROE
سود خالص: NI
فروش:Sales
ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام:Equity
بازده حقوق صاحبان سهام گویای این است که چه میزان بازدهی به وسیله سرمایه گذاران بابت وجوه سرمایه گذاری شده توسط آنان ایجاد شده است. استفاده از این معیار در بخشهایی که مدیران در تصمیمهای مرتبط با تحصیل داراییها، خرید، جنبه های اعتباری، مدیریت وجوه نقد و سطح بدهیهای جاری نفوذ زیاد دارند، مناسب است. بازده حقوق صاحبان سهام نشان دهنده هزینه واقعی استفاده از پول است. در مواردی که هزینه فرصت تصمیم گرفته شده با هزینه وجوه به کار گرفته شده برابر نباشد، مدیر تمایل پیدا می کند به گونه ای عمل کند که بیشترین منافع برای مالکان ایجاد شود و پروژه هایی را با هدف بیشینه ساختن معیار عملکرد انتخاب کند.(Kang et al., 2002)
نسبت بازده داراییها

حتما بخوانید :   تاثیر آموزش انسان گرایی بر باورهای ارتباطی ، رضایت زناشویی و شادکامی زوجین ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

You may also like...