تحقیق رایگان درباره اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه

پاداش-وابستگی ، و همکاری دارای نمره کمتر بودند، این پژوهش عنوان می‏کند که صفات شخصیتی اگر با تکانشگری خاصی همراه شود احتمال افزایش خطر بروز افکار خودکشی و اقدام به خودکشی را به همراه خواهد داشت.
کلاتی و همکاران (2007) در کشور آلمان و کشور ایتالیا یک تحقیق به منظور بررسی خلق و خو و شخصیت افراد و نقش آن در اقدام به خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI بر روی 114 نفر آلمانی و 46 نفر ایتالیایی اقدام کنندگان به خودکشی و مقایسه آن‏ها با گروه به‏هنجار از یک نمونه 1148 نفری هنجاریابی شده در کشور آلمان انجام دادند و نتایج آن نشان داد که افراد اقدام‏کننده به خودکشی در اجتناب از آسیب دارای نمره بالاتر و در خودراهبری و همکاری دارای نمره پایین تری بودند. هم‏چنین مشاهده شد که بین افراد اقدام‏کننده به خودکشی در کشور آلمان و ایتالیا در زمینه خلق و خو ‏تفاوت‏هایی مشاهده می‏شود که شاید به علت اثر اختلال ‏شخصیت در زمینه‏های مختلف با فرهنگ این کشورها باشد، پژوهشگران این تحقیق معتقدند که تحقیق فوق می‏تواند در زمینه اهمیت دادن به شخصیت و ابعاد آن برای پیشگیری از اقدام به خودکشی نقش موثری داشته باشد.
زوک و همکاران )2006) پژوهشی که بر روی 164 مورد افراد اقدام‏کننده به خودکشی به منظور بررسی خصوصیات تکانشگری در اقدام به خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI انجام دادند و نشان دادند افرادی که دارای خصوصیات تکانشگری هستند در تمام خرده مقیاس‏های پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI به جز اجتناب از آسیب و پاداش- وابستگی دارای نمرات متفاوتی با همتایان خود در‏گروه به‏هنجار می‏باشند.بررسی ها نشان داد که احتمال سوء استفاده از این افراد در کودکی بسیار بالاست. این پژوهش نتیجه‏گیری کرد که بسیاری از عوامل خطر در زمینه‏های مشکلات روانی ، رفتاری و بالینی که در زندگی فرد به وجود آمده می‏تواند در اقدام به خودکشی نقش مهمی را داشته باشد.
ریچارد و همکاران (2005) پژوهشی به منظور بررسی شخصیت به عنوان یک میانجی از عوامل خطر جمعیتی برای خودکشی، با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش انجام دادند و این تحقیق نشان داد که عوامل دموگرافیک اغلب واسطه‏های بالقوه‏ای برای اصلاح عوامل درونی و بعد‏های شخصیتی مثل خودراهبری هستند و می‏توانند پیش‏بینی کننده‏های خوبی در این زمینه باشند.
کیوتاکس همکاران (2003) پژوهشی را به منظور بررسی ویژگی‏های شخصیتی مجرمان جنسی با بهره گرفتن از پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI بر روی 59 تجاوزگر جنسی به کودکان به عنوان گروه شاهد و مقایسه آن‏ها با 27 فرد سالم به عنوان گروه گواه انجام دادند در این پژوهش نمرات نوجویی ، پاداش – وابستگی و خود-راهبردی افراد ‏تجاوزگر جنسی نسبت به گروه گواه به طور قابل توجهی کاهش یافته بود، هم‏چنین اعمال آنی و عدم همدلی و پرخاشگری در افراد فوق بیشتر دیده می‏شد و این پژوهش عنوان می‏کند که شناسایی ابعاد شخصیتی خاص به‏خصوص سرشت‏ و ‏منش در افرادی که نشان تکانشگری جنسی و یا انحرافات جنسی دارند می‏تواند در فرایند ارزیابی و درمان افراد فوق مفید باشد.
گویلیم و همکاران(2002) یک پژوهش به منظور بررسی سطح کلسترول سرم خون و اقدام به خودکشی با بهره گرفتن از پرسشنامه شخصیت سرشت‏ و ‏منش TCI بر روی 155 نفر از بیماران روانپزشکی بستری در بیمارستان که به تازگی اقدام‏کننده به خودکشی کرده بودند انجام دادند، تحقیق فوق نشان داد که سطوح کلسترل در زنان به طور قابل توجهی نسبت به مردان پایین بود با این وجود در بعد شخصیت نوجویی بین زنان و مردان تفاوت محسوسی مشاهده نگردید. این پژوهش نشان داد که بعد نوجویی از ابعاد شخصیت سرشت‏ و ‏منش TCI با سطح کلسترول خون ارتباطی ندارد.
ابوالقاسمی ‏و همکاران (1390) پژوهشی به منظور تعیین نقش سرشت‏ و‏ منش در پیش‏بینی نشانه‏های اختلال وسواس فکری- عملی در نوجوانان بر روی60 نفر از دانش آموزان دختر شهرستان اردبیل انجام دادند و در این پژوهش مشخص شد که بین سرشت و نشانه‏های وسواس در نوجوانان همبستگی منفی معناداری وجود دارد. تحقیق فوق نشان داد که بین نوجویی و نشانه‏های وسواس همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. این نتایج نشان می‏دهد که بالا بودن اجتناب‏ از‏ آسیب که با ویژگی‏های هم‏چون فرار و اجتناب از موقعیت‏های خطر‏زا، محتاط و منزوی تعریف می‏شود، سدی در برابر علایم وسواسی عمل می‏کند. پایین بودن ویژگی‏های اجتناب‏ از‏ آسیب هم‏چون اعتماد به نفس در مقابل بلاتکلیفی منجر به تلاش‏های زیاد با حداقل ناراحتی شخص می‏گردد و ضرر این حالت عدم پاسخ‏دهی به خطر و خوش بینی غیر واقعی است و نتایج بالقوه پر خطر آن در موقعیت‏هایی است که احتمال خطر زیاد است و کاملا در راستای افزایش علایم وسواس است. هم‏چنین در این پژوهش بین وابستگی به پاداش و وسواس همبستگی منفی معناداری به‏دست آمد. بین پشتکار و نشانه‏های اختلال وسواس در نوجوانان همبستگی منفی معناداری به‏دست آمد. پشتکار نشان دهنده تمایل ارثی برای پایداری رفتار، علیرغم محرومیت و ناکامی، خستگی و تقویت متناوب است. انتظار می‏رود که این بعد با علایم وسواس رابطه معکوس داشته باشد چرا که با کاهش پشتکار است که ما شاهد افزایش علایم وسواس در بیماران خواهیم بود. یافته‏های این تحقیق نشان داد که بین منش و نشانه‏های وسواس همبستگی منفی معناداری وجود دارد. نتایج رابطه ابعاد منش با نشانه‏های وسواس در زیر مورد بحث قرار می‏گیرد: نتایج نشان داد که بین همکاری و نشانه‏های اختلال وسواس فکری – عملی رابطه منفی معنا‏داری وجود دارد. هم‏چنین بین خود‏راهبری و نشانه‏های اختلال وسواس فکری- عملی رابطه منفی به‏دست آمد، بین خودفرآوری و نشانه‏های اختلال وسواس فکری- عملی رابطه منفی معناداری وجود دارد و می‏توان نتیجه گرفت که منش فرد از عوامل مهمی است که می‏تواند بر وسواس تاثیر بگذارد. طبق نظریه‏ یادگیری، اختلال وسواس به دلیل نابه‏هنجاری در مکانیسم‏های طبیعی یادگیری به وجود می‏آید و نظریه تجربیات اوایل کودکی، علت وسواس را یادگیری تقلیدی علایم می‏داند که توسط مادر به فرزندان منتقل می‏شود، بنابر این می‏توان نتیجه گرفت که عوامل محیطی در بروز وسواس فرد دخالت دارند.
بیرامی‏و همکاران(1390) در پژوهشی که بر روی 200 نفر از دانشجویان اقدام‏کننده به‏ خودکشی در دانشگاه تبریز انجام دادند، دریافتند که ارتباط معنادار مثبتی بین عامل روان رنجوری با افسردگی، افکار خودکشی و ناامیدی وجود دارد. هم‏چنین برون گرایی و با وجدان بودن با نشانه‏های افسردگی، ناامیدی و افکار خودکشی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. عامل روان رنجوری 73 درصد از واریانس افسردگی، 61 درصد از واریانس ناامیدی و 59 درصد از واریانس خودکشی را تبیین می‏کند. این تحقیق مشخص کرد که به طور کلی می‏توان گفت که روان رنجوری یک عامل مرتبط با خلق پایین، ناامیدی و افکارخودکشی است، در حالی که برون گرایی و با وجدان بودن رابطه‏ای منفی با این متغیرها دارند.
اکبری زرخانه و همکاران (1388) در یک تحقیق بر روی 148 نفر مرد و زن به منظور شناسایی عوامل شخصیتی و رویدادهای پیش‏بینی کننده اقدام به‏ خودکشی نشان دادند که از بین اختلالات روانی، اختلالات شخصیتی اضطرابی، خودشیفته و ضد اجتماعی و از بین رخدادهای منفی زندگی، درگیری شدید با خانواده و سرزنش و تحقیر، دارای بیشترین توان پیش‏بینی اقدام به‏ خودکشی هستند.
حسینیان و همکاران (1385) در یک پژوهش که به منظور بررسی اختلالات شخصیت و اقدام به‏ خودکشی بر روی 30 نفر از دانشجویان اقدام‏کننده به‏ خودکشی انجام دادند، به این نتیجه دست یافتند که دانشجویان اقدام‏کننده به‏ خودکشی در علائم اختلالات شخصیت اجتنابی، ضداجتماعی، مرزی، اسکیزوتایپی، پارانوئید، خودشیفته، پرخاشگر- منفعل و آزارطلب تفاوت معنا داری با گروه دانشجویان عادی داشتند و میانگین گروه اقدام‏کننده به‏ خودکشی بالاتر بود. در علائم اختلالات شخصیتی اسکیزوئید، وابسته، نمایشی، وسواسی- جبری و آزارگر تفاوت‏های بین دو گروه معنادار نبود. نتایج نشان داد که دانشجویان اقدام‏کننده به‏ خودکشی در بعضی اختلالات شخصیت نمرات بالایی دارند و می‏توان با بررسی اختلالات شخصیت آن‏ها، افراد در معرض خطر را تشخیص داد و اقدامات لازم را به منظور پیشگیری از اقدام به‏ خودکشی و کمک به درمان دانشجویان اقدام‏کننده انجام داد.
شاکری و همکاران (1385) طی یک تحقیق بر روی 120 نفر زن و مرد از افراد اقدام کننده به‏ خودکشی به منظور بررسی ویژگی‏های شخصیتی، استرس، شیوه‏های مقابله و نگرش های مذهبی با گروه گواه، نشان دادند که افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی بیش از افراد گروه گواه دارای ویژگی‏های شخصیتی درون گرایی، روان‏رنجوری و روان‏پریشی بودند و پیش از اقدام به‏ خودکشی رویدادهای فشارزای بیشتری را تجربه کرده بودند، ازنظر شناختی ارزیابی بالاتری از میزان فشار روانی ناشی از استرس‏های زندگی داشتند، کمتر شیوه مقابله متمرکز بر حل مسأله را به کار برده اند و دارای نگرش‏های مذهبی ضعیف‏تری بودند.
قرائی‏پور و همکاران(1391) در تحقیقی که بر روی 15 نفر با هدف بررسی کارکردهای عصب-روانشناختی در اقدام کنندگان به‏ خودکشی مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام دادند، دریافتند که، بیماران افسرده اساسی دارای سابقه اقدام به‏ خودکشی در کارکرد اجرایی و توجه انتخابی، نارسایی بیشتری نسبت به بیماران با اختلال افسردگی اساسی بدون سابقه اقدام به‏ خودکشی داشتند. این کاستی‏های عصب – روانشناختی در اختلال افسردگی اساسی ممکن است یک عامل خطر برای اقدام به‏ خودکشی باشد.
نوری و همکاران (1390) در تحقیقی که به منظور بررسی برخی از ویژگی‏های شخصیتی، سلامت عمومی ‏و روانی سربازان اقدام‏کننده به‏ خودکشی در یک واحد نظامی بر روی سربازان اقدام‏کننده به‏ خودکشی انجام دادند، نشان دادند که 9/10 درصد نمونه مورد بررسی متاهل، 1/89 درصد مجرد، بالاترین فراوانی افراد (7/45 درصد) از لحاظ تحصیلات، راهنمایی بودند. 4/28 درصد افراد بومی ‏و 6/71 درصد غیر بومی بوده‏اند. 44 درصد نمونه مورد بررسی سابقه اقدام به‏ خودکشی داشتند و بالاترین روش اقدام به‏ خودکشی (9/49 درصد) استفاده از اسلحه بود. 2/52 درصد آزمودنی‏ها دارای افکار خودکشی، 8/48 درصد آن‏ها دارای اختلال در سلامت عمومی ‏و 5/93 درصد افسردگی داشتند. نتایج نشان داد که مقایسه نمره افکار خودکشی آزمودنی‏ها با ابعاد پرسشنامه شخصیتی آیزنک، پرسشنامه سلامت عمومی ‏و پرسشنامه افسردگی بک دارای تفاوت معناداری می‏باشد. بیشترین میانگین نمره افکار خودکشی در ارتباط با ویژگی‏های شخصیتی درون‏گرایی (59/14 درصد)، روان آزرده گرایی (79/15 درصد) و روان گسسته گرایی (25/16 درصد) بود.
متینی صدر و همکاران (1388) در تحقیقی که بر روی 237 سرباز به منظور بررسی عوامل در انسجام گروهی و ارتباط آن‏ها با پرخاشگری و افکار خودکشی انجام دادند، دریافتند که عوامل انسجام گروهی در کنترل پرخاشگری و افکار خودکشی در سربازان وظیفه تعیین کننده نیستند.
عاشوری و همکاران (1388) دریک پژوهش که بر روی 80 آزمودنی از بین معتادان خود معرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شیراز به منظور بررسی رابطه بین افکار خودکشی و صفات شخصیتی در افراد معتاد وابسته به مواد افیونی انجام دادند، نشان دادند که با توجه به خطر آفرین بودن افکار خودکشی و بالا بودن میزان اقدام به‏ خودکشی در بین معتادان، به‏خصوص بعد از عودهای مکرر، شناسایی عوامل خطرآفرین و پیش بایست‏های شاخص شناسایی این افکار، میزان خطر را کاهش می‏دهد.
پشت محمدی و همکاران (1386) در یک پژوهش بر روی 632 نفر از اقدام کنندگان به‏ خودکشی در شهر کرج به منظور بررسی اقدام به‏ خودکشی و ارتباط آن با استرس‏ها و سیستم حمایتی دریافتند، نقش عوامل استرس زا در اقدام به‏ خودکشی متفاوت است. اختلاف با خانواده و با همسر در اقدام به‏ خودکشی هم عوامل زمینه‏ساز و هم آشکارساز محسوب می‏شود، شبکه‏های حمایتی در پیشگیری از اقدام به‏ خودکشی، به‏خصوص در زنان، نقش موثری دارد.
شمسی‏خانی و همکاران (1385) مولوی و عباسی رنجبر (1382) در پژوهش‏های مشابهی نشان دادند که شایع‏ترین علل اقدام به‏ خودکشی اختلافات خانوادگی می‏باشد و افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی نسبت به افراد به هنجار در مواجهه با شرایط استرس‏زا، بیشتر، از مهارت‏های مقابله‏ای غیر مفید استفاده می‏کنند و از مهارت های متمرکز بر مساله کمتر بهره‏مند هستند.
موسوی و همکاران (1384) در یک تحقیق که بر روی 300 نفر از دانشجویان 25-19 ساله در دانشگاه اصفهان انجام دادند، دریافتند که 31 نفر از دانشجویان هر سه دانشگاه (33/10%) با فاصله اطمینان 95% (07/11% – 92/8%) افکار خودکشی داشتند. فراوانی نسبی افکار خودکشی در دانشجویان پسر دانشگاه صنعتی اصفهان به طور معناداری بیشتر از سایر دانشجویان بود (0.05محمد خانی وهمکاران(1383) در یک پژوهش که در شهرستآن‏های کرمانشاه، همدان و ایلام و دره شهر بر روی 2650 نفر به منظور بررسی میزان گزارش وجود افکار خودکشی ابتدا به محاسبۀ فراوانی و درصد فراوانی اقدام نمودند. سپس فراوانی افکار خودکشی در شهرهای مطالعه شده(کرمانشاه، همدان، ایلام و دره شهر) مقایسه شد.این مطالعه میزان شیوع نقطه ای افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در جمعیت دختران جوان استآن‏هایی از کشور اختصاص داشت که بالاترین میزان مرگ و میر ناشی از خودکشی را به ثبت رسانده بودند و عنوان مناطق پر خطر را به خود گرفته بودند. در این پژوهش شیوع افکار خودکشی 7 درصد و شیوع سابقۀ اقدام به خودکشی 4/5 درصد برآورد شد. اگر چه این میزان بسیار پایین تر از میزانی بود که در مطالعات خارجی به ثبت رسیده بود. برای نمونه 2 تا 26 درصد افکار خودکشی درافراد 9 تا 18 سال (سادوک و سادوک، 2000)، 60 درصد برای افکار خودکشی و 10 درصد برای میزان اقدام به خودکشی (ساراسون، 1987).
کاویانی و همکاران (1381) یک تحقیق بر روی 20 بیمار زن ومرد افسرده با میانگین سنی 28 سال اقدام‏کننده به‏ خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان لقمان تهران به منظور بررسی مسئله گشایی در بیماران افسرده اقدام‏کننده به‏ خودکشی انجام داده و نشان دادند که خودکشی کنندگان راه‏حل‏های کمتر و بی‏ربط‏تری را نسبت به گروه گواه ارائه داده ‏اند. افزون بر این، همبستگی‏های معنی‏داری بین متغیری‏های مسئله گشایی و حافظه سرگذشتی به دست آمد.
شفیع آبادی وهمکاران(1381) طی یک تحقیق روی 15 دختر اقدام‏کننده به‏ خودکشی به منظور اثر بخشی آموزش مهارت‏های حل مسأله بر برخی ویژگی‏های شناختی نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی دریافتند، برنامه درمانی توانسته است میل خودکشی، ناامیدی، سبک اسناد منفی نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی را به‏طور معنی‏داری کاهش دهد، اما بر خودپنداره آنان تأثیر معنی‏داری نداشت. این تحقیق نمونه‏ای از برنامه درمانی منظم برای نوجوانان اقدام‏کننده به‏ خودکشی را ارائه داده است.
ضرغام بروجنی و همکاران (1380) طی یک پژوهش که بر روی 323 نفر 14 الی 17 ساله از 15 دبیرستان اصفهان به منظور بررسی ارتباط الگوی رفتاری والدین با افسردگی و افکار خودکشی درنوجوانان انجام گرفت نشان دادند که، شیوع افسردگی بالینی در بین نوجوانان حدود 4/34 درصد و شیوع افکار خودکشی 7/32 درصد بوده است. بیشترین شیوع افکار خودکشی (3/58 درصد) در نوجوانانی دیده شده که رفتار والدین خود را سخت گیرانه ارزیابی کرده بودند. کمترین میانگین نمره افسردگی (4/10 درصد) و کمترین شیوع افکار خودکشی (6/11 درصد) در نوجوانانی بود که والدین دموکرات منش داشتند. هم‏چنین مشاهده شد که با عاطفی‏تر شدن روابط و کاهش کنترل در روابط والد- نوجوان، میانگین نمره افسردگی و فراوانی افکار خودکشی کاهش می‏یابد.
صولتی و همکاران (1379) طی یک پژوهش بر روی 50 نفر مرد و زن اقدام‏کننده به‏ خودکشی به منظور بررسی باورهای غیر منطقی در اقدام کنندگان به‏ خودکشی (به روش خودسوزی) و مقایسه آن‏ها با افراد به‏هنجار دریافتند که باورهای غیر منطقی اقدام کنندگان به‏ خودکشی نسبت به افراد به‏هنجار در سطح بالائی وجود دارد؛ که شناخت این باورها در این گروه و روش‏های درمانی خاص در این مورد می‏تواند ‏تا حد زیادی در پیشگیری از این معضل مؤثر باشد.
درویک و همکاران ( 2004) به نقل از صاقت(1391)، در یک پژوهش بر روی 371 نفر از افراد اقدام‏کننده به خودکشی در نیویورک نشان دادند وابستگی‏های مذهبی با رفتار خودکشی در بیماران افسرده کمتر همراه است. در این پژوهش وابستگی‏های مذهبی به عنوان عوامل محافظت کننده در برابر اقدام به خودکشی مطرح شده است. این مطالعه نشان داد که مذهب، رفتار پرخاشگرانه و چگونگی اعتراض اخلاقی را می‏تواند کاهش دهد و در این زمینه می‏توان استراتژی‏های درمانی جدید در پیشگیری از خودکشی ارائه نماید.
بیکسلر (2004) در مطالعات مربوط به افراد اقدام‏کننده به خودکشی مشاهده کرد که آنان استراتژی مقابله‏ای فعال کمتری در مقایسه با سایر بیماران دارند.
ویلیامز و همکارانش (2004) به نقل از شمسی خانی (1385)، نشان دادند که افراد اقدام‏کننده به خودکشی توانایی حل مسئله کمی‏ داشتند و کاهش مهارت حل مساله همراه با عوامل مستعد کننده دیگر باعث افزایش اقدام به خودکشی در آنان می‏شد. زمانی که افراد با رویدادها و فشارهای روانی منفی روبرو می‏شوند، توانایی حل مساله و مهارت‏های مقابله‏ای، نقش مهمی ‏در بهداشت روانی و جسمانی آنان ایفا میکند.
واندا (2003) طی پژوهشی عنوان می‏کند، عواملی که باعث افزایش خطرخودکشی می‏گردد شامل: افکار خودکشی و یا برنامه ریزی در مورد اقدامات خودکشی، بیماری‏های روانی (هم‏چون افسردگی شدید، سایکوز، اختلال دوقطبی)، مصرف مواد مخدر یا الکل، سابقه قبلی از تلاش برای خودکشی و اختلال شدید در ارتباطات بین فردی است.
جانسون و همکاران (1996) به نقل از حسینیان و همکارن (1385) در یک تحقیق ویژگی‏های اقدام‏کنندگان به خودکشی را روی 75 نفر اقدام کنندگان به خودکشی بررسی کردند و در 68 درصد آن‏ها ملاک‏هایی برای اختلال ‏شخصیت یافت شد. علاوه بر این، مطالعات نشان می‏دهد که افراد دارای اختلال‏ شخصیت در مقایسه با افراد فاقد اختلال‏ شخصیت، بیشتر احتمال دارد که در خلال سال‏های آتی اقدام به خودکشی مجدد نمایند(88% در برابر 56%).
معیدفر و همکاران (1389) در پژوهشی که بر روی 128 نفر از افراد زیر 25 سال در زمینه عوامل اجتماعی مؤثر بر اقدام به‏ خودکشی در بین جوانان در کردستان انجام شد دریافتند، احساس انتظام اجتماعی شدید در بین زنان و احساس نابسامانی اجتماعی در بین مردان عامل اصلی خودکشی جوانان در کردستان بوده است.
کوشان و همکاران (1387) خلخالی و همکاران (1380) در مطالعات خود به دلایل مشابه مطالعات پیشین اشاره کرده‏اند و مهم‏ترین دلایل خودکشی را اختلافات خانوادگی، درگیری با همسر و بی کاری گزارش کرده‏اند.
موسوی (1387) اکبری زرخانه و همکاران (1388) طی یک پژوهش نشان دادند که رابطه‏ی معکوسی میان سطوح ارتباط کلامی ‏و اقدام به‏ خودکشی وجود دارد، یعنی با کاهش ارتباط کلامی، اقدام به‏ خودکشی بیش‏تر می‏شود و از طرفی ((طلاق والدین، خشونت در خانواده، درجه‏ی ارتباط کلامی ‏در خانواده، اختلافات والدین، مورد اذیت خانواده ‏یا آشنایان قرار گرفتن، سابقه‏ی مصرف مواد در خانواده و مراجعه به روان پزشک در خانواده، با اقدام به‏ خودکشی رابطه وجود دارد.
انیسی و همکاران (1385) در یک مطالعه بر روی 1329 نفر سرباز به روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای به منظور بررسی شیوع افکار خودکشی و عوامل مرتبط با آن دریافتند که میزان افکار خودکشی در سربازان 8/5 درصد است. هم‏چنین بین سطح تحصیلات پایین، سابقه‏ی ‏اقدام به‏ خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، عدم رضایت از خدمت سربازی، نامناسب بودن وضعیت روانی و درگیری با دیگر سربازان و مسؤول مافوق، با افزایش افکار خودکشی سربازان رابطه معنادار وجود داشت.
صابری وهمکاران (1384) در تحقیقی مشخص کردند که انگیزه خودکشی 2/48% از زنان و 8/19% از مردان، اختلاف زناشویی و 4/26% از زنان و 9/31% از مردان، مشکلات خانوادگی بوده است. نداشتن شغل و درآمد مناسب و هم‏چنین نبودن تضمین شغلی نیز می‏تواند عاملی مؤثر در اقدام به‏ خودکشی باشد.
شیرزاد و قره داغی (1383) در پژوهشی مشخص کردند که علت خودکشی در جنس مذکر 39% نامعلوم بود و در 61% مواردی که انگیزه خودکشی از طرف والدین بیان گردید، شایع‏ترین علل شامل اختلالات روحی (41%)، مشکلات اقتصادی (31%) و اختلافات خانوادگی (13%) بودند. شیرزاد بیان می‏کند ایمان مذهبی تاثیر شگرف و معجزه‏آسا در تقلیل خودکشی و جنایت دارد و نیرومندترین وسیله، خودداری از هر دو است، لذا شور مذهبی را باید در افراد برانگیخت.
اسماعیل نیا و همکاران (1380) در یک پژوهش به منظور بررسی اقدام به‏ خودکشی در زنان بر روی 136 نفر از زنانی که طی یکسال با اقدام به‏ خودکشی در بیمارستآن‏های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی بابل مراجعه کرده بودند نتیجه گرفتند که شیوع بالای خودکشی زنان و نوجوانان، تساوی میزان خودکشی مجردین و متأهلین، بحران حاد و مشکلات خانوادگی به عنوان علل اصلی خودکشی دلالت بر این دارد که در برنامه‏های پیشگیری باید جوانان گروه هدف باشند. نقش ازدواج نیز به عنوان عامل محافظت از خودکشی کاهش یافته است.
خلخالی و همکاران (1380) در مطالعه‏ای دریافتند که زنان بیشتر در ارتباط با مشکلات بین فردی و مردان بیشتر در ارتباط با مشکلات شغلی و اقتصادی دست به‏ خودکشی می‏زنند.
طوبائی و همکاران (1376) به نقل از رضایی(1391)، در یک پژوهش نشان دادند که شایع‏ترین علل خودکشی در بین مردان، اختلافات خانوادگی (1/44 درصد)، مشکلات عاطفی (4/29 درصد) دلایل اقتصادی – اجتماعی (7/17 درصد) و اختلالات روان پزشکی (8/8 درصد)، و در بین زنان اختلافات خانوادگی (3/68 درصد) و مسائل عاطفی (8/15 درصد) و اختلالات روان پزشکی (2/9 درصد) بوده است.
حیدری پهلوان و همکارن (1376) در پژوهشی بر روی 667 نفر مرد و زن وضعیت روانی- اجتماعی اقدام کنندگان به‏ خودکشی در شهرستان همدان را بررسید کردند، پژوهش فوق مشخص کرد که افراد زیر 30 سال بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی (5/77%) را داشته‏اند. در‏ گروه زنان بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی مربوط به افراد متاهل (46/63%) و در‏ گروه مردان افراد مجرد (78/57%) بالاترین موارد اقدام به‏ خودکشی را به خود اختصاص داده ‏اند.‏ 8/85% از آزمودنی‏ها در پاسخ به آزمون “بک” هنگام اقدام به‏ خودکشی درجاتی از حالت افسردگی خفیف تا شدید را نشان دادند. نیمی (36/52%) از پاسخ دهندگان به MMPI نیمرخ روانی نابه‏هنجار داشته و در آزمون فرضیه‏ها، نمره زنان در مقیاس‏های بالینی هیپوکندری و مانیا بیش از زنان بود. مهم‏ترین دلایل اقدام به‏ خودکشی، اختلاف خانوادگی، درگیری با همسر، ناراحتی روانی و بیکاری در مردان بوده است. افسردگی شایع‏ترین اختلال روانی در اقدام کنندگان به‏ خودکشی بوده است.
نوروزی (1373) در یک مطالعه نشان داد مهارت‏های مقابله‏ای در افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی با افراد به‏هنجار جامعه متفاوت است. اگر فرد‏ نتواند با بهره گرفتن از شیوه‏های مقابله ای مناسب تنیدگی را برطرف کند، فشار روانی، مزمن می‏شود و اثرات سوء روی بهداشت جسمانی و روانی می‏گذارد. ازجمله اثرات سوء ذهنی و روانی می‏توان به اضطراب، پایین آمدن اعتماد به نفس و خودکشی اشاره کرد.
لوپز و همکاران (2012) در یک تحقیق با هدف بررسی اقدام به خودکشی با سابقه خانوادگی رفتار خودکشی و تجارب اولیه پس از سانحه بر روی 878 نفر دریافتند که اقدام به خودکشی با یک سابقه خانوادگی از رفتار خودکشی و تروما در کودکان دیده می‏شود و ویژگی‏های خاصی که ممکن است مورد استفاده قرار‏ گیرد برای جلوگیری از رفتارهای خودکشی در آینده در این جمعیت همراه بوده است. این پژوهش نظر می‏دهد که می‏بایست سابقه خانوادگی رفتار خودکشی و تجارب اولیه پس از سانحه را به طور مداوم در هنگام ارزیابی خطر خودکشی یک بیمار بررسی کرد.
اسپویری و همکاران (2010)، به نقل از رضایی (1391)، در یک پژوهش که به منظور بررسی نقش مذهب و خودکشی به کمک و غیر کمک بر روی 2000 پرونده از سرشماری در سویس انجام گرفت دادند، نشان دادند که اثر حفاظتی از وابستگی مذهبی در جلوگیری از اقدام به خودکشی در مذهب کاتولیک‏ها قوی‏تر از مذهب پروتستآن‏ها بوده و در افراد مسن نسبت به افراد جوان نیز نقش قوی‏تری داشته است. هم‏چنین این پژوهش نشان داد که نقش مذهب در زنان قوی تراز مردان در اقدام به خودکشی بوده است.
لیزاردی و همکاران (2008)، به نقل از رضایی (1391)، پژوهشی بر روی 265 نفر از اقدام کنندگان به خودکشی به منظور بررسی نقش اعتراض اخلاقی به خودکشی در ارزیابی بیماران اقدام کننده به خودکشی در آمریکا انجام دادند و نشان دادند که اعتراض اخلاقی و دینی به خودکشی بنا به گزارش‏ها با رفتار خودکشی در بیماران افسرده کمتر همراه است.
هوگولت و همکاران (2007)، به نقل از صاقت (1391)، پژوهش را بر روی 115 نفر درژنو سویس به منظور بررسی تاثیر مذهب بر اقدام به خودکشی در بیماران سرپایی مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی یا شیزوی عاطفی در مقایسه با بیماران با اختلالات غیر روانی انجام دادند و نشان دادند که دین ممکن است یک نقش خاص در تصمیم گیری‏های بیماران در مورد خودکشی(هر دو بیماران روانی و غیر روانی) بازی کند. این نقش ممکن است به صورت محافظت کننده در برابر خودکشی ، به ویژه برای بیماران مبتلا به روان پریشی که در معرض خطر شدید خودکشی هستند، مهم باشد.
چان و همکاران (2009) طی تحقیقاتی بر روی متغیرهای مستقل فردی نشان دادند نوجوانی که اندیشه پردازی خودکشی گرایانه داشتند بی انگیزه، تنها و غیر منطقی بوده و از روابط خانوادگی یا دوستانه خود رنج می بردند.
لی و همکاران (2006) طی پژوهشی عنوان می کنند که ارتباطی منفی بین انسجام خانوادگی و اندیشه پردازی خودکشی گرایانه وجود دارد. آن‏ها بر اهمیت پذیرش خانوادگی و حمایت خانوادگی تأکید کردند.
کوپرمان و همکاردان (2005) در تحقیقی تحلیلی، دریافتند که ترکیبی از نظارت زیاد مادر، محبت کم و وارونه‏سازی نقش، با افزایش میزان اقدام به خودکشی مرتبط است. رابطه قوی و دلبستگی میان فردی مطمئن، از عوامل بازدارنده‏ای هستند که ممکن است به کاهش رفتارهای خودکشی گرایانه منجر شوند.
فرگوسنو همکاران (2003) دریافتند که میزان اقدام به خودکشی در افرادی که خانواده‏هایی به هم ریخته دارند بیشتراست و عوامل خانوادگی که زمینه ساز خطر خودکشی هستند عبارتند از: کمبود مراقبت های اولیه توسط مادر یا پدر و وضعیت سلامت روانی سرپرست، سوء مصرف مواد‏ توسط والدین یا سرپرست، ارتکاب جرم‏ توسط والدین یا سرپرست، کشمکش‏های خانوادگی، تغییر والدین و تغییر زیاد مدرسه‏ یا محل سکونت است.
بیوتراس(2003) به نقل از کیخاونی (1379) مطرح می‏کند که برخی عوامل استرس زا نیز می‏توانند سبب سوق دادن افراد به سمت خودکشی شوند مانند سازگاری‏های زناشویی، مشکلات خانوادگی، بی‏کاری، شکست تحصیلی، نارضایتی زناشویی، از دست دادن بستگان نزدیک، یاس و ناامیدی، که در بین این عوامل، ناسازگاری‏های زناشویی شایع تر از بقیه بود.
هم چنین در مطالعات کیشی (2002)، بیتوتریس (2003)، لورانت وهمکاران (2005)، و نوک (2008)، (به نقل از محسن پور،1389) در مطالعات مختلفی عنوان می کنند که تحصیلات پایین تر و بی کاری با افزایش شیوع اقدام به خودکشی همراه بوده است.
پیرسون و همکاران (2002) نشان دادند، اختلاف خانوادگی، مشکلات اقتصادی و بیماری جدی غالباً به‏ خودکشی مربوط می‏شد.
اگربو و همکاران (2002)، نشان دادند خطر خودکشی در بین افراد جوان با سابقه‏ی خانوادگی خودکشی، سابقه‏ی بیماری روانی، مجرد بودن، بی کار شدن، جدایی از والدین، والدین دارای تحصیلات پایین و یا درآمد کم، افزایش بیشتری داشت.
مورفی (2000) به نقل از جمشیدزاده (1382) نیز معتقد است داشتن روابط اجتماعی سالم و سازنده و ارتباط داشتن با دیگران به عنوان یک وسیله حفاظتی در مقابل خودکشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
راد و همکاران (1999)، به نقل از صاقت (1391)، بعد از انجام پژوهشی بیان کردند که مطالعات نشان می‏دهند که مداخله‏های درمانی مناسب می‏تواند به میزان بسیار بالایی، خطر خودکشی نوجوانان اقدام‏کننده به خودکشی را قبل و بعد از اقدام به خودکشی کاهش دهد، با این حال هنوز درصد کمی از این افراد ‏تحت درمان قرار می‏گیرند و هم‏چنین به دلیل ماهیت خطر‏ساز بودن درمان این افراد، تحقیقات کمی‏درمورد درمان‏های مناسب و مدون با چارچوب های کنترل شده برای کاهش خطر خودکشی درافراد خودکشی گرا، انجام شده است.
بیوترایسو همکاران (1997) نیز در مطالعه خود شکست در روابط بین فردی و مشکلات اقتصادی را عمده‏ترین حوادث زندگی در اقدام کنندگان به خودکشی یافتند. هرچه وضعیت اقتصادی – اجتماعی شخص بالاتر باشد، خطر خودکشی بیشتر است، اما نزول وضعیت اقتصادی اجتماعی نیز این خطر را افزایش می‏دهد.
گرین و همکاران (1995) دریافتند در خانواده‏هایی که اعضای آن‏ها به‏یک‏دیگر نزدیک نیستند و انسجام عاطفی بین اعضاء خانواده دچار لطمه شده است، کارکرد طبیعی خانواده از بین می‏رود. و افرادی که اقدام به خودکشی می‏کنند سازگاری و انسجام ضعیفی دارند. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می‏دهد که بیشتر افراد اقدام‏کننده به خوکشی در طبقه اجتماعی- اقتصادی متوسط قرار داشتند و رابطه معنی‏داری بین اقدام به خودکشی و طبقه اجتماعی واقتصادی وجود دارد.
باتلر و همکاران (1994)، لوینسون و همکاران (1994)، سادوک و سادوک (2000)، مورتنسن و همکاران‏(2000)، به نقل از شفیع آبادی(1380) در پژوهش های مختلفی دریافتند که در سال‏های اخیر، خودکشی گرایی در نوجوانان، به میزان هشدار دهنده‏ای بالارفته است و تقریباً به حد یک اپیدمی رسیده است.
آلرز، و همکاران )1993)، بلینی و همکاران (1996) کوپرمان و همکاران ( 2003) در تحقیقات خود عنوان می کنند که مطالعات زیادی در خصوص تاثیر خانواده براقدام به خودکشی وجود دارد. تحقیقات از ارتباط مستقیم بین روابط ضعیف بین والدین و فرزند با اقدام به خودکشی در بین افراد حکایت دارند. آشفتگی‏های عمده در روابط خانوادگی طی دوران کودکی می‏تواند نقش مهمی ‏در ایجاد اندیشه‏پردازی خودکشی گرایانه ایفا نماید که تا دوران بزرگ‏سالی ادامه می‏یابد. هم چنین، ناملایمات دوران کودکی مثل بدرفتاری، خشونت و تربیت غلط از جمله عوامل خطر بلند مدت در نظریه‏های بین فردی خودکشی می‏باشد.
2-3- جمع بندی و نتیجه‏گیری
در مرور ادبیات پژوهش، مطالعات متفاوتی مرتبط با عوامل خودکشی و شخصیت ذکر‏گردید. برخی مطالعات در حوزه علل ایجاد آسیب‏های اجتماعی و اختلالات روانی انجام شده بود و برخی مطالعات دیگر در حوزه شخصیت و خطر اقدام به خودکشی از سوی دیگر بودند.
با توجه به‏ یافته‏هایی که در بخش پایانی مرور ادبیات تحقیقاتی در حیطه ارتباط شخصیت و ایجاد انواع آسیب‏های رفتاری و اقدام به خودکشی ذکر شد، می‏توان این گونه در نظر‏گرفت که احتمالاً گرایش به سمت اقدام به خودکشی علاوه بر تاثیر از عوامل اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی تحت تأثیر شخصیت و ابعاد آن نیز قرار دارد. بنابراین این سوال مطرح می‏شود که چرا بعضی افراد علاوه بر مشکلات اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی به سمت افکار خودکشی و یا اقدام به خودکشی نمی‏روند، شاید پاسخ مناسبی که در این زمینه می‏توان برای جواب دادن به این سوال پیدا کرد این باشد که افراد با ابعاد مختلف شخصیت اگر در شرایط یکسان اجتماعی و اقتصادی و تحت فشار در این زمینه قرار‏گیرند عکس العمل یکسان نخواهند داشت و می‏توان با تحقیق در زمینه شخصیت کسانی را که درزمینه دریافت آسیب مستعد‏تر هستند را شناسایی کرد و در مقاطع مختلف مثل مدرسه و دانشگاه و محیط‏های اجتماعی مورد آموزش قرار داد ‏تا بتوان در زمینه اقدام به خودکشی گام‏های مثبتی برداشته شود. بنابراین گروهی از افراد اقدام‏کننده به خودکشی در سنین مختلف با وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تحصیلی و فرهنگی متفاوت جهت دسترسی به پاسخ مناسب به‏یک برنامه ریزی مدون در زمینه پیشگیری در این تحقیق شرکت نمودند.
فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل به بررسی روش پژوهش می‏پردازیم که در ابتدا نوع مطالعه و سپس جامعه و نمونه آماری، روش نمونه‏گیری و نمونه آماری مطرح می‏شود، به علاوه روش گردآوری اطلاعات، ابزار پژوهش، روش آماری و ملاحظات اخلاقی نیز بیان خواهد شد.
3-1- نوع مطالعه:
این پژوهش به منظور مقایسه ابعاد شخصیت سرشت‏ و ‏منش در افراد اقدام‏کننده به‏ خودکشی و افراد به‏هنجار با عطف به مدل زیستی روانی کلونینجر انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع مطالعه‏های توصیفی و پس رویدادی (علی- مقایسه‏ای) مقطعی بود که در آن گروه آزمودنی اقدام کنندگان به ‏خودکشی به وسیله پرسش نامه TCI-125 مورد ارزیابی قرار‏ گرفته و با افراد به‏هنجار در تحقیق دکتر کاویانی و حسن حق شناس مورد ارزیابی و مقایسه قرار ‏گرفتند.
3-2- جامعه، نمونه آماری و روش نمونه‏گیری :
جامعه آماری این پژوهش گروه اقدام کنندگان به‏ خودکشی مراجعه کننده به بیمارستآن‏های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1392 بوده است.
3-2-1- حجم نمونه :
با توجه به اهداف و نوع مطالعه و با استناد به مطالعات قبل در این زمینه با در نظر‏گرفتن مفروضات : خطای 5% و توان 90% و هم‏چنین. انحراف معیار7 = ودقت 2 d = ، با فرض 05/0 =α، 2/ 0= β با بهره گرفتن از معادله گروه لازم جهت این مطالعه به تعداد 97 نفر آزمودنی لازم برآورد گردید.
تعداد نمونه‏ها شامل 97 نفر از اقدام کنندگان به خودکشی مراجعه کننده به بیمارستآن‏های حضرت علی اصغر(ع)، قطب الدین شیرازی – شهید فقیهی و نمازی شهرشیراز در سال 1392 بوده که از نظر جنس، سن، وضعیت تاهل، تحصیلی و اقتصادی و فرهنگی شرایط مختلفی را داشته‏اند. با توجه به این شرایط نمونه‏گیری به شیوی نمونه‏گیری در دسترس انجام گرفته است.
3-2-2- روش گردآوری اطلاعات:
اطلاعات در مورد پیشینه پژوهش به صورت کتابخآن‏های و داده‏های پژوهش به صورت میدانی گردآوری شده‏اند.
3-3- گروه‏های مورد مطالعه
اقدام کنندگان به خودکشی
جامعه آماری این گروه زنان و مردانی بودند که از زمان آغاز نمونه‏گیری پژوهش در شیراز به وسیله قرص، دارو یا مواد سمی، مواد شوینده و خودسوزی اقدام به خودکشی کرده بودند، از آن‏جا که بیمارستآن‏های مختلفی افراد اقدام‏کننده به خودکشی را جهت اقدامات درمانی می‏پذیرند جهت نمونه‏گیری چهار بیمارستان حضرت علی اصغر(ع)، قطب الدین شیرازی، شهید فقیهی و نمازی در شهر شیراز انتخاب شدند، ولی با توجه به این‏که اصلی‏ترین مرکز در شیراز که بیشترین مراجعین را در زمینه اقدام به خودکشی پذیرا می‏باشد و بیمارستان مرجع اقدام به خودکشی شناخته شده است بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بوده، لذا در مدت انجام این پژوهش طبیعتاً بیشتر مراجعات به این بیمارستان بوده و در نتیجه بیشترین نمونه‏های مورد مطالعه از این بیمارستان می‏باشد.
با توجه به این‏که برخی از مراجعه‏کنندگان به این بیمارستان سرپایی و برخی بستری بودند و اجرای پرسشنامه برای افراد مراجعه کننده سرپایی امکان پذیر نبود، زیرا که نیاز به آموزش کافی و دقت در مطالعه و تکمیل پرسشنامه بود، لذا نمونه‏گیری از افراد بستری در بخش پس از آموزش کافی و مشاوره به صورت فردی و دراختیار‏گذاشتن پرسشنامه انجام گردید. دلیل دیگر برای در نظر نگرفتن مراجعین سرپایی در نمونه پژوهش، خفیف‏تر بودن اقدام به خودکشی در آنان و عواقب جسمی جزئی ناشی از آن بود که احتمال نمایشی بودن اقدام به خودکشی را بالا می برد.
محقق با حضور در بخش مسمومیت و ICU بیمارستان حضرت علی اصغر(ع)، بخش‏‏های سوختگی مردان و زنان و ICU بیمارستان قطب الدین شیرازی و بخش‏های مختلف داخلی بیمارستان نمازی و شهید فقیهی شیراز و با نظارت و راهنمایی روانشناس و روانپزشک مستقر در بیمارستان، بیماران را بر اساس ملاک‏های مشخص شده، شناسایی کرده و سپس در صورت موافقت شفاهی بیمار پس از مشاوره و راهنمایی و دارا بودن هوشیاری کافی برای پاسخ دادن به سوالات، مصاحبه انجام می‏گردید. در اغلب موارد محقق سوالات پرسشنامه را تک به تک برای بیمار می‏خواند به‏خصوص در مواردی که بیمار دارای سطح سواد کمی بود و بیمار پس از فکر کردن پاسخ مربوطه را بیان می‏کرد. و در صورتی که بیمار دارای سطح سواد بالایی بود و به تنهایی قادر به پاسخگویی به سوالات بود، با رضایت وی تکمیل پرسشنامه به عهده بیمار ‏گذاشته می‏شد و اگر بیمار در ضمن تکمیل پرسشنامه نیاز به راهنمایی داشت توسط محقق راهنمایی می‏شد. لازم به ذکر است که محقق گاه مجبور بوده است که ساعت‏های متمادی برای این منظور در بیمارستآن‏های فوق به سر برد.
افراد به هنجار
جامعه آماری و نمونه افراد به‏هنجار در پژوهش حاضر، گروه مردان و زنان ایرانی (1212 نفر) به عنوان جامعه ایرانی توسط حسین کاویانی دانشجویان مرد و زن در شهر شیراز (127 نفر) توسط حق‏شناس و هم‏چنین دانشجویان مرد و زن در شهر تهران (137) نفر توسط کاویانی هنجاریابی شده‏اند. به عبارت دیگر نتایج حاصل از مطالعه حاضر با نتایج یافته‏های کاویانی و حق شناس در مورد افراد بهجار مقایسه شده است.
ابزار‏گردآوری اطلاعات
در این مطالعه به منظور‏گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه ذیل استفاده گردید.
پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش TCI-125
پرشنامه دموگرافیک
3-4-1-پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش :
مدل زیستی-روانی و اجتماعی کلونینجر (TCI) از شخصیت، شامل ابعاد روانی–زیست شناختی سرشت‏ و ‏منش است. چهاربعد زیستی-ژنی سرشت عبارتنداز: نوجویی‏، اجتناب از آسیب، پاداش‏-وابستگی و پشتکار. این ابعاد تصور می‏شود که از نظر ژنتیکی مستقل از یک‏دیگر،به طورمتوسط ارثی و در طول زمان پایدار و باثبات باشند و پاسخ‏های هیجانی خودکار هستند. سه بعد منش که بر پایه تئوری‏های رشد اجتماعی، شناختی و شخصیت استوار هستند عبارتند ‏از: خودراهبری، همکاری، و خودفرآوری. این پرسشنامه مدل هفت بعدی کلونینجر را اندازگیری می‏کند و یک مجموعه آزمون است. این مدل هم برای تشخیص و هم پیش‏بینی اختلالات شخصیت مفید است. هریک از مقوله‏های اختلال‏شخصیت در ویرایش چهارم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی با یک نیمرخ واحد نمرات بر اساس پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش منطبق است. این مدل برای توصیف و پیش بینی سیر بالینی اختلالات روانپزشکی نیز موثر است.
به نظرمی‏رسد این مدل قادر به فراهم کردن تحلیل چند عاملی از شخصیت انسان باشد. ابعاد سرشت‏ و ‏منش در مدل کلونینجر تعامل بین عوامل رشدی و جنبه‏های زیستی شخصیت را ارائه می‏کند. این پرسشنامه قادر به پیش‏بینی جنبه‏های شناختی رفتار و همبسته‏های رفتاری تفاوت‏های فردی در ابعاد شخصیت برای اختلالات روانپزشکی می‏باشد.
هنجار سنجی تست سرشت و منش TCI-125 در ایران
جامعه آماری در نمونه مورد مطاله کاویانی 1212 نفر زن و مرد در‏ گروه‏های سنی مختلف شهر تهران بود که آزمون شخصیتی مزبور را پرکردند. مرحلۀ بعد در فاصلۀ زمانی یک تا دو ماه از مرحله اول انجام شد و 101 نفر از آزمودنی‏های آزمون شده در مرحلۀ اول به طور تصادفی انتخاب شدند و مجدداً به تکمیل آزمون‏ها پرداختند. این اقدام جهت دستیابی به ضریب پایانی صورت گرفت. هم‏چنین برای به دست آوردن ضریب روائی، 100 نفر از آزمودنی‏ها توسط دو روانشناس مورد مصاحبه بالینی قرار‏گرفتند. در این مصاحبه دو ارزیاب نسبت به نمرات آزمودنی‏ها در مقیاس‏های هفت‏گانه TCI بی اطلاع بودند و مبتنی بر یافته‏های مصاحبه، هریک از ویژگی‏های مورد سنجش پرسشنامه را در فرد نمره‏دهی (درجه بندی کمی براساس مقیاس 1-10) کردند.

 

مطلب مشابه :  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع سرمایه اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نمرات هنجاری مقیاس‏های نوجوییNS، اجتناب از آسیب A ، پاداش- وابستگی RD، پشتکارPre، خودراهبری SD، همکاری Co و خودفراروی ST به تفکیک سن و جنس در جداول جداگانه ارائه شده است. نتایج همبستگی بین نمرات مقیاس‏ها در مرحله آزمون و باز- آزمون نشان می‏دهد که مقیاس‏های هفت گانه TCI دارای پایایی قوی هستند، به این معنی که این مقیاس در شرایط مختلف نتایج یکسانی را به دست می‏دهند. به جهت هماهنگی (ثبات) درونی، عبارت هر مقیاس دارای همبستگی خوبی است. نتایج حاصل از عملیات آماری برای به دست آوردن چگونگی همبستگی بین نمرات مقیاس‏ها و ارزیابی های کمی‏دو ارزیاب در مرحله مصاحبه شخصیتی، نشان می‏دهد که به لحاظ تئوریک، این مقیاس‏ها خصلت ها و ویژگی‏های مورد نظر را می‏سنجند. نتایج مربوط به همبستگی بین مقیاس‏ها نشانگر آن است که همبستگی معنی‏دار بالاتر از 40/0 بین S ، Per، HA، RD وجود ندارد که نشان دهنده این است که این چهار بعد سرشتی از یک‏دیگر مستقل هستند. بین ابعاد منش و سرشت همبستگی های ضعیف تا متوسط‏(‏کمتر از 40/0‏) وجود دارد، به غیر از همبستگی خودراهبری و اجتناب از آسیب که بیش از 40/0 است. تنها همبستگی بالاتر از 40/0 بین ابعاد سه‏گانه منش مربوط به همکاری و خودراهبری است. ضمنا، سن با NS و HA همبستگی منفی و با Co و Per همبستگی مثبت دارد.
روایی و پایایی پرسشنامه سرشت‏ و ‏منش
این پرسشنامه در تهران و بر روی 1212 نفر از نظر سن و جنس در جامعه ایران هنجاریابی شده است (کاویانی،1387). در شیراز نیز توسط دکتر حسن حق شناس بر روی گروه جوانان (127نفر)
هنجاریابی شده و به عنوان مرجع برای مقایسه با آزمودنی‏های جوان می‏تواند به‏کار می‏رود (حق شناس، 1390) هم‏چنین پایایی و روایی آن بررسی شده است (دادفر و همکاران، 1389).
تحقیق انجام شده و جدول مربوطه
در پژوهش انجام شده توسط کاویانی در تهران هدف هنجارسنجی و اعتباریابی پرسشنامه TCI متناسب با جنسیت و گروه‏های سنی مختلف جمعیت بود. به طور مشخص این تحقیق به گونه‏ای طراحی شد تا اهداف زیر به دست آید.
دستیابی به ضریب روائی آزمون‏ها.
دستیابی به ضریب پایایی آزمون‏ها
دستیابی به جداول نمرات هنجاری هر‏گروه سنی.
ارائه نتایج همبستگی بین زیر مقیاس‏های TCI.
در این پژوهش جمعیت مورد مطالعه 1212 نفر مرد و زن از سنین مختلف (15-19؛ 20-29؛ 30-39؛ 40-49؛ 50 به بالا) از مناطق مختلف شهر تهران بود که به صورت تصادفی غیر سیستماتیک از میان ساکنین شهر تهران و مراجعه به ادارات و منازل، دعوت به شرکت در تحقیق شدند. حجم نمونه و روش محاسبه آن برای رسیدن به ضرایب همبستگی 60/0 و Power=%80 برای هر رده سنی و جنسی (10 رده) حدود 20 نفر نیاز بود.
آزمون برای این افراد که از مناطق مختلف شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ صورت پذیرفت. سپس برای دستیابی به ضریب پایانی، به باز- آزمون پرسشنامه‏ها بر روی 101 نفر از آزمودنی‏های (به طور تصادفی) اقدام شد. این مرحله بین یک تا دو ماه پس از مرحلۀ آزمون انجام شد. هم‏چنین برای دست یافتن به ضریب روائی، 100 نفر از آزمودنی‏ها مورد مصاحبه شخصیتی توسط دو روان‏شناس قرار‏گرفتند و ویژگی‏های شخصیتی آن‏ها بر اساس فهرست وارسی برآمده از نظریه شخصیتی کلو‏نینجر روی یک مقیاس (10-0 ) درجه بندی کمی‏ شد.
جدول روایی و پایایی
جدول شماره 3-1 : نشان دهنده فراوانی شرکت کنندگان زن و مرد در طبقات سنی مختلف است. در هر طبقه سنی- جنسی حداقل صد نفر جای گرفته است. بر طبق جدول 1 تعداد زنان شرکت کننده (592) با تعداد مردان شرکت کننده (620) در این تحقیق قابل مقایسه هستند.
جدول 3-1- توزیع سنی – جنسی شرکت کنندگان در مطالعه (1212=n)
طبقات سنی- جنسی
مرد (درصد)
زن (درصد)
کل (درصد)
19-15 سال
(17.7%)110
(19.80)117
(18.70)227
29-20 سال
(19.40)120
(21.50)127
(20.40)247
39-30 سال
(23.10)143
(24.80)147
(23.90)290
49-40 سال
(21.60)134
(16.90)100
(19.30)234
50 سال و بالاتر
(18.20)113
(17.10)101
(17.70)214
کل (درصد)
(51.20)620
(48.80)592
(100)1212
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
جدول شماره 3-2 : توزیع فراوانی آزموندنی ها در دسته‏های سی گانه تحصیلی و دسته‏های شغلی مختلف را نشان می‏دهد. به دلیل محدودیت نمونه‏گیری به لحاظ تحصیلی ( بالاتر از سوم راهنمایی) بعضی از دسته‏های شغلی مثل کارگر با فراوانی کم روبه رو است.
جدول 3-2- فراوانی و درصد آزمودنی‏ها در سطوح تحصیلی سه گانه و دسته‏های شغلی مختلف
سطح تحصیلات
فراوانی
درصد
زیر دیپلم

108
90/8
دیپلم
476
30/39
بالاتر از دیپلم
628
80/51
کل
1212
100
اشتغال
فراوانی
درصد
کارمند
560
2/46
پیشه ازاد
182
00/15
دکتر/مهندس/دانشجو
38
20/3
کارگر
2
2/0
دانش آموز/دانشجو
209
20/17
خانه دار
141
60/11
بازنشسته
17
40/1
بی کار
63
20/5
کل
1212
100
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
پایایی مقیاس‏ها: در جدول شماره 3-3 تحلیل آماری برای یافته‏های مربوط به آزمون – بازآزمون نشان دهنده ضرایب همبستگی Intra- class قوی برای تمام مقیاس‏های هفت‏گانه است.
جدول 3-3- ضرایب پایایی آزمون- بازآزمون (101=n) مقیاس‏های TCI
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
86/0
88/0
73/0
79/0
86/0
90/0
86/0
>P
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
همبستگی درونی: همبستگی درونی هرکدام از مقیاس‏ها با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ در جدول 3-4 نشان داده شده است. مقادیر جدول نشان گر همبستگی (ثبات) درونی خوبی برای تمامی مقیاس‏های شش‏گانه است.
جدول 3-4- همبستگی‏های درونی مقیاس‏های TCI (1212=n)
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
72/0
80/0
73/0
55/0
77/0
84/0
72/0
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
روایی مقیاس‏ها: برای به دست آوردن ضرایب روایی مقیاس‏های شش‏گانه EPQ-R از روش آماری همبستگی و ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل چگونگی ارتباط نمرات مقیاس‏ها و میانگین ارزیابی کمی ارزیاب‏ها استفاده شد. جدول 3-5 نشان می‏دهد که مقیاس‏های مورد نظر از روایی خوبی برخوردارند.
جدول 3-5- ضرایب روایی مقیاس‏های TCI (100=n)
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
ضریب آلفا
75/0
72/0
87/0
90/0
76/0
66/0
86/0
P
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
0001/0
منبع: مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 63، شماره2، صفحات 89 تا 98، (1384)
همبستگی مقیاس‏ها: جدول 3-6- نشان دهنده میزان همبستگی مقیاس‏های هفت‏گانه است.
جدول 3-6- ضرایب همبستگی درونی مقیاس‏های TCI
مقیاس‏ها
NS
HA
RD
Per
Co
SD
ST
HA
02/0
1
RD
05/0
11/0
1
Per
16/0-
11/0-
01/0
1
Co
34/0-
31/0-
24/0-
09/0-
1
SD
37/0-
52/0-
07/0-
01/0
48/0
1
ST
05/0
11/0-
12/0
27/0
19/0
02/0-
سن
21/0-
04/0-
01/0
06/0
14/0
13/0
04/0
*ضرایب بالاتر از 40/0 خط کشیده شده

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید