پایان نامه روانشناسی با موضوع : رفتار جرأت مندانه

دانلود پایان نامه

1384).
مولفه های رفتار جرأت مندانه
برای انجام رفتار جرأت مندانه و استفاده ی مناسب و موثر از رفتار جرأت مندانه باید به چهار مولفه مسلط باشیم؛ که عبارتند از:
محتوا: مولفه ی محتوا عبارت است از ابراز حقوق. برزبان آوردن اظهاراتی که جرأت مندی را مناسب و مسئولانه جلوه می دهد. از جمله ی این اظهارات ضمیمه ای می توان به موارد زیر اشاره کرد.
توضیح علت ابراز وجود
همدلی با وضعیت طرف مقابل
تشویق طرف مقابل
معذرت خواهی
تلاش برای رسیدن به توافق
2- عناصر پنهان: منظور از عناصر پنهان آن دسته از افکار، ایده ها و احساساتی هستند که بر توانایی ما برای ابراز رفتار جرأت مندانه تأثیر می گذارد. از جمله ی این عناصر پنهان دانش، اعتقادات و ادراک اجتماعی است.
دانش: این مقوله به آگاهی از حقوق خود و نحوه ی احقاق آن ها اشاره دارد و یکی از دلایل دفتارهای غیر جرأت مندانه عدم آشنایی با حقوق فردی است. با توجه به منابع مختلف هرکس حق دارد:
روی رفتار، افکار و احساساتش قضاوت کندو مسئولیت نتایج آن را بپذیرد.
برای توجیه تمام رفتارهایش برای دیگران توضیح ندهد.
مسئولیت حل تمام مشکلات دیگران را نپذیرد.
تغییر عقیده دهد.
اشتباه کرده و مسئولیت آن اشتباه را به عهده بگیرد.
بی نیاز از خشنودی دیگران باشد.
به تقاضاهای دیگران نه بگوید.
در برابر تقاضاهای بیش از حد دیگران ایستادگی کند.
زمانی که نیاز داشت تنها بماند.
برای زندگی خود تصمیم بگیرد (سازمان بهداشت جهانی، 1385).
با احترام با او برخورد شود.
برای زندگی خود مستقل تصمیم بگیرد.
در زندگی از دیگران توقعاتی داشته باشد.
درخواست های نامعقول دیگران را رد کند.
بتواند درخواست های دیگران را بررسی کند.
احساسات خود را بیان کند.
سرنوشت خود را هرطور که می خواهد رقم بزند.
از دیدگاه شخصی خودش به زندگی نگاه کند.
نظر خود را تغییر دهد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اشتباه کند (فتحی، 1386).
اعتقادات : گاهی عدم جرأت مندی ما ناشی از اعتقادات نادرست است. تصور می کنیم اگر خواسته های دیگران را رد کنیم، باید منتظر پیامدهای نافرمانی خود باشیم. پیش شرط تغییر در میزان جرأت مندی ما، ایجاد تغییر در انتظارات و اعتقادات ماست که به بازسازی شناختی معروف است (جاکوبسکی، 1997؛ نقل از البرز، 1386).
ادراک اجتماعی : اشخاصی که قادر به انجام رفتار جرأت مندانه نیستند؛ درک حقیقی از رفتار دیگران ندارند و درخواست های نامعقول دیگران را معقول می دانند. باید برای جداساختن درخواست های معقول و نامعقول دیگران درک درستی از رفتار آنان داشت.
3. فرایند: نحوه ی ارائه ی پاسخ های جسورانه نقش مهمی در موقعیت این پاسخ ها دارند. برای مثال باید در نحوه ی زمان بندی پاسخ های کلامی و غیر کلامی، انتخاب زمان و مکان مناسب، استفاده از عباراتی با ضمیر “من” دقت کافی به خرج دهیم.
4. پاسخ های غیر کلامی: آخرین مولفه ی ابراز وجود رفتار غیر کلامی ماست. این مولفه شامل این موارد می شود: سطح متوسط تماس چشمی، اجتناب از حالت چهره ای نامناسب، استفاده صحیح از ژست ها در حین صحبت و گوش دادن، استفاده از پیرا زبان های مناسب ( زمان پاسخ دهی اندک، دادن پاسخ های غیر طولانی، سلاست و بلندی صدا و تغییر دادن لحن آن و قاطعیت زیاد) (تاوند، 2004؛ نقل از البرز، 1386).
مهارت حل مسأله
حل مسأله همواره با انسان همراه بوده است. در واقع زندگی چیزی جز روند پیاپی مواجه شدن با مسایل و مشکلات و تلاش برای حل و فصل آن ها نیست. معمولاً زمانی فرد با حل یک مسأله ی اجتماعی روبروست که مشکل یا مانعی وجود داشته باشد و استفاده از پاسخ های سازگارانه قبلی وی راهگشا نباشد. این مهارت فرد را قادر می سازد تا به طور موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائلی مانند اختلاف با دوست، پدر و مادر، برادر و خواهر، همسایه، همکار و یا مسائلی مانند مشکلات تحصیلی، مواجهه با قانون و تصادفات. مشکلات مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمانی منجر می شود (غیاث فخری، 1384).
تعریف حل مسأله
«حل مسأله» عبارت است از فرایندی شناختی- رفتاری که توسط فرد هدایت می شود و فرد سعی می کند که با کمک آن راه حل های موثر یا سازگارانه ای برای مسائل زندگی روزمره ی خویش پیدا کند. به این ترتیب حل مسأله یک فرایند آگاهانه، منطقی، مستلزم تلاش و هدفمند است (دوزوریلا و نیزو، 2004؛ نقل از البرز، 1386). افزودن صفت « اجتماعی » به حل مسأله به این معنی است که رویارویی با هر نوع مسأله ای که در بستر زندگی اجتماعی انسان اتفاق می افتد، مسائل مالی، شخصی (مثلاً شناختی- هیجانی، عاطفی، رفتاری و سلامتی)، بین فردی (مثلاً زناشویی و خانوادگی ) و مشکلات اجتماعی( مثلاً جرم و آسیب های اجتماعی ) همه جنبه ی اجتماعی داشته و مستلزم دانستن مهارت حل مسأله ی اجتماعی است (دوزوریلا و نیزو، 2004؛ نقل از البرز، 1386).
نظریه های حل مسأله
هر کدام از نظریه های روان شناختی از زاویه ی دید خود حل مسأله را مورد بررسی قرار داده اند که عبارتند از:
نظریه ی گشتالت: از نظریه پردازان گشتالت کهلر فرایند دستیابی به یک راه حل واقعی – حل مسأله – حتماً باید شامل مفهوم کلیدی بینش باشد. یعنی یک تجدید ساختار شناختی که باعث می شود یک مسیر غیر مستقیم، به عنوان راهی که به هدف کاهش دهنده ی تنش منتهی شود ادراک می گردد ( نایک لند، ترجمه ی غنایی، 1383).
نظریه ی شناخت گرایی: مسأله به دلیل ماهیت خاص خود تعادل ارگانیسم را بر هم می زند. ارگانیسم با دستیابی به بینش، مسأله را حل نموده و در نتیجه تعادل پیشین را به دست می آورد.
نظریه ی رفتارگرایی: در این نظریه حل مسأله فرایندی آموختنی است و یکی از دو تبیین زیر را در مورد حل مسأله می پذیرد:
ممکن است شخص تجربیاتی را که قبلاٌ کسب کرده به موقعیت جدید انتقال دهد (انتقال یادگیری).
حل مسأله همانند سایر موقعیت های شرطی سازی وسیله ای ممکن است از طریق کوشش و خطا پیش برود ( نایک لند، ترجمه ی غنایی، 1383).
نظریه ی خبر پردازی: در دیدگاه خبر پردازی واژه ی اطلاعات جهت اشاره به موضوعات ذهنی مختلفی که عملیاتی بر روی آن ها انجام می شود به کار می رود. خصیصه ی مهم تحلیل فرایند حل مسأله در این دیدگاه، آن است که در چنین تحلیلی زنجیره ای از عملیات ذهنی و تولیدات آن ها (اطلاعات) ردگیری می شود( نایک لند، ترجمه ی غنایی، 1383).
مقابله و انواع آن
رویارویی با یک مسأله مستلزم دو فرایند اساسی است، یکی ارزیابی شناختی مشکل و دیگری ارزیابی توان مقابله با مشکل است. در ارزیابی شناختی از یک موقعیت، در دیدگاه لازاروس، دو فرایند قابل شناسایی است. فرایند ارزیابی اولیه که به ادراک ماهیت و میزان ریسک پذیری یا تهدید آمیز بودن بلقوه موقعیت برمی گردد. به عبارتی دیگر آیا مسأله ی مشاهده شده می تواند تهدیدی برای سلامت جسمی، اجتماعی یا روانی فرد محسوب شود. دوم فرایند ارزیابی ثانویه که به ادراکات مربوط به منابع درون فردی و در ارتباط با خود شخص و مهارت وی در مقابله و سازگاری با موقعیت اشاره دارد. هردو فرایند اثر مستقیمی روی تجربه هیجانات توسط فرد دارد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004)
منظور از مقابله نیز تلاش هایی است که فرد برای کنترل و اداره کردن موقعیت هایی که به نظرش خطرناک و استرس زا است، به عمل می آورد. این تعریف که از لازاروس و فولکمن (1984) است، دارای سه ویژگی مهم است:
بیانگر این است که مقابله مستلزم تلاش و برنامه ریزی است.
نتیجه ی نهایی واکنش های مقابله ای را همیشه مثبت فرض نمی کند.
مقابله را فرایندی تلقی می کند که در طول زمان اتفاق می افتد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004؛ فولکمن و لازاروس، 1984، نقل از کلینکه، ترجمه ی محمد خانی، 1386).
مقابله ها به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند:
مقابله متمرکز بر مشکل (مسأله مدار)
مقابله مترکز برهیجان (هیجان مدار)
راهبرد های مقابله ای متمرکز بر مشکل می تواند معطوف به بیرون یا به درون باشد، که در هر صورت هدفی را دنبال می کند. هدف راهبردهای معطوف به بیرون تغییر موقعیت یا رفتارهای دیگران است. در مقابل هدف از راهبردهای معطوف به درون شامل تلاش هایی است که برای بررسی مجدد نگرش ها و نیازهای خود و کسب مهارت ها و پاسخ های تازه انجام می دهیم. هدف اصلی مقابله متمرکز بر هیجان کنترل ناراحتی هیجانی است. راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان شامل تمرین جسمانی، مراقبه، بیان احساسات و جستجوی حمایت اجتماعی است (کلینکه، ترجمه ی محمد خانی، 1386).
زمانی که افراد در خود توانایی مقابله با مشکل را می بینند، به احتمال زیاد به مقابله مسأله مدار دست می زنند. این افراد بر این باورند که موقعیت ها قابل تغییر و مسایل قابل حل هستند. ولی زمانی که مشکل یا موقعیت را فراتر از توانایی های خود می بینند، به احتمال زیاد به مقابله هیجان مدار دست می زنند. این افراد نیز بر این باورند که شرایط غیر قابل تغییر و غیر قابل کنترل هستند و تنها می توان در مقابل آن ها واکنش های هیجانی نشان داد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004؛ فولکمن و لازاروس، 1980؛ ویتالیانو، دوولف، مایورو، روسو و کاتون، 1990؛ نقل از کلینکه، ترجمه ی محمد خانی، 1386).
حل مسأله به عنوان مقابله ای مسأله مدار
مهارت حل مسأله یکی از روش های موثر و روش مقابله مسأله مدار است که به کمک آن می توان مشکلات را به صورت منظم و پله پله حل کند. گام نخست در حل مسأله این است که فرد مشکل را به صورت یک مسأله ببیند و از هرگونه برخورد هیجانی دوری کند.

فرایند حل مسأله مستلزم چند فعالیت است. به طوری که ابتدا باید مسأله را به دقت تعریف کرد و سپس راه حل های متفاوت را در کنار هم قرار داد و در نهایت، راه حل های مناسب را از میان راه حل های ممکن انتخاب و اجرا کرد. مراحل مسأله گشایی شامل موارد زیر است:
ادراک خویشتن یا خودآگاهی
تعریف مسأله
فهرست کردن راه حل های مختلف ( بارش فکری)
تصمیم گیری یا ارزیابی راه حل ها
اجرا و بازبینی راه حل های مناسب
اگر روش انتخاب شده به حل مشکل نینجامید باید مجدداٌ تمام مراحل را مرور نموده و به وارسی نقاط ضعف عملکرد خود در هر یک از مراحل پرداخت ( کسیدی و لانگ، 1998؛ نقل از البرز، 1386).
مهارت مقابله با استرس
استرس تجربه شایع انسان است که از زمان غارنشینی تا کنون با او همراه بوده است. با این حال واژه ی استرس زمان کوتاهی است که وارد خزانه ی واژگان رایج عوام شده است. اگرچه توجه به استرس به نیمه ی قرن بیستم برمی گردد، اما با توجه به یافته های پژوهشی فراوان طی نیم قرن گذشته، مدیریت استرس به عنوان یک محور اساسی سلامت جسمی و روانی مورد توجه متولیان بهداشت جوامع بوده است (فتی و دیگران، 1385).
تعریف استرس
همانطور که در ابتدای این فصل آورده شد، واژه ی استرس از کلمه ی لاتین Strimgere مشتق شده است که به معنای در آغوش گرفتن، فشردن و باز فشردن است. رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند. فشرده شدن یا زیر فشار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را بوجد می آورد که قلب و روح او را در بر می گیرد. بدین ترتیب درماندگی یا استیصال نیز از کلمه فوق مشتق شده است و بیانگر احساس انزوا و ناتوانی است که در یک موقعیت حاد (خطر و رنج )در فرد ایجاد می شود (دادستان، 1386؛ نقل از البرز، 1386).
استرس را می توان به عنوان یک تجربه ی هیجانی منفی که با تغییرات بیوشیمیایی، روان شناختی، شناختی و رفتاری همراه می باشد، تعریف کرد. این تغییرات در جهت تغییر واقعه ی پراسترس یا عوض کردن اثرات آن است. حوادثی مانند سر و صدا، ازدحام، یک ارتباط بین فردی بد، قرار ملاقات برای یک مصاحبه ی شغلی و … می توانند جزء حوادث استرس زا باشند. از آنجایی که یک حادثه ی خاص می تواند برای یک نفر استرس زا و برای فرد دیگر بدون استرس تلقی شود، بنابراین اکثر تعاریف استرس بر رابطه ی بین فرد و محیط تأکید کرده اند. استرس پیامد فرایند ارزیابی فرد است، یعنی ارزیابی این که آیا منابع فردی برای پاسخ گویی به توقعات محیط کافی است یا نه (لازاروس و فولکمن، 1984؛ نقل از فتی و همکاران).
در فرهنگ علوم رفتاری این اصطلاح به عنوان هرگونه محرک یا وضعی که شخصی را به واکنش های سازشی وادار کند تعریف شده است (شعاری نژاد، 1375). استرس یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. هرجا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس روبه رو هستیم (نوری، 1383).
منابع استرس
در بروز استرس هم عوامل درونی و فردی و هم عوامل محیطی و بیرونی نقش دارد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004؛ لو و لو، 1986؛ ترجمه ی عباس قریب،1371؛ حسین زاده، 1386؛ فتحی، 1386و نوری، 1383). عوامل بیرونی شامل شرایط نامطلوب فیزیکی مانند: درد، سرما، گرما، رقابت ها و فشارهای محیطی. عوامل درونی نیز شامل عوامل جسمی مانند عفونت و التهاب و بیماری ها و عوامل روان شناختی مانند تیپ شخصیت، تعارض ها، فشارها، باورها و عقاید و نگرش ها است (حسین زاده، 1386و فتحی، 1386)
مقابله با استرس
مقابله، ارزیابی اولیه و ثانویه و همچنین انواع مقابله در قسمت قبلی مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه راهبردهای مقابله با استرس آورده می شود.
راهبردهای مقابله با استرس
با توجه به منابع موجود راهبرد های مقابله با استرس را می توان روی یک طیف گنجاند. یک سر این طیف توصیه های کوچک ساده ای است که هر انسانی می تواند برای مقابله موثر با استرس های کوچک زندگی از آن ها استفاده نماید. سر دیگر این طیف، راهبردی اساسی و کلیدی است که شیوه ی زندگی را به طور اصولی تغییر می دهد و آن مقابله با افکار ناکارآمدی است، که جلوی مقابله های شناختی منطقی را گرفته و راه را برای مقابله های هیجانی ناکارآمد هموار می سازد. برخی از این راهبردها عبارتند از:
توصیه های کوچکی که رعایت آن ها نوعی مقابله سازگارانه با استرس است و توان عمومی مقابله را بالا می برد. مثل تنظیم محیط فیزیکی، تشویق خود، خندیدن، جایزه دادن به خود و… .
فنون آرام سازی مانند نفس عمیق کشیدن.
مدیریت زمان
آموزش رفتار قاطعانه
حل مسأله
آموزش مهارت های مقابله ای سازگارانه
مقابله با افکار غیر منطقی
تغذیه
ورزش (فتی، محمد خانی، موتابی، کاظم زاده عطوفی، 1385).
مهارت تصمیم گیری
مهارت تصمیم گیری موثر، از جمله مهارت هایی است که در موقعیت های مختلف مثل انتخاب رشته ی تحصیلی، شغل، همسر و … می توان از آن استفاده کرد. مطالعات نشان می دهد که عدم برخورداری از مهارت های تصمیم گیری موثر با بسیاری از مشکلات روانی، اجتماعی از قبیل: اعتیاد، مشکلات خانوادگی، مشکلات بین فردی، افسردگی و

مطلب مشابه :  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید