پایان نامه رشته حقوق : پیامبر اسلام (ص)

از دیدگاه قرآن
با بررسی آیات شریفه قرآن کریم در زمینه عنصر روانی جرم قتل ملاحظه می شود دو آیه وجود دارد که بیان می گردد خداوند در آیه 93 از سوره نساء می فرماید: وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیما. و هر کس فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است، در حالی که جاودانه در آن می ماند و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. با دقت در آیه ملاحظه می شود که تعریفی از قتل عمدی ارائه نشده بلکه مجازات اخروی، غضب الهی و دور شدن از رحمت الهی بیان شده است. در تفسیر آیه 93 از سوره نساء باید گفت که در این آیه کلمه تعمد به کار رفته است که متضمن عمد و قصد است. (تعمد از عمود است و از آنجا که ستون کارها نیت است به کاری که با انگیزه قبلی باشد عمدی گویند).
تعمد عبارت است از اینکه انسان قصد کاری کند به همان عنوانی که آن فعل دارا است و چون فعل اختیاری خالی از قصد نیست و همچنین اتفاق می افتد که یک فعل بیش از یک عنوان داشته باشد، لذا ممکن است که یک فعل از یک جهت عمدی باشد و از یک جهت خطایی مثلاً کسی که به یک شیء شلیک می کند به خیال این که شکار است (در حالی که در واقع انسان است. اگر ان انسان را بکشد نسبت به قتل و صید و شار، عامل و نسبت به قتل انسان خاطی است. در واقع مقصود از عمد در فقه اسلامی عمد در فعل و عمد در قصد است. عمد دارای دو جزء روانی است، یکی قصد انجام فعل و دیگری قصد نیت. مقصود از عمد در فعل این است که فعل انجام یافته با آگاهی و از روی اراده و اختیار به انجام رسیده باشد و مقصود از عمد در قصد این است که باید مقصود قاتل از عملی که انجام میدهد کشتن طرف باشد مفهوم قصد نیز آن است که انسان برای انجام هر فعلی در ذهن خود به تجزیه و تحلیل آن فعل می پردازد. قصد در حقیقت اوصاف افعال و اعمال خارجی است که به طور مجاز به امیال و خواست های باطنی تشخیص نسبت داده می شود. بنابراین کسی که مؤمنی را از روی عمد می کشد کسی خواهد بود بوسیله کاری که انجام می دهد قصد قتل مؤمنی را دارد به علم به اینکه آن کار قتل است و این مقتول مؤمن است. خداوند متعال با غلظت تمام به کسی که مؤمن را از روی عمد بکشد و عده آتش جاویدان داده است. اسلام برای جان مسلمان و حفظ امنیت افراد اهمیت بسیار قائل شده و کیفر عذاب ابدی را برای آن مقرر داشته تا جلوی قتل و جرائم سنگین گرفته شود تعبیراتی که در این آیه برای (قتل عمدی مؤمن) به کار رفته، درباره هیچ گناهی نیامده است. حتی پیامبر عظیم الشأن اسلام نیز اهمیت خاصی برای جرم قتل قائل بودند (در شرایط بحرانی جنگ احد، یکی از مسلمانان، مسلمان دیگری را به خاطر خصومت های شخصی دوران جاهلیت کشت پیامبر اکرم (ص) از طریق وحی آگاه شد و در بازگشت از احد در محله قبا به قصاص قتل مؤمن دستور داد آن مسلمان قاتل را بکشند و به پشیمانی او توجهی نکرد.) پیام هایی که از این آیه برداشت می شود به شرح زیر است: 1- در نظام اسلامی هیچ مقامی حق قتل و اعدام بی جهت دیگران را ندارند. 2- ارزش انسان به افکار و عقاید صحیح اوست (مؤمناً) 3- در کیفر حساب لغزش های آگاهانه و مغرضانه جداست (متعمداً) 4- قتل و خونریزی از گناهان کبیره است (فجزاؤه جهنّم) 5- مجازات و کیفر سنگین از عوامل بازدارنده فساد در جامعه و عامل ایجاد و حفظ امنیت اجتماعی است. (من یقتل…. فجزاؤه جهنّم)
قتل خطایی در آیه شریفه 92 سوره مبارکه نساء بیان شده است. در بخشی از آیه آمده است: (هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مومنی را به قتل برساند، مگر این که این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند.) مراد از خطا در این آیه مقابل عمد است، یعنی بعد از آنکه کسی در حریم ایمان داخل شد اقتضاء قتل مؤمن دیگر این که در ایمان مثل خود اوست در او پیدا نمی شود هر قتلی می خواهد باشد مگر آنکه خطا باشد.
2: نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر
خداوند متعال در قرآن کریم حکایت فرزندان آدم را به عنوان یکی از حوادث ناگوار تاریخ بشر و اولین قتل ارتکابی ذکر می کند. در این واقعه قابیل برادر بزرگتر به دلیل قبول نشدن قربانی‌اش نسبت به هابیل حسادت ورزیده و وی را تهدید به قتل کرد. متن آیات شریفه : (وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنْ الآخَرِ قَالَ لأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْ الْمُتَّقِینَ. لَئِنْ بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِی إِلَیْکَ لأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ. و داستان دو فرزندآدم را به درستی بر آنها بخوان هنگامی که هر کدام کاری برای تقرب انجام دادند، اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود به برادر دیگر) گفت به خدا سوگند تو را خواهم کشت، برادر دیگر گفت (من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا تنها از پرهیزکاران می پذیرد اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی من هرگز به قتل تو دست نمی گشایم، چون من از خداوند که از پروردگار جهانیان است می ترسم. من می خواهم تو بار گناه من و گناه خود را بر دوش کشی و از دوزخیان گردی و همین است سزای ستمکاران. سرانجام قابیل برادرش را کشت و از زیانکاران شد. در واقع حسد آدمیزاد او را به جایی می رساند که از روی ستم برادر خود را می کشد و در نتیجه از زیانکاران شده و به پشیمانی بی فایده ای می رسد. در تفسیر آیات فوق به نظر می رسد اولین قتل ارتکابی در تاریخ بشر قتل عمدی توأم با اندیشه و تصمیم قبلی بود به نحوی که قابیل به دلیل حسادت برادرش هابیل را تهدید به قتل کرد و تصمیم به ارتکاب قتل وی گرفت و اسباب و مقدمات لازم را فراهم کرد و منتظر فرصت مناسب شد تا نهایتاً هابیل را غافلگیر کرده او را با ناحق کشت. استاد علامه طباطبایی در خصوص این آیات می‌فرمایند: (اگر قاتل قصد کشتن او را داشته باشد و به این منظور دست خود را به سویش دراز کند او هرگز برای کشتن او دست به طرفش دراز نخواهد کرد زیرا از خدا پرهیزکاری داشته می ترسد. او در این صورت می‌خواهد قاتل گناه خود و گناه مقتول را به دوش کشیده از جهنمیان شود).
3: حرمت ارتکاب قتل عمدی در قرآن کریم
خداوند متعال در زمینه حرمت ارتکاب قتل عمدی در قرآن کریم می فرماید: (مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ ، مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِْ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فىِ الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا » هر کس دیگری را بدون این که به لحاظ قصاص و فساد او در زمین باشد، بکشد مثل این است که تمام مرم را کشته است و آنکه او را زنده کند (از قصاص و مجازات او را عفو کند) مثل این است که همه مردم را زنده ساخته است.)
مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ اشاره به همان قصد پسران آدم که در آیات پیشین ذکر شده می باشد، یعنی وقوع آن فاجعه بزرگ سبب شد که خداوند بر بنی اسرائیل چنین و چنان نوشت. با اندکی تعمق در این آیه معلوم می گردد که همه مردم یک پیکر واحد محسوب شده و افراد جامعه به منزله‌ی اعضای آن پیکرند و قتل یک فرد که در ارتباط با این پیکر عظیم است، در حقیقت هجوم به حیات اجتماعی یک جامعه است. چنین مهاجمی را قرآن مجید به عنوان عضو جامعه نمی شناسد چرا که با جامعه در ستیز است. در چنین وضعی بقای او با حیات جامعه در تضاد است و باید به نابودی او برخاست زیرا در قصاص تداوم حیات اجتماعی تضمین شده است. علامه طباطبایی می فرمایند: (من قتل نفساً… فکانما قتل الناس جمیعاً. کنایه از این است که مردم همه دارای یک حقیقت انسانی بوده یک نفر و یا همه در آن حقیقت مساویند. هر که به انسانیتی که در یک فرد است سوء قصدی کند همانا به انسانیتی که در همه است سوء قصد نموده است همچون آبی که میان ظرف های زیادی پخش کنیم هر که از یکی از آن ظرف ها آب بخورد مسلماً آب خورده و به طرف آب رفته است و آنچه که رد ظرف هاست چیزی جز آب نیست پس گویا همه را آشامیده است، بنابراین جمله من قتل کنایه ای به صورت تشبیه است.)
خداوند با آفرینش انسان ها و تکثیر این نسل خواسته این حقیقت را به انسان ها بفهماند که استعداد زندگی زیادی ندارد و برای بقای نسلشان پسینیان جانشین پیشینیان می شوند، بنابراین از بین بردن فردی با قتل افساد در آفرینش و باطل کردن هدف الهی در انسانیت که بقائش با تکثیر افراد و طریق جانشینی یکی از دیگری است می باشد. همان طور که هابیل به برادر خود قابیل گفت من دست خود را برای کشتن بسویت نمی گشایم من از خدا پروردگار جهانیان می ترسم و بدینوسیله بیان کرد که کشتن به ناحق مخالفت و منازعه با مقام ربوبی است. خدا دقیقاً حقیقت این جنایت بزرگ را شرح داده است و در قرآن کریم فرموده است که پیش او قتل یک نفر به منزله ی قتل همه و زنده داشتن یک نفر به منزله‌ی زنده داشتن همه است. و هم چنین در آیه 33 سوره مبارکه بنی اسرائیل آمده است: «وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ وَ مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِف فىّ‏ِ الْقَتْلِ إِنَّهُ کاَنَ مَنصُورًا: نفسی را که خداوند محترم ساخته است به ناحق نکشید کسی که به ستم کشته شود برای ولی او سلطه ای خاص قرار دادیم پس اسراف در قتل نخواهد کرد زیرا او از جانب شریعت الهی یاری شده است. در این آیه خداوند به حرمت قتل نفس اشاره داشته است. جرم قتل عمدی از جرائم حق الناسی است زیرا از نظر اسلام بر اثر قتل عمدی حق قصاص برای اولیاء دم مقتول به وجود می آید که اختصاص به آنها دارد و می‌تواند از حاکم شرع بخواهند که قاتل مورث آنها قصاص شود. همچنین این اختیار را دارند که قاتل را عفو یا قصاص را تبدیل به دیه کنند. در حق قصاص حقی نیز برای خداوند وجود دارد که در آن پاک نمودن جامعه از جرم قتل است لذا قصاص حق الناس غالب است چون متضمن دو حق است. هم در آن حق الله است و هم حق الناس ولی حق الناس غلبه دارد.
(این آیه کشتن نفس محترمه را نهی می کند مگر در صورتی که به حق باشد به این معنا که طرف مستحق کشته شدن باشد مثل اینه کسی را کشته است یا رده ای گفته باشد و قرق دینی را در جامعه بشکند و امثال اینها که در قوانین شرع مضبوط است و شاید در اینکه نفس را به حرم الله توصیف کرد و نفرمود حرم الله فی الاسلام اشاره به این باشد که حرمت قتل نفس مختص اسلام نیست در همه شرایع آسمانی حرام بوده و این که این حکم از شرایع عمومی است) .
(در کتاب کافی با سند خود از حرمان نقل شده است: به امام باقر (ع) عرضه داشتم معنای این فرموده‌ی خدا چیست (از این جهت بر بنی اسرائیل نوشتیم که هر که کسی را بدون قصاص و یا فساد در زمین بکشد چنان است که همه مردم را کشته است؟ چگونه مانند کسی که همه مردم را کشته به اینکه تنها یک نفر را کشته است؟ فرمود: در جایی از جهنم که آخرین حد شدت عذاب دوزخیان است گذاشته می شود و اگر کسی همه مردم را بکشد به همان مکان وارد می شود گفتم اگر یک نفر دیگری را هم بکشد؟ فرمود: عذابش زیادتر می شود و نیز روایتی که در تفسیر عیشی از حنان بن سریر از امام صادق (ع) درباره ی فرموده ی خدا: هر که کسی را بکشد چنان است که همه مردم را کشته نقل شده فرمود: در دوزخ یک گودی است که اگر همه مردم را بکشد جایش آنجاست و اگر یک نفر را هم بکشد آنجاست و همچنین در تفسیرعیاشیازمحمدبن مسلم از امام باقر(ع) درباره: ومن احیاها فکانمااحیی الناس جمیعاً فرمود: اورا نکشد و یا ازغرق و یا سوختن نجات دهد و بزرگتر از همه این ها اینکه او را از گمراهی به طرف هدایت بیرون برود. منظور از(او را نکشد) این است که مانند مورد قصاص بااینکه قتلش ثابت شده باشد از او در گذرد.)

ب :روایات
با بررسی و مطالعه ی روایات و احادیثی که در ادامه بیان می گردد می توان گفت که هیچ نظام اجتماعی به اندازه سیستم حقوقی اسلام به حیات انسان و عمل قتل و مجازات قتل اهمیت نداده است. شریعت مقدسه اسلام از لحاظ اجتماعی و اخلاقی قتل را زشت ترین عمل انسانی در پیشگاه خداوند متعال و امت معرفی کرده و حتی آن را با قتل یک جامعه مساوی دانسته و برای عمل قتل از نظر حقوقی، جزای دنیوی حسب مورد و در دنیای ابدی و عده آتش جهنم را داده است. (در فروع کافی از ابی الجار، روایت کرده که او از ابی جعفر (ع) نقل نموده است که «حضرت فرمود کسی نیست که در راه حق و یا باطل کشته شده باشد مگر این که او در روز قیامت محشور می شود در حالی که با دست راست قاتلش را گرفته و با دست چپ خود سر بریده خود را در حالی که از رگ های گردش خون جاری می شود عرض می کند: پروردگارا از این شخص سوال کن چرا و برای چه من را کشته است. پس اگر کشتن او برای رضای خداوند احدیت باشد قاتل را به بهشت و مقتول را به جهنم می برند و اگر قاتل بگوید برای رضای کس دیگر او را کشتته ام در آن وقت به مقتول امر می کند او را بکش، چنانکه تو را کشته است و بعد خداوند عالم عزّ وجل در حق آنها هر چه بخواهم حکم می کند.) در همین زمینه روایتی دیگر، ابی حمزه ثمالی از حضرت سجاد (ع) نقل می کند که پیامبر اسلام (ص) فرمودند: مغرور نکند شما ره قوه و قدرت بازوی خودتان که آنها را با خون مردم آغشته و آلوده کنید به درستی که برای آن خون در نزد خداوند عالم قاتلی است که دائماً زنده می باشد و نمی میرد گفتند یا رسول الله منظور از قاتلی که نمی میرد چیست؟ فرمود آتش جهنم است.»
از رسول خدا (ص) نقل شده است: « لا تقتل نفس ظلما إلا کان على ابن آدم الأول کفل من
دمها لأنه کان أول من سن القتل: هر کس به ستم کشته شود بهره ای از خون بر عهده فرزند نخست آدم است که او نخستین کسی است که قتل را بنیاد گذاشت. که در این خصوص روایتی نقل شده که در تفسیر المیزان آمده است: (قابیل پسر آدم با موهایش روی خورشید معلق بوده خورشید هر کجا از سرما و گرما می رود او را با خود می برد و همین طور تا روز قیامت هست و چون قیامت شود خدا او را به دوزخ می اندازد.»
احادیث دیگری از پیامبر عظیم شأن اسلام وجود دارد که به ذکر آنها می پردازیم. أَوَّلُ مَا یُقْضَى
بَیْنَ النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِی الدِّمَاءِ: نخستین چیزی که از مردم در قیامت مورد رسیدگی و داوری قرار می‌گیرد خون است. و همچنین آمده است لَن یَزَال المؤمنُ فی فُسْحَهٍ مِن دینِه ما لمْ یُصِبْ دَمًا حرامًا: همواره مؤمن از دین خود در گشایش است تا وقتی که خونی را نریخته باشد.)

مطلب مشابه :  پایان نامه رشته حقوق درباره : رابطه نامشروع

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(امام هادی (ع) فرمود: قال لما کلم الله موسی بن عمران (ع) قال موسی الهی ما جزاء من شهد انّی رسولک الهی فما جزاء من قتل مومناً متعمّداً قال لا انظر إلیه یوم القیمه و لا أقیل عترته: چون خداوند با موسی بن عمران سخن گفت، موسی عرض کرد خدای من پاداش کسی که گواهی دهد که من پیامبر توأم چیست؟ تا آنجا که گوید: خدای من مجازات کسی که مؤمن را از روی عمد بکشد چیست؟ حضرت فرمود: روز قیامت به او نگاه نمی کنم و از لغزش او در نمی گذرم).
روایاتی که ذکر گردید در مورد حرمت قتل نفس در اسلام بوده است و اینکه خداوند با قاتلین که در کتاب تفسیر مجمع البیان از امام باقر (ع) به مسرفین یاد شده است یعنی کسانی که خونها می ریزند، چگونه در قیامت برخورد خواهد کرد. در این روایات دایره شمول قتل نفس عمدی مشخص می‌گردد و می‌تواند مستند ما در تشخیص قتل عمد باشد. (امام باقر (ع) فرمود: قتل عمد آن است که قاتل با قصد، دیگری را بزند که در نتیجه قاتل قصاص می شود. حضرت علی (ع) در روایتی، قتل با سنگ را قتل شبه عمد دانسته است، اما امام صادق (ع) قتل با سفال یا آجر را قتل عمدی می داند. این دو روایت در ظاهر با یکدیگر تعارض

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید