پایان نامه پردازش اطلاعات-پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه

اندیشه تازه دیگری به ذهن او نمی رسد.در این مرحله می توان به یادداشتهای خود مراجعه و از راه حلهایی که ظاهرا غیرعملی یا خیال پردازانه است,صرف نظر نمود.اندیشه های مشابه را کنار هم گذاشت و به اندیشه هایی که برای روشنتر ساختن آن به اطلاعات یا به تفکر بیشتر نیاز است,توجه بیشتری کرد.در این مرحله مدیر می تواند نتایج مرحله ای را که طی آن خلاقیت و نوآوری فکری داشته,منظم کند.
4-قضاوت

در این مرحله مدیر می تواند همه توان خود را برای نقد و بررسی افکار خود به کار گیرد و فهرست اندیشه هایی را که به ذهنش رسیده است,با دقت مورد آزمایش قرار دهد.این اندیشه ها را ارزیابی کند.اندیشه هایی را که به نظر می آید ناکافی هستند,کنار گذارد تا بهترین اندیشه های او که امکان عملی شدن آن وجود دارد و او می تواند از آن برای حل مشکل خود یا نیل به هدفهای مورد نظر استفاده کند,در فهرست اندیشه های خود باقی گذارد.باید توجه داشت که مرحله نقد و انتقاد و قضاوت درباره اندیشه ها,اهمیت زیادی دارد.اگر نقد و بررسی یا قضاوت درباره اندیشه ها در مرحله دوم انجام گیرد,در آن صورت خلق اندیشه های گوناگون متوقف خواهد شد.
برای دستیابی به تفکرخلاق نمی توان مراحل چهارگانه این فرایند را کوتاه تر کرد.در این مورد باید گفت هر چند ذهن آدمی غالبآ با ظرافت بسیار از یک مرحله به مرحله دیگر وارد می شود,اما خلق اندیشه های بدیع و بکرکه در مرحله دوم انجام می گیرد,باعث می شود تفاوت بین یک نفر نابغه با فرد دیگری که فقط باهوش است مشخص شود.در حقیقت این تفاوت تفاوتی است بین یک نفر آغازگر با فردی که پیرواست. تفاوتی است بین یک فرد موفق و یک فرد ناموفق (ساعتچی ,1378,ص249-247)
تفکر بدون نقطه آغازمعین(آفرینندگی)
آفرینندگی نوعی حل مساله است.اما از چند جهت می توان میان آفرینندگی و حل مساله تفاوت قایل شد.
1-حل مساله جنبه عمومی تری از آفرینندگی دارد زیرا فرد در فعالیتهای آفریننده غالبآ علایق و خواستهای شخصی خود را مد نظر قرار می دهد و بیشتر از زمانی که به حل مساله می پردازد,آزادی عمل دارد.
2-افراد آفریننده نه تنها به حل مساله می پردازند,بلکه به خلق مسایل هم اقدام می کنند.از این رو می توان گفت در آفرینندگی نقطه آغاز معینی وجود ندارد,بلکه فرد می تواند در جریان اندیشیدن از هر کجا که می خواهد شروع کند.
3-ویژگی مهم دیگر آفرینندگی که آنرا از حل مساله متمایزمی سازد,تازگی محصول فکر است.تفکر خلاق در پی کشف و ابداع راه های جدید است.البته عناصرتفکر خلاق کاملا ابداعی و نو نیستند بلکه گاهی نیز از پیش موجودند.اما ویژگی تفکر خلاق ترکیب ها و تعبیرهای بدیعی است که از این عناصربرمی آید.(غضنفری ,1378,ص16)
تفکر دارای نقطه آغازمعین(استدلال )
نوع دیگر تفکر که به آن استدلال گفته می شود,از نقطه معینی آغاز می شود و هدف مشخصی را دنبال می کند.استدلال از مباحث منطق است و می توان آن را تفکر منطقی نیز نامید.استدلال , تنظیم و تالیف سلسله ای از قضایا برای کشف قضیه ای مجهول است.استدلال دو نوع است:قیاس واستقرا
الف)قیاس
در استدلال قیاسی از مجموعه ای از قضایا نتیجه ای استنباط می شود.سقراط انسان است.هر انسانی فانی است .پس سقراط فانی است.در این مثال دو قضیه مقدماتی (مقدمه کبری و مقدمه صغری ) و یک نتیجه وجود دارد.فانی شدن سقراط که نتیجه ای جزئی است و از اصل کلی انسان فانی است,بدست می آید.ویژگی استدلال قیاسی این است که به واسطه آن نتیجه ای جزئی از اصلی کلی بدست می آید.
ب)استقراء
در تفکر استقرایی ذهن از گردآوری امور جزئی به نتیجه ای کلی می رسد.روش استقرایی همان روش رایج در علوم تجربی است که از گردآوری رویدادهای مشخص به قوانین کلی می رسد.در این روش از استدلال, معمولآ از تعدادی موارد محدود و معین نتیجه ای کلی بدست می آید که به دیگر موارد مشابه نیز تعمیم می یابد.(همان منبع )و بالاخره اینکه آن چه در فرایند مدیریت باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد,تفکر نوع چهارم است .یعنی وقتی که فرد با مشکل یا مساله خاصی مواجه می شود,آن مشکل یا مساله را وارسی کند و به راه های حل آن بیندیشد تا قدرت ابتکار و ابداع در او به وجود آمده و تقویت گردد.با چنین تعبیری می توان گفت :تفکر عبارتست از فعالیتهای جهت دار ذهن برای حل مساله. به عبارت دیگر اندیشیدن و تفکر به آن نوع فعالیت یا رفتار ذهنی گفته می شود که به حل مساله ای متوجه باشد.(شعبان , حسن,1372)
2-1-4-2 خصوصیات تفکر
برای تفکر 5 ویژگی به شرح زیر ذکرکرده اند:1-برخورد با مساله 2-تفکر به عنوان عکس العمل 3-جنبه تجریدی تفکر4-هدف معین 5-جهت
تفکر اساسی وقتی شروع می شود که فرد با مساله یا مشکلی برخورد کند و نتواند راه حل ثابت و مشخصی را در تجربیات قبلی خویش پیدا کند.در این صورت باید بکوشد تا راه حل مناسب را دریابد و با اجرای آن مشکل را از میان بردارد.تفکر مانند سایر گونه های رفتار فرد,عکس العملی است که در مقابل موقعیتهای مختلف با مسایل گوناگون از فرد سر می زند.قبلآ گفته شد که تفکر نوعی رفتار پنهان است و تفاوت دیگر تفکر با سایر انواع رفتار,مربوط به محرک آن است.تفکر طبعآ جنبه تجریدی دارد و جزء اعمال غیر قابل مشاهده است.ولی تحقیقات نشان می دهد که در حال تفکر,آثاری در چهره و فعالیتی در عضلات و اعصاب بوجود می آید و در جریان تفکر آنچه را که فرد انجام می دهد در جهت و مسیر معینی قرار دارد.
تفکر حرکتی است از طرف مساله به سمت راه حل .بنابراین حل مساله جهت فعالیتهای فرد را در موقع تفکر مشخص می سازد.در جریان تفکر معمولآ فرد می خواهد مشکل یا مساله ای را که مانع رسیدن به هدف است از میان برداشته و خود را به هدف نزدیکترکند.محرک اساسی فرد در تفکر,هدف مشخصی است که وی می خواهد بدان برسد.(شریعتمداری ,1363,ص379)
هیدگر هشدارهای جالب و لحن سخت و خشنی دارد.او می نویسد:
((بیایید خود را فریب ندهیم,همه ما از جمله آنان که تخصصی فکر می کنند اغلب به اندازه کافی به فقر دچاریم .همه ما در فکر کردن بسیار سهل انگاریم .بیفکری زائری مرموز و زیرک است که در جهان امروز در همه جا حضور دارد.زیرا در این روزگار ما همه چیز را به سریعترین و منحط ترین وجه تلقی می کنیم ,فقط برای اینکه فورآ و آنآ فراموش کنیم .))
او به یک نوع تفکر حضوری معتقد است و می گوید:
((تفکر حضوری دارای این شجاعت و جرات است که حقیقت پیش فرضها و غایات ما را به عنوان امری که بیش از هر چیز در خور تفکر است, مورد سوال و پرسش قرار دهد.))
به عبارت دیگر تفکر حضوری تفکری است که هرگز از روی خودرایی به نتایجی که درگذشته به دست آورده اکتفا نمی کند و به آن قانع نمی شود و پیوسته از نو هر چیز و هر کس را مورد پرسش قرار می دهد,صاحب چنین تفکری هرگزبا لبخند رضایت آمیزنمی گوید: اکنون دیگر کافی است و به پاسخ درست و لازم دست یافته ایم ,بلکه بر عکس همواره در راه راست و از تعمق باز نمی ماند و هرگز نقطه پایانی برای خود قایل نمی شود.(هرسل , ادموند,جوزی وهمکاران ,1378,ص5-164)
به هرحال در این پژوهش ما در پی یافتن مفهوم صحیحی از تفکرمنطقی یا ذهن فلسفی هستیم که در بخش بعدی به خصوصیات ذهنیت فلسفی خواهیم پرداخت.
2-1-4-3 نظریه های فلسفی و روانشناختی تفکر
نخستین روانشناس تجربی ونت (1920-1832)و تیچنر (1927-1867)که روانشناسی آنان به روانشناسی ساخت گرایی شهرت یافته,تفکر را تجربه ذهنی یا محتوی هوشیاری می دانستند.این معنای تفکر مترادف با توجه کردن است.ساختگرایان به شدت تحت تاثیر فیلسوفان تجربه گرای انگلیسی مانند جان لاک دیویدهیوم و جورح بارکلی بودند.آنان نیز مانند این تجربه گرایان بر این باور بودند که احساسات بیرونی پایه ریزهمه دانشها و تمامی فعالیتهای فکری و ذهنی انسان است .کارکردگرایان نیز چون ساختگرایان تفکر را تجربه ذهنی یا محتوی هوشیاری می دانستند.با این تفاوت که آنها بر نقش یا کارکرد هوشیاری تاکید و علاقه بیشتری داشتند.در همین رابطه رفتارگرایان واحدهای محرک پاسخ را عناصراصلی تمامی فعالیتهای انسان می دانند و تفکر را نیز بر حسب همین واحدهای رفتاری توجیه می کنند.روانشناسی شناختی شاخه ای ازعلم است که درک و فهم تفکر آدمی,تحول شناخت و فرایندهای ذهنی را مطالعه می کند.روانشناسی شناختی فعلی حاصل پیشرفت در زمینه های گوناگون چون فلسفه,زبان شناسی ,روان شناسی زبان,عصب شناسی و کامپیوتراست.مهمترین نظریه جدید روانشناسی شناختی نظریه خبرپردازی یا پردازش اطلاعات است که زیربنای آن نظریه خبر است.در نظریه های خبرپردازی نوین,تفکر تقریبا به معنای شناخت بکار می رود و این دو مفهوم از لحاظ ماهیت به یکدیگر بسیار نزدیکند.با وجود این می توان تمایزهایی را میان آنها قایل شد.شناخت غالبآ به دانش یا فرایند دانش اندوزی اشاره دارد,در حالیکه تفکر به فرایندهایی گفته می شود که از طریق آنها دانشها اندوخته شده با هم مقایسه و ترکیب می شوند و دانشهای تازه ای را به وجود می آورند.(غضنفری,فصلنامه مصباح ,ص7-6)
بیشتر فیلسوفان درباره ماهیت تفکر نظریه پردازی کرده اند.در اینجا دو نظریه معارض فلسفی درباره تفکر اشاره می شود.
رنه دکارت فرانسوی (1650-1569)به تمایز ذهن و جسم قایل بود و باور داشت که ذهن جوهری فراطبیعی است که با جسم مادی کنش متقابل دارد.تفکر را صفت ذهن می دانست و نه صفت جسم.دکارت رفتار موجودات را به رفتارهای عادی و غیرعادی تقسیم می کرد.به نظر وی رفتار ارادی از تعقل و تفکر سرچشمه می گیرد و منشا آن مادی و غیر مکانیکی است.در مقابل او رفتار غیرارادی را کاملا مکانیکی می دانست.درست به همان گونه که حرکت اشیاء بی جان مکانیکی است.دکارت اولین کسی بود که برای نخستین بار مفهوم قوس انعکاسی را به عنوان رفتارهای مکانیکی مطرح کرد.توماس هابز (1679-1588)نیز مانند دکارت معتقد بودکه عمل ارادی از فعالیتهای ذهنی و فکری ناشی می شود.اما بر خلاف دکارت مدعی بود فعالیتهای ذهنی نیز می توانند با قوانین مکانیکی تبیین شوند.هابز نظریه مکانیکی دکارت را به همه اعمال آدمی گسترش داد.در باور هابز فکر کردن مانند محاسبات عددی است,اما تفکر به منظور ایجاد اندیشه های تازه,تفکیک اندیشه ها از یکدیگر,مقایسه اندیشه ها با هم و از این قبیل است.او بر این باور بود که ((ماده ))می تواند فکر کند و بنابرین می توان ماشینهایی ساخت که قادر به فکر کردن باشد.(همان منبع )

مطلب مشابه :  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی

2-1-5 ذهنیت فلسفی Philosofical Mindeness
کسب تفکر و احساس فلسفی را می توان تقریبآ با یادگیری و ویژگیهای لازم برای نیل به مقام یک فروشنده خوب مقایسه کرد. فروشنده خوب صرفآ خصوصیاتی نیست که به شخصی که اساسآ فروشنده ضعیفی است,اضافه شده باشد.بسیاری از شرکتهای بزرگ متوجه شده اند که برای شخص فقط اطلاعات از تکنیکهای صحیح و مناسب فروش کافی نیست .در واقع یک فروشنده خوب با یک فروشنده ضعیف متفاوت است و این تفاوت با مسایلی از قبیل خصوصیات مزاجی,نگرشها و شخصیت او ارتباط دارند.مطالعات و تحقیقاتی در رابطه با ویژگیهای مزاجی و شخصیتی فروشندگان موفق صورت گرفته است.کسانی که واجد چنین ویژگیهایی باشند,برای آموزش عملی در خصوص تکنیکهای فروش محصولات شرکت برگزیده می شوند.
اینجاست که احتمالآ موفقیت بیشتری پیش بینی و حاصل خواهد شد.هر کس که بطور جدی در پی کسب تفکر فلسفی باشد,باید بداند که در صورت موفقیت به فرد دیگری تبدیل خواهد شد.در این حال طرز فکر او ممکن است اندیشه های متداول را مورد تهدید قرار دهد.بنابراین ما نباید نگران منسوخ شدن عقاید و نگرشهای نامناسب و کهنه باشیم .احتمال اینکه تغییرات آنقدر عمیق و اساسی و سریع باشند که باعث از دست رفتن هویتمان گردند بسیار ضعیف است.فیلیپ اسمیت در تعریف خود از ذهن فلسفی چنین بیان می دارد:ذهنیت فلسفی عبارتست از نوعی قدرت انتظام یا حالت ذاتی,نمایی از رفتار(اسمیت ,بهرنگی,1370,ص71)

2-1-5-1ابعاد ذهنیت فلسفی
فرد دارای ذهن فلسفی خصوصیاتی از خود نشان می دهد که ممکن است در سه بعد مرتبط به هم متجلی شوند.اسمیت این سه بعد مهم را جامعیت,تعمق و قابلیت انعطاف نامیده و برای آنها خصوصیاتی به شرح ذیل قایل شده است .

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : مهارت های زندگی-فروش و دانلود پایان نامه

الف ) جامعیت Comprehensiveness
1-نگریستن به موارد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع
2-ارتباط دادن مسایل آنی به اهداف درازمدت
3-بکار بردن قوه تعمیم
4-شکیبایی در تفکرات عمیق نظری

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب) تعمق/ ژرفاPenenteration
1-زیرسوال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود
2-کشف و تدوین بنیادها
3-کاربرد حساسیت برای اموری که دارای معانی ضمنی و رابطه ای هستند.
4-مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی – قیاسی

ج) قابلیت انعطاف Flexability
1-رها شدن از جمود روانشناختی
2-ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منابع آنها
3-دیدن مسایل یا جهات متعدد آن و ایجاد جانشینهایی برای فرضیه ها,جنبه های مورد نظر,انتظارات و غیره
4-شکیبایی در قضاوت موقت و مشروط
باید خاطر نشان کرد که این نشانه ها و خصوصیات,علایمی هستند که فرد در تفکر از خود نشان می دهد.آنها بیش از آنکه خصوصیات تفکر فرد باشند,خصوصیات آن فرد هستند.این تمام فرد است که فکر می کند .همه خصوصیاتی را که می خواهیم پیرامونش بحث کنیم دارای یک قالب عقلانی هستند.از آن روست که فرد را از دریچه تفکر و رفتارعقلانی می نگریم .این تمیزآن موقعی که به افراد برای رشد این خصوصیات تاکید می ورزد,اهمیت بیشتری می یابد.(همان منبع ,ص72-71)

2-1-5-2 جامعیت
1-نگریستن به موارد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع
در این رابطه برت نی نوس می گوید:چندی پیش داشتم درباره گرایش بشر به تفکر به آینده بصورت نقطه های کوچک و نامتصل فکر می کردم.چطور است که ما تا این اندازه به پیش بینی کردن و برآورد جهتها تمایل داریم اما کمتر وقتمان را صرف کنار هم گذاشتن این قطعات و تفکر درباره نحوه ارتباط آنها با یکدیگرمی کنیم .آیا این که رهبران غالبا به نظر می رسد که درختان رامی بینند اما جنگل را نمی بینند,تعجب ندارد؟آنچه اهمیت دارد قالب است نه نکته های آن به خصوص این که در ارائه یک بصیرت جدید برای سازمان قالب و الگو اهمیت دارد.این خط فکری قطعه شعر کوتاهی را به من الهام نمود که چنین نوشتم :

تصویر بزرگ
تمامی تصویر را ببین,عدسی را میزان کن
تا ستاره ها را در دوردست ببینی
بگذار تا تمام نورها و سایه های زندگی
به زاویه باز دیدت راه یابند
تمام تصویر را ببین,چشم فکر را متمرکز کن
مانند نورافکن بر روی صحنه داخل
تنها با چشمان کاملآ بسته
می توان به بصیرت روشن دست یافت
تمامی تصویر را ببین
تمامی لبه ها را خوب نگاه کن
شاید معنی در مرکز نباشد
زیرا مجسمه با خطوط دورش هویدا می شود
و دریا با ساحلش تعریف می گردد
تمامی تصویر را ببین,رویاها را بکاو
رویاهای رویابینان و خردمندان بزرگ را

همچون

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید