منابع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد

لند، 1994) یا رسوب کلسترول با نمکهای صفراوی (کلاور و وان در مر، 1993) باشد. مطالعاتی که با تغذیه پروبیوتیک در جیره انسان صورت گرفته، حاکی از کاهش کلسترول سرم پلاسما میباشد. مشاهده شده است که استفاده از اسیدوفیلوس در تغذیه انسان، میتواند در متابولیسم لیپیدها در کبد تأثیر گذاشته و سبب کاهش غلظت کلسترول خون گردد. پروبیوتیکها با تخمیر کربوهیدراتهای غیر قابل هضم و تولید اسیدهای چرب زنجیره کوتاه، سنتز کلسترول در کبد را کاهش داده و از این طریق سبب کاهش کلسترول در میزبان میگردند. بعضی از سویه های خاص پروبیوتیکی نیز با دکنژوگه کردن نمکهای صفراوی، مانع جذب کلسترول از دستگاه گوارش میگردند (دبوور و همکاران، 2001؛ دونچوا و همکاران، 2002؛ آن و همکاران، 2003).
2-3-8- اثر پروبیوتیکها برسیستم ایمنی
سطح موکوسی سلولهای اپیتلیال نظیر دستگاه گوارش و تنفس، جایی که میزبان با دامنه وسیعی از میکروارگانیسمهای محیطی ارتباط دارد، محل مناسبی برای شروع عوامل عفونی است. اپیتلیوم دستگاه گوارش شامل لنفوسیتهایی است که قادر به تولید مقدار زیادی سایتوکین بوده و قادر است ایمنی موضعی بدن را تحریک نماید. مصرف پروبیوتیکها و به ویژه باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک از دو طریق، یکی از طریق آزاد سازی سایتوکینها بعد از تحویل آنتیژن به لنفوسیتها و دیگری تولید سایتوکینها از طریق تماس مستقیم باکتریهای تولید کننده اسید با سلولهای ایمنی قادر به افزایش تولید این سایتوکینها میباشد. (تاگاچی و همکاران، 1991).
پروبیوتیکها عملکرد سیستم ایمنی در روده و سطح سیستمیک بدن را افزایش میدهند. باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک میتوانند از طریق افزایش لمفوسیت B یا سلول های B که مسئول شناسائی عوامل خارجی هستند (دسیمون و همکاران، 1993)، افزایش فعالیت فاگوسیتوزی که به از بین بردن مواد خارجی کمک میکنند (اسچیف فرین و همکاران؛ 1995)، افزایش تولید IgA، IgG و IgM که میتوانند فعالیت آنتیبادیها را افزایش دهند (کیلا و همکاران، 1992)، افزایش سطح گاما اینترفرون که به سلولهای سفید در مقابله با بیماری کمک میکنند (هالپرن و همکاران، 1991)، افزایش ترشح آنزیمهای لیزوزومی (پابرت-براکیت و همکاران، 1995) و افزایش تحریک فعالیت ایمنی در موکوس روده (پردیگون و همکاران، 1993) باعث افزایش توان سیستم ایمنی بدن گردند.
محققین زیادی اثر مثبت پروبیوتیک بر سیستم ایمنی را گزارش نمودند. در تحقیق حقیقی و همکاران (2005) و پاندا و همکاران (2000)، استفاده از پروبیوتیکها در جیره جوجههای گوشتی میزان پادتن تولید شده علیه گلبول قرمز گوسفند، به طور معنیداری در مقایسه با گروه شاهد بهبود یافت. مطالعات مختلف با استفاده از حیوانات آزمایشگاهی نشان دادهاند که پروبیوتیکها در القاء پاسخ غیر اختصاصی (سیستم بیگانه خواری- کمپلمان) و همچنین اختصاصی (ایمنی هومورال و ایمنی با واسطه سلول) نقش دارند، به همین خاطر از پروبیوتیکها به عنوان عوامل تنظیم کننده سیستم ایمنی13 نام برده شده است (اسچیف فرین و همکاران، 1997). تغذیه طیور تخمگذار با پروبیوتیک بافت سلولی پلاکهای پی یر14 را در ایلئوم افزایش داد، که این افزایش نشان از تحریک سیستم ایمنی مخاطی در قبال مصرف پروبیوتیک بود که به تحریک آنتیژنیک به وسیله ترشح IgA پاسخ دادند. استفاده از پروبیوتیکها سبب بهبود فلور طبیعی دستگاه گوارش شده و مقاومت به بیماریهای رودهای مانند اشرشیاکلی (وتیکس و همکاران، 1982؛ وتیکس و میللر، 1983؛ چیتو و همکاران، 1993؛ جین و همکاران، 1996)، سالمونلا (چیتو و همکاران، 1993؛ هجیکک و همکاران، 1995؛ کوین و همکاران، 1995، جین و همکاران، 1996؛ پاسکال و همکاران، 1999؛ استرن و همکاران، 2001) و کمپیلوباکتر (مورشیت و همکاران، 1997؛ استرن و همکاران، 2001؛ هککینن و اسچنیتز، 1999) افزایش مییابد. ژانگ و همکاران (2005) گزارش نمودند، کاربرد پروبیوتیکها ( عمدتا لاکتوباسیلها) فاکتورهای ایجاد کننده تومور نکروتیک را کاهش داده و تولید اینترلوکین 8 را افزایش میدهند. باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک پپتیدهای ضد میکروبی محلول، که باکتریوسین نامیده میشود تولید کرده که قادر به بهبود سلامت دستگاه گوارش میزبان خود است. لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس جداشده از روده جوجهها قادر به تولید دو نوع باکتریوسین بوده که قادرند رشد لاکتوکوکوس و پدیدوکوکوس غیر بیماریزا و استافیلوکوکوس، انتروکوکوس، استرپتوکوکوس، لیستریا، کلستریدیوم و باسیلوسهای بیماریزا را مهار نمایند (بوگوواس-ماتیجاستیک و همکاران، 1998).
پروبیوتیکها از طریق، افزایش فعالیت فاگوسیتوزی گلبولهای سفید، افزایش تعداد لنفوسیتها در سلولهای دیواره روده، افزایش ترشح گاما اینترفرون و درنتیجه افزایش تولید پادتنها میتوانند سیستم ایمنی پرنده را تحت تاثیر قرار دهند (حقیقی و همکاران، 2005). کبیر و همکاران (2004) در بررسی میزان آنتیبادی تولید شده علیه گلبول قرمز گوسفند درتیمارهای دریافت کننده پروبیوتیک، متوجه شدند که میزان آنتیبادی ترشح شده در تیمار پروبیوتیک به طور معنیداری بالاتر از تیمار شاهد بود. همچنین آنها نشان دادند که وزن بورس و طحال نیز در این تیمارها بالاتر از تیمارهای شاهد بود. این محققین بیان نمودند که تفاوت در وزن بورس و طحال ممکن است به دلیل تولید سطوح متفاوت آنتیبادی در پاسخ به تزریق گلبول قرمز گوسفند باشد. نتایج آنها به طور جالبی نشان داد که وزن بورس و طحال در پرندگان واکسینه شده کمتر از پرندگان واکسینه نشده بود.
2-3-9- اثر پروبیوتیک ها برمرفولوژی روده
ون لیوون و همکاران (2004) نشان دادند که اثرات افزودنیهای رشد میتواند مرتبط با مرفولوژی مخاط روده باشد. کاهش رشد میتواند در اثر رقابت برای مواد مغذی با میزبان یا به علت تشکیل متابولیتهای کاهنده رشد در روده و اثرات منفی بر مخاط روده کوچک باشد.
تغییرات طول پرز، سطح سلول و تعداد سلولهای روده به صورت افزایش وزن منعکس میشود. تشفام و همکاران (1384) اثر سطوح مختلف پروبیوتیک بر مرفولوژی روده جوجههای گوشتی را بررسی نمود، پروبیوتیک مورد استفاده موجب افزایش طول پرزهای روده در سن 42 روزگی شد و عمق کریپت در ابتدای روده کاهش یافت گونال و همکاران (2006) اثر پروبیوتیک و آنتی بیوتیک و اسید آلی را بر عملکرد و مرفولوژی روده مورد بررسی قرار دادند. پروبیوتیک چند گونه مورد استفاده سبب افزایش ارتفاع پرز در ایلئوم فوقانی و ایلئوم تحتانی نسبت به شاهد در 21 و42 روزگی گردید. باکتریهای گرم منفی در سکوم و ایلئوم فوقانی در 21 و 42 روزگی کاهش یافت و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت تحت تأثیر تیمار قرار نگرفت. در ارزیابی دو پروبیوتیک مورد استفاده در آزمایش پلیکانو و همکاران (2005) به منظور بررسی اثر پروبیوتیک و پری بیوتیک بر روی مرفولوژی روده کوچک (تک سویه (Bacillus subtilis) و پروبیوتیک چند گونه حاوی (Lactobacillus acidophilus and casei, Streptococcus lactis and faecium Bifidobacterium bifidum and Aspergillus oryzae)) پروبیوتیک تک سویه به طور معنی داری سبب افزایش ارتفاع پرزها در ایلئوم فوقانی و ایلئوم تحتانی نسبت به شاهد در 21 روزگی شد (01/0 P). این محققین بیان داشتند که بیشترین ظرفیت هضم و حداکثر جذب بوسیله سطح لامینال وسیع و با پرزهای طویل دارای انتروسیتهای بالغ حاصل میشود. عمق کریپت نیز در هر سه ناحیه روده در گروه تغذیه شده با پروبیوتیک تک سویه به طور معنی داری نسبت به شاهد و پروبیوتیک چند گونه افزایش یافته بود. تراکم پرز در واحد سطح در هر سه ناحیه تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت. در آزمایش دجووینف و همکاران (2005) پروبیوتیک چند گونه مورد آزمایش بر مرفولوژی روده با تغذیه جیره حاوی پروتئین با کیفیت متفاوت، اثر معنی دار در استفاده از پروبیوتیک مشاهده نشد.
ژانک و همکاران (2005) اثر مخمر، دیواره مخمر و عصاره مخمر ساکارومایسس سرویزیه را بر توسعه مخاط ایلئوم تحتانی بررسی کردند. عمق کریپت در ایلئوم تحتانی تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت و ارتفاع پرزها و نسبت ارتفاع پرزها به عمق کریپت در گروه مخمر، دیواره مخمر از سایر گروهها بالاتر شد. برادلی و همکاران (1994)، اثر ساکارومایسس سرویزیه واریته بولاردی را بر مرفولوژی روده بوقلمون نر بررسی کردند. در گروههای تغذیه شده با مخمر تعداد سلولهای جامی در هر میلیمتر از طول پرز و عمق کریپت کاهش یافت، ولی تیمار بر طول و عرض پرزها بی اثر بود.
در بررسی سانتین و همکاران (2001) تغذیه ساکارومایسس سرویسیه ارتفاع پرز را در 7 روزگی نسبت به کنترل به طور معنی داری افزایش داد. سامانیا و یامااوچی (2002) گزارش دادند که ارتفاع پرز در دوازدهه و ایلئوم تحتانی در گروه تغذیه شده با باسیلوس سابتلیس در 28 روزگی افزایش نشان داد.
2-4- چای کامبوچا
چای کامبوچا فرآوردهای تخمیری، حاصل از عملکرد مجموعهای همزیست از مخمرها و باکتریهاست (رایسس، 1994). این فرآورده ترکیبی از چای معمولی و شکر بوده، که توسط قارچ کامبوچا (مخمر و باکتری) تخمیر شده و ساختار شیمیایی آن تغییر کرده است (بلانک، 1996). کامبوچا واژهای ژاپنی است که از ترکیب کامبو به معنی جلبک یا خزه قهوهای اقیانوسی و چا به معنی همان چای گرفته شده است. به تعبیر دیگر کامبو نام پزشک کرهای است، که به طور موفقیت آمیزی امپراتور ژاپن را با مشارکت باکتری-مخمر درمان نمود (پترو، 1996).
چای کامبوچا نامهای بسیاری داردکه از این نامها می توان به منشاء آن پی برد. بعنوان مثال در چین با نام kargosok، در ژاپن kombucha، در آلمان kombucha، در روسیه tea kvass و در منچوری menchurian mushroom شناخته می شود (یوسفی و همکاران، 1378). خلاصهای از دیگر نامهای معمول برای قارچ و چای کامبوچا در جدول 2-2 نشان داده شده است
جدول2-2- نامهای مصطلح برای قارچ و چای کامبوچا (اقتباس از فرانک، 1994)
زبان
قارچ کامبوچا
شربت تخمیر شده
هلندی15
Thee-Schimmel
Theebier, Komboecha-drank
انگلیسی
Kombucha, Tea Fungus, Manchurian Mushroom
Tea Cider, Tea Beer, Kombucha
فرانسوی16
Champignon de longue vie, Combucha
Elixir de longue vie
آلمانی17
Ind ischer Teepilz, Gichtqualle
Kombuchagetrank, Teekvass, Teemost
روسی18
Japonski grib, Sakvasska
Cainii kvass
ژاپنی19
Reishi
خلیج ریگا20
Brinum-Ssene
رومانی21
Chamboucho
اسپانیای22
Hongo
قارچ کامبوچا در حقیقت همزیستی بین باکتریهای اسید استیک (Acetobacte xylinum، Gluconobacter oxydans،(Acetobacter aceti و مخمرهای (Saccharomyces sp.، Brettanomyces sp.، Torulopsis sp.، Pichia sp.،Zygosaccharomyces sp. ) می باشد (گرین والت و همکاران، 2000).
تولید سلولز درطی فرآیند تخمیر توسط استوباکتر گزیلینوم سبب ظهور یک لایه نازک روی سطح چای میگردد، که این لایه متعلق به توده سلولی باکتری ومخمر است. این لایه شبیه قارچ مرکب از میکروارگانیسم و سلولز، احتمالاً همان کامبوچاست، که چای قارچ نیز نامیده میشود (شکل 2-2) (مو و همکاران، 2008). میکروارگانیسمهای کامبوچا (مخمرها و باکتریها) به سطح زیرین دیسک سلولزی میچسبند و در این ناحیه توده میکروبی به وجود میآورند. بنابراین یکی از وظایف دیسک یا ماتریکس سلولزی آن است که میکروبها را در تماس با هوا نگه دارد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تأمین نمایند. دیسک سلولزی به تکثیر و ایجاد توده میکروبی کمک میکند و توانایی آنها را در رقابت با دیگر میکروارگانیسمها در جهت مصرف مواد غذایی افزایش میدهد. رنگ مات دیسک سلولزی از عبور پرتوهای ماوراء بنفش جلوگیری میکند و به این ترتیب

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوعرفتار شهروندی، عدالت سازمانی، عدالت توزیعی

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید