تحقیق رایگان با موضوع اختلالات روانی

دانلود پایان نامه

جزایی است، به گونه‌ای که به رغم داشتن اراده‌ی آزاد و معتبر و قوه‌ی تمییز، ارتکاب رفتار مجرمانه قابل تصور است. بحث اساسی در حوزه‌ی موانع مسوؤلیت کیفری، ایراد خلل به اراده است. به طور کلی اراده آزاد جوهره‌ی تقصیر جزایی است – مانند واکنشهای طبیعی، رفتار حادث در حالت خواب، بیهوشی و هیپنوتیزم – مرتکب در برابر عواقب ناشی از آن می‌تواند، مسوول نباشد.
بند دوم – ارکان مسؤولیت کیفری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مسؤولیت کیفری به عنوان نقطه محوری حقوق جزا، همانند هر قاعده حقوقی، بر مبانی وپایه هایی متکی است که مشروعیت خود را از آنها‌می گیرد. برای تحقق مسئولیت عوامل ابتدایی چندی لازم است که اجمالا عبارتند از:
اولا – وجود قاعده یا قانون : مسلم است در صورتی که قاعده یا قانونی وجود نداشته باشد که شخص آن را رعایت کند هر عملی مجاز به شمار‌می آید و مسئولیتی در میان نخواهد بود.
ثانیا- اطلاع و آگاهی به آن قاعده یا قانون: عقل سلیم حکم‌می کند که شخص از تکلیف و وظیفه ای که بر عهده دارد اطلاع و آگاهی داشته باشد. زیرا مطلقا نمی توان شخصی را که نسبت به وظیفه خود آگاهی ندارد مسئول شناخت.عدم اطلاع از وجود وظیفه ممکن است معلول قوای عقلانی و عاطفی و یا نقص تربیت اجتماعی باشد و یا عملا وجود وظیفه و محتوای آن به شخص موظف و مامور ابلاغ نشده باشد. با این حال در مسئولیت قانونی این امر رعایت نمی شود و جهل به قانون رافع مسئولیت نیست.
ثالثا – مشروعیت مقام واضع قاعده و تکلیف : مشروعیت مقام یا مقامات صلاحیت داری که حق وضع هرگونه قاعده یا تکلیفی را دارند مورد تایید شخص مسئول و موظف قرار گیرد “.
باید توجه داشت که وجود عوامل سه گانه فوق برای تحقق مسئولیت لازم است ولی کافی نیست. برای کفایت این امر باید عمل مجرمانه قابل انتساب به مرتکب آن باشد.
برای احراز قابلیت انتساب: اولا٬ شخص مرتکب باید در عمل ارتکابی آزاد و اراده داشته باشد.ثانیا٬ مختار باشد. ثالثا٬ بین نتیجه‌ی حاصله و عمل مرتکب رابطه‌ی علیت برقرار باشد.
مطابق نظر عده‌ای از علمای حقوق اهلیت جزایی و تقصیر ارکان مسؤولیت کیفری محسوب می‌شوند. اهلیت جزایی یک حالت خاص یا وضعیت معین در انسان است که اگر در آن حالت یا وضعیت شخص مرتکب جرمی شود، از قابلیت تحمل مجازات برخوردار خواهد شد. اهلیت جزایی، یک نهاد حقوقی مستقل و قائم به ذات است، که نه ارتباطی با رفتار مادی مجرم دارد و نه حتی ارتباطی با رابطه ذهنی و روانی فاعل یا رفتار مجرمانه. ممکن است فرد فاقد اهلیت جزایی باشد، اما به علت وجود رابطه‌ی ذهنی با رفتاری مجرمانه، جرم تحقق پیدا کند و به عکس. امکان دارد به رغم برخورداری فاعل از اهلیت جزایی، به سبب فقدان عناصر لازم رکن روانی، رابطه‌ی ذهنی با رفتار مجرمانه مفقود بوده و در نتیجه جرم تحقق پیدا نکند. با پذیرش این جدایی میتوان اهلیت جزایی و جرم را از حوزه مباحث مربوط به جرم و ارکان مادی و معنوی آن خارج نمود و آن را یکی از ارکان مسؤولیت کیفری دانست. اجبار شخص به تحمل تبعات کیفری رفتار او، زمانی عادلانه و منطقی است، که مجرم اهلیت تحمل این تبعات را داشته باشد. زیرا نمی‌توان پذیرفت شخصی که فاقد اهلیت تحمل تبعات جزایی است، در صورت ارتکاب جرم به تحمیل این نوع تبعات اجبار و الزام شود.
نهاد دیگری که از آن به عنوان رکن مسؤولیت کیفری نام برده شده، تقصیر جزایی است.تقصیر جزایی به معنی اعم عبارت است، از رابطه‌ی خاص روانی و ذهنی که بین فاعل و جرم برقرار می‌شود.این رابطه خاص که در حقوق فرانسه به رکن معنوی یا رکن روانی جرم شهرت دارد، علاوه بر قصد مجرمانه سایر اشکال ارتباطی روانی فاعل با جرم نظیر بی احتیاطی، بی مبالاتی و غفلت را نیز در بر میگیرد شرط لازم تقصیر جزایی این است، که فاعل با اراده به ارتکاب رفتار جزایی (رفتار ممنوع و دارای ضمانت کیفری) روی آورد.
تقصیر و رکن روانی دو واژه مترادفند. «رکن معنوی که از آن به تقصیر مجرم در ارتکاب جرم تعبیر می‌توان کرد؛ عبارتست از اینکه مجرم عمدا یا در نتیجه‌ی بی احتیاطی یا بی مبالاتی مرتکب عملی شود که طبق قانون ممنوع است یا از انجام عملی که قانون او را مکلف ساخته است، امتناع کند.»
با قرار دادن اهلیت جزایی در کنار تقصیر، علاوه بر اینکه فاعل می‌بایست، از توانایی تحمل مجازات برخوردار باشد، باید رابطه‌ی مثبت یا منفی هم با جرم برقرار نماید، تا بتوان او را پاسخگوی جرم ارتکابی و ملزم به تحمل تبعات جزایی ناشی از آن دانست.
فصل دوم :
ماهیت جنایت ارتکابی شخص خواب
مبحث اول – علل حرکت در خواب
هنگام خواب ریتم فعالیت مغز کاملا دگرگون می‌شود. دانشمندان در جریان پژوهش، بیشتر تمرکز خود را روی دو شبکه عصبی مغز قرار دادند که فعالیتشان به طور فشرده‌ای با هم گره خورده و بخش‌های مختلف مغز را با هم مرتبط می‌کند. این دو شبکه عصبی همچنین مسئول کنترل روند تمرکز درمغزهستند.
یکی از این شبکه‌ها به نام DMN روند تمرکز روی عکس‌العمل بدن به محرک‌های خارجی را هدایت می‌کند و دیگری ، ACN مسئول دریافت این محرک‌ها و پیام‌ها از محیط اطراف انسان است.این دو شبکه همکاری تنگاتنگی با هم دارند و میزان فعالیت‌شان به هم وابسته است، به این معنی که وقتی یک شبکه در حال فعالیت زیاد است، فعالیت دیگری کاهش می‌یابد و بر عکس. اندازه‌گیری فعالیت این دو شبکه هنگام خواب نشان داده که همکاری تناوبی بین آن دو در مراحل مختلف خواب کاملا تغییر می‌کند و به طور چشمگیری کاهش می‌یابد.
اما ارتباط بین این دو شبکه به طور کامل قطع نمی‌شود، به همین دلیل مغز هنگام خواب همچنان توانایی دریافت پیام‌های هشداردهنده را دارد. در حقیقت فعالیت مغز هنگام خواب متوقف نمی‌شود، بلکه تنها سبک فعالیتش تغییر می‌کند. به همین دلیل است که وقتی شخص روی یک پهلو می‌خوابد، به دلیل وارد آمدن فشار به یک قسمت از بدن، گردش خون در لایه‌های سطحی پوست مختل می‌گردد. در نتیجه، اکسیژن در این بافت‌ها مستهلک شده و میزان گاز کربنیک افزایش می‌یابد. بنابراین با پیام هشدار از قسمتهای فعال مذکور به طور طبیعی حرکت در خواب (غلتیدن) برای رفع این مسمومیت از بدن صورت می‌پذیرد.
در این زمینه خداوند در قرآن کریم آمده به داستان اصحاب کهف اشاره نموده و میفرماید: اصحاب کهف را زاین دنده به آن دنده و از راست به چپ می‌گرداند.«و (اگر به آنها نگاه می‌کردی) آنها را بیدار می‌پنداشتی، در حالی که در خواب فرو رفته بودند.و ما آنها را به سمت راست و چپ می‌گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند)….»
غیر از غلتیدن طبیعی در خواب که در تمامی انسانها به صورت کم و زیاد به وضوح قابل مشاهده است. از دیدگاه روانپزشکی حرکت در خواب از یک سلسله رفتارهای پیچیده تشکیل شده است، که غالباً در ثلث اول شب و ضمن خواب شروع می‌شود. در این حالت ممکن است فرد از بستر برخیزد، بنشیند و گاهی اعمال حرکتی تکراری مانند راه رفتن، لباس پوشیدن، دستشویی رفتن، حرف زدن، فریاد کشیدن و… را انجام دهد. این رفتار به ندرت به بیداری همراه با چند دقیقه کنفوزیون ختم می‌شود.در بیشتر موارد، شخص به رختخواب باز می‌گردد و صبح چیزی از آنچه شب برایش اتفاق افتاده است، به خاطر نمی‌آورد. این نوع حرکات از اختلالات روانی فرد نشأت گرفته، در طبقه‌بندی اختلالات روانی، تحت عنوان اختلالات خواب به صورت جداگانه و مستقل مورد بررسی قرار گرفته است.
گفتار اول – اختلالات خواب
یکی از نیازهای اساسی انسان، نیاز به خواب میباشد. به طوری که هرگونه اختلال در جریان ان علاوه بر ایجاد مشکلات روانی، توانایی فرد را نیز کاهش میدهد. خواب و اختلالات آن از دیر باز در رشته های پزشکی، روان پزشکی، فیزیولوژی و پرستاری مورد توجه بوده است. روانشناسان همواره در پی کشف علل، ماهیت و درمان این اختلالات بوده و روش‌های گوناگونی را برای غلبه بر آن طراحی کرده‌اند، خوابگردی، فلج خواب و اختلالات حرکت ریتمیک خواب انواع رایج اختلالاتی است، که در خواب ایجاد مشکل می‌نماید.
به طور کلی تعریف دقیق و جامعی از اختلالات خواب و جود ندارد، اما به تازگی در چهارمین ویرایش کتابچه‌ی تشخیصی و اماری اختلالات روانی، اختلالات خواب را به دو دسته‌ی کلی کژخوابی‌ها و بدخوابی‌ها تقسیم شده است.
بند اول – کژخوابی‌ها
اختلالات کمیت و زمانبندی خواب از جمله بیخوابی و پرخوابی را به نوعی کلی میتوان کژخوابی (دیس سومنیا) دانست، که در آن شخص قادر به در خواب ماندن یا به خواب رفتن نمی‌باشد و یا اینکه زیاده از حد معمول می‌خوابد. این اختلال با کیفیت، میزان و زمان‌بندی غیر طبیعی خواب تشخیص داده می‌شود. کژخوابی ها به دو گروه مکمل بیخوابی و پرخوابی تقسیم میشوند.
بی خوابی و کمبود خواب‌می تواند موجب اشکال در تمرکز، ضعف حافظه، مشکلاتی درآزمونهای نوروپسیکولوژیک، و کاهش میل جنسی شود و در صورت عدم درمان نیز ممکن است عواقب وخیمی بدنبال داشته باشند، از رایج ترین دلایل بیخوابی به طور اختصار میتوان از موارد زیر یاد کرد:

1)مصرف داروهای تجویزی خواب آور: عامل بسیاری از بیخوابی ها، را میتوان پزشکان دانست(یعنی پزشکان آنها را به وجود‌می آورند). شاید تناقض آمیز به نظر برسد ولی قرص های خواب (برای مثال بنزودیازپین های) تجویز شده توسط پزشکان خوش نیت، یکی از علل بیخوابی هستند. داروهای خواب آور ابتدا خواب را بیشتر‌می کنند ولی دیری نمی گذارد که بیماران قرص هارا بیشترو بیشتر مصرف ‌می کنند و نسبت به آنها تحمل پیدا‌می کنند. به این ترتیب برای ایجاد تأثیر اولیه باید مقدار بیشتری قرص بخورند، تا اینکه وقتی بیمار‌می خواهد قرص خوردن را کنار بگذارد، نشانه های ترک از جمله بیخوابی در او بروز‌می کند.
2)وقفۀ تنفسی در خواب: وقفه تنفسی در خواب، یکی دیگر از علل بیخوابی است. در وقفۀ تنفسی، جریان تنفس بیمار بارها در طول شب قطع‌می شود. هر بار بیمار بیدار‌می شود و شروع به تنفس‌می کند ودوباره‌می خوابد.وقفۀ تنفسی در خواب معمولاً باعث‌می شود شخص احساس کند بد خوابیده است وبنابراین تشخیص بیخوابی بر وی گذاشته شود. برخی از بیماران از اینکه چند بار در طول شب بیدار‌می شوند کاملاً بی خبر هستند ودر عوض در طول روز از خواب آلودگی شکایت‌می کنند؛در مورد این بیماران هم به اشتباه تشخیص پر خوابی‌می دهند.
وقفۀتنفسی در خواب دو نوع است: (1) وقفه های ناشی از انسداد مجاری تنفسی بر اثر گرفتگی های عضلانی. (2) وقفه های تنفسی ناشی از ناتوانی دستگاه عصبی مرکزی جهت تحریک و ایجاد تنفس.
(3)و(4)دو علت دیگر بیخوابی ـ یعنی میوکلونوس شبانه و پاهای بیقرار ـ هر دو با پاها ارتباط دارند. میوکلونوس شبانه، پیچ و تاب دادن گاهگاه بدن (معمولاً پاها)در طول خواب است. اکثر بیماران مبتلا به این اختلال از کم خوابی و خوب نخوابیدن و خواب آلودگی در طول روز شکایت دارند در حالی که مشکل اصلی آنها چیز دیگری است. در مقابل، کسانی که دچار مشکل پاهای بیقرارهستند دقیقاًمی دانند چه مشکلی دارند. آنها از تنش یا ناراحتی غیر قابل وصف پاها که نمی گذارند بخوابند‌می نالند. پزشکان برای میوکلونوس شبانه و پاهای بیقرار معمولاً بنزودیازپین تجویز‌می کنند چون خواب آور، ضد اضطراب، شل کنندۀ عضلات و ضد تشنج هستند؛ ولی بنزودیازپین ها به ندرت مؤثر هستند.
پرخوابی- در حالیکه بیخوابی شامل هر گونه اختلال در شروع کردن وادامه دادن خواب است. پر خوابی شامل هر گونه خواب آلودگی یا خواب مفرط اطلاق می‌گردد.
پرخوابی شامل زیادی زمان خواب، خواب الودگی مفرط روزانه و یا در برخی موارد هر دو میباشد. در پرخوابی، الگوی طبیعی خواب – بیداری مختل می‌شود و از مشخصات آن دشواری در بیدار شدن از خواب و میل به ماندن در رختخواب برای مدت‌های طولانی و یا برگشتن مکرر به رختخواب در طول روز برای چرت زدن است. به‌طور معمول این اختلال در واکنش به یک فقدان، تعارض یا تغییر جدید در زندگی فرد و یا برای فرار ناخودآگاه از مسؤولیت‌ها و موقعیت‌های نامطلوب رخ می‌دهد.این اختلال در 5 درصد بزرگسالان آن‌قدر شدید است که موجب اختلال عملکردشان می‌شود.
اختلال الگوی خواب شامل انحراف برنامه‌ی خواب از دوره‌های متعارف خواب شبانه است. این بیماران اغلب نمی‌توانند در زمان دلخواه به خواب روند و بنابراین قادر به بیدار ماندن در مواقع دلخواه نیستند. این درحالی است که مجموع ساعات خواب شبانه‌روزی آن‌ها خیلی بیشتر یا کمتر از زمان متعارف و مورد نیازشان است.
اصطلاح خواب آلودگی در مورد کسانی به کار می‌رود، که استعداد آشکاری دارند، تا به طور ناگهانی در حالت بیداری به خواب روند. این دسته از افراد اغلب دچار حملات خواب شده و نمی‌توانند بیدار بمانند. این الگوی خواب به طور ناگهانی در واکنش به یک فقدان، تعارض یا تغییر جدید و مشخص در زندگی فرد روی می‌دهد و بسیار کمتر از بی‌خوابی شیوع دارد.
علم روانشناسی در جهت تشخیص پر خوابی چهار نشانه را عنوان میکند:
اولاًکسانی که دچار حملۀ خواب‌می شوند، در طول روز شدیداًخواب آلود هستندوچند بار برای مدت کوتاهی (بین 10تا15 دقیقه)به خواب میروند.آنها هر روز معمولاًفقط یک ساعت بیش از حد متوسط‌می خوابند؛مشکل عمدۀ آنها نا بجا بودن دوره های خواب است.
دومین نشانۀ برجستۀ حملۀ خواب، خشک زدگی [کاتاپلکسی] است. در خشک زدگی معمولاًبر اثر تجارب هیجانی، کشیدگی عضلانی خود را مکرراً از دست‌می دهند. خشک زدگی خفیف باعث‌می شود بیمار چند ثانیه بنشیند تا مشکل رفع شود اما خشک زدگی شدید باعث‌می شود بیمار روی زمین بیفتد، گویی تیر خورده است و یک تا دو دقیقه دراین حالت بماند. مبتلایان به پر خوابی، علاوه بر این دو نشانه (یعنی حملۀ خواب در طول روز وخشک زدگی) دو نشانۀ دیگر دارند: فلج خواب٬ یعنی بی تحرک شدن (یا فلج شدن) موقع به خواب رفتن یا بیدارشدن. توهمات پیش خواب نیز که نوعی رؤیا دیدن در بیداری است. مردم گهگاه دچار فلج خواب و توهمات پیش خواب‌می شوند.

در میان انواع مختلف اختلالات مربوط به کژخوابی‌ها، حمله‌ی خواب (نارکولپسی)، اختلال حرکت دوره‌ای اندام، اختلال خواب مربوط به هیپنوتیزم، داروهای محرک و الکل از جمله اختلالاتی است که حرکت شخص خواب را به دنبال دارد.
بند دوم – بد خوابی‌ها
در میان اختلالات خواب شایعترین نوع کژخوابی همان بد خوابی است، در بدخوابی میزان و کمیت خواب مطرح نیست بلکه فرد از نظر کیفی خواب خوبی ندارد.
روانشناسان معتقدند فردی که دچار بدخوابی است دچار کابوس های شبانه می شود و با حالت ترس و وحشت از خواب می پرد و یا اینکه به هنگام خواب راه می رود، حرف می زند و حتی بر اثر ترس و وحشت های شبانه، بدون اینکه متوجه شود، با حالت فرار، از خواب بیدا می شود. بدخوابی‌ها شامل رفتارهای غیر طبیعی در حین خواب یا در گذار خواب و بیداری است. این اختلالات اغلب بازتاب ظهور فرایندهای طبیعی خواب در زمان‌های نامناسب هستند. بدخوابی پدیده‌ی غیر عادی یا نامطلوبی است، که به طور ناگهانی هنگام خواب یا در آستانه‌ی بین خواب و بیداری روی می‌دهد. بدخوابی معمولاً در مراحل 3 و 4 خواب روی می‌دهد و شخص آن را به خوبی به یاد ندارد. اختلالات بیداری، اختلالات گذار خواب – بیدار و بدخوابی‌ها در ارتباط با خواب حرکت سریع چشم، سه طبقه‌ی اصلی این عارضه محسوب می‌شوند. در این بین بیداری توام با کاهش سطح هوشیاری، وحشت های خواب، تکان‌های خواب، گرفتگی شبانه پاها، فلج خواب، اختلالات نعوظ هنگام خواب و نهایتاً خوابگردی اختلالاتی است، که سبب حرکت شخص در خواب شده و وقوع بزه در این حال محتمل است.
اختلال خوابگردی، به دلیل وضعیت خاص اختلال، که اغلب با ترک بستر و راه رفتن همراه است؛ از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد. بنابراین در مبحثی جداگانه به تفصیل راجع به آن صحبت خواهد شد.
گفتار دوم – خوابگردی (سومنامبولیسم)
خوابگردی که سومنامبولیسم نیز نامیده‌می شود. شامل یک رشته رفتارهای پیچیده ای است که در ثلث اول شب ودر خلال خواب REMعمیق (مراحل 3و4)شروع‌می شوند واغلب (ولی نه همیشه)به ترک بستر و راه رفتن‌می انجامد که بدون هشیاری کامل و خاطره بعدی از این دوره است. بیمار ضمن

Author: مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید