منابع پایان نامه ارشد درمورد بهبود عملکرد، استاندارد، استرس

شرایط روده، بهبود پاسخ ایمنی، اصلاح الگوی میکروفلور روده، کاهش کلسترول و تریگلیسرید سرم، کاهش واکنشهای التهابی، خنثی سازی انتروتوکسینها، تولید ترکیبات ضد باکتریایی، رقابت با باکتریهای مضر، تغییر در متابولیسم باکتریایی و کاهش تولید آمونیاک، منشاء گرفته از میزبان، مقاوم و پایدار در مقابل ترکیبات دفع شده از اشرشیاکلی، رشد و تکثیر ساده، پایداری در دماهای مختلف، افزایش تولید اسیدهای چرب فرار، افزایش سنتز ویتامینB، کاهش اسکاتول، ایندول، فنل و غیره، افزایش فعالیت ماکروفاژها، افزایش سلامت روده، بهبود قابلیت جذب مواد معدنی، جلوگیری از ایجاد سرطانها، کاهش آلودگیهای لاشه، کاهش کلی فرمهای موجود در دستگاه گوارش با پایین آوردن pH، توانایی تولید آنزیمهای لازم و مؤثر بر هضم غذا .
تاکنون سویههای زیادی جهت استفاده در تغذیه دام و طیور، به عنوان پروبیوتیک معرفی شده است. به طور کلی پروبیوتیکها از لحاظ نوع میکروبی موثرشان به سه گروه باکتریایی، قارچی و مخمری تقسیم میشوند. جدول 2-1 گونههای مختلفی را که تاکنون به عنوان پروبیوتیک مورد مطالعه قرار گرفته اند و نقش آنها به عنوان یک عامل پروبیوتیکی مثبت ارزیابی شده است را نشان میدهد (سیمون وهمکاران، 2001؛ پترسون و بارخولدر، 2003).
جدول 2-1- انواع گونههایی که به عنوان پروبیوتیک مورد استفاده قرار میگیرند
باکتریها
مخمرها
قارچها
لاکتوباسیل
بیفیدوباکتر
انتروکوکوس
لاکتوکوکوس
استرپتوکوکوس
ساکارومایسز
آسپرژیلوس
اسیدوفیلوس
لانگوم
فاشیوم
لاکتیس
ترموفیلوس
سروزیزیه
اریزا
بولگاریکوس
اینفانتیس
فکالیس
فاشیوم
بولاردی
نیگر
کازئی
ترموفیلوم
اینترمدیوس
کاندیدایانتولایس
هلوتیکوس
انیمالیس
سالیواریس
2-3-4- تفاوت آنتیبیوتیکها با پروبیوتیکها
تفاوت عملکرد آنتیبیوتیکها و پروبیوتیکها را میتوان اینگونه بیان کرد که پروبیوتیکها برخلاف آنتیبیوتیکها دارای اثرات خاصی هستند که :1- میکروفلور دستگاه گوارش را که در اثر کار برد آنتیبیو تیکها یا محرکهای رشد ناکار آمد شده است را بازسازی میکند، 2- سیستم ایمنی طبیعی مرغ را تحریک کرده و افزایش میدهد، 3- در رقابت با باکتریهای بیماریزا بر سر خوراک و فضا آنها را حذف میکنند، 4- با تولید آنزیمها و ویتامینها کارآیی دستگاه گوارش برای هضم خوراک را میافزایند، 5-pH روده را کاهش داده و از استقرار باکتریهای بیماری زا مانند اشرشیاکلی و سالمونلا پیشگیری میکنند و 6- پادزهرهایی تولید میکند که ویژگی ضد میکروبی علیه باکترهای بیماریزا دارند.
2-3-5- تأثیر پروبیوتیکها بر عملکرد جوجههای گوشتی
نتایج بدست آمده از کاربرد پروبیوتیکها بر عملکرد طیور بسیار متنوع بوده، به طوری که محققین زیادی تأثیر مثبت این مواد بر وزن بدن را تأیید میکنند (نوه، 1997؛ موهان و همکاران، 1996، لان و همکاران، 2003؛ احمد، 2004؛ مونت زوریس و همکاران، 2007). در حالی که سایرین عدم تأثیر پروبیوتیکها بر وزن بدن را گزارش نمودند (پاتیدر و پراجپاتی، 1999؛ کامپرچ تووا و همکاران، 2001؛ ارگان و همکاران، 2000؛ موتاس و همکاران، 2006). این محققین عنوان نمودند که پروبیوتیکها در شرایط مدیریتی ضعیف اثرات مثبت خود را القا میکنند، بنابراین ممکن است عدم تاثیر معنیدار این مواد بر وزن بدن به دلیل قرار گرفتن این حیوانات در شرایط محیطی استاندارد و مطابق با الگوهای پرورشی آنها باشد. مدارکی وجود دارد که پروبیوتیکها، کندی رشد ناشی از استرس محیطی، میکروبی یا تغذیهای ایجاد شده در جوجهها را کاهش میدهند. وقتی که پروبیوتیکها با جیرهای با سطح پروتئین خام پایینتر استفاده شد، پرندگان افزایش وزن بهتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند. این امر احتمالاً به دلیل تولید آنزیمهای پروتئولیتیک توسط میکروارگانیسمهای پروبیوتیک و کاهش آنزیم اوره آز میباشد. همچنین افزودن پروبیوتیک به جیرههای با میزان ناکافی پروتئین خام، در مقایسه با جیره شاهدی که کمبود پروتئین خام داشت، بهبود عملکرد را سبب شد (گونل و همکاران، 2006). همچنین کاربرد پروبیوتیک در جیرهای که حاوی 10 میلی گرم در کیلوگرم دئوکسی نیوالنول12 (نوعی مایکوتوکسین) بود، سبب بهبود عملکرد در مقایسه با گروه شاهد حاوی مایکوتوکسین گشت، هرچند که در مقایسه با گروه شاهد بهبودی مشاهده نشد (آواد و همکاران، 2006). ویلیس و همکاران (2007) بهبود وزن بدن جوجههای گوشتی تغذیه شده با پروبیوتیک را گزارش نمودند، هرچند که این محققین بهبود وزن ناشی از کاربرد پروبیوتیکها را فقط در جوجههای ماده مشاهده نمودند و این اثر را در جوجههای نر مشاهده نکردند. آنها کارایی بهتر استفاده از مواد مغذی در جوجههای ماده را دلیل این امر بیان نمودند. عدهای از محققین براین باورند که پروبیوتیکها اثرات مفید خود بر عملکرد را فقط در سنین اولیه دوره پرورش نشان میدهند. در آزمایشی که توسط یئو و کیم (1997) صورت گرفت، نشان داده شد که اگرچه کاربرد پروبیوتیک در سه هفته اول دوره پرورش به طور معنیداری در مقایسه با گروه شاهد و آنتیبیوتیک سبب بهبود عملکرد جوجهها گردید ولی این اختلاف وزن در پایان دوره پرورش مشاهده نگردید. در آزمایش پاندا و همکاران (2002) که از سطوح 150،100 و 200 میلی گرم در کیلوگرم از پروبیوتیک پروبیولاک استفاده نمودند، مشاهده کردند که استفاده از سطح 100 میلیگرم آن سبب بهبود وزن جوجهها از 4-0 هفتگی شد هر چند که در انتهای دوره این افزایش وزن مشاهده نگردید. مطالعاتی که با استفاده از پروبیوتیک پاسیلفورسی روی جوجههای گوشتی صورت گرفت حاکی از اثرات مثبت این افزودنیها بر وزن بدن، ضریب تبدیل و تلفات بود. نتایج این افزودنیها در طی روزهای 28 تا 42 پرورش، بسیار مشخصتر بود به طوری که افزایش وزن به میزان 8/7 درصد بالاتر و ضریب تبدیل نیز 75/21 درصد در مقایسه با گروه شاهد بهبود یافت (کمیل جامیک و همکاران، 2001). تحقیقات زیادی گواه از بهبود ضریب تبدیل غذایی جوجههای گوشتی تغذیه شده با مکملهای پروبیوتیک میباشد (جاگ دیش و سن، 1993؛ سیلوا و همکاران، 2000)، در حالی که تحقیقاتی نیز عدم تأثیر معنیدار آنها بر ضریب تبدیل را بیان نمودند (گاهین و ساپکوتا، 1998؛ ارگان و همکاران، 2000). زولکیفلی و همکاران (2000) با کاربرد لاکتوباسیلوس در جیره جوجههای گوشتی نشان دادند که وزن بدن و ضریب تبدیل آنها در مقایسه با گروه شاهد به طور معنیداری بهبود یافت. مطالعات زیادی گزارش نمودند که استفاده از پروبیوتیکها در هردو دوره استارتر و رشد وزن بدن را به طور معنیداری در مقایسه با گروه شاهد بهبود میدهد (موهان و همکاران، 1996؛ جین و همکاران، 1998). با تغذیه پروبیوتیک در جیره جوجههای گوشتی مصرف خوراک طی روزهای 1تا 21 دوره پرورشی تحت تأثیر قرار نگرفت، اما از 21 تا 42 روزگی مصرف خوراک در مقایسه با شاهد به میزان 8/19 درصد، و در کل دوره به میزان 29/15 درصد کاهش یافت و بهبود 6/17 درصدی در ضریب تبدیل مشاهده گردید. این محققین بهبود ضریب تبدیل در مطالعه صورت گرفته را به دلیل وجود سویههای لاکتوباسیلوس در پروبیوتیک مورد نظر نسبت دادند. سویه لاکتوباسیلوس قادر است تا به دیواره روده بچسبد و درمقابل اسیدهای صفراوی و شرایط اسیدی دستگاه گوارش مقاومت نماید (مارری و همکاران، 2006). یئو و کیم (1997) با افزودن 1/0 درصد پروبیوتیک حاوی لاکتوباسیلوس کازئی به جیره جوجههای گوشتی در سه هفته ابتدائی دوره پرورش، افزایش وزنی را نسبت به گروه شاهد مشاهده نمودند (7/30 در مقابل 7/28 گرم در روز) که بخشی از این افزایش وزن در نتیجه افزایش مصرف خوراک ایجاد شده بود. به طور کلی آزمایشات مختلفی که با استفاده از پروبیوتیکها بر عملکرد جوجههای گوشتی صورت گرفته، بهبود وزنی در دامنه 74/0 تا 64/1 درصد گزارش شده است (تیم مرمن و همکاران، 2006). کاوازونی و همکاران (1998) عملکرد بالاتر جوجههای گوشتی هنگام استفاده از پروبیوتیک باسیلوس کواگولانس نسبت به گروه شاهد و گروهی که آنتیبیوتیک ویرجینیامایسین دریافت کرده بودند را گزارش نمودند. کبیر و همکاران (2004) نیز گزارش نمودند، استفاده از پروتکسین سبب بهبود عملکرد تولیدی و افزایش توان ایمنی جوجههای گوشتی میشود.
2-3-6- اثر پروبیوتیکها بر وزن نسبی اندامهای گوارشی و طول روده کوچک
در آزمایش پدرسو و همکاران (2003) باسیلوس سوبتلیس سبب افزایش وزن روده کوچک شد. تاکاهاشی و همکاران (2005) اثر پروبیوتیک به همراه پریبیوتیک را در تغذیه جوجه های گوشتی سویه گردن لخت در شرایط پرورش به صورت آزاد و بستر مورد بررسی قرار دادند. اثر مخلوط پروبیوتیک و پریبیوتیک بر وزن نسبی طحال، سنگدان، دئودنوم، ژوژنوم و ایلئوم در 84 روزگی معنی دار نشد.
در پژوهش کلاوتی و همکاران (2003) اثر دوازده سویه لاکتوباسیلوس بر وزن اندامهای گوارشی معنی داری نبود. در آزمایش جین و همکاران (1998)، استفاده از لاکتوباسیل ها به تنهایی یا به صورت مخلوط بر درصد وزن اندامها (کبد، طحال، بورس، سنگدان، دئودنوم، ژوژنوم، ایلئوم و کل روده‌ باریک) تأثیر معنی داری داشت.
چودهاری و همکاران (1998)، اثر پروبیوتیک و آنتی بیوتیک را بر جوجه های گوشتی مورد بررسی قرار دادند. درصد کبد در گروه پروبیوتیک بالاترین (22/3) در آنتی بیوتیک کمتر از شاهد (83/2 در مقابل 04/3) بود. درصد سنگدان در گروه آنتی بیوتیک بالاترین و در شاهد کمترین مقدار بود. موهان و همکاران (1996)، اثر مکمل جیره ای پروبیوتیک پروبیولاک را بر جوجه های گوشتی بررسی نمودند. استفاده از پروبیوتیک بر وزن اندامها (قلب، طحال، سنگدان و کبد) مؤثر نبود.
پاندا و همکاران (2000)، گزارش نمودند که پروبیوتیک پروبیولاک بر درصد لاشه و وزن نسبی اندامهای داخلی نظیر کبد، قلب و سنگدان در جوجه های گوشتی تأثیری نداشت. در آزمایش فیوریلو (2002)، روده کوچک در پرندگان گروه لاکتوباسیلوس/بیفیدوباکتر نسبت به گروه پری بیوتیک بلندتر بود.
2-3-7- اثرپروبیوتیکها برکاهش کلسترول سرم
از جمله اثرات مهم پروبیوتیکها کاهش قابلیت جذب اسیدهای صفراوی از طریق روده است، چون آنها را به ترکیباتی تبدیل میکنند که در روده غیر قابل جذب بوده و از طریق مدفوع دفع شده و اثر بارزی در کاهش کلسترول پلاسما دارد. مطالعات زیادی نشان دادند که پروبیوتیکها در کاهش کلسترول و لیپوپروتئینهایی چون LDL اهمیت دارند. بررسیهای انجام شده نشان دادهاند که تغذیه فرآوردههای غذایی حاوی پروبیوتیک به طور معنیداری سطوح لیپوپروتئینهای LDL و VLDL را کاهش میدهد در صورتی که در لیپوپروتئینهایی که در حذف کلسترول نقش دارند مثل HDL، تغییراتی ایجاد نشده و حتی افزایش مییابند. لاکتوباسیلها دارای هیدرولازهای نمک صفراوی فعال هستند که در متابولیسم نمک صفراوی میزبان تاثیر دارند (آکلین و همکاران، 1997). در مطالعهای که جین و همکاران (1998) با استفاده از سه سطح 05/0، 10/0 و 15/0 درصد از پروبیوتیک لاکتوباسیلوس بر میزان کلسترول سرم جوجههای گوشتی انجام دادند، مشخص شد که استفاده از لاکتوباسیلها میزان کلسترول سرم 20 روزگی در تیمارهای 05/0 و 10/0 درصد، در 30 روزگی در هرسه تیمار و در 40 روزگی در تیمار 10/0 درصد را به طور معنیداری کاهش داد. نتایج سایر محققین بر اثر لاکتوباسیلوس بر کلسترول سرم در جوجههای گوشتی (موهان و همکاران، 1996)، مرغان تخمگذار (تورچرو و همکاران، 1975؛ عبدل رحمیم و همکاران، 1996)، خوک (موتت و همکاران، 1973)، موش (گران والد، 1982) و انسان (هریسون و پیت، 1975) نیز نشان از کاهش میزان کلسترول سرم با لاکتوباسیلها میباشد.کاهش در سطح کلسترول میتواند به سبب جذب کلسترول توسط سلولهای لاکتوباسیلوس (جیلی لند و همکاران، 1985؛ باک و جیلی

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوعرگرسیون، همبستگی پیرسون، رفتار شهروندی

Author: admin3

دیدگاهتان را بنویسید