منابع تحقیق با موضوع حقوق بین الملل، سیاست خارجی، امنیت ملی، حاکمیت دولت ها

دانلود پایان نامه

 گرجستان، آذربایجان,ارمنستان، درقفقاز
– ترکمنستان، قزاقستان،قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان.در آسیای مرکزی
بدیهی است ساکنان این کشورها قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همگی تابعیت کشور واحدی را داشتند که بعد از فروپاشی ،ساکنان هرکشور فارغ از نژاد،زبان، قومیت و تبار، تبعه کشور جدید التاسیس بشمار آمدند.
2-1-5 ) تابعیت موثر66
این عقیده که میان فرد یا موجودیت ودولتی که ادعای تابعیت او می رود، پیوند واقعی وجود داشته باشد .رابطه اصیل (که ارتباط موثروابستگی یا تابعیت موثر هم خوانده می شود.) ارتباطی است که در آن رابطه و پیوند تابعیت واقعی و موثر است، و نه از روی مصلحت.67
هراقدامی که فرد در پی پشتیبانی یا حمایت حکومت خود می باشد، باید محرز شود که فرد یا موجودیت در واقع امر تبعه آن دولت است.چنانکه در مباحث صدرالاشاره ذکر شد اکثر اشخاص تابعیت را از طریق والدین(سیستم خون) و یا محل تولد (سیستم خاک ) کسب می نمایند.
معمولا” همین طریق مبنای وجود رابطه اصیل میان فرد ودولت می باشد.البته افرادی هم یافت می شوند که تابعیت و گذرنامه را می خرند و یا به دلایل شخصی کسب تابعیت می کنند و همین امر غالبا”به ادعاهای صوری یا مشکوک در مورد تابعیت منجر می شود.که دراین خصوص می توان به رای دیوان داوری لاهه68 در قضیه کانوارو درسال 1912 بین ایتالیا و پرو و رای دیوان بین المللی دادگستری 69در قضیه نوته بام ، بین لیختن اشتاین و گواتمالا اشاره کرد.
2-1-6 ) قضیه نوته بام 70– لیختن اشتاین علیه گواتمالا 71
نوته بام سال 1881 میلادی در آلمان به دنیا آمد و تا اکتبر 1939 که به تابعیت لیختن اشتاین درآمد ، دارای تابعیت آلمانی بود.وی درسال 1905 درکشور گواتمالا به کار تجارت مشغول بوده و بنا به ایجاب و ضرورت های شغلی به کشورهای آلمان و لیختن اشتاین رفت و آمد داشته است. وی پس از شروع جنگ جهانی دوم به تحصیل تابعیت لیختن اشتاین اقدام نمود. با اینکه به موجب مقررات لیختن اشتاین متقاضی تحصیل تابعیت باید تابعیت سابقش را ترک و حداقل سه سال در آن کشور اقامت داشته باشد بنا به ملاحظاتی از این شرایط معاف و موفق به اخذ تابعیت لیختن اشتاین شد. 40 روز بعد در اول دسامبر 1939 با اخذ ویزا در زوریخ به گواتمالا مراجعه کرد .با توجه باینکه گواتمالا علیه آلمان وارد جنگ شده بود، نوته بام را در سال 1943 دستگیر و به امریکا اعزام نمودند.وی تا سال 1946 بعنوان بیگانه در بازداشتگاه بود تا اینکه در آن سال به لیختن اشتاین بازگشت .
در 17 دسامبر 1951 لیختن اشتاین با تسلیم دادخواستی به دیوان ( I C J ) دعوایی علیه گواتمالا اقامه نمود و در مورد اقدامات گوناگونی که گواتمالا علیه شخص و اموال نوته بام انجام داده بود و ادعا می شد که برخلاف حقوق بین الملل بوده است ، مدعی جبران خسارت گردید. دیوان نظر باینکه نوته بام نه تنها تا سن 58 سالگی تبعه آلمان بوده بلکه در 58 سالگی نیز مراجعه کوتاهی به لیختن اشتاین داشته و پس از تحصیل تابعیت آن کشور به گواتمالا بازگشته است.در واقع وی در عین داشتن رابطه تابعیت با کشور آلمان ،مرکز اصلی منافعش در گواتمالا بوده و همواره ارتباط مدوام با آن کشور را حفظ کرده است و به دلیل فقدان وابستگی به کشور لیختن اشتاین ، این کشور نسبت به حمایت سیاسی72 از نوته بام در مقابل گواتمالا ذیحق نبوده و دادگاه دعوی لیختن اشتاین را رد نمود.73

نتیجه گیری:
ازمهمترین استدلال هایی که دولت روسیه در دفاع از دخالت در اکراین و کریمه کرده است، بحث روستبارها و مداخله روسیه برای دفاع از آنهاست. روسیه در تمامی سال هایی که از فروپاشی شوروی می گذرد یکی از دغدغه ها و مهم ترین مسائلی که همیشه در دکترین های امنیت ملی خود بر روی آن تاکید داشته حمایت از حقوق روس تباران در سایر مناطق شوروی سابق بوده است. در واقع این حمایت به عنوان یک اصل مهم درسیاست خارجی و در دکترین امنیت ملی روسیه مورد تاکید قرار داشته و دلیل آن هم موقعیتی است که روسیه به دلیل سوابق تاریخی برای خودش قائل است. در دوران اتحاد جماهیر شوروی تعداد زیادی از روس تباران به مناطق مختلف اتحاد جماهیر شوروی مهاجرت کردند و عملا این سرزمین ها تبدیل شدند به سرزمین هایی که عمدتا یک اقلیت بزرگ روس تبار در آن ها ساکن بود. در مناطق روس نشین مانند مسکو و سن پترزبورگ نیز از سایر قومیت ها ساکن شدند. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اکثریت مهاجران از اقوام مختلف به جمهوری های غیر هم زبان و هم تبار به دلایل عدیده ای در سرزمین های مقصد مهاجرت ماندگار شدند و خود را تابع احکام حکومتی آن کشور تازه استقلال یافته نمودند در این مقطع ،مهم انتخابی بود که ساکنان سرزمین های جدا شده دولت جدید را بعنوان حاکمیت سرزمین جدید خود انتخاب و گذرنامه آن کشور و دولت جدید التاسیس را دریافت داشتند.
از سوی دیگر تابعیت از طرف دولتها به شخص و یا اشخاص تفویض می شود و در این رابطه دو طرفه ،طرف دولت غالب تر از اشخاص محسوب می شود چرا که هم اعطا و هم اعاده تابعیت به یک شخص و یا اشخاصی با دولت می باشد.بعبارت بهتر تابعیت ناشی از اراده دولتها است .زیرا در بحث تابعیت و اخذ آن از سوی یک شخص حتی اگر شخصی کلیه شرایط احراز تابعیت کشوری را داشته باشد ، دلیلی بر تابعیت محسوب نمی شود مگر اینکه دولت طرف ، تابعیت آن شخص را بپذیرد و به آن تابعیت ارائه دهد درآن صورت شخص تابع آن دولت خواهد بود.
لذا با عنایت به تعریف تابعیت در حقوق بین الملل :
1- ضرورت وجود توامان عناصر سه گ
انه (رابطه حقوقی،معنوی و سیاسی) در تعریف تابعیت وتاکید حقوق بین الملل بر اینکه تابعیت ناشی از حاکمیت دولت ها است .
2- با توجه به اصل وحدت تابعیت و عدم پذیرش تابعیت مضاعف در حقوق داخلی اکراین
3- پذیرش و شناسایی و تائید قانونی بودن جدایی اکراین و باالتبع کریمه از اتحاد جماهیر شوروی سابق توسط دولت روسیه و جامعه جهانی
4- تاکید حقوق بین الملل و احکام قضایی مجامع حقوقی بین المللی بر تابعیت موثر
همه موارد فوق نشان از داشتن تابعیت اکراینی تمامی ساکنان آن کشور اعم از ترک تبار ،روس تبار ، تاتارها و غیره دارد(منهای شبه جزیره کریمه که دارای علایق معنوی با روسیه داشتند ولی تابعیت روسی نداشتند و از یک نوع حکومت خود مختار برخوردار بوده است) دخالت روسیه در اکراین مخصوصا به بهانه حمایت از اقلیت روس تبار ساکن ایالت های شرقی این کشور بهانه ای واهی بوده و هیچ گونه محل قانونی ندارد. ظاهرا” روسیه آرمان شوروی سابق را در سر دارد و باستناد به یکی از اصول قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی در الحاق کریمه به خاک خود عمل نموده است74.
 اقدام روسیه در حمایت از روس تباران را می توان از دو زاویه نگاه کرد،یک بعد آن بعدی است هویتی ،که روس ها برای خودشان این حق را قائل هستند که از هم تباران و هم نژادهای خودشان در مناطق دیگرحمایت کنند در اینجا بیشتر یک بحث هویتی مطرح است.که در حقوق بین الملل مسبوق به سابقه نیست. اما بعد دیگری که می تواند به عنوان ابزار و بهانه ای برای برخی سیاست ها و رفتار ها در سیاست خارجی باشد و در واقع بعنوان دکترین برای روسیه  تبدیل شده است که بتواند در شرایط لازم و ضروری در جمهوری های دیگر شوروی های سابق اعمال نفوذ و تاثیر گذاری خود را داشته باشد .این است که روس ها حوزه جمهوری های شوروی سابق را حوزه حقوق استراتژیک و منطقه نفوذ خودشان می دانند و سعی بر این دارند که ابزارهایی را در این مناطق برای خودشان حفظ کنند که  شاید یکی ازمهم ترین  این ابزارها همین جمعیت روس تبارانی هست ( اعم ازآنانیکه دارای پاسپورت های روسی هستندو یا روس تباران دارای تابعیت مضاعف) که در مناطق مختلف اتحاد جماهیر شوروی سابق حضور دارند ، امروزه در بحران اکراین هم در واقع از همین  ابزار استفاده می نماید و درچار چوب این دکترین شبه جزیره کریمه را به روسیه الحاق کرد.اما باید توجه داشته باشیم که اولاً صرف اینکه تبار مردم کریمه و بخش های شرقی اکراین ،روسی است دلیلی بر دفاع و حضور نظامی در خاک اکراین محسوب نمیشود و آنها ممکن است دارای تابعیت مضاعف بوده یا تابعیت غالب شان روسی نباشد. علاوه بر آن مداخله برای دفاع از اتباع مدتهاست نامشروع شناخته شده است.

مطلب مشابه :  منبع مقاله درموردمنابع قدرت، دفاع مقدس

بخش دوم : تروریسم وجایگاه آن در دکترین حمایت از شهروندانی که در معرض خطر جدی قرار دارند
دکترین مسئولیت حمایت که امروزه در برخی موارد جایگزین مداخلۀ بشردوستانه شده است زمانی مورد استناد قرار می گیرد که دولتی نسبت به وظیفۀ خود در قبال حمایت از شهروندانش از روی عمد یا از روی سهو مرتکب کوتاهی شود و این کوتاهی منتهی به نقض شدید حقوق شهروندان آن سرزمین شود که در این صورت مسئولیت حمایت از شهروندانِ آن کشور بر دوش جامعۀ بین المللی قرار می گیرد. ذکر این نکته ضروری است که مشروعیت دکترین مسئولیت حمایت در گرو آن است که وضعیت فوق الذکر از سوی شورای امنیت احراز شود و شورا اقدام به صدور قطعنامه ای در چارچوب فصل هفتم منشور نماید و از جامعۀ بین المللی بخواهد تا مسئولیت حمایت از شهروندان آن سرزمین را بر عهده بگیرند
دراین گفتار به این موضوع می پردازیم که : آیا این افراد ( روس تباران ساکن اکراین ،اعم از ساکنان کریمه و ایالت های شرقی )،درمعرض جنایت و خطر تروریسم و یا پاکسازی قومی و تبعیض بوده اند یا خیر؟
2-2-1 ) مفهوم «تروریسم»
«ترور» و عملیات تروریستی از پدیده‌هایی است که در زمان ما، به ویژه در حوزه حقوق و روابط بین‌المللی، درباره آن بسیار سخن گفته می‌شود، ولی همچنان مفهوم روشنی از آن در دست نیست.75 این بدان دلیل است که واژه‌های «تروریسم»76 و«تروریست77» واژه‌هایی نسبتا نوینی هستند که در جهان به شکل‌های گوناگون و احیانا متضاد ـ مثلاً، به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب علیه استقلال‌طلبی‌ها، نفی وابستگی‌ها و محرومیت‌ها، ایستادگی در برابر زورگویی ابرقدرت‌ها، و قیام‌های مردمی در برابر رژیم‌های استبدادی وابسته ـ به کار گرفته می‌شوند و در عین حال، پوششی هستند برای شیوه‌های تهدید و ارعابی که ابرقدرت‌ها برای پیشبرد سیاست‌های سلطه‌گرانه و تجاوزگرانه خود در جهان به وجود آورده‌اند . تروریسم دولتی بیشتر نمود مورد اخیر است.78 .بعبارتی بمثابه شمشیر دولبه است.
همین ابهام در مفهوم «ترور» و «تروریسم» موجب ناکامی در مبارزه جدّی با آن می‌شود؛ زیرا ناکامی جامعه بین‌المللی در تعریف «تروریسم»، علتی سیاسی دارد، نه فنی. دولت‌های سرخورده و ناتوان یا آنها که قربانی جرایم اقتصادی و اجتماعی هستند یا چنین چهره‌ای از خود ترسیم می‌کنند، از گردن نهادن به تعریفی صرفا شکلی یا مبتنی بر واقعیات از تروریسم سر باز می‌زنند. این دولت‌ها، بی‌آنکه آشکارا تروریسم را بستایند، تلویحا آن را توجیه می‌کنند و غالبا آن را آخرین حربه ضعفا به شمار می‌آورند؛79 همان‌گونه که دولت‌های سلطه‌خواه و متجاوز با سوء استفاده از قدرت و نفوذ خود در مجامع بین‌المللی و
رسانه‌های جهانی، تجاوزگری را «دفاع»، و دفاع یک ملت از حق تعیین سرنوشت و حاکمیت سرزمینی خود را «ترور، خشونت و تهدید» می‌نامند؛ آنچنان‌ که در برخورد اسرائیل غاصب علیه ملت مظلوم فلسطین و «حزب‌اللّه» لبنان صورت می‌گیرد و یا دفاع کرد های شمال عراق و سوریه از سرزمین شان در مقابل دولت اسلامی در قالب مبارزه با تروریسم ساماندهی گردیده است. 
2-2-2-1 ) مفهوم لغوی «ترور»: «ترور» در لغت، به معنای ترس و وحشت زیاد است. لغت‌نامه دهخدا، آن را مأخوذ از فرانسه و به معنای قتل سیاسی با سلاح و «تروریست» را به معنای طرفدار خشونت و عامل ایجاد رعب و ترس دانسته است.80
در فرهنگ معین آمده است:«ترور» یعنی: ترس زیاد، بیم، هراس، خوف، وحشت و در اصطلاح سیاسی، کشتن و از بین بردن مخالفان و عوامل ایجاد رعب؛ عامل ترور یعنی: طرفدار ترور، آدمکش، آن کس که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد هراس و وحشت بکند. ترور روش کسانی است که آدم‌کشی و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقی که باشد برای رسیدن به

مطلب مشابه :  منابع تحقیق با موضوعمداخله بشردوستانه، حقوق بین الملل، اصل عدم مداخله، توسل به زور

Author: yazoa

دیدگاهتان را بنویسید