منابع تحقیق درباره اقتصاد خانواده

قلب شده است. بنابراین میراث، عبارت است از رسیدن دارائی انسان پس از مرگش اصالتاً به حکم شرع، به کسی که با او پیوند نسبی یا سببی دارد.
ب: میراث معنای موروث اسم مفعول فعل وَرِثَ یَرِثُ است بنابراین میراث عبارت از خود دارائی است که میّت از خود به جا بگذارد.
ارث در اصطلاح
ارث انتقال بخشی یا همه یک شیئ از شخصی یا موضوعی که مدّت زندگی او تمام شده است را به دیگری، حال آن چیز مادّی باشد یا معنوی.
ارث در اصطلاح اهل فنّ، انتقال مالکیت از میّت به وارثان زنده او است چه ماتَرَک مال و دارایی منقول باشد چه زمین و باغ، یا حقّی از حقوق شرعی.
تاریخچه ارث در میان اقوام و تمدّن‌های مختلف
الف: ارث زن در روم
رومی‌ها خانواده را واحد مستقل می‌دانستند و در جمیع امور حقوقی و اجتماعی آن را از نفوذ حکومت، مصون می‌داشتند، سرپرست خانواده معبود اعضاء خانواده بود و اگر مالی یافت می‌گردید به خانواده تعلّق نمی‌گرفت و رئیس خانواده وارث و مالک آن می‌شد و هنگامی که او می‌مرد یکی از پسران و برادران که می‌توانست خانواده را سرپرستی و اداره کند وارث او می‌گردید، به هرحال زن‌ها اعم از دختر، مادر، زوجه از ارث محروم بودند و علّت محرومیتشان از ارث، این بود که با ازدواج آنان مقداری از ثروت خانواده به خانواده دیگر انتقال می‌یافت، بنابراین در روم قدیم، اصولاً حق میراث برای زن، شناخته نشده و از ترکه شوهر خود برای او نصیبی منظور نشده بود.
ب: میراث زن در یونان
در یونان باستان نیز تقریباً وضع به همین منوال بود،‌ میراث خانواده به ارشد اولاد ذکور می‌رسید و زنها و صغار از ارث محروم بودند.

ج: ارث زن در آیین یهود
در آیین یهود نیز، اصل کلّی مبتنی بر محرومیت زنان و به خصوص زوجه از ارث است، حکم مستفاد از تورات، این است که تا وقتی فرزند پسر وجود داشته باشد،‌ دختر ارث نمی‌برد ولی اگر برای متوفّی پسر نباشد، در آن صورت ارث او به دخترانش می‌رسد.
د: ارث زن در دوره جاهلیت
بد رفتاری اعراب جاهلی با زنان و دختران و بی توجّهی آنان به حقوق انسانی زن، چنان معروف است که نیازی به شرح و بیان ندارد.
داستان غم انگیز و غیر انسانی زنده بگور کردن دختران به دست پدران را همه مورخین، نگاشته‌اند و بر کسی پوشیده نیست، قرآن کریم نیز بدان اشاره نمود و مردم را از این عمل بر حذر داشته است در قرآن چنین آمده است: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ».

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هرگاه مژده دختری به یکی از این اعراب داده می‌شد صورتش سیاه می‌گشت و خشمگین می‌گردید و از این خبر بدی که به او داده شده بود خود را از مردم پنهان می‌کرد و در این اندیشه بود که آیا با تحمل ننگ و خواری او را نگهدارد یا در دل خاک پنهانش سازد، بدانید که اینان بد داوری می‌کنند.
آشکار است که در چنین محیط برای زن، حقوق مالی و از جمله حق ارث وجود نداشت، نه تنها زن از ارث بی بهره بود، بلکه ممکن بود مثل اموال دیگر به ارث برده شود در جاهلیت چنین رسم بود که هرگاه کسی فوت می‌کرد و زنانی از خود به جای می‌گذاشت پسر بزرگ‌تر ضمن این‌که مالک و وارث ماترک او بود، زنان پدر را نیز اختیار داشت و می‌توانست آن زن را برای خود برگزیند یا به دیگری دهد و مهر او را بگیرد.
ارث زن در آیین اسلام
مسأله ارث از قدیم‌ترین سنّت‌هایی است که مجتمع بشری باب شده است. علاوه بر این‌که ارث بردن رسم بوده طبیعت امر هم همان را اقتضا دارد چون اگر طبیعت انسان اجتماعی را مورد دقّت قرار دهیم،‌خواهیم دانست که مال و مخصوصاً مال بی صاحب چیزی است که انسان طبیعتاً خواستار آن بوده و علاقمند است آن مال را در حوائج خود صرف کند.
هیچ قانون ارثی که تا به امروز بین امت‌ها دائر بوده، به قدر قانون ارث اسلام عمر نکرده، قانون ارثی اسلام از اولین روزی که ظهور یافت تا به امروز که نزدیک 14 قرن است عمر کرده است.
در اهمیت ارث یکی از نویسندگان می‌گوید در دین اسلام هیچ حکمی از احکام، به اندازه احکام مواریث در قرآن مفصل و مبسوط بیان نشده است، هدف از تأکید اسلام درباره مواریث آن است که ارث از مهمّترین اسباب مالکیت و کسب مال می‌باشد و اموال برای ادامه نسل بشر رگ حیات افراد جامعه است؛ چون ادامه حیات انسان و چرخ زندگی به دارایی بستگی کامل دارد.
آیت الله مکارم شیرازی می‌فرماید نمی‌توان انکار کرد که قانون ارث علاوه بر این‌که یک امر طبیعی و فطری است در گسترش تلاش‌های اقتصادی نیز اثر عمیقی دارد.
اسلام سرچشمه‌های ارث را در سه چیز خلاصه کرد تا آن زمان به این شکل سابقه نداشت:
1. نسب: نسب به مفهوم وسیع آن یعنی هرگونه ارتباطی از طریق تولّد در میان دو نفر در سطوح مختلف ایجاد می‌شود، اعمّ از مرد و زن، بزرگسال و کودک.
2. سبب: سبب یعنی ارتباطهایی که از طریق ازدواج در میان افراد ایجاد می‌شود.
3. ولاء: ولاء یعنی ارتباط‌های دیگری که از غیر طریق خویشاوندی در میان دو نفر پیدا می‌شود مانند ولاء عتق یعنی اگر کسی برده را آزاد کند، و آن برده پس از مرگ هیچ‌گونه خویشاوند نسبی یا سببی از خود به یادگار نگذارد اموال او به آزاد کننده او می‌رسد.
و مانند ولاء ضمان جریره این یک پیمان خاصی است که میان دو نفر به خواست و اراده خودشان برقرار می‌شود و طرفین متعهد می‌شوند که از یک دیگر در موارد مختلف دفاع کنند و پس از مرگ از یک دیگر ارث ببرند و دیگر ولاء امامت است یعنی اگر کسی از دنیا برود و هیچ‌گونه وارث نسبی و سببی و غیر آن‌ها نداشته باشد، میراث او به امام (علیه السّلام) می‌رسد.
قرآن در چندین آیه در رابطه با ارث بردن زن و تقسیم ارث بین زن و مرد سخن گفته است. البته می‌دانیم هنگام نزول قرآن در میان همه اقوام و ملل بشری در سطح دنیا زنان از ارث و میراث کاملاً محروم بودند و زن در هیچ یک از عناوین ذیل همسر، مادر، دختر و خواهر … ارث نمی‌برد و اسلام در این زمینه‌ی ارث انقلابی به وجود آورد و اوّلین نظام حقوقی جهان بود که به زنان حق ارث عطا کرد و تمام قوانین ظالمانه‌ی دوران جاهلیت را که بر پایه‌ی اعتقادات و آداب و رسوم قبیله‌ای بود منسوخ کرد.
به هرحال اسلام در رابطه با ارث برای زن در چهار محور دقیق مطرح کرده است:
الف: ارث زن به عنوان همسر: «وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ وَلَدٌ فَإِنْ کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ» پس از انجام وصیت و پرداخت قرض اگر برای شما فرزندی نبود یک چهارم میراثتان از آن زنانتان می‌باشد و اگر دارای فرزندی بودید یک هشتم آن.
ب: ارث زن به عنوان فرزند: «یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ»
خداوند درباره‌ی فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم پسر دو برابر سهم دختر است، البته دختر تنها فرزند خانواده باشد تمامی ترکه به او می‌رسد و اگر فرزندان همگی دختر باشند، اموال به صورت مساوی تقسیم می‌شود ولی اگر متفاوت باشند سهم پسر دو برابر دختر خواهد بود. این حکم مخصوص فرزندانی است که بی واسطه از میّت متولد شده باشند ولی نوه‌ها سهم پدر یا مادر خود را می‌برند.
ج: ارث زن به عنوان خواهر: «وَإِنْ کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلَالَهً أَوِ امْرَأَهٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کَانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ فَهُمْ شُرَکَاءُ فِی الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصَى بِهَا أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ»
اگر مردی یا زنی بمیرد و پدر و مادر هم ندارد و هم فرزند ندارد، اگر او را برادر یا خواهری باشد هریک از آن دو یک ششم می‌برند و اگر بیش از یک بودند همه در یک سوم مال شریکند، پس از انجام وصیت و ادای دینش در صورتی که برای وارثان زیان‌مند نباشند، اگر تنها برادر زادگان و خواهرزادگان باشند برای آنان سهم کسی است که به واسطه‌ی او ارث می‌برند هرچند خواهر زادگان پسر و برادر زادگان دختر باشند، دختران بیش از پسران ارث می‌برند.

د: ارث زن به عنوان مادر: «وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ»
اگر میّت فرزندی داشت هریک از پدر و مادر یک ششم ارث می‌برند و اگر فرزندی نداشت و تنها پدر و مدر وارث باشند مادر یک سوم می‌برد، البته به شرطی که میّت برادرانی نداشته باشد، اگر میّت برادرانی هم داشت مادر یک ششم می‌برد.
هرگاه برای متوفی وارث دیگری جز پدر یا مادر نباشد تمام ارث از آن او است باتوجه به این مسأله سهم مادر نه تنها کم نشد،‌ بلکه گاهی از سهم پدر هم بیشتر است.
4. تفاوت زن و مرد در ارث
یکی از مهم‌ّترین اشکال‌هایی که توسط غربیان و غرب زدگان به نظام حقوقی اسلام مطرح شده مسأله تفاوت ارث زن و مرد است، می‌گویند اسلام بین زن و مرد تبعیض قائل شده و زن را نصف مرد می‌داند، البته اشکال بر مسأله ارث زن مسأله جدیدی نیست و در صدر اسلام هم مطرح بوده است. ابن ابی العوجاء در قرن دوم می‌زیست وی به خدا و مذهب اعتقاد نداشت و از آزادی آن عصر استفاده می‌کرد. و عقاید الحادی خود را همه جا ابراز می‌داشت یکی از اعتراضات این مرد به اسلام همین مسأله ارث بود، پس کسانی که در مورد ارث شبهه وارد کرده‌اند همه در مجموع یک سخن را بیان کرده‌اند که چرا ارث زن نصف مرد است؟
حامیان حقوق زنان، قانون ارث الهی را همیشه مورد انتقاد قرار داده‌اند، ما در این‌جا قبل از تحلیل این تفاوت‌ ارث‌، برخی از انتقادات را اشاره می‌کنیم، و بعد از آن این تفاوت را تحلیل می‌کنیم.
ابن ابی العوجا که از زنادقه بود با لحن اعتراض آمیزی از امام صادق علیه السّلام می‌پرسد که چگونه زن که ناتوان تر از مرد است باید یک سهم، ارث ببرد و مرد که تواناتر است، از دو سهم برخوردار گردد.
خانم سلوی خماش هم می‌گوید: باتوجه به آیه «للذّکر مثلُ حظّ الأنثیین» تفاوت در ارث زن و مرد ظلم به زنان است و این برخاسته از نگاه حقیر آمیز به زنان و ناشی از نگرش مرد سالاری در نظام ارث است به عبارت دیگر نشان از آن دارد که زن نیمی از انسان به حساب آورده است.
آقای ناصر کاتوزیان هم خواهان تعادل ارث زن و مرد شده است. ایشان می‌گوید در جهان صنعتی، زنان در اقتصاد خانواده و کشور سهم برجسته‌ای دارند و دیگر موجود سربار و مصرف کننده و اجیر به حساب نمی‌آیند تا به سهم ناچیز خود از دارایی سرپرست خانواده قانع باشند. اینان خواهان مشارکتند نه احسان. وانگهی نفوذ این نیرو محدود به سازمان‌های زنان در برابر صف آراسته مردان نیست، اخلاق عمومی و سازمان‌های بین المللی و حقوق بشر نیز با آنان و همداستانند.و دولت‌ها ناچار شده‌اند در راه برابر ساختن حقوق زن و مرد یا دست کم تعادل نسبی آن‌ها گام بردارند، پس غفلت و بی مبالاتی بر قانون‌گذار و مدیران بخشوده نیست و بی گمان به بنیان خانواده آسیب می‌رساند و واکنش‌های نامطلوب به بار می‌آورد، ایشان همچنین در بیان راه حلّ این مشکل می‌گوید گذشته از راه حل‌های غیر مستقیم و اداری اجتهادهای تازه در سایه چهره‌های حادث عدالت نیز می‌تواند وسیله مناسبی برای تغییر قاعده شود، لزوم احترام به قواعد مذهبی و سنّت‌ها، به معنی رضا به ثبات احکام و بی حرکتی آن‌ها نیست.
الخولی نیز خواستار تساوی ارث زن و مرد شده است و علّت آن را این‌گونه بیان کرده است: ما در عصری که زندگی می‌کنیم که زنان همانند مردان در اجتماع سهیم هستند و در نان‌آوری و تأمین احتیاجات زندگی و اقتصاد خانواده سهم به سزایی دارند و آن زمان که زن در خانه می‌نشست و از تأمین مایحتاج زندگی معاف بود و فقط نفقه خور بود گذشت.
الف: تحلیل فلسفه تفاوت سهم زن و مرد از ارث در روایات
در مورد ارث روایات متعدّدی وارد شده که از سوی نصف بودن سهم دختر نسبت به پسر را ذکر و تأیید می‌کنند و از طرفی اشاره به فلسفه وضع حکم می‌نماید.
در روایتی آمده است که ابن ابی العوجاء از ملحدان قرن دوم هجری است و تشکیکاتی در مورد توحید و معاد و اصول اسلام دارد می‌گفت چرا زن بیچاره که از مرد ضعیف‌تر است،‌ باید یک سهم از ارث ببرد و مرد که تواناتر است دو سهم ببرد؟
وقتی بعضی از اصحاب این سخن را برای امام صادق علیه السّلام نقل کردند امام در پاسخ فرمودند برای آن که اسلام سربازی و جهاد و نفقه را از عهده زن برداشته و در بعضی جنایات اشتباهی که خویشاوندان جانی باید دیّه، بپردازند،‌ نیز از پرداخت خسارت معاف شده است و همه این‌ها را بر دوش مرد گذاشته شده است.
در روایت دیگری امام صادق به مسأله صداق و مهریه به عنوان علّت اشاره می‌کنند.
و در جای دیگر امام رضا علیه السّلام در پاسخ مجموعه‌ای از پرسش‌های محمّد بن سنان می‌نویسد: علّت این‌که به زنان، نصف مردان ارث پرداخت می‌شود این است که زن هنگامی که ازدواج می‌کند پول می‌گیرد ولی مرد باید هزینه بپردازد و علّت دیگر این که زن در عیلوله و تحت تکفّل مرد است و اگر محتاج بود همسر یا بستگان مرد باید مخارج او را بدهند، ولی اگر مردی نیازمند بود، بر اقربای زن او واجب نیست که مخارج او را بدهند.
در روایت دیگری امام رضا علیه السّلام می‌فرماید: برای این که خداوند عز‌ّ و جل مردان را بر زنان برتری داده است، یعنی برای این‌که زنان به همسری و عیال مردان درمی‌آیند یعنی سرپرستی و مخارج زندگ
ی آن‌ها بر دوش مردان است نه خودشان.
اسحاق بن محمّد نخعی گوید فهفکی از امام حسن عسکری علیه السّلام پرسید چرا زن بیچاره ضعیف، یک سهم می‌برد ولی مرد دو سهم؟ امام علیه السّلام فرمود: چون جنگ و مخارج زندگی و تحمّل دیّه در قتل خطائی بر زن نیست، بلکه بر مردان است. راوی اضافه کرد پس از شنیدن این پاسخ از امام، در دل گفتم شنیده بودم که ابن ابی العوجاء از امام صادق علیه السّلام همین سؤال را پرسیده بود و حضرت صادق علیه السّلام همین جواب را به او داده بود. امام علیه السّلام به من توجّهی کرد و فرمود: آری این همان سؤال ابن ابی العوجاء است و اگر سؤآل یکی باشد جواب هم یکی است.
ب: تحلیل تفاوت سهم زن و مرد از ارث از نگاه علماء و اندیشمندان
1. مرحوم علامه طباطبایی (ره) می‌فرماید: اسلام تمامی اموال و ثروت در روی زمین را به دو قسم تقسیم کرده، یکی ثلث، و دیگری دو ثلث، زنان دنیا یک ثلث ثروت را داشته باشند و مردان دنیا دو ثلث آن را، البته این تنها از نظر داشتن و تملّک است و گرنه اسلام نظیر این نظریه را در مصرف ندارد، زیرا اسلام مصارف زنان دنیا را به گردن مردان نهاده و دستور داده که در همه امور راه عادلانه و میانه را بروند و این دستور کلّی اقتضا می‌کند که مردان در مصرف، تساوی بین خود و زنان را رعایت کنند، و نتیجه این جهات سه گانه این می‌شود که زنان دنیا در یک ثلث از مال دنیا مستقل و بدون دخالت مرد تصرّف کنند و در یک ثلث دیگر با نظر مرد تصرّف کنند، پس زن در دو ثلث مال دنیا تصرّف می‌کند و مرد در یک ثلث آن.
وی همچنین می‌افزاید: زندگی زن احساسی و از مرد زندگی تعقلی است و به همین جهت اسلام از ثروت روی زمین دو ثلث را در اختیار مرد قرار داد تا در دنیا تدبیر و تعقّل مافوق احساس و عاطفه قرار گیرد و نواقص که در کار زن و تدبیر احساس زُخ می‌دهد به وسیله نیروی تعقّل مرد جبران گردد.
2. محمّد حسین فضل الله هم در جواب کسانی که نقصان ارث را با نقصان انسانیت ارتباط داده‌اند می‌گوید، اسلام نیمی از سهم مرد را از زن گرفته است، امّا در مقابل حق مهر و خرجی را به او بخشیده و او را از مسؤولیت مالی معاف کرده است و اگر

مطلب مشابه :  منابع تحقیق دربارهعوامل اقتصادی

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید