پایان نامه حقوق درباره : محکم و متشابه

دانلود پایان نامه

ه بخش «نطاه»، «شق» و «کتیبه» تقسیم کرد. دو بخش نخست را به مسلمانان و بخش سوم را سهم خدا، رسول، ذی القربی، یتیمان، بینوایان، مصارف خوردنی زنان پیامبر (ص)، و مصارف خوردنی کسانی که میان پیامبر و اهل فدک برای صلح رفت و آمد می‌کردند اختصاص دادند (احمدی میانجی، 1388، ج3، ص 625).
برخی بر این باورند که «کتیبه»، سهم خداو رسول بود و آن چه پیامبر میان زنان و مردان هاشمی توزیع کرد، از سهم ذوی القربی بود. البته توزیع سهم ذی القربی میان غیر ذوی القربی برای توجه به مصالح دین بوده است (همان، ص 538). امام شافعی به اسناد از جبیر بن مطعم یادآور می‌شود که پیامبر (ص) سهم ذی القربی را میان بنی‌هاشم و بنی‌المطلب توزیع می‌کرد، در حالی که فرزندان عبد شمس و نوفل را در نظر نمی‌گرفت (شافعی، بی‌تا، ج4، ص 154).
امام صادق (ع) می‌فرماید: «زمانی که غنیمت به حضرت رسول می‌رسید، ایشان اشیای گزیدۀ آن را می‌گرفت و باقی مانده را به پنج بخش تقسیم می‌کرد: چهار پنجم آن را به شرکت‌کنندگان در جنگ می‌دادند و یک پنجم آن را، به پنج سهم تقسیم می‌کردند. سهم خدا به خودشان اختصاص می‌یافت و چهار سهم دیگر میان ذوی القربی، یتیمان، بینوایان و در راه ماندگان تقسیم می‌شد» (حرعاملی، 1367، ج6، ص 356).

2-2- خمس در دوران خلفا
ابن ابی الحدید یادآور می‌شود که ابوبکر هنگام توزیع خمس، حضرت فاطمه- سلام الله علیها- و بنی‌هاشم را از دریافت سهم ذوی القربی باز داشت (حرعاملی، 1367، ج6، ص 261).
عمر، شیوه و سیرۀ واحدی برای توزیع یا گرفتن خمس نداشته. برای نمونه سه نوع رفتار او را در برابر خمس مال مدفون در زمین (گنج)، گزارش شده است:
1.اخذ خمس و اعطای چهار پنجم به یابنده: گفته می‌شود که فردی در خارج از مدینه هزار دینار از دل زمین یافت که عمر دویست دینار را به عنوان خمس اخذ نمود و بقیه را به یابنده داد. مبلغ اخذ شده (خمس) را در میان مسلمانان حاضر تقسیم کرد و در پایان، مقدار باقی مانده را نیز به یابنده داد.
2. واریز کردن مبلغ پیدا شده به بیت‌المال مسلمانان: چنین موردی هنگام فتح شوش و پیدا شدن مقبرۀ دانیال اتفاق افتاد.
3. سپردن همۀ مبلغ به یابنده: چنین موردی هنگامی رخ داد که افرادی در مدائن، قبر مردی با لباس زریّن را یافتند و عمر دستور داد که چیزی به عنوان خمس گرفته نشود. ابوعبید این مورد را در چارچوب احکام حکومتی خمس و دین، که حکم خمس به حاکم اسلامی برمی‌گردد، توجیه می‌کند (ابوعبید، الأموال، تحقیق و تعلیق محمد خلیل هراس، ص 351- 353).
در دوران عمر، خمس را به خاندان عباس و هاشم می‌دادند. دربارۀ تعلق خمس به خاندان عباس، مطالبی از ابن عباس نقل شده، از جمله از او دربارۀ سهم ذوی القربی پرسیدند و او در پاسخ، آن را متعلق به خودشان می‌داند و در تأیید سخنان خود به شیوۀ عمر در تقسیم خمس اشاره می‌کند. به روایت ابن عباس، عمر می‌خواسته با استفاده از سهم ذوی القربی به تهیدستان بنی عباس رسیدگی کند و به زندگی افراد ازدواج نکردۀ آنان سامان ببخشد. او در ادامه یادآور می‌شود که خاندان عباس از گرفتن بخشی از سهم ذوی القربی خودداری نمودند و خواستار دریافت همۀ آن سهم شدند (أبو یوسف، 1302ق، ص 20-21).
از سخن ابن عباس چنین برمی‌آید که عمر، از سهم ذوی القربی به غیر ایشان نیز می‌داده است. هنگام توزیع خمس، عمر، برشمار افراد مورد نظر و شدت فقر آنها در بهره‌مندی از خمس تأکید می‌کند. عمر دربارۀ دادن سهم ذوی القربی به اولاد هاشم گفته است: اگر خمس عراق دریافت شود، مشکل ازدواج و خدمت‌گزاری هاشمیان از میان می‌رود.
او به امام حسن و امام حسین (ع) نیز به عنوان ذوی القربی و هاشمی، خمس می‌داده است. گفته می‌شود که در دوران پیامبر (ص) و خلفا از ارباح مکاسب، خمس دریافت نمی‌شده است (منتظری، 1412ق، ص 150 و 272).

این نظر با دیدگاه غالب اهل سنت سازگار است؛ اما با دیدگاه شیعه دربارۀ خمس که خواهان تعلق خمس بر مطلق « آنچه زیاده بر انسان» است، سازگاری ندارد؛ بنابراین، آنها ناگزیرند یا اصل عدم گرفتن خمس از ارباح مکاسب را رد یا آن را توجیه کنند. به همین سبب، برخی از علما در دوره‌های مختلف کوشیده‌اند تا مسئلۀ خمس را روشن کنند. برای نمونه، شیخ محمد حسین امر اللهی چهار احتمال را یاد می‌کند:
1.آیۀ خمس، با پایان یافتن جنگ بدر در سال دوم هجری نازل شده که بیانگر تعلق خمس به غنیمت است نه ارباح مکاسب.
2.در دوران رسول اکرم (ص) مسلمانان فقیرتر از آن بودند که افزون بر مؤونه سال؛ یعنی پس‌انداز داشته باشند؛ بنابراین، غنیمت به عنوان تنها یا مهم‌ترین منبع خمس به حساب می‌آمد.
3.مسئلۀ خمس با مصلحت جامعه اسلامی پیوند خورده است. به بیان دیگر، پیامبر (ص) مصلحت نمی‌‌دید تا از ارباح مکاسب، خمس دریافت کند، به ویژه که نگران دریافت خمس از سوی افراد غیر مستحق پس از دورۀ خویش بود.
4.نامه‌های ارسالی پیامبر به قبایل و حاکمان، برای دریافت یا اخذ تعهد دربارۀ پرداخت خمس بود (حائری یزدی، 1375، ص 13).
البته احتمال نخست با دیدگاه غالب علمای شیعه سازگاری ندارد. احتمال چهارم با محتوای نامه‌ها همخوانی ندارد، مگر این که در اصل نامه‌ها تردید شود.

2-3- خمس در زمان ائمه (ع)
2-3-1- منابع خمس
سید مرتضی در رساله محکم و متشابه، به نقل از تفسیر نعمانی با استناد به سخنان امام علی (ع) منابع خمس را چهار عدد می‌داند: غنایم جنگی، معادن، کنوز و غوص:
…. والخمس یُخرَج من أربعه وجوه: وجوه من الغنائم الّتی یصیبها المسلمون من المشرکین، و من المعادن، و من الکنوز، و من الغوص (به نقل از : حرعاملی، 1367 ، ج6، ص 341).
امام علی (ع) دربارۀ گنج پیدا شده از خرابه‌ای چنین حکم کرد:
یعنی با یافتن گنج از قریۀ خرابه، در صورتی که خراج آن، به قریۀ آباد حمل شود، از آنان خواهد بود در غیر آن صورت، از آن یابنده است و یک پنجم آن به عنوان خمس به حضرت تعلق می‌گیرد.
در روایتی از حسن بن زیاد از ابی عبدالله (ص) آمده است: مال حلال آمیخته به حرام از منابع خمس است و با پرداخت خمس، آن مال پاک می‌شود؛ چون خداوند به یک پنجم راضی است (شیخ طوسی، 1404ق، تهذیب الأحکام، ج 4، ص 138).
ابوجعفر (ع) نیز از منابع خمس مانند: غنیمت جنگی و زمین خریداری شده توسط ذمّی سخن می‌گوید. در مورد نخست آمده است: هر مالی که در اثر جنگ مسلمانان برای اسلام آوردن کفتر به دست آید، یک پنجم آن، از آن ماست (حرعاملی، 1367، ج6، ص 378).
و در مورد دوم:
هر کافر ذمّی که زمینی را از مسلمانی بخرد بر او خمس واجب است (شیخ طوسی، 1404ق، ج4، ص 139).
هم‌چنین زراره می‌گوید: دربارۀ معدن از ابی جعفر (ع) پرسیدم، ایشان فرمودند:
بر هر مال معدنی و گنجی خمس تعلق می‌گیرد (حرعاملی، 1367، ج6، ص 343).
امام صادق (ع) در فرمایشات خویش، خمس را از واجبات دانسته، عدم پرداخت آن را باعث آلودگی نسل‌ها و اموال می‌دانند و دربارۀ منبع آن می‌گویند:
فیما یُخرَج من المعادن، و البحر، و الغنیمه، و الحلال المختلط بالحرام إذا لم یُعرَف صاحبُه، و الکنوز الخمس (همان، ص 342-345).
در این سخنان امام، به پنج مورد از هفت منبع خمس اشاره شده است.
در روایت دیگری از آن امام، به سود در آمدها اشاره شده است. ابی بصیر می‌گوید:
دربارۀ مردی که از غلامش هدیه‌ای به قیمت دو هزار درهم یا بیشتر دریافت کرده بود، به امام نوشتم و دربارۀ تعلق خمس به آن، نظر ایشان را جویا شدم. امام (ع) در پاسخ نوشت که خمس واجب است. و نیز دربارۀ کسی که درون منزلش باغی دارد و مقداری از آن را خود مصرف می‌کند و بخشی را می‌فروشد، نظر ایشان را پرسیدم. امام فرمودند در مقدار فروخته شده، مانند بقیه کالاها خمس تعلق می‌گیرد (همان، ص 351).
سماعه می‌گوید از ابی عبدالله یا ابی الحسن دربارۀ خمس پرسیدم که فرمود: پرداخت خمس تنها بر غنایم واجب است (همان، ص 342).
در برخی روایات، واژۀ «خاصه» بعد از کلمه «غنایم» دیده می‌شود.
هم‌چنین مفید در مقنعه از امام صادق (ع) نقل می‌کند که زمینی را که کافر ذمّی از مسلمانی بخرد بر آن خمس تعلق می‌گیرد (همان، ص 352).
با دقت در کلام امام صادق (ع) متوجه می‌شویم که ایشان به هفت منبع خمس اشاره کرده‌اند؛ ولی روایتی را که سماعه نقل می‌کند با موارد دیگر، در تعارض است.
امام موسی بن جعفر (ع)، در پاسخ به پرسشی دربارۀ زکات لؤلؤ، یاقوت و زبر جد به دست آمده از دریا و معادن طلا و نقره، می‌گویند: «إذا بلغ قیمته دینارا ففیه الخمس» (شیخ طوسی، 1404ق، تهذیب الأحکام، ج4،ص139).
دربارۀ نصاب معدن در روایت دیگر، به بیست دینار تصریح شده است (حرعاملی، 1367، ج6، ص 344).
امام هشتم (ع) از خمس کنز، ارباح مکاسب و در واقع همۀ مال، سخن می‌گوید:
«و الخمس من جمیع المال مرّه واحده» (همان، ص 341).
در روایتی از امام جواد (ع) و امام هادی (ع)، تعلق خمس به گونۀ کلی بر «ما افاده الإنسان» به دست می‌آید. امام جواد (ع) در پاسخ کسی که پرسیده بود:
أخبرنی عن الخمس أعلی جمیع ما یستفید الرجل من القلیل و کثیر من جمیع الضروب، و علی الصناع؟ و کیف ذلک؟

مطلب مشابه :  متن پایان نامه :قرار بازداشت موقت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نوشت: «الخمس بعد المؤونه» (سبحانی، 1420ق، ص 105).
چنان که دیده می‌شود، در کلام امام (ع) مطلق درآمد و انواع آن مدّنظر است؛ اما پس از محاسبه و کسر هزینۀ سالانه.

2-3-2- توزیع خمس
دربارۀ توزیع خمس، به نقل از امام علی (ع) آمده سات که خمس به شش سهم تقسیم می‌شود: سهم خدا، رسول، ذوی القربی و سه سهم دیگر میان یتیمان، بینوایان و در راه ماندگان آل محمد (ص) توزیع می‌گردد (حرعاملی، 1367، ج6، ص 360-361).
ابن ابی الحدید به نقل از ابی جعفر (ع) آورده است که امام علی (ع)، شیوۀ ابوبکر و عمر دربارۀ قطع سهم حضرت فاطمه (س) و بنی هاشم از سهم ذوی القربی را ادامه داد، تا گفته نشود که خلاف شیوۀ دو خلیفه رفتار کرده است (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،ج4، ص 139).
امام سجاد (ع) هنگام تشریح گروه‌های سهم برنده از خمس، سه گروه پایانی را به ذوی القربی پیوند می‌دهد و امام باقر (ع) ذوی القربی را نزدیکان رسول خدا (ص) و خود را صاحب فیء و خمس می‌داند (حرعاملی، 1367،ج6، ص 357، 358).
امام صادق (ع) در پاسخ کسی که دربارۀ آیۀ 41 سورۀ انفال پرسید، فرمودند:
سهم خدا در اختیار پیامبر و سهم رسول و ذوی القربی از ارقاب ایشان است. منظور از ذوی القربی، بستگان نزدیک ایشان و مقصود از یتیمان، یتیمان اهل بیت ایشان است و این چهار سهم (سهم خد، رسول، ذوی القربی و یتیمان) برای آنها قرار داده شده، [سپس امام خطاب به سؤال کننده می‌گویند:] می‌دانی که صدقه بر ما حرام است و آن، برای بینوایان و درراه ماندگان است (همان، ص 355-356).
امام صادق (ع) در موارد متعددی غنیمت جنگی را منبع خمس می‌داند. البته گرفتن خمس از غنایمی که جنگ‌ها به دستور امام صورت گرفته باشند و گرنه همۀ آن مال امام است.
امام موسی کاظم (ع)، سه سهم نخست را متعلق به امام و منظور از ذوی القربی در ( وَآتِ ذَالقُربی حَقَّهُ) را حضرت زهرا می‌داند؛ یعنی دستور الهی این است که فدک به حضرت زهرا مسترد شود (همان، ص 360و 366).
از دید ایشان، متولّی خمس، امام و حاکم اسلامی است و در صورت عدم دست‌رسی به آنها باید به مستمندان از نسل ائمه پرداخت شود و چنان‌چه دست‌رسی به آنها نیز ممکن نباشد، به شیعیان تعلق می‌گیرد (همان، ص 386).
امام رضا (ع) با اشاره به مقارنت سهم ذوی القربی با سهم خدا و رسول، دو سهم اول را مال ذوی القربی اعلام می‌کند و شرط بهره‌مندی یتیمان و مسکینان از خمس را عدم انقطاع یتیمی و مسکنت می‌داند. در این باره، سخنان امام (ع) از « در راه‌ماندگان» نامی به میان نیامده؛ با وجود این، با استناد به کلام خدا صدقات را ویژۀ فقرا و مساکین می‌داند (حرعاملی، 1367، ص 357، 359-361).
در سخنان امام رضا (ع)، تشریع خمس برای رفع نیازمندی اهل بیت رسول (ص) دانسته شده و چون صدقه برای آنها جایز نیست و با کرامت و بزرگی آنها در تضاد است، خمس جای آن را گرفته و همان نقش را ایفا می‌کند (همان، ص 360-359).
در جایی دیگر، امام رضا (ع) در پاسخ پرسش یکی از تاجران فارس، با صراحت بیشتر از فلسفۀ تشریع خمس سخن می‌گویند که از فحوای کلام مشخص می‌شود که پرداخت خمس، هم برای امام منافعی دارد و هم برای پرداخت کنندۀ آن (همان، ص 375).
به طور خلاصه، تشریع خمس در اسلام، پس از جنگ بدر و با نزول آیۀ 41 سورۀ انفال انجام شد. در دوران پیامبر با چشم‌پوشی از برخی نامه‌های ایشان، منبع اصلی خمس، غنایم جنگی بود و منابع خمس به شکل کنونی آن، بیشتر در قرن دوم هجری سامان یافت. در عین حال، احادیثی هست که خمس را به غنایم جنگی محدود می‌کنند؛ ولی نقد و ارزیابی آنها، برای دست‌یابی و رسیدن به واقعیت راهگشا خواهد بود.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته حقوق در موردرسانه‌های جمعی

2-4- خمس در عصر غیبت
در نخستین دهۀ نیمۀ دوم قرن سوم هجری، غیبت صغرا و در اواخر دهۀ سوم قرن چهارم، غیبت کبرا آغاز شد. در این فاصله با وجود ارتباط مستقیم نوّاب اربعه با مقام امامت، دوره‌ای آغاز شد که در بسیاری از جهات، از جمله خمس، ویژگی‌های خاص خود را دارد در عصر حضور، مقام والای پیشاوایان دینی، فرصت بروز و طرح برداشت‌های گوناگون از کتاب و سنت و سیره را به پیروان آنها نمی‌داد؛ اما با آغاز عصر غیبت، برداشت‌های گوناگون در چارچوب فقه شیعه پدید آمد. از آغاز قرن چهارم هجری که توجه و اقبال شیعیان به علما بیشتر از دوره‌های پیشین شد، علمای برجسته و ناموری در تاریخ علم شیعه ظهور کردند. با توجه به اندیشۀ نیابت فراگیر علما و فقها (با شرایط معین) از ائمه، درک اندیشه‌های دینی شیعه بدون مراجعه به آرای آنان میسر نمی‌باشد. هم‌چنین درک و دریافت دگرگونی احتمالی در خمس نیز توجه به آرای علما و فقها را بایسته می‌سازد. چون شمار این علما بسیار است و جست‌ و جوی در آرا و آثار هریک در این نوشتار کوتاه، ناممکن و حتی غیر ضروری است، به دیدگاه‌هایی می‌پردازیم که از سوی علمای برجستۀ هر دوره ارانه شده و تا اندازه‌ای نمایندۀ اندیشه برتر هر دوره می‌باشد. البته به آرای اندک دیگر نیز چنان چه ضرورتی احساس شود، اشاره می‌گردد (دفتر تبلیغات اسلامی، 1387).
با فرا رسیدن عصر غیبت یک دورۀ تاریخی جدیدی در تاریخ شیعه پدید آمد؛ ولی در گونۀ نگرش به مسائل از جمله خمس، در قرن نخست آن، پرسش‌های جدی مطرح نشد. نمایندۀ فکری آثار این دوره، نظرات کلینی و صدوق است که از لحاظ شیوۀ نگرش و روش بحث، به گذشته توجه داشتند. در واقع، دیدگاه برتر دربارۀ خمس در این دوره، گرفتن خمس از منابع هفت‌گانه است: غنیمت جنگی، معادن، کنوز، غوص، ارباح مکاسب، مال حلال آمیخته به حرام و زمین فروخته شده به ذمّی از سوی مسلمان. در باب توزیع، خمس به شش سهم تقسیم می‌شود؛ سه سهم نخست، از آن امام (ع) است و سه سهم دیگر به اصناف سه گانه از آل محمد (ص) تعلق می‌گیرد (همان).

2-4-1- منابع خمس
دیدگاه مشهور در عصر غیبت دربارۀ خمس، از منابع هفت گانه سخن میگوید. در این بخش، تلاش میشود با مرور دیدگاههای فقهای شیعه روشن گردد که در کنار این برداشت غالب، برداشتهای دیگری بوده است یانه؟
برداشتی که در برابر دیدگاه غالب قرار میگیرد، دیدگاه تحلیل خمس است که در احادیث ریشه دارد. در این باره (منابع خمس) مالنند سایر موارد، افزون بر نوع نگرش به موضوع، روش‌های مطالعه و تفحص نیز گوناگون است. پیش از شیخ مفید، به ویژه در آثار دو عالم برجستۀ شیعه در قرن سوم و چهارم هجری یعنی شیخ کلینی و صدوق شیوۀ کار بر نقل احادیث و روایات استوار است تا استنباط و اجتهاد؛ ولی از دوران ابن ابی عقیل عمانی و شاگردش شیخ مفید، این روش تا اندازهای دگرگون میشود و با رواج عقلگرایی، شیوۀ تحقیق و نگاه به مسائل تغییر میکند، چنان که درآثار آنان و سید مرتضی و علمای پس از آن، هویداست. شیخ صدوق در آثارش از جمله من لا یحضره الفقیه، به تنظیم احادیث بر پایۀ موضوعات پرداخته است. شیوۀ کار بدین گونه است که دربارۀ هر موضوعی حدیث و روایتی نقل میشود و باید دیدگاه ایشان را با توجه به این روش دریافت (دفتر تبلیغات اسلامی، 1387).
در روایتی از امام علی(ع)، مال حلال مخلوط به حرام از متعلقات خمس دانسته است (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص43).
در دو روایت که از ابا جعفر (ع) نقل میکند، معدن و زمینی که ذمی از مسلمان میخرد بر مورد پیشین افزوده میشود (همان، ص42-43).
در حدیثی که شیخ صدوق

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید