پایان نامه روانشناسی با موضوع : مهارت های زندگی-فروش و دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اضطراب و … ارتباط دارد. به همین دلیل کسب تسلط بر مهارت تصمیم گیری موثر بسیار ضروری و مفید است (محمدخانی، 1383). هر نوع تصمیم گیری دارای دو ویژگی مهم است. اول اینکه فرد بر اثر قرار گرفتن در موقعیتی خاص ملزم به تصمیم گیری باشد، دوم آنکه بیش از یک راه برای گشایش مشکل در اختیار تصمیم گیرنده قرار داشته باشد تا فرد بر اساس اطلاعات و بررسی های خود بتواند تصمیم مناسبی را اتخاذ نماید (شفیع آبادی، 1384).
تصمیم گیری در واقع عبارت است از انتخاب یکی از حالت های جایگزین که واجد بیشترین محاسن یا در واقع بیشترین احتمال عملی شدن است. تصمیم گیرنده نه بر مبنای حدس بلکه بر اساس اطلاعات آمار و حقایق عینی و بر اساس یک چارچوب عقلانی و منطقی تصمیم می گیرد. علت دشواری اخذ تصمیم آن است که گفتن بله به یک انتخاب، به منزله ی گفتن نه به بقیه ی انتخاب هاست. تصمیم گیری زمانی ضرورت می یابد که برای انجام یک کار یا دستیابی به یک هدف بیش از یک راه وجود داشته باشد ( فتحی، 1385).
مهارت های لازم جهت تصمیم گیری موثر
برای یک تصمیم گیری مطلوب فرد باید به توانایی های خاصی مجهز شود این مهارت ها عبارتند از:
مهارت های خودآگاهی
مهارت های تفکر خلاق و انتقادی
مهارت های حل مسأله
مهارت های جمع آوری اطلاعات
مهارت های ارزیابی پیامد ها
مهارت های ارزشیابی اطلاعات
مهات های تجزیه و تحلیل برای بررسی خطرات احتمالی
مهارت های درک ارزش های فردی و خانوادگی
مهارت های انتخاب هدف و روابط بین فردی (محمدخانی، 1383 و طارمیان، 1383)
شیوه های مختلف تصمیم گیری
سازمان بهداشت جهانی، شیوه های مختلف تصمیم گیری را به صورت زیر تقسیم بندی می کند:
تصمیم گیری احساسی: مبنای این انتخاب این است که احساس فرد چه چیز را درست می داند؟ در اینجا تأکید بر حس درونی، ترجیحات ذهنی و ارزش هاست. ملاک این است که فرد چه حسی دارد نه اینکه چه فکری دارد.
تصمیم گیری اجتنابی: فرد یا لزوم تصمیم گیری را انکار می کند یا امیدوار است همه چیز خود به خود درست شود یا به تکنیک های به تاخیر انداختن مثل امروز و فردا متوسل می شود. در اینجا هدف حفظ آسایش روان شناختی کوتاه مدت است.
تصمیم گیری تکانه ای: فرد به سرعت و بر مبنای اتفاقات ناگهانی تصمیم می گیرد و هیچ گونه ارزیابی منطقی از حقایق ندارد.
تصمیم گیری مطیعانه: فرد بر اساس انتظارات دیگران تصمیم می گیرد. ویژگی اصلی این شیوه انفعال است. فرد اجازه می دهد دیگران برای وی تصمیم بگیرند.
تصمیم گیری گوش به زنگی: فرد به قدری برای تصمیم گیری دچار اضطراب می شود که کارایی وی برای یک تصمیم خوب کاهش می یابد. در اینجا فرد نمی تواند اطلاعات مربوطه را ارزیابی کندو به قدری در جزئیات فرو می رود که اصل را از دست می دهد.
تصمیم گیری اخلاقی: مبنای تصمیم یک منبع اخلاقی است که می تواند به تعلیمات مذهبی مربوط باشد یا اگر فرد مذهبی نباشد شخص بر اساس اصول اخلاقی تصمیم می گیرد.
تصمیم گیری منطقی: فرد به طور بیطرفانه و منطقی تمامی اطلاعات مهمی که به تصمیم مربوط است را ارزیابی می کند و سپس با توجه به اهداف خود بهترین انتخاب را بر می گزیند (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه ی فتی و همکاران، 1385).
مراحل تصمیم گیری
مراحل تصمیم گیری اگرچه از نظر پایه و اساس تقریبا یکی است اما هریک از کارشناسان تعداد مدل های متفاوتی را جهت تصمیم گیری معرفی کرده که به سه مدل اشاره می شود.
مرا حل تصمیم گیری منطقی:
مرحله ی بازشناسی: این مرحله شامل درک و بازشناسی نیاز به تصمیم گیری در یک موقعیت خاص است. معمولا یک مشکل یا یک موقعیت ما را وادار می کند که نیاز به تصمیم گیری را درک کنیم.
مرحله ی جمع آوری اطلاعات: تمامی اطلاعات لازم جهت مواجهه با موقعیت را گرد آوری می کنیم.
مرحله ی ارزیابی: مزایا و معایب انتخاب های مختلف و کل موقعیت را مورد ارزیابی قرار می دهیم.
مرحله ی انتخاب: از بین راه ها ی مختلف یکی را انتخاب می کنیم.
مرحله ی اجرا: راه حل انتخاب شده را اجرا می کنیم (محمدخانی، 1383).
البرز (1386) نیز در فصل دوم پایان نامه ی کارشناسی ارشد خود مراحل تصمیم گیری منطقی را بصورت 7مرحله نشان داده است:
مواجه شدن با موقعیت تصمیم گیری

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خلق حق انتخاب ها و جمع آوری اطلاعات
ارزیابی پیامد های پیش بینی شده
متعهد کردن خود به یک تصمیم
طرح ریزی برای چگونگی اجرای تصمیم
اجرای تصمیم
ارزیابی پیامد های واقعی اجرای تصمیم
بطور کلی تصمیم گیری دارای چهار مرحله ی اساسی و پایه به شرح زیر است:
مرحله ی اول: مسأله یا موقعیتی که می خواهید درباره ی آن تصمیم بگیرید، را مشخص کنید.
مرحله ی دوم: همه ی راه حل های مسأله یا موقعیت را در نظر بگیرید.
مرحله ی سوم: مزایا و معایب هر کدام از راه حل ها را مورد بررسی قرار دهید.
مرحله ی چهارم: تصمیم خود را بگیرید. هر راه حلی که در آن شرایط زمانی و مکانی، مزایای آن بیش تر از معایبش بود بهترین راه حل می باشد (محمدخانی، 1383).
مهارت تفکر خلاق
خلاقیتدر لغت مترادف با آفرینندگی و داشتن تفکر خلاق است و به معنای استعداد و توانایی پیدا کردن راه حل تازه برای حل یک مشکل، یا سبک و روش های نو برای تغییرهای هنری (معین، 1376 و شعاری نژاد، 1375).
تعریف خلاقیت
برای خلاقیت تعریف مشخص و دقیقی به دست نیامده، بلکه صاحب نظران دارای رویکردهای متفاوت آن را به گونه های مختلف تعریف کرده اند. به عنوان مثال گانیه خلاقیت را نوعی حل مسأله و بالاترین سطح یادگیری می داند و در نظریه ی گیلفورد خلاقیت بر حسب تفکر واگرا تعریف می شود (سیف، 1379).
خلاقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلا حل آن ها را نیاموخته است. در واقع نتیجه ی یک کار با ارزش که در یک زمان خاص مفید و رضایت بخش باشد را خلاقیت محسوب می کنند. علاوه بر تازگی، تناسب و ارزشمندی و اکتشافی بودن نیز ملاک خلاقیت است (فتحی، 1385).
خلاقیت توانایی تفکر در مورد پدیده ها به صورت تازه و غیر معمول و ارائه ی راه حل های بی مانند به مسائل است (سانتراک ، 1385).
نظریه های خلاقیت
نظریه ی روان تحلیلی: خلاقیت در نتیجه ی تعارضی است که در ذهن ناخودآگاه ایجاد شده است. در صورتی که این ذهن ناخودآگاه راه حلی برای این تعارض بیابد و این راه حل با ایگو هماهنگی داشته باشد می تواند رفتاری خلاق باشد، اما اگر با ایگو در تضاد باشد منجر به روان نژندی خواهد شد (اگراول، 1995؛ نقل از دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی تداعی گرایی: تفکر خلاق عبارت از فعال کردن ارتباطات ذهنی است و تا آن جا ادامه می یابد که یا ترکیب درست، خود را بروز دهد و یا شخص دست از آن بردارد. بنابراین هر چه شاخص تداعی بیشتری به دست آورد، ایده های بیشتری در اختیار خواهد داشت و بیشتر خلاق خواهد بود (نلر، 1980؛ نقل از البرز، 1386).
نظریه ی گشتالت: تفکر خلاق معمولاً با وضعیتی مسآله مدار شروع می شود که از جهتی نا تمام است و فرد با توجه به قانون تکمیل در این نظریه، این مشکل را به عنوان یک کل در نظر می گیرد. سپس پویایی خود مسأله نیرو ها و تنش های درونی آن، خطوط فشار مشابهی را در ذهن به وجود می آورند. شخص با دنبال کردن این خطوط فشار، راه حلی را می یابد که هماهنگی کلی را به آن بر می گرداند (دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی شناختی: آموزش خلاق زمانی محقق می گردد که معلم به دانش آموز کمک کند تا در یادگیری مطلب تازه تجربه هایی که قبلاٌ آموخته است را به موضوع جدید منتقل نماید. تأکید شناخت گرایی بر استفاده از تجربه های قبلی در یادگیری است (دهقانی زاده، 1384).
نظریه ی انسان گرایی: انسان گرایان خلاقیت را تنها به امور خارق العاده نسبت نمی دهند و معتقدند همه ی افراد می توانند از قوای خلاق خویش بهره گیرند. آن ها عقیده دارند که خلاقیت نه تنها دستاوردها بلکه فعالیت ها، فرایندها و نگرش ها را هم در بر می گیرد (دهقانی زاده، 1384).
سطوح خلاقیت
استرنبرگ در سال 1988 خلاقیت را شامل سه توانایی عمده دانسته و این توانایی ها را سطوح خلاقیت نامیده است که عبارتند از:
توانایی ترکیب: این توانایی همان چیزی است که ما آن را هدف خلاقیت می نامیم و شامل توانایی ابراز عقاید بدیع و توانایی برقراری روابط بین امور است.
توانایی تحلیل: فرد دارای این مهارت عقاید را تحلیل و ارزیابی می کند. تنها داشتن عقاید نو و بدیع کافی نیست بلکه افراد خلاق باید برای دنبال کردن یک عقیده و ایده ی مناسب از توانایی تحلیل برای تدبیر در مفاهیم ضمنی آن ایده و آزمایش آن بهره گیرند.
توانایی کاربرد: این توانایی همان تبدیل و خلاصه نمودن عقاید و ایده است. افراد خلاق عقاید مناسب را رها نمی کنند و آن را بصورت عملی و قابل اجرا به دیگران عرضه داشته تا دیگران متقاعد شوند که این ایده و نظر از روش های قبلی اثربخش تراست.
خلاقیت نیاز به تعادل و تعامل بین این سه توانایی دارد. کسی که تنها توانایی ترکیب دارد، ممکن است که عقاید نو و بدیعی داشته باشد اما نتواند این عقاید دا تأیید کند و یا اینکه به دیگران عرضه دارد. کسی که توانایی تحلیل خوبی دارد ممکن است پیشنهاد کننده ی خوبی باشد درحالی که این عقاید به عنوان یک ایده ی نو و بدیع ممکن است ارزشی نداشته باشد (آقاجانی، 1385؛ نقل از البرز، 1386).
مراحل فرایند خلاقیت
فریدمن به نقل از دهقانی زاده (1384) فرایند خلاقیت را طی چهار مرحله تبیین می کند:
آمادگی: فرد خلاق قبل از خلق یک اثر باید از ابعاد مختلق با زمینه ی کاری مورد نظر آشنایی داشته و بر مقدمات آن مسلط باشد. علاوه بر آن جست و جو، بررسی و مطالعه ی عقاید و نظرات دیگران و داشتن مدارک درباره ی موضوع مورد نظر نیز مد نظر است.
نهفتگی: در این مرحله ظاهراً نوعی توقف در کار دیده می شود و فرد هیچ گونه تلاشی برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد و ناخودآگاه ذهن در این مرحله مشغول فعالیت است.

اشراق: در این مرحله تفکر شکل گرفته و حل مسایل روشن می شود، ظهور این مرحله ناگهانی است و فرد می تواند همه موانع را از سر راه بردارد. فرد در این مرحله احساس لذت زیادی دارد؛ به همین خاطر انگیزه و تلاش بیشتری نیز از خود نشان می دهد.
اثبات: فرد خلاق آنچه را بدست آورده مورد ارزیابی قرار می دهد. شواهد آن را دوباره می سنجد. آن را از لحاظ منطقی بازبینی می کند. همچنین از دیدگاه و قضاوت دیگران بهده مند می شود، تا اثر خویش را تکمیل کند. در واقع اهمیت کار در این مرحله روشن می شود (فریدمن، نقل از دهقانی زاده، 1384).
ب: پیشینه ی پژوهش
درخارج از کشور
گوداس و جیانودیس (2007)، در پژوهشی 165 نفر از دانش آموزان کلاس ششم را در دو گروه آزمایشی و کنترل گمارش کردند. سپس گروه آزمایشی تحت آموزش یک برنامه ی مهارت های زندگی موسوم به برنامه ی “SUPER” که مبتنی بر اهداف زمینه ای تفکر مثبت و حل مسأله بود قرار گرفتند. نتایج نشان داد که گروه کنترل در دو مورد از چهار آزمون مربوط به مهارت های ورزشی شامل دانش 001/0p، 22/28=(128، 1)F اعتقادات مربوط به خود با گروه کنترل تفاوت معنی دار داشتند.
لو و همکاران (2008)، در مطالعه ی خود روی 1612 دانش آموز شامل 810 پسر و 802 دختر دریافتند که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش خودکارآمدی، افزایش ادراک ریسک پذیری بارداری، ادراک بهتر نسبت به بیماری های مسری جنسی و ایدز در گروه های آزمایشی پژوهش شد.
ادوارد (2002)، در پژوهش خود دریافت که با آموزش مهارت های حل مسأله به نوجوانان، میزان استرس در آنان کاهش یافته و فکر و اقدام به خودکشی در مواقع بروز رویدادهای استرس زا کاهش زیادی یافته است.
همچنین جفری (2002)، نشان داد که آموزش مهارت های زندگی قدرت سازگاری با استرس را افزایش می دهد و افراد بهتر موانع ومشکلات موقعیتی را کنار می زنند.
در پژوهش دیگری ارما (1998)، در پژوهشی دو مرحله ای ابتدا افرادی را که در معرض استرس های زیادی بودند، انتخاب کرد و به آنان مهارت های حل مسأله، مهارت های اجتماعی و مدیریت استرس را آموزش داد. نتایج این پژوهش به کاهش میزان استرس، اضطراب و افزایش قاطعیت و کاهش درخواست کمک از دیگران منجر شد.
همچنین در پژوهش دیگری هیروکاوا و همکاران (2002)، به بررسی اثرات یک برنامه ی مدیریت استرس بر ادراک استرس ذهنی و راهبردهای مقابله با استرس در دانشجویان مددکاری اجتماعی ژاپن پرداختند. بدین منظور دانشجویان گروه آزمایش به مدت 14 هفته آموزش ماهیچه ای پیشرونده، آموزش مهارت های شناختی- رفتاری و جرأت مندی را دریافت کردند. وقایع زندگی، نشانگان استرس و مهارت های مقابله با استرس افراد گروه مدیریت استرس قبل از اولین روز و بعد از آخرین روز برنامه ارزیابی گردید و با افراد گروه کنترل مقایسه شد. نتایج این پژوهش نشان داد که مهارت های مقابله با استرس در گروه گواه ارتقا پیدا کرده بود.
همچنین در پژوهش دیگری تاتل، کمبل و دیوید (2006)، شانزده دختر و پسر نوجوان دبیرستان های شهری (12 تا 16 سال، 11نفر سیاه پوست و 5 نفر سفید پوست)، به طور تصادفی در دو گروه انجمن جوان و یا انجمن جوان بعلاوه ی مهارت های زندگی تخصیص داده شدند و به مدت 30 هفته هرگروه بطور جداگانه در یکی از دو شرایط با هم ملاقات کردند. نتایج این پژوهش تفاوتی بین دو گروه در امتیازات شرکت کنندگان در آزمون و خرده آزمون های آن پس از مداخله نشان نداد. اما مصاحبه ی حضوری با شرکت کنندگان نشان از مناسب و مفید بودن دوره برای آنان داشت.
نیز در پژوهشی ونزل، ویکولد و سیلبرسن (2009)، به بررسی تأثیر بسته ی آموزشی خاصی از مهارت های زندگی (IPSY) در مدارس پرداختند. یافته ها نشان داد که این بسته ی آموزشی از جانب مربیان و دانش آموزان ابزار خوب و قابل پذیرشی است و نتایج تحلیل کواریانس نیز نشان داد که آموزش مهارت های زندگی اثرات مثبتی بر کاهش مصرف الکل و پیوند های مدرسه ای دارد.
گورمن (2002)، جهت پیشگیری از سوء مصرف دارو و الکل از برنامه ی آموزش مهارت های زندگی استفاده کرد. نتایج نشان داد که برنامه ی آموزش مهارت های زندگی می تواند در کاهش سوء مصرف مواد و الکل مفید باشد.
در داخل کشور
در داخل کشور پژوهش های زیادی در مورد تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر شاخص های سلامت روان، اضطراب، افسردگی، استرس، روش های رویارویی با فشار روانی و … انجام شده است که عمدتأ در قالب پروژه های دانشجویی بوده اند. در اینجا تعدادی از مهمترین پژوهش هایی که ارتباط بیشتر با پژوهش حاضر داشته اند و در مجلات علمی داخلی به چاپ رسیده اند مورد مرور تحقیقاتی قرار گرفته است.
حاج امینی و همکاران (1387)، در یک پژوهش شبه آزمایشی به بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر واکنش های هیجانی 172 نوجوان دو مدرسه ی دولتی در یکی از شهرک های تهران پرداختند. دانش آموزانی که واکنش های هیجانی آن ها متوسط بود بطور تصادفی در

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درباره اختلالات روانی-خرید و دانلود پایان نامه کامل

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید