خرید پایان نامه جنگ جهانی اول

ض ناشی از شکستگی ها و در رفتگی ها را درمان می کردند. پس از جنگ جهانی اول تعداد زیادی از مجروحینی که دچار عوارض اندام ها ناشی از جنگ شده بودند به آنها مراجعه کردند، با توجه به اینکه نحوه درمان ضایعات و تغییر شکل های به وجود آمده ناشی از ضربات گوناگون با ضایعات دیگر ارتوپدی تفاوت چندانی نداشتند، متخصصین ارتوپدی به تدریج شروع به درمان ضایعات با فیزیوتراپی پیشرفته که ناشی از ضربات وارده به استخوان ها و مفاصل نموده و بدین ترتیب دامنه فعالیت خود را افزایش دادند، به طوری که به تدریج درمان شکستگی‌ها و در رفتگی‌ها از جراحان عمومی به متخصصین ارتوپدی واگذار شد.
در سال‌های اخیر جراحی میکروسکوپی جای خود را در جراحی ارتوپدی باز کرده است. از طرفی ترمیم اعصاب محیطی به وسیله میکروسکوپ و از طرف دیگر پیوند اعضای قطع شده و همچنین پیوند استخوان همراه با پیوند عروق آن از اعمالی هستند که امروزه به وسیله میکروسکوپ با موفقیت انجام می گیرند. با پیشرفتهایی که در جراحی با میکروسکوپ به وجود آمد جراحان به پیوند زدن اندام قطع شده قادر گشته اند.
الف. کتب فقهی
در این قسمت با توجه به تقسیم بندی فقهاء به قدما، متاخرین و معاصرین به توجه ایشان به صدمات وارده بر استخوان می پردازیم.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شیخ مفید اولین فقیهی است که به بیان دیه برخی صدمات استخوان در قالب قاعده یا نظریه فقهی پرداخته است. پس از ایشان سایر قدما از فقها به بیان این قواعد و نظریه ها پرداختند. شیخ صدوق در کتب فقهی خود به بیان این قواعد و نظریه ها نپرداخته و تنها به بیان اصل ظریف پرداخته است. مستند این قواعد در برخی موارد به طور کلی بیان شده بود و به روایت خاص و مطابق با قاعده اشاره ای نشده بود. به تعبیری فقها برخی از این قواعد را از متون روائی اصطیاد کرده بودند و به تبع ایشان، فقیهان بعدی نیز از ایشان متابعت کرده و این قواعد یا نظریه ها را بیان کردند.
مرحوم محقق حلی اولین فقیهی است که به مستند اصطیاد این قواعد ایراد گرفته است و ابن حمزه اولین فقیهی است که در برخی موارد، دیه را با توجه به روایات خاص خود بیان کرده و از قواعد و نظریه‌های مطرح شده قدما تبعیت نکرده است. بیان خواهد شد که اکثر متاخرین از قواعد و نظریه‌های قدما تبعیت و آن را در کتب فقهی خود بیان کرده اند لکن برخی با ایراد به کلیت این قواعد، دیه صدمات هر استخوان را به طور خاص بررسی کرده اند. معاصرین از فقها نیز به دو دسته مذکور در متاخرین تقسیم و به بیان نظرات خود پرداخته اند. تمامی فقها به بیان دیه این صدمات توجه داشته لکن برخی تنها به بیان نقل قول قدما بسنده کرده‌اند که در فصل سوم به طور مبسوط به این مساله می پردازیم.
ب. دوران قانون نویسی
1. قانون مجازات عمومی مصوب 1304
قانون مجازات عمومی مصوب 7/11/1304 بدون هیچگونه اشاره ای به دیه در هرگونه صدمه یا جرمی، در ماده 172 جرح یا ضرب عمدی که موجب قطع یا نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضاء گردد را محکوم به حبس مجرد از دو تا ده سال کرده است. و مطابق ماده 173 همان قانون هر گاه صدمه وارده موجب مرض یا سلب قدرت کار کردن از کسی که صدمه خورده در مدتی زاید بر بیست روز گردد مرتکب به‌شش ماه تا یک سال حبس تأدیبی محکوم خواهد شد اگر صدمه وارده موجب مرض یا سلب قدرت کارکردن از کسی که صدمه خورده است نباشد یا ‌فقط در مدتی که کمتر از بیست روز باشد مرتکب به هشت روز الی پنج ماه حبس تأدیبی محکوم خواهد شد و تبصره ماده 173 در صورتیکه صدمات وارده با چاقو یا هر نوع اسلحه باشد مجازات بیشتری را قرار داده است. ماده 174 در مورد مجازات ضرب غیر عمدی آورده بود:
«هر گاه کسی به غیر عمد جرح یا ضربی وارد آورد یا سبب وقوع آن گردد به هشت روز الی یک ماه حبس تأدیبی و به تأدیه شش الی سی‌تومان غرامت یا فقط به یکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد مگر این که جرح یا ضرب غیر عمدی ناشی از بی‌احتیاطی یا مخالفت با نظامات‌دولتی باشد در این صورت مرتکب به هر دو مجازات محکوم می‌شود.»
2. قانون مجازات عمومی مصوب 1352
قانون مجازات عمومی سال 52 تنها به تغییر موادی از باب اول قانون مجازات عمومی مصوب 1304 پرداخته و در ماده 59 اشاره به معتبر بودن سایر ابواب قانون مجازات عمومی مصوب 1304 دارد. با توجه به اینکه قانون مجازات عمومی مصوب 1304 در مواد 172 تا 174 مطالبی را در مورد صدمات وارد بر انسان آورده بود و این مواد مطابق قانون مجازات عمومی مصوب 52 بر اعتبار خود باقی مانده اند بررسی این قانون همانند آنچه در بررسی قانون مجازات عمومی 1304 بیان شد خواهد بود و مطلبی در رابطه با صدمات وارد بر انسان در قانون مصوب 52 اضافه نشده بود.
3. قانون مجازات اسلامی (مبحث سوم: دیات) مصوب 1361
قانون مجازات اسلامی مصوب 24/9/1361 در مبحث سوم خود که بنام دیات است به بررسی صدمات وارده بر استخوان های بدن پرداخته بود. این قانون به دو شکلِ بررسی صدمات برخی استخوان ها به طور خاص و بیان قاعده ای کلی در صدمات وارده بر استخوان، احکام مربوطه را مقرر داشته بود. دیه استخوان های ترقوه، گردن، ستون فقرات، پشت، دنده و نشیمنگاه به طور خاص بیان شده بود. دیه جراحات موضحه و منقله(دررفتگی) در استخوان های بدن غیر از سر و صورت مطابق قاعده ای در ماده 187 تعیین شده بود و ماده 151 به طور کلی در مورد تمامی استخوان ها بیان می کرد:
«دیه شکستن استخوان هر عضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می‌باشد و اگر معالجه شود و بدون عیب گردد دیه آن‌ چهار پنجم دیه شکستن آن است. و دیه کوبیدن آن ثلث دیه آن عضو و در صورت درمان بدون عیب چهار پنجم دیه کوبیدن عضو می‌باشد.»
برتری این قانون نسبت به قوانین گذشته، بیان دیه برخی صدمات و نیز بیان برخی قواعد کلی در تعیین دیه صدمات وارد شده بر استخوان بود لکن علاوه بر موارد غیر منطبق با شرع، نقصان در این قانون همچنان وجود داشت که با بررسی متون روائی و فقهی در فصل سوم معلوم خواهد شد. این قانون دیه شکستگی و کوبیدگی را به صورت قاعده بیان کرده و قانون مجازات مصوب 92 نیز همان قواعد را با تفاوت در عبارت تکرار کرده است.

4. قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
قانون مجازات اسلامی مصوب 75 دیه استخوان های ترقوه، ستون فقرات، دنده و نشیمنگاه (دنبالچه) را به صورت خاص بیان کرده بود. دیه این استخوان ها همانند آنچه در قانون مصوب 61 بیان شد در قانون مصوب 75 آمده بود. حکم شکستگی و کوبیدگی استخوان‌ها همانند آنچه در قانون مصوب 61 آمده بود در ماده 442 مقرر شده بود که: «دیه شکستن استخوان هر عضوی که برای آن عضو دیه معینی است خمس آن می باشد و اگر معالجه شود و بدون عیب گردد دیه آن چهارپنجم دیه شکستن آن است و دیه کوبیدن آن ثلث دیه آن عضو و در صورت درمان بدون عیب چهارپنجم دیه خرد شدن استخوان می باشد.»
حکم صدمه موضحه و دررفتگی در ماده 481 بیان شده بود.
کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی با عنوان تعزیرات در ماده 117، جرح و ضرب عمدی را که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دایمی ‌یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد در صورت عدم امکان قصاص و در صورتیکه موجب اخلال در نظم ‌و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم کرده بود و در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مرتکب را به سه ماه تا یک سال حبس ‌محکوم کرده بود.
تفاوت عمده این قانون با قانون سال 61 در بیان مجازات تعزیری علاوه بر دیه تعیین شده برای صدمه وارده بر استخوان می باشد.
5. قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 دیه استخوان های ترقوه، ستون فقرات، دنده و دنبالچه را به صورت خاص بیان کرده است. تفاوت‌ها و ابداع‌های قانون مصوب 92 نسبت به قوانین گذشته در بیان دیه صدمات وارده بر استخوان های مذکور، به قرار زیر است:
– هرچند دیه شکستن استخوان ترقوه همانند قوانین گذشته تعیین شده لکن در قانون مصوب 92، دیه صدمات ترک خوردن، موضحه و دررفتگی استخوان ترقوه به طور خاص و همانند متون روائی و فقهی بیان شده است.
– قانون مصوب 92 حالت های متفاوتی را برای صدمات وارده بر ستون فقرات بیان کرده است. قوانین گذشته تنها به حالت عدم بهبودی و بهبودی با حصول عوارضی همچون خمیدگی پشت، عدم توانائی جنسی، مبتلا شدن به سلس و ریزش ادرار، عدم قدرت بر نشستن و عدم توانائی راه رفتن پرداخته و در تمامی موارد حکم به دیه کامل کرده اند. لکن قانون مصوب 92 با تقسیم بندی دقیق تری به بیان دیه صدمات ستون فقرات پرداخته است. این قانون دیه حالت بهبودی ستون فقرات را بیان کرده و دقت دیگر آن تفکیک میان عوارض حاصله و صدمه وارد شده بر ستون فقرات می باشد که برای هر کدام دیه مستقل در نظر گرفته شده است. هرچند قانون مصوب 92 دقت بیشتری در بیان صدمات مربوط به ستون فقرات داشته لکن ابهامات و ایرادات فراوانی بر ماده 647 که به بیان صدمات مربوط به ستون فقرات پرداخته، وارد است که در فصل سوم به طور مبسوط به بررسی آن خواهیم پرداخت.
– بیان دیه صدمات موضحه، ترک برداشتن و دررفتگی دنده ها علاوه بر تعیین دیه شکستگی از ابداعات دیگر قانون جدید است که قوانین گذشته تنها به بیان دیه شکستگی دنده پرداخته بودند. قانون مجازات به تبعیت از نظر اکثر فقها دیه صدمات غیر از شکستگی را در ماده 654 بیان کرده است.
– تعیین ارش برای نفس صدمه وارده بر استخوان دنبالچه علاوه بر دیه یا ارش تعیین شده برای صدمات حاصل از صدمه، از دیگر مواردی است که قانون مصوب 92 به آن توجه داشته است.
دیه صدمات وارده بر سایر استخوان ها در مواد 568 تا 574 قانون مصوب 92 بیان شده است. برخی قوانین گذشته به بیان صدمات به صورت قاعده نپرداخته بودند و برخی قوانین از قواعد مربوط به صدمات استخوان، تنها به بیان صدمات شکستگی و کوبیدگی به طور مستقل پرداخته بودند. از ابداعات قانون جدید بیان قواعد مربوط به صدمات ترک برداشتن، موضحه، سوراخ کردن، تکه شدن قطعه ای از استخوان و دررفتگی به بیانی واضح و در موادی جداگانه می‌باشد. بررسی مبوسط قواعد مربوط به صدمات استخوان در فصل سوم بیان خواهد شد.

مطلب مشابه :  خرید پایان نامهشکستگی استخوان

فصل دوم: مصادیق استخوان و آسیب های آن
فصل دوم: مصادیق استخوان و آسیب های آن
مبحث اول: مصادیق استخوان
اسکلت و استخوان بندی بدن انسان چیست؟ به مجموعه استخوان های بدن انسان در کنار هم اسکلت می گویند. تعداد استخوان‌های اسکلت عددی ثابت و مشخص نیست. بطور مثال در زمان تولد بدن 300 استخوان دارد که البته در این زمان بسیاری از آنها هنوز در مرحله غضروفی قرار دارند. با رشد کودک بسیاری از استخوان ها به همدیگر متصل می شوند. در اسکلت بزرگسالان 206 استخوان مجزا به شرح زیر وجود دارد:
ستون فقرات 26 عدد، جمجمه 22 عدد، هیوئید 1 عدد، دنده ها و جناغ 25 عدد، اندام فوقانی 64 عدد، اندام تحتانی 62 عدد،استخوان های شنوایی 6 عدد.
تراکم استخوان ها هم در طول عمر ثابت نیست. این تراکم در حدود سن 30 سالگی به حداکثر خود می‌رسد و پس از آن بتدریج کاهش می‌یابد.
هر استخوان بوسیله یک لایه متراکم از بافت لیفی بنام پریوست(ضریح) محصور شده است.
اسکلت را به دو قسمت محوری و ضمیمه تقسیم بندی می‌کنند. اسکلت محوری شامل ستون فقرات، قفسه سینه و جمجمه است. منظور این است که این استخوان ها در محور و مرکز بدن قرار داشته و ستون اصلی بدن هستند. بقیه استخوان های بدن را اسکلت ضمیمه می‌نامند به این معنی که آنها به استخوان های محوری بدن متصل شده و ضمیمه آن شده اند.
سیستم اسکلتی و استخوان بندی بدن انسان در زن و مرد با هم متفا
وت است. استخوان‌های زنان از استخوان های مردان کوچکتر هستند. شکل استخوان هم در این دو جنس متفاوتند که بیشترین تظاهر خود را در شکل استخوان لگن خاصره نشان می‌دهند. شکل استخوان های لگن خاصره در زنان به علت نیاز به حمایت از جنین با لگن مردان متفاوت است.
با توجه به بیان مباحثی که قصد بررسی آن را در این پایان نامه داشتیم تقسیم‌بندی استخوان‌های بدن را به دو قسم نیمه فوقانی و نیمه تحتانی بدن انجام دادیم که به بیان آنها می‌پردازیم.
گفتار اول: استخوان های نیمه فوقانی بدن
استخوان های اندام فوقانی شامل موارد زیر می باشد:
الف. اسکلت کمربند سینه ای-استخوان های ترقوه و کتف
ب. اسکلت بازو-استخوان بازو
ج. اسکلت ساعد-استخوان زند اعلی و اسفل
د. اسکلت دست-استخوان های مچ دستی، کف دستی و بند انگشتان
در ادامه به بررسی و توضیح مختصری از استخوان‌های اندام فوقانی می‌پردازیم.
1. استخوان ترقوه یا چنبر (کلاویکولا یا کلاویکل)
ترقوه یا چنبر (کلاویکولا یا کلاویکل) یکی از استخوان های کمربند شانه ای است که در همه مسیرش از روی پوست قابل لمس است. کلاویکولا استخوان درازی است که برخلاف استخوان های دیگر فاقد حفره مغزی است.
2. استخوان کتف (اسکاپولا)
استخوان کتف یا استخوان پهن شانه (اسکاپولا) همانند ترقوه یکی از استخوان‌های کمربند شانه ای است ولی پهن و سه گوش بوده و بر روی دیواره پشتی قفسه سینه قرار می‌گیرد. این استخوان دارای دو سطح جلویی و پشتی است که سطح جلویی آن بر روی دیواره پشتی قفسه سینه واقع می گردد. سطح پشتی استخوان کتف، از طریق خار کتف به دو حفره فوق خاری و تحت خاری تقسیم می گردد.
3. استخوان بازو (هومروس)
استخوان بازو یکی از استخوان های بلند اندام فوقانی است که در بالا با حفره کم عمق دوری (گلنویید) استخوان کتف (اسکاپولا) و در پایین با استخوان های ساق دست (به عربی ساعد یا زند) به نام های ساق دست بالایی یا رادیوس (به عربی زند اعلی یا زند زبرین) و ساق دست پایینی یا اولنا (به عربی زند اسفل یا زند زیرین) متصل می گردد. سر استخوان بازو با حفره گلنویید اسکاپولا، مفصل شانه را ایجاد می کند و بخش مفصلی تحتانی آن در ایجاد مفصل آرنج نقش دارد. به علت کم عمق بودن حفره گلنویید و بزرگ بودن سر هومروس، مفصل شانه تحرک زیادی داشته و درنتیجه ثبات این مفصل در مقایسه با مفصل ران (مفصل هیپ) بسیار کمتر است. بی ثباتی مفصل شانه یک عامل مهم دررفتگی آن محسوب می‌شود.
4. آرنج

مجموعه آرنج شامل استخوان های زیر است:
– انتهای فوقانی استخوان بازو (هومروس)
– انتهای فوقانی ساق دست پایینی (اولنا یا زند زیرین)
– انتهای فوقانی ساق دست بالایی (رادیوس یا زند زبرین)
5. ساق دست(ساعد)
ساعد بخشی از اندام فوقانی است که بین آرنج و مفصل مچ دست قرار گرفته شده است. اسکلت استخوانی ساعد از دو استخوان موازی که شامل رادیوس (استخوان ساق دست بالایی یا زند زبرین یا زند اعلی) و اولنا (استخوان ساق دست پایینی یا زند زیرین یا زند اسفل) است تشکیل شده است. گرچه این دو استخوان کاملاً از هم مجزا هستند ولی به صورت یک واحد عمل می کنند و زمانی که یک آسیب شدید در ساعد رخ دهد معمولاً هر دو استخوان را درگیر می‌کند.
6. مچ دست
استخوان های مچ دستی یا کارپال از هشت استخوان در دو ردیف فوقانی و تحتانی تشکیل می گردد که شامل استخوان های زیر است:
ردیف فوقانی از خارج به داخل: استخوان ناوی (اسکافویید)، استخوان هلالی (لونیت)، استخوان هرمی (تریکتروم) و استخوان نخودی (یپزیفورم)
ردیف تحتانی از خارج به داخل: استخوان ذوزنقه(تراپزیوم)، استخوان شبه ذوزنقه (تراپزویید)، استخوان بزرگ (کاپیتیت) و استخوان چنگکی (همیت)
7. کف دست (متاکارپال)
کف دست از 5 اسخوان تشکیل شده است. استخوان های مچ و کف دست مربوط به انگشتان اشاره، میانی، حلقه و کوچک به صورت یک واحد عمل کرده و قسمت عمده ساختار استخوانی کف دست را تشکیل می دهند. استخوان کف دست مربوط به انگشت شست بطور مستقل عمل کرده و دارای انعطاف

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید