پایان نامه با واژه های کلیدی پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه

وغیره استفاده میکنند.
3) احساس خودکارآمدی بالا

4) بر نامه ریزی مناسب
5) خود کنترلی و نظارت بر خود
 6) رضایت مندی و اشتیاق
7) مدیریت زمان
8)کنترل هیجانات
9) تقویت خود
10) مدیریت مطلوب
لذا یادگیری خودتنظیمی، با برخورداری از کیفیتی خاص، میتواند معلم را در رسالتش یاری داده و او را به سمت اهداف ذیل سوق دهد:
– در آموزش ایجاد یادگیری و شناختهای لازم به او مهارت بخشیده و او را با روش های مختلف تدریس آشنا میسازد.
– معلم را به تشریح و تفهیم مسایل مختلف قادر میسازد.
–  او را به سمت آزاد منشی و قضاوت صحیح سوق میدهد.                   
–  بین یادگیری آموزشگاهی با مهارتهای روزمره زندگی رابطه برقرار میکند.
–  در توسعه شناختهای فرد، هماهنگ با نیروی اخلاقی و فرهنگی، او را قادر میسازد.
 – مدیریت مطلوب کلاسی ایجاد میکند.
منابع خودنظم بخشی
 زیمرمن (1989) تعیینکنندههای خودگردانی در یادگیری را به سه دسته تقسیم میکند :
تعیین کنندههای شخصی
این عوامل به باورهای شناختی پنهان مانند خودکارآمدی و اضطراب بر میگردد (زیمرمن، 1989). برای مثال، حالات عاطفی فراگیران، یکی از عوامل شخصی است که بر استفاده از راهبردهای خودـ گردانی (راهبردهای فراشناختی، شناختی و انگیزشی) در یادگیری تأثیر میگذارد. اضطراب میتواند مانع استفاده از فرایندهای فراشناختی، بهویژه فرایندهای کنترل رفتار شود. بنابراین، محیط آموزشی باید محیطی آرام و دور از رقابتهای فشرده و اضطراب برای فراگیران فراهم آورند.
تعیینکنندههای رفتاری
 نظارت بر خود، خودسنجی و خود واکنشی، آثار رفتاری تعیینکننده خودگردانی تلقی میشود. بدین ترتیب، مشاهده عملکرد شخص، اطلاعات مهمی در مورد چگونگی پیشرفت فرد به سوی اهداف به دست میدهد. نظارت برخود به دو صورت گزارش شفاهی یا کتبی و ثبت کمی کنشها و واکنشها  مهمی در مورد چگونگی پیشرفت فرد به سوی اهداف به دست میدهد. نظارت  برخود به دو صورت گزارش شفاهی یا کتبی و ثبت کمی کنشها و واکنش ها آموزش داده میشود. شواهد نشان میدهد که تشویق فراگیران به یاداشت برداری و ثبت واکنشهای خود، بر انگیزش، یادگیری و خود کارآمدی آنها تأثیر میگذارد (بندورا و شانک، 1981؛ نقل از کدیور، 1388).
تعیین کنندهای محیطی
کنترل خود، از طریق مشاهده الگو بروز میکند و در آن راهبردهای خودگردانی الگو واقع میشود؛ سپس با حمایت اجتماعی همراه شده و سر انجام به تنهایی اجرا میشود (زیمرمن،1989؛ نقل از کدیور، 1388).
اصول آموزش برای خود نظم بخشی
چهار اصل اساسی جهت آموزش خود تنظیمی در زیر آمده است که از تحقیق بر روی شش مؤلفه‌ خود تنظیمی شامل تعیین هدف، آماده کردن مکانی برای مطالعه، سازماندهی مواد آموزشی، کنترل یادگیری، ارزیابی پیشرفت و اثربخشی و مرور آزمونها بدست آمده است:
راهنمایی یادگیرندگان به منظور آماده کردن و ساختن یک محیط یادگیری مؤثرتر.
2- سازماندهی آموزش و فعالیتها برای تسهیل فرایندهای شناختی و فراشناختی.
3-  بکارگیری اهداف آموزشی و بازخورد به منظور ایجاد فرصتهایی جهت نظارت بر دانش آموز.
4- ارائه‌ی اطلاعات مربوط به ارزشیابی مستمر به دانش آموزان و دادن فرصت مناسب به منظور جای دادن خود تنظیمی در آموزش فراهم نماید (شعاری نژاد،1382).
ضرورت آموزش خود نظم بخشی در مدارس
تکامل همه جانبه دانش آموزان در تمام ابعاد وجودیشان از اهداف عالیه نظام آموزش و پرورش است باید تلاش خود را معطوف برنامههای تربیتی نماییم که هدف آن خودنظم بخش کردن هر چه بیشتر دانش آموزان در امر آموزش و به تبع آن پرورش انسانهایی، مسئول، مستقل و دارای معیارهای درونی است. طبق الگوی زیمرمن کاربرد راهبردهای مختلف بکارگیری خودنظمبخشی و توانایی به انجام رساندن تکالیف به نحو شایسته در مدرسه به هم مربوط هستند. دانش آموزان خودنظم بخش برای موفقیت در امر یادگیری بیش از دیگران ارزشهای خود را شناخته و توانایی خود را باور دارند و خود را با دیگران مقایسه میکنند. آنها با رجوع به توانمندیها و معیارهای خود به داوری در مورد یادگیریشان میپردازند و بوسیله مرتب کردن اهداف، به کار بردن دانسته های قبلی، در نظر گرفتن تفاوت راهبردها، رفتارهایشان را اداره و کنترل میکنند (سلیمان نژاد،1391).
الگوهای یادگیری خودنظم بخشی
الگوی کرنو
 کرنو (1994) یادگیری خودگردان را مشارکت فعالانه فرد در هدفگزینی و کنترل راهبردها و فرایندهای یادگیری، هنگام درگیری با تکلیف یادگیری تعریف میکند. او مفهوم یادگیری خود گردان را مجموعهای از راهبردهای یادگیری تعریف میکند که یادگیرنده میتواند برای مواجهه با نیازهای  یک  تکلیف به صورت  مؤثر و انعطاف پذیر  به کار ببرد (خانی، باقری و دانشیار، 1392). کرنو دو فرایند، اکتساب و تبدیل و پنج راهبرد، چارهجویی، نظارت، انتخاب، پیوند دادن و برنامه ریزی را برای توصیف درگیری شناختی مشخص کرد. ترکیبهای کاربرد بالا و پایین دو فرآیند در تکلیف  چالش انگیز در یک محیط آموزشی چهار شکل از درگیری شناختی را تعیین میکند. فرآیند اکتساب، چاره جویی و نظارت را شامل میشود و فرآیند تبدیل، راهبردهای انتخاب کردن، پیوند دادن و برنامه ریزی را شامل میشود. کرنو، خود تنظیمی را پیشرفتهترین شکل یادگیری شناختی دانسته است. دیگر شکلهای کاربرد فرآیندها عبارتند از تکلیف محور ( اکتساب پایین ، تبدیل بالا) ، مدیریت منابع  ( اکتساب بالا، تبدیل پایین) و یادگیری دریافتکننده (اکتساب پایین، تبدیل بالا).  الگوی کرنو، یک ارتباط فراشناختی را میان دو فرآیند تصور کرد؛ فرآیند اکتساب به صورت فراشناختی، فرآیند تبدیل را در جریان پردازش اطلاعات کنترل میکند.  فرایندها خودشان ترکیبی از پنج راهبرد هستند. فرآیند اکتساب به وسیله کاربرد راهبردهای چاره جویی و نظارت توصیف میشودو فرآیند تبدیل بوسیله کاربرد راهبردهای انتخاب، پیوند و برنامه ریزی توصیف میشود (شیردل،1391).
الگوی بو کارتس  
بوکارتس (2002) آموزش مهارتهای خودتنظیمی به یادگیرندگان را هدف اصلی آموزش و پرورش میداند، زیرا این مهارتها نه تنها موجب می شوند که فرد در دوران تحصیل یادگیری خویش را هدایت کند، بلکه پس از اتمام تحصیلات نیز، این امکان را فراهم میآورند که فرد دانش خود را همزمان با دانش روز تطبیق کند. وی در فرآیند خودتنظیمی یادگیری به عنوان: دانش قبلی، دشواری و در عین حال سادگی این فرآیند، آموزش یادگیری خودتنظیمی و تعادل بین مؤلفه های شناختی و انگیزش آن تأکید میورزد. در الگوی یادگیری خودگردان بوکارتس (1997) وضعیتهای برابر و یکسانی برای مؤلفه های شناختی و انگیزشی یادگیری فرض شده است. بوکارتس، خودگردانی یادگیری را مجموعهای تعاملی در نظر میگیرد که هم شامل خود تنظیمی انگیزشی و هم خودتنظیمی شناختی است. الگوی شش مؤلفهای او از یادگیری خودگردان میتواند به عنوان چارچوب تشریح کننده این نوع خودگردانی در سه سطح در نظر گرفته شود؛ یعنی سطح اهداف، سطح راهبردها و سطح دانش قلمرو خاص. وی دانش قبلی را یک عامل مهم و تعیین کننده در فرآیند خود تنظیمی تلقی میکند و معتقد است که هر کدام از این شش مولفه مبین یک نوع از دانش قبلی است که به منظور رخ دادن خودتنظیمی در یادگیری، باید در دسترس یادگیرنده باشد.
مکرراً بوکارتس (1999 ،1997 ، 1992 ) بر وابستگی متقابل مؤلفه های فرد تأکید میکند. برای مثال، مؤلفه های فراشناختی و انگیزشی، عمیقاً بر راهبردهای فرد تأکید میکند. برای مثال، مؤلفه های فراشناختی و انگیزشی، عمیقاً بر راهبردهای یادگیری مربوط تأثیر میگذارند، در حالی که دانش راهبردهای شناختی به میزان زیاد به دانش اخباری در محتوای حوزه مربوطه وابسته است. کمبود دانش در یک بخش از الگو میتواند در خودگردانی یادگیری نقش باز دارنده یا ممانعت کننده داشته باشد. بوکارتس (2002) بر آگاهی از اهداف یادگیرندگان تأکید میکند و معتقد است که برای درک این که چرا یادگیرندگان برای موفقیت تلاش میکنند و چرا و چگونه آنها، خودشان را تنظیم میکنند، آگاهی ما از اهداف یادگیرندگان ضروری است. خودتنظیمی به صورت پیچیدهای با ساختار اهداف فرد ارتباط دارد و یادگیرندگان برای اکتساب، نگهداری، پرورش و محافظت از اهدافی که برایشان ارزش دارد، میکوشند. بوکارتس معتقد است که معلمان با سازماندهی موقعیت های یادگیری به صورتی که یادگیرندگان همیشه برای شروع فرایند یادگیری به وسیله ایجاد اهداف یادگیری از سلسله مراتب اهداف خودشان تشویق شده باشند اجازه پیدا میکنند که موقعیتها را به صورت معنی دار تجربه کنند.
 بر اساس الگوی سه مرحلهای نهایی وی سه نظام تنظیمی در یادگیری خودتنظیم درگیر هستند :
1-   تنظیم خود ( انتخاب اهداف و منابع)
2-   تنظیم فرآیند یادگیری (استفاده از دانش و مهارتهای فراشناختی برای جهت دادن یادگیری)
3-تنظیم روش های پردازش اطلاعات (انتخاب راهکارهای پردازش اطلاعات) .
الگوی کارور و شییر
  کارور و شییر(2000) الگوی درباره خودتنظیمی ارائه نمودهاند که خود تنظیمی درگیری با تکلیف را توصیف میکند. طبق این الگو وقتی شخصی هدفی را دنبال میکند، اگر دچار مانعی شود، یک بازبینی از موقعیت به عمل میآورد. در طی این بازبینی یادگیرندگان پیشبینی میکنند که چنانچه تلاش خود را افزون کنند، یا طرح خود را تغییر دهند و اصلاح  نمایند، تا چه اندازه میتوانند به هدف خود نزدیک شوند. چنانچه بین وضعیت موجود و اهداف و معیارهای فردی فاصله دیده شود، یادگیرنده برای کاهش این فاصله تلاش میکند و ممکن است برای رسیدن به اهداف خود، طرح را تغییر دهد و یا اهداف قبلی خود را اصلاح کند و یا تلاش کند تا ابزار و شیوه جدیدی پیدا کند. همینطور ممکن است تکلیف را رها کند، که این مسئله معمولاً بعد از شکست اتفاق میافتد. در این الگو بازخورد به صورت درونی است؛ یعنی فرد به خودش بازخورد میدهد. این الگو، خود ایده آل افراد و ادراک آنها از خواستههای محیط را مورد تأکید قرار میدهد. کارور و شییر (2000)، خود را به عنوان یک سیستم منسجم از اصول یا اهداف سطح بالاتر توصیف میکنند. اهداف سطح بالاتر انتزاعی هستند و در سلسله مراتب اهداف در بالا  قرار میگیرند، آنها این اهداف را به صورت « من می خواهم ….باشم » توصیف میکنند. اهداف شخصی دانش آموزان در سطح پایینتر قرار میگیرند. این اهداف عینیتر هستند. اهداف سطح پایینتر از اهداف شخصی عینیتر هستند، زیرا به ارائه زنجیره های رفتاری اعمال، اشاره دارند و الگوهای رفتاری نام دارند. مطابق نظر کارور و شییر، این سلسله مراتب اهداف برای هر یادگیرنده منحصر به فرد است. بر طبق این الگو،  خود تنظیمی با نظام اهداف مرتبط است (محمدپور،1391).
خود نظم دهی

مطلب مشابه :  منابع مقاله درمورد منزلت اجتماعی-فروش پایان نامه کامل

کاهش موفقیت آمیز اختلاف
تلاش برای کاهش اختلاف بین عملکرد و اهداف و ارزشهای مرجع
خیر آیا مشکلی وجود دارد؟
بلی
توقف فعالیت و ارزیابی پیامد مورد انتظار
اطمینان(امیدواری)؟
بله
خیر
کناره گیری از لحاظ رفتاری
عدم درگیری از لحاظ ذهنی
رها کردن تلاش
خیر امکان کناره گیری آشکار؟ بلی

شکل (2-2 ): الگو خود نظم دهی( کارور و شییر2000)
الگوی باتلر و وین
باتلر و وین الگویی از خود گردانی را در یادگیری ارائه کردند که مشتمل بر مجموعهای از وقایع ارادی است. بر اساس این الگو، یادگیرندگان خود گردان با تکالیف در گیر میشوند، دانشها، باورها و عقایدی نیز دارند که مبنای تفسیر ویژگیها و ملزومات این تکالیف قرار میگیرد. آنان بر اساس تفسیر خود، هدفها را انتخاب میکنند؛ سپس با به کارگیری فنون و راهبرهایی برای رسیدن به آن هدفها، تلاش را آغاز میکنند. به دنبال این تلاش و درگیری با تکالیف، پیامدها و دستاوردهای ذهنی و رفتاری خاصی ایجاد میشود. در مرحله بعد، با نظارت بر این فرایندها و بازبینی پیامدهای جدید، مجموعهای از بازخوردهای درونی ایجاد میگردد. اطلاعات به دست آمده از این نظارت، زمینه را برای تغییر مجدد تکلیف و درگیری فردی با آن ایجاد میکند. بدین ترتیب، درگیریهای بعدی با تکلیف سامان مییابد. یادگیرندگان ممکن است با انتخاب هدفهای جدید و بررسی راهبردها، نحوه درگیرشدن خود را تغییر دهند. اگر بازخورد بیرونی فراهم شود، ممکن است اطلاعات اضافی تأیید و تحکیم شود و یا در تعارض با برداشتهای یادگیرنده از تکالیف و یادگیری قرار گیرد. به نظر وین، دانش در خود گردانی نقش مهمی دارد. این دانش، شامل دانش زمینه، دانش راهبردها، دانش شرایط استفاده از راهبرد، دانش منابع شناختی و عملیاتی است که به شخص کمک میکند تا به اهداف مهم خود برسد (قربانخان،1390).
 الگوی پنتریچ
پینتریچ (200۸) چارچوبی نظری بر پایه دیدگاه شناختی ـ اجتماعی پیشنهاد کرده است. هدف او طبقهبندی و تحلیل فرآیندهای متفاوتی است که بخشی از یادگیری خودگردان را هدایت میکنند. این الگو با چهار فرض اساسی تعریف میشود ( نقل از کدیور، 1388). 
1ـ یادگیرندگان فعال هستند، چرا که آنها تصمیمگیری میکنند و برای دانش و درک بیشتر خودشان درگیر رفتار میشوند.
2ـ یادگیرندگان توانایی بالقوهای برای تنظیم یادگیری خودشان دارند.
 3ـ یادگیرندگان از تعدادی از اهداف و معیارهایی که باید پیشرفت خودشان را با آنها بسنجند، آگاهی دارند.
4ـ فعالیتهای خود تنظیمی یادگیری بین بافت، فرد و موقعیت اجتماعی افراد رابطه برقرار میکند ( نوتا، 2004).
در این الگو فرآیندهای خود تنظیمی بر اساس چهار مرحله سازماندهی شدهاند:
1) برنامه ریزی
2) خود ـ  نظارتی 
3) کنترل
4 ) ارزشیابی.
در هر کدام از این مراحل فعالیتهای خود تنظیمی به ترتیب چهار بخش ترکیب و سازماندهی  شدهاند :
شناخت، انگیزشی/عاطفی، رفتاری و بافتی ( زمینهای) (شکل زیر).
بافتی (زمینهای)
رفتاری

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی با موضوع : توصیف اطلاعات

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

انگیزشی/عاطفی
شناختی
مراحل
برداشت از تکلیف،
برداشت از بافت
برنامه ریزی زمان و تلاش،
برنامه ریزی برای خود
مشاهده گری رفتار
جهتگیری هدف، قضاوتهای
کارآمدی، قضاوت درباره  ساده بودن یادگیری، برداشتها درباره
سخت بودن تکلیف، فعال سازی
ارزش تکلیف، فعال سازی علایق
هدف گزینی فعال سازی
محتوای دانش قبلی ، فعالسازی دانش فراشناختی
مرحله دور اندیشی ،
برنامه ریزی،

فعالسازی
نظارت بر تغییرات
تکلیف و شرایط بافتی
آگاهی و نظارت تلاش، زمان
مورد استفاده، کمک طلبیدن
خود مشاهده گری رفتار
آگاهی و نظارت انگیزش و عواطف
آگاهی و نظارت
فراشناختی از  شناخت
مرحله نظارت
تغییر یا  انجام  دوباره
تکلیف تغییر یا ترک
زمینه
افزایش/ کاهش تلاشها ادامه
دادن یا ترک کردن رفتار کمک
خواستن
انتخاب و انطباق راهبردها برای
مدیریت انگیزش و عواطف
انتخاب و انطباق
راهبردهای

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید